Fortunes of Captain Blood

Fortunes of Captain Blood

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Fortunes of Captain Blood 1950
د لخوا تبصره [email protected]
توسط محسن تاج الدینی تایم 1:30:24

تګونه

bluray
په خپور شو: 2025-10-22
ډاونلوډونه: 17
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ثروت کاپیتان بلاد - 1950

کارگردان : گوردون داگلاس

قرن هفدهم، هند غربی، مقر دزدان دریایی که کشتی‌های اسپانیایی را غارت می‌کردند

جسورترین آنها پیتر بلاد کاپیتان کشتی اونجر و خدمه‌ی بی‌قانونش بود

سمت چپ یه کشتی بزرگ با رنگهای پرچم اسپانیا دیده میشه

بوتسواین

اسلحه ها رو پر کرده و بادبانها رو بکشید

گردش به چپ

توپ ها آماده

یه شلیک به دماغه کشتی

توپ اول ، آتش

شلیک دوباره

ماهیت واقعی خودمون رو بهش نشون بده ، آقای مانرین

جولی راجر رو بالا بکشید

دربار اسپانیا، جایی که نیمی از جهان توسط یک پادشاه متکبر ، چارلز دوم ، اداره می‌شد

ما کی قراره از شر این کاپیتان بلاد

این دزد دریایی که کشتی ها و غنایم مارو غارت میکنه ، خلاص می شیم؟

تو، دوست من ، مارکی دو رکونت هستی

چرا این حرامزاده ها رو حلق آویز نکردی؟

سرورم ، دار زدن یک دزد دریائی راه حل مشکلات ما نیست

تا زمانی که این جنایتکاران در جزایر هند غربی توسط انگلیسی‌ها محافظت میشن

انگلیسی ها ، بازم انگلیسی ها

مواظب باش احمق

اینکه حاکم اسپانیا از پزشک معالجش خون دماغ شده کافی نیست

حالا این دزدان دریایی باید پادشاهی ما رو هم به خاک و خون بکشند

مارکی ، شما حاکم لارکا هستید

مهمترین ملک در قسمت غربی رشته کوه آند

یک کشتی مجهز به چهل توپ در اختیار شما قرار خواهد گرفت

به همین دلیل ما مسئولیت کاپیتان بلاد رو به شما واگذار میکنیم

من هر کاری که در توانم باشه رو انجام خوام داد

اما البته اعلیحضرت اطلاع دارند

که این شخص یک جنایتکار معمولی نیست

اون مردی تحصیل کرده و باهوش و همچنین یه پزشک خوبه

پزشک؟ مگه انگلیسی ها مریض نمیشن؟

کار به جائی رسیده که دکترها برای پول درآوردن میرن دزد دریائی میشن؟

اون ایرلندیه ، نه انگلیسی

من سوابق این مرد رو اینجا جمع کردم لطفاً مطالعه بفرمائید

خودت بخون

پیتر بلاد ، متولد 1658 ایرلند

مدرک پزشکی ، دانشگاه دوبلین ، 1680

اون هنگام نجات جان یه شورشی زخمی توسط انگلیسی‌ها دستگیر شد

در طول شورش مانموت

شورش؟ ادامه بده

حکم اولیه ، اعدام

اما بعد بعنوان برده به باربادوس تبعید شد

در آنجا او و گروهی از بردگان

یک فرار شگفت انگیز انجام دادن

کافیه ، کنت

خب ، ما پنجاه هزار سکه طلا جایزه

برای سر این دزد دریایی تعیین میکنیم که حتی برای یه انگلیسی هم وسوسه‌انگیز خواهد بود

در غیر این صورت این جایزه برای سرت خودت استفاده خواد شد

مگر اینکه این مرد رو گیر بیاری

ثروت و موقعیت شما مصادره خواهد شد

اما سرورم کاپیتان آلوارادو

شما کنت روتا کوههای آند همراهی میکنی

و اونجا موضع نظامی می‌گیری

منظورم مشاور نظامی است

شما به عنوان نماینده ما عمل خواهی کرد

شما مسئولیت مستقیم اجرای دستورات ما هستی

هیچ خبری نیست ، پیتر

نه ، انگار یه ساحل متروکه تام کی میرسه؟

بیشتر ازیک ساعت تا سپیده دم نمانده باید سریع اقدام کنیم

ایمان داشته باش

اگه مارکی رو پیدا کنیم بهای سنگینی خواهیم داشت

وقتی در روز روشن جزیره‌اش رو تر ک کنه

هنوز حس می‌کنی علامت میده ؟ آره

پاچکو رو حرفش هست ما هم نمیتونیم بریم

باید آذوقه و مهمات تهیه کنیم فقط مقدار کمی مونده

ما هرچی نیاز داریم در طرطوس پیدا میکنیم اونجا خیلی دوره

من همچنین ذوق کشتن اسپانیایی‌ها با گلوله‌های توپشون دارم

پیتر ، اونجارو نگاه کن

اینجا بمون اسکاتی

پاچکو کجاست؟

کاپیتان بلاد

چه اتفاقی افتاد؟

یه تله بود

خبر داشتن

هیچ‌کس اونجا نیست همه افراد اسیر شدن

اگه بخوان بجنگن ما طعم واقعی رو بهشون نشون میدیم

اما فعلاً توپ و باروت کافی نداریم

مهم نیست، مردان ما اونجا هستند

اما ما در تیررس توپهای کشتی مارکی هستیم

این خودکشیه هم برای ما و هم برای مردان در ساحل

حق با توئه ، تام

بریم طرطوس دنبال آذوقه بگردیم

اسکاتی رو بکش پایین

تعظیم عرض کردم

پس برده‌های جدید من آدم‌های کاپیتان بلاد هستن؟

مدتهاست آرزوی دیارشون رو دارم

کجا داره میره؟

کاپیتان عازم کجاست؟

شاید بعد از گشت و گذار در صیدگاه‌های مروارید زبونتون باز بشه

ببریدشون

عالیجناب

مگه برای بردگانی به این مهمی قیمت خوبی تعیین نکردم؟

آقای فرفکس ، طمع شما در فروش چند برده

باعث شد فرصت دستگیری کاپیتان بلاد رو از دست بدم

اما نمیدونستم مسئله انتقام در میانه وگرنه بهت هشدار می‌دادم

فعلاً اون بیست لیگ از ما جلوتره سوار بر یک کشتی تندرو

گرفتنش غیرممکنه فرصت های دیگری به دست میاری

نه اینجوری

بندر طرطوس

پلاتز

هوکانبی

چرا به ساحل نمیریم؟

من اینجا می مونم

الان هیچ راهی برای کمک به اونا وجود نداره

چرا مدام به اونا فکر می کنی؟ پس چیکار کنم؟

سعی کن فراموششون کنی

افراد خودمو فراموش کنم؟

برده‌های اسپانیا توی سیاهچال مارکی دارن می‌پوسن؟

یادته قبل از اینکه از بردگی فرار کنیم چه شکلی بودیم؟

بوی لانه‌های کثیف و پوسیده ، فاضلاب‌ها

زنجیرهایی که گوشت روی استخوانت رو میخوردن

شلاق چرمی ، اتوی داغ بله ، یادمه

پس از من نخواه که فراموش کنم

کاپیتان بلاد

اگر مشکلی با پدر یه زن دیگه دارید

این بار من نیستم

اما مارکی

چی داری میگی؟ یه کشتی فرانسوی از لا هاچا رسید

دستیارش به من گفت که بهشون حمله کرده

اون به کشتی مارکی برخورد و تقریباً نابودش کرده

در سانتا پائولا؟ آره

تا زمانی که تعمیر نشه قادر به حرکت نیست

شنیدی تام؟

میتونیم به سمت جزیره حرکت کنیم مارکی ما رو تعقیب نمیکنه

اما اون هنوز یک قلعه و پنجاه توپ در ساحل داره

هیچ توپی در خندق پشت جزیره وجود نداره

همه موافقن؟ بله

ولی پیتر، نمیتونی با لشکرکشی به طرف مارکی انتقام بگیری

همه مون رو دستگیر میکنن حق با توئه

ما هیچ شانسی نداریم لنگرو بردارید

این بزرگترین حماقتیه که تا حالا کردم

درسته بادبان‌ها رو باز کنید

ما در نهایت دوباره برده خواهیم شد شاید همه مون رو دار بزنه

مسیر رو به سمت لاهاچا تنظیم کن

هنوز هم میگم خیلی خطرناکه

این تونل به آستانه‌ دروازه‌های مارکی منتهی میشه

کمترین جایی که میشه دنبالمون گشت کجاست؟

اگه کسی ما رو بشناسه چی؟ اگه پاتیچو شما رو ببینه چی؟

اون قبلاً به ما خیانت کرده

اون دیگه خیانت نمیکنه من اینو تا وقتی اینجا هستم حل و فصل میکنم

برای ورود به شهر چه راهی پیشنهاد می‌کنی؟

تو که نمی‌تونی همین‌طوری بری داخل و خودتو به مارکی معرفی کنی

اینو بسپار به شانس خانم

اون بیش از یکبار از من تشکر کرده شاید این بار هم همین کارو بکنه

من بهش ایمان زیادی دارم آره ، بهش نیاز داری

آقایان میوه تازه

دوست دارید قبل از رفتن به لاهاچا مقداری میوه انتخاب کنید؟

نه

صبر کن

گفتی کجا میری؟ لا هاچا ، از اونجا میرم

خودشه کی؟

قاصد ما از طرف لیدی لاک

یه مقدار میوه از من میخری؟ همشو میخرم

ممنون قربان

پاتیچکو، باز کن

میگول ، عشق من، همه جا دنبالت گشتم

بیا منو خوب ببوس تو کی هستی؟

خانم، برای شناختن همدیگه دیر شده

چرا لباس اونو پوشیدی با میوه ها چیکار کردی؟

میگول مریضه مریض؟

بله ، ازم خواست ای اونو بگیرم من دوستش هستم

دوستش هستی؟

اسمت چیه ؟ پدرو مورالس

خیلی عجیبه اون در مورد شما چیزی به من نگفته

از تو هم به من چیزی به من نگفت

اما این عجیب نیست

منظورت چیه؟ مشکلی پیش اومده؟

نه هیچی

حالا فهمیدم چرا درباره تو چیزی به من نگفت

من ابیتا هستم

ابیتا ماریا روزا دوس

از اسمت زیباتری

میگول میدونست که من در مقابل زیبائی ضعیف هستم

برای همین تو رو از من مخفی نگه داشت

شما آقای محترمی هستی

اما میگل عاشق منه عاشق تو ؟

فقط به خاطر اینکه من دوست نفرت‌انگیزش هستم و اون مجبوره

مجبور؟ آره

چون به من اعتماد داره اجازه میده بیام شهر پیش تو

اما منم انسانم و تو باید کمکم کنی مقاومت کنم

نگران نباش ، من بهت کمک میکنم

اما یادت باشه منم آدمم

ابیتا چیه؟

دنبال یکی از دوستان قدیمی‌ می‌گشتم اما مغازه‌اش خلوت بود

شاید اونو بشناسی

من همه مردهای اینجا رو میشناسم اسم دوستت چیه؟

فرناندو پاچکو

بله یادمه ، یه مرد لاغر اندام

اما دیروز جزیره رو ترک کرد

دیروز؟ نه ، اشتباه می کنی

مطمئنم اون اینجاست شنیدم به پورتابلو رفت

کی بهت گفته؟

کارملیوی سرگردان

اما چرا باید نگران دوستان قدیمی باشی؟

در حالی که اینجا راحت میشه دوست جدید پیدا کرد

اینا کی هستن؟

یه مشت برده

Fortunes of Captain Blood subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left