لومړۍ 200 کرښې.
خیلی خب پسر ممنونم
ممنون که اینکارو میکنی
خوش میگذره
ممنون
تو این چادره چهارده اینج با من فاصله داشت
میخواست با دوست دخترش سکس کنه
که یه سقف باز شد
و بارون ریخت داخل
کون لخت از جاش پرید و دوئید سمت ماشینش
یه برزنت برداشت ، انداخت روش و برگشت سر کارش
میدونی چی بهم گفت ؟
باید یه بارونی با خودت می آوردی
بهترین دوستی بود که داشتم
به سلامتی دنی . . . بهترین تفنگداری که میشناختم
از جمله مهمانی که الان حضور داره
خفه شو
خب کی برمیگردی ؟ برنمیگردم
همین هفته پیش رسما استعفا دادم
من همیشه اقرار کردