Honey Bunch

Honey Bunch

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Honey Bunch (2025) 720p WEBRip x264 AAC
د لخوا تبصره shine021
زیرنویس فارسی فیلم سینمایی دسته‎ی عسل

تګونه

webdl
په خپور شو: 2026-02-15
ډاونلوډونه: 43
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 181 کرښې.

زيرنويس از مهدي shine021

دستـــه‌ی عســل

زيرنويس از مهدي shine021

دوستت دارم.

-سلام. -چقدر بیهوش بودم؟

تقریبا رسیدیم.

سرت چطوره؟

سرم؟

گفتی میگرن داری.

آه، نه، خوبم... خوب شده.

فقط...

اوه، حس میکنم خیلی منگم.

خب، اونا گفتن این حالت طبیعیه.

-واقعا؟ -آره.

داریم میریم خونه مامانت؟

یادت نیست؟

نه.

یادت میاد تو بیمارستان به هوش اومدی؟

آره.

داریم میریم اون مرکز تخصصی که دکترت پیشنهاد داد.

آها، آره، آره.

یه لحظه فکر کردم اونجا مختو از دست دادی،

عزیزم.

هی، خیلی بدی، عزیزم.

یه دونه دیگه از اونا، لطفا.

هی. دلتو به دریا بزن.

تو از این بدترشم گذروندی.

فکر کردی باید 'ادیسه' باشم یا چی؟

معذرت میخوام.

خیلی خوشحالم که راحت ما رو پیدا کردین.

بیشتر مردم پیچ رو رد میکنن.

ما کاملاً پنهونیم.

چطوری راهت رو تو این جا پیدا میکنی؟

اوه، الان مثل یه لابیرنته، ولی تو این چهار روز،

حس خونه رو بهت میده.

خب، من امتیاز 'جی سی اس' تو رو اینجا دارم.

آسیب مغزی تو متوسط طبقه بندی میشه، که امیدوار کننده است.

میبینم که بعد از به هوش اومدن از کما، دچار فراموشی پراکنده شدی،

و یه آسیب فیزیکی تو لگن چپت داری.

حس میکنم یه پیرزن کوچولوام.

انقدر نگران نباش.

تکنیک های دکتر 'ترفین' فوق العاده است.

من اینجا تغییرات واقعی دیدم.

تو جای خوبی هستی.

اگه جواب نده چی؟

جواب میده عزیزم.

-اگه جواب نده چی؟ -جواب میده.

اوه، حتما جواب میده. اگه به این برنامه اعتقاد داشته باشی،

بهتر میشی.

این قول 'ترفین' هست.

بفرمایید.

هی، یه ایده دارم.

چرا اینو یواشکی نبریم بالا

و یه کم نقش بازی مریضا رو بازی نکنیم؟

حواست به جایزه باشه، منحرف.

یعنی نه؟

آره، یعنی نه.

عزیزم؟

خرگوش کوچولو.

حالت خوبه؟

اینجا درد داری؟

-اوم. -باشه.

حالا، باید این کارو هر روز صبح انجام بدی.

چشم قربان.

این کیه؟

آه. این 'جوان' خودمونه.

همسر دکتر 'ترفین'.

اوه، باید اونارو با هم میدیدی.

جونشون به هم بسته بود و دیوونه وار عاشق هم بودن.

اوه، وقتی فوت کرد خیلی ناراحت شدیم.

چی شد؟

آه، یه تراژدی وحشتناک بود.

آم...

میدونی، تو اولین نفری هستی که درباره اون میپرسه.

کار دکتر 'ترفین' کاملاً وقف 'جوان' بود.

عشقشون توی استخونای اینجاست.

خب، تموم شد.

ما با هم کار می کنیم تا تو بهتر شی، باشه؟

حالا منو نگاه کن.

تو قرار بهتر شی.

تکرار کن.

من قرار بهتر شم.

دکتر 'ترفین' داره

این روش درمانی تحریک حسی رو بیشتر از یه دهه است که توسعه میده.

این به طور خاص طراحی شده

برای کمک به زوال عقل و از دست دادن حافظه،

و نتایجش فوق العاده بوده.

این فقط شیشه شکریه، عزیزم.

نقطه عطف ما اینه که کاری کنیم روز آسیب رو به خاطر بیاری.

