لومړۍ 200 کرښې.
.ببخشید
...خب
.حواستُ بیشتر جمع کن
زیرنویس و ترجمه از =QueenHamurabi=
یوجونگ پارک هه جین
هونگ سول اوه یون سو
پــنـــیـر در تـــلـــه
امیدوارم از تماشای این فیلم لذت ببرین =QueenHamurabi=
!سول
.یه داغشُ سفارش دادم
.نیازی نبود
.ممنون
برای امروزتا همینجا .کافیه میتونیم بریم خونه
.داده ها رو خیلی خوب دسته بندی کردی
.به نظر نمیاد که خیلی زمان بر باشه
...لبخندش...آهنگ صداش
...همین طور مهربونیش
اون کیه؟
.کسی که هرجا باشه مرکزه توجهِ
.ممنون که منُ تا خونه رسوندین
.فردا میبینمت
با اینکه باهام خوش رفتاره .ولی هنوزم باهاش راحت نیستم
سونبه یه شخصیتیه دیگه ای .هم داره که هیچکس ندیده
.من مطمئنم
.جنبه ی خوبشُ ببین
یوجونگ" سونبه هواتُ داره بده مگه؟"
.آره خب ولی خجالت میکشم
.یاد اتفاق ترم قبل که میوفتم
.شاید این دفعه میخواد بهت نزدیک تر بشه
نکنه بهت حسی داره؟
.دیوونه اینا
مگه "هونگ "چشه؟
خوشگل که هست،تحصیلاتم .که داره مهربون هم که هست
مگه نمیدونی؟
میگن "یوجونگ" سونبه فقط .با آدمای معروف قرار میذاره
اگه به "هونگ" هم شانس بِدن .هیچی از یه آدم معروف کم نداره
.دیگه خیلی داری گُندش میکنی
!سلام بچه ها
!سلام - .سلام -
.سلام -
.بعد کلاس بیا ببینمت
چی؟
بعد کلاس...چرا؟
.برای تکالیفت
کارایی که دیروز انجام .دادیمُ باید پرینت بگیریم
.آره درسته
.فعلاً
.من دیگه خیلی حساس شدم
...اما تازگیا رفتار "یوجونگ" سونبه
.نسبت به سال قبلش خیلی عوض شده
.سونبه داره مشکوک میزنه
.این رفتاراش خیلی مشکوکه
قسمت اول سونبه ی مشکوک
آغاز سال تحصیلی یک سال پیش
هونگ" برای خوابگاه درخواست نمیدی؟"
!سلام نونا
"سلام "اون تِک
.برنامم فقط تا ترم دیگه ست
چندرغازی که از کار نیمه وقت .گیرم اومد خرج خونوادم شد
.آخه از خونتون تا دانشگاه 4 ساعت راهه
.خوبه بابا خوبه
!بخوریم
!هونگ" هوبه"
برگشتی دانشگاه؟
بله شما چطوری سونبه؟
هوبه "هونگ" برگشته .خیالم دیگه راحت تره
.بخور.بخور
چرا اینقد صداش نَکره ست؟
.داشتم کر میشدم
.جونگ بیا بیا اینجا
.ببخشید دیر کردم
.بیخیال.بیخیال
.هونگ" هوبه این "یوجونگ" ـه"
اولین باره که همیدیگه رو میبینین نه؟
.یه سال ازت بالاتره
.سلام سونبه - .خوبه -
سونبه در مورد کار تحقیقاتی چیزی شنیدی؟
.تو باید بهم بگی
چیه؟
.آمارشُ در میارم
.باشه
...سونبه - .سونبه تبریک میگم برگشتی دانشگاه -
.ممنون
.زمانش مهم نیست
.سونبه بیا یه لیوان با هم بخوریم
.دارم با سونبه "سانگ چول" حرف میزنم
.سونبه فقط یه لیوانه
.فقط یه لیوان - .نمیخواد -
.بذار لیوانتُ پر کنم
خوبی؟
.ببخشید
چی کار میکنی؟
سونبه داره حرف میزنه .تو چی میگی این وسط
.من خوبم
.برو خودتُ تمیز کن
.ببخشید خیلی متاسفم
جونگ" خوبی؟"
.آره مشکلی نیست - .باشه -
...ای بابا پیرهنت
پیرهنت گرونه نه؟
...کنارش یه دستمال بود
.تا دستا ی خودشُ پاک کنه
واقعاً حالش خوبه؟
.به نظر من که نیست
.نباید زیاد میخوردم
.خوردم
.همه چیُ باید به تو گزارش بدم
یا باید به بابا همه چیُ بگم؟
با دوست دخترش داره حرف میزنه؟
.زود برمیگردم
دعوا کردن؟
.همه ی بچه ها اینجان
منُ میگه؟
.من هم عصبیم
.مثل تو
.این که نو ئه
."میدمش به "بورا
!ای وای
...این
تو چرا اینقد ناراحتی؟
.تو هم دیگه خیلی حساسی
هروقت ناراحتی حتماً باید دلیل داشته باشی؟
پس تو همینجوری محض اِرا ناراحتی؟
!من که راحتم
...اون روز
!ولش کن
نمیدونم ولی .این "یوجونگ" سونبه منُ مقید میکنه
.عین احمقا میشم
"جونگ"
بلایی سر این "هونگ" هوبه آوردی؟
.هونگ" هوبه میگه ناراحتش می کنی"
عجیبه
تو چرا باید با "جونگ" راحت نباشی؟
.ببخشید
...خب
.باید بیشتر حواستُ جمع کنی
...آدمی که خیلی
.خوبه
خب بیا فردا داده هاییُ .که جمع کردیمُ هم اضافه کنیم
.بله شما خیلی کارتون خوبه
.با اجازه
!سول
بله؟
!بیا با هم غذا بخوریم
غ...غ..غذا؟
.نوش جونتون
کم نیست؟
میخواستم یه غذای .درستُ حسابی مهمونت کنم
!همین هم خوبه
.کوچیکُ شکم پرکن
من ناراحتت می کنم؟
...نه. ناراحت که نه
...الان اینجوریه آخه خیلی نمیشناسمت
.دیگه خیلی خیلی دارم مُعذب میشم
...آخه من تا حالا گیمباپ نخوردم
.خیلی خوشمزه بود
دفعه ی دیگه غذای .بهتری مهمونت میکنم
د..دفعه ی دیگه؟
هرگونه استفاده ی مادی .از این زیرنویس ممنوع می باشد
زیرنویس و ترجمه از =QueenHamurabi=
.فردا می بینمت
وقتی که دارین بازش .میکنین خیلی زور نزنین
.اینجوری آروم بگیرینش
.اون طرفُ هم به همین صورت،آروم
.خب به همین آسونی
بازم داری میری؟
کی دوباره بر میگردی؟
.هروقت دلم برات تنگ بشه برمیگردم
!گریه نکن عوضی
.واسه پسرا کسره شئنه
کدوم گوری میری؟
.سئول
.عزت زیاد
قسمت دوم مهمان ناخوانده
...بله آخرین مرحله، استفاده از سِرُمه
...یه همچین سرمی
...اینُ برای بیننده ها باز میکنم
...رنگ این سرم سیاهه
...و مثل مروارید براقه
استفاده از این سرم پوستُ ...روشن تر و زیباتر میکنه
.به این صورت میزنین
!این سرایداره هم خُله ها
.بهت گفتم بذاریش فقط بذاریش دم در
.مشتاق دیدار آبجی خانم
.این خونه عجب چیزیه
.صندلی ماساژ هم داره
.آخه اینجا خونه ی یه دختره
.مردم چه جاها که زندگی نمی کنن
دیوونه اگه اینا رو همین جوری .اینجا ول کنی داغون میشن
...هربار که میام فراموشت کنم
.جلوی در خونم سبز میشی
!خیلی بده
.هر از گاهی باید بیام یه سر بهت بزنم
حسابداری محاسباتی؟
.آره رییس خواسته امتحان بدم
.گفته یه کاری تو شرکتش بهم میده
کار؟
خنده داره نه؟
الان که دارم میخندم یکی از .کارت های اعتباریم مسدود شده
نکته ش اینه که اینقد .نباید عین انگل آویزون باشی
No comments yet. Be the first to leave one.