The Personal History of David Copperfield

The Personal History of David Copperfield

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Personal History of David Copperfield 2019 WEBRip x264-ION10
The Personal History of David Copperfield 2019 WEBRip XviD MP3-XVID
The Personal History of David Copperfield 2019 1080p WEBRip x264-RARBG
The Personal History of David Copperfield 2019 1080p WEBRip DD5 1 x264-CM
د لخوا تبصره Dark Passenger
►► زیرنویس اختصاصی فیلیمو

تګونه

webrip
web
x264
BRip
XviD
1080
په خپور شو: 2020-08-17
ډاونلوډونه: 39
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

«زیرنویس اختصاصی فیلیمو» "تاریخچه ی شخصی دیوید کاپرفیلد"

.ممنون

،خواه تبدیل به قهرمان داستان خودم بشم

،خواه این جایگاه از آن شخص دیگری شود

.این لحظه باید به نمایش گذاشته شود

.من در راکری متولد شدم

!پگتی

.دارم میام، دارم میام

.همونطور که قول داده بودم پگتی قول داده، می بینی؟

.دارم میام عشقم .فقط بهم سه ثانیه وقت بده

.سه ثانیه خیلی طولانی ـه

حوله ها کجاست؟

باشه، چرا این دستمه؟

.دارم وحشت می کنم، کاملا دارم وحشت می کنم .پگتی تو یه جادوگر احمقی

.همین الان، پگتی

.تا 45 ثانیه ی دیگه میام پیشت. 45 ثانیه

!پگتی

فقط نفس عمیق بکش، به نفس کشیدن .ادامه بده عشق من. دو نفس عمیق بکشی برگشتم

!پگتی

.فقط سعی کن وانمود کنی درد نداره - .درد داره -

.می دونم

...تا زندگی من شروع بشه

.در آغاز زندگی من

خانم دیوید کاپرفیلد خودتون هستید؟

خانم ترتوود، درباره اش شنیدید؟ - .بله -

.آره، فکر کنم این افتخار رو داشتم

...خب

.حالا داری می بینیش

میشه سوال کنم چرا راکری؟ "به معنی محل زاد و ولد کلاغ ها"

وقتی شوهرم خونه رو خرید دوست داشت .فکر کنه کلاغ هایی در پیرامون اینجا وجود دارن

و وجود دارند؟ - !نه -

.برادر مرحومم، با تمام وجودش

اسم یه خونه رو می ذاره راکری .به کلاغ ها اعتماد می کنه

.می تونست یه اسم بهتری مثل "گلیبل منور" رو روش بذاره

این خانم حرف زدن رو بس می کنه خانم؟ - .پگتی -

پگتی؟ پگتی؟ پگتی؟

منظورت اینه که یه انسان میره به کلیسا و روی بچه ی خودش اسم پگتی رو میذاره؟

وقتی غسل تعمید می شدی مادرت عطسه اش گرفته؟

ببخشید، اسم خودتون چی بود؟ - .ترتوود -

ترتوود. خنده داره چون که وقتی که وارد شدید ،فکر کردم اسمتون پات کتلِ سیاه ـه

.ولی بی خیال

!اوه داره میاد .دخترمون داره میاد

.یا می تونه...پسر باشه - .نه، نه، نه، قراره دختر باشه -

.قطعا یه دختره

و میشه خواهش کنم اسمش رو ،بذاری بتسی ترتوود کاپرفیلد

.و خودم هم میشم مادرخونده اش

و قرار نیست هیچ اشتباهی در زندگی .این بتسی ترتوود پیش بیاد

.محبت هاش هرگز بیهوده نخواهد ماند، عزیز بیچاره

.خدای من، تو خیلی جوونی

.به یه دکتر و پرستار نیاز داریم

.اومدیم - .سلام -

.زود باش عشقم - .درست و آروم -

.به حوله نیاز پیدا می کنیم - .من یه عالمه حوله دارم -

.درست و آروم برو .خیلی خوبه، خیلی خوبه

یادداشت کردم که در روز جمعه .در ساعت 12 شب به دنیا اومدم

همینه؟ - تموم شد؟ - !خبرهای معرکه! خبرهای محشر -

!دکتر، به خانم ترتوود خبرها رو بگید - حالش چطوره دکتر؟ -

اون به اندازه ای که یه مادر جوون می تونه .آسوده باشه، آرومه

نه، منظورم اینه که اون چطوره؟ اون دختر کوچولو چطوره؟

.پسره، خانم .واقعا بهتون تبریک میگم

چرا تبریک میگی؟ پسر اول به دنیا اومده و خواهرش در حالی که داریم صحبت می کنیم، داره به دنیا میاد؟

.نه، فقط یک پسره

.مضحکه

.ببینمت، دیوی کوچولو

.صورتش مثل هلوئه

.من خیلی هلو دوست دارم

.آره، همینطوره، آره همینطوره

.انگشتان زمخت پگتی که مثل یه رنده بود رو یادمه

داری می خندی؟

.تقریبا تمومه

.همه چیز به شدت به نظر من بلند می اومد

!حمله

!اینو داشته باش، خرگوش هیولای اهریمنی

،سنگ قبر پدرم رو می بینم

،که درخت ها روی آن سایه افکنده اند ،و توسط باد یکی یکی خم شده اند

.مثل غول هایی که اسراری را زمرمه می کنند

"تمساح ها در آفریقا، آمریکا و استرالیا یافت می شوند"

.چه گیاه جالبی - .گیاه نه، خزنده -

.نه، دارم بهت میگم، تمساح همون سیب زمینی ـه

.دارای فلس و تیغه هایی هستند

.خب، با گوشت خوک و اسفناج چه دنیایی بشه

...به آسونی می تونم آدم هایی با شخصیت قوی رو به یاد بیارم

وقتی کوچولو بودی پگتی چی بهت گفت؟ همونی که دوست داشتی؟

.دنیایی با گوشت خوک و اسفناج - .همین خوبه، اینو می نویسم -

همه ی حرفای اون رو یادت می مونه؟

.فراموش کردنش سخته

.درسته

.و خاطره ی اونا رو به زندگی ای که قراره دنبال کنم، ببافم

همه چی برای سفر بسته بندی شده، پگتی؟ - .بله، خانم -

.بیا

اگه می خوای برنده ی بازی دوز بشی .همیشه باید از وسط شروع کنی، دیوی

اون آقا اینجا هستن خانم ،با موهای مشکی و رفتار خاص

.همونی که روز یکشنبه از کلیسا تا خونه باهاتون اومد

.بله، ممنون پگتی

اینا شمعدانی معروف شما هستن؟ - .قطعا همینطوره -

.اوه

.بیا داخل - .اوه -

.هویج رو بذار زمین - .تو باید مرد خونه باشی -

.من یه پسربچه ام قربان

.پسر عزیز .زود باش، باهام دست بده

خب، نه، دست غلطی رو بالا آوردی، مگه نه پسرجان؟

.دیوی

خب، شاید روش تو بعدا مُد بشه، هوم؟

.پسر خیلی شجاعی هستی

.دیوی، سیب زمینی شیرین من

."بیا ببرمت به "یارموث

.برادرم ما رو تا اونجا می رسونه

خیره ی آسمون شدی، مگه نه دیوی؟

خیلی آسمون پهناوری ـه، مگه نه؟ .حتی واسه یه پرنده

اگه جهان واقعا همونقدر که کتاب ،جغرافیای من میگه گرده

چطور یه قسمتی از اون می تونه انقدر مسطح باشه؟

مورد پسند تو نیست، دیوی؟

.یه تپه ی کوچیک وجود داره، نگاه کن .مسطح نیست

.یه پرنده اونجا هست که مسطح نیست - .یه گل اونجا هست که مسطح نیست -

اینجا مسطحه، اونجا مسطحه و مسطحه، باشه؟

.خیله خب، شاید حق با تو باشه .یکمی مسطحه

.اوه، نزدیک به بندریم

.هَم و امیلی اونجا کار می کنند

.ساعت چهاره، کار من تموم شد

به این زودی چهار شد؟ .اینا برای انتقال آماده اند

!هی

.بفرمایید

یه ثانیه روم رو برگردوندم هَم و .تو مثل یه ساقه ی لوبیا جلوم سبز شدی

.اوه، یادم رفته بود چقدر محکم فشار میدی پگتی

.استخون هام رو له می کنی - .اون زن انسان ها رو پرس می کنه -

.ارباب دیوی، هَم .هَم، ارباب دیوی

.از دیدنت خوشحالم، هَم - .من...ارباب دیوی هستم -

منم همینطور، بیا بهت نشون بدم که کجا زندگی می کنیم، باشه؟

امیلی اینجاست؟ - ..نه، ساعت چهارـه، اون -

.روده درآوردنش تموم شده - .آره، روده درآوردنش تموم شده -

.دیوی، بپر بالا، زود باش

.حواست بهش باشه

.صبر کن تا اینو ببینی

.هممون اینجا زندگی می کنم، دیوی

.شگفت انگیره - .عمارت نیست -

.این یه قایق واژگون شده ی برعکسه

!کاخ علاءالدینه

ما مثل عنکبوت هایی می مونیم که .زیر یه فنجان چای گیر افتادیم

.اون پسر، دنبال خوش گذرونی ـه .همیشه هم پیداش می کنه

.پگتی

.اینجا معرکه ست

.دیوی، بیا اینو ببین

.و تو قراره اینجا بخوابی - دوستش داری دیوی؟ -

آره، نظرت چیه ارباب کاپرفیلد؟

فکر می کنم این مطلوب ترین تختخوابی ـه .که تا حالا تو عمرم دیدم

مطلوب؟

.عاشق حرف زدنتم، دیوی

.پگتی میگه مادرت یه مادام ـه - .امیلی، حواست به رفتارت باشه! این امیلی ـه -

.سلام - .سلام -

هَم و امیلی بچه های تو هستند؟

.نه، اونا رو به فرزندخوندگی قبول کردم .پدر هردوتاشون غرق شدن

!اوه، هَم .نون خور اضافه نیازی نیست

.بذار بمیرم و خلاص شم

.ایشون خانم گامج هستن .شوهر اون هم غرق شده

.اینجا خیلی ها غرق شدن

.چطوره؟ نمی تونی از یه ماهی دودی خوب شکایت کنی

.فقط ببینش

.سیب زمینی ها سوختن، مثل زغال

.شروع شد

.ممکنه این سیب زمینی آخرم باشه

می تونم برم سمت ساحل عمو؟ - خب، روده درآوردنت تموم شده؟ -

.آره، پاک کردن روده ها رو انجام دادم. ساعت 4 تمومش کردم - .ساعت 6 هم پاک کردن ماهی داریم -

ماهی ها فاسد میشن، می دونی؟ - .از سپیده دم داشتم ماهی پاک می کردم، هَم -

.باید تا زمانی که تموم بشن، پاکشون کنی - .خب نمی خواد نگرانش باشی -

.برو و دیوی رو هم با خودت ببر

.زود باش

.حواستون باشه غرق نشید

روده چیه؟

.اگه دستایی مثل من نمی خوای، نیازی نیست بدونی

.زود باش

مادرت واقعا یه مادام ـه؟

.آره، فکر کنم

خودش به نامه نگاری ـش رسیدگی می کنه و در اتاق نقاشی به تلفن هاش جواب میده؟

.نمی دونم

یه شخص محترمی با دست های بزرگ .دعوت شده تا از شمعدونی هامون تعریف کنه

.باید مادام شدن رو دوست داشته باشم

.اون مرد دوتا ابرو داره

به جای چشم میگم ابرو چون که تو صورت .اون بیش تر به چشم می اومدن

.آره

.ببین! اینو ببین دیوی

.می تونه همه جای یارموث رو ببینی

!امیلی، بیا پایین .اگه لیز بخوری و بیفتی، 20 تیکه میشی

!سلام، هَم - .من نمی ترسم -

سلام، دیوی. روز خوبی داشتی؟ - .آره -

،مامان عزیزم

یارموث با توجه به همه ی شرایط .عالی ترین جای دنیاست

امیلی بهم یاد داد چطوری سنگ ها رو ،بر سطح آب پرتاب کنم

.و واقعا متاسفم که نمی تونی ببینیش

.اون و هَم تبدیل به بهترین دوستان قابل تصورم شدن

چیه؟ چیه؟

.بهشون گفتم بین خودمون چه تصمیمی گرفتیم

نامزد کردنمون؟ - .آره، نامزد کردنمون -

."می تونی بگی "نامزد کردیم - .ما نامزد کردیم -

واسمون خوشحال، عمو؟ - .خوشحال؟ بهت میگم تا چه اندازه خوشحالم -

.مثل سگی که بهش دوتا استخون دادن، خوشحالم

،و مثل صاحب زمینی که کشف کرده

سوراخی که برای استخون هاش حفر کرده .پر از ساعت های طلاست

!و پر از پول - .و پول -

.آره، اینقدر خوشحالم

!همه باید ازدواج کنن - !آره -

More Farsi Persian subtitles for The Personal History of David Copperfield

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left