آماده ای؟

عشقی که من به تو دارم (آواز)

چی؟

این نورپردازی منو ترسناک نشون میده؟

تو مثل فرشته ها شدی.

اوه، خوبه. - (آواز) بار منو سبک می کنه (آواز)

عشقی که من به تو دارم (آواز)

چنگال سالاد...

بزرگ میشه و یه چنگال غذا میشه.

این واضحه.

یه چاقوی غذا برای گوشت و ماهی.

یه چاقوی کره به ظرف نمی خوره.

حالا قاشق رو بذار...

بالای ماه.

'دلوین' چند سال پیش یه ضربه مغزی رو تجربه کرد.

گفتن دیگه نمی تونه حرف بزنه،

حتی نمی فهمه من کیم.

اما 'ترفین' نجاتش داد.

ازدواجمون رو نجات داد، نجات داد...

خب، خیلی چیزا رو نجات داد، در واقع.

منظورم اینه که کل این مکان بر اساس عشق اونها ساخته شده.

می دونی، دکتر و 'جوآن'.

اوه، باید می دیدی چقدر با هم جور بودن.

اونا مثل نیمه های گمشده بودن.

آخی. واقعاً می تونی حضورشو توی این مکان حس کنی.

این نقاشی ها هدیه سالگرد ازدواج بودن.

هر سال یکی می گرفت.

آره، اون به معنای واقعی کلمه توی هر اتاقه،

و ما رو سر به راه نگه می داره.

به هر حال، من دارم زیاد حرف می زنم.

می تونی بگردی... (آواز)

آدمایی که کلمه 'جفت‌های روحی' رو میگن

باید جوخه اعدام اعدامشون کنه.

پس فکر نمی کنی ما نیمه های گمشده باشیم؟

فکر می کنم این ایده یه کم ساده انگارانه است.

پس، تو احساس نکردی... نمی دونم...

یعنی یه جور ارتباط خاص، همون دفعه اول که همدیگه رو دیدیم؟

-من بهت جذب شده بودم. -اوه، عجب!

اون به من جذب شده بود. این خیلی مهمه.

و بعدش عاشقت شدم.

کاملا عاشقت شدم.

ولی خب، اینجوری نبود که...

خب، من یادمه.

یادمه داشتم از کنار کلاست تو محوطه رد میشدم،

که سرمو بلند کردم و دیدم یه مرد خنده دار

داره از پنجره داد میزنه،

'اگه یکی از شما دانشجوها جوابو نده،

قسم میخورم میپرم پایین!'

بعد چشم تو چشم شدیم، و من فکر کردم،

'اوهوم. این همون آدم منه.'

ولی، منظورم اینه، فکر کنم تو فقط فکر کردی،

'اوه، چه تیکه جذابی.'

-یادته؟ -آره.

خب، تو داری اشتباه به یاد میاری،

چون تو جوری به من نگاه میکردی انگار

دیوونه ام.

نه، من-من خیلی دیر متوجه شدم.

خب، دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه، عزیزم.

من اینجام.

منو باز کن. یه مزه کن.

پر از پروتئینه این تو.

چربی های خوب هم داره.

جفت روحی.

همه چی اولش آسونه، مگه نه؟

همه چی یه جورایی تقدیره.

ولی بهت میگم.

وقتی همه جوره کسی رو دیدی

و بازم برمیگردی پیشش،

این یعنی عشق، عزیزم.

ما اینجاییم.

خب، الان همه وعده های غذاییت طوری طراحی شدن

که به سم زدایی بدنت کمک کنن.

لذت ببر.

من فقط میرم دستشویی پسرا.

چنگال سالاد بزرگ میشه و میشه چنگال غذاخوری.

این یعنی تقدیر.

چنگالتو بذار.

بعد قاشقتو بذار

بالای ماه.

چاقوی غذاخوری برای گوشت و ماهی.

بعضی وقتا به کلمات نیاز دارم.

حتی اگه هفته ای یه بارم گفته باشم.

چنگال سالاد بزرگ میشه و تبدیل میشه به

چنگال غذاخوری.

این خیلی واضحه.

فکر میکردم وقت بیشتری داشته باشه.

اوه، وقت بیشتری داره.

باید امشب باشه.

میدونم.

متاسفانه، هیچ کاری از دستمون بر نمیاد.

دیگه آخر خطه.

سلام عزیزم.

More Farsi Persian subtitles for Honey Bunch

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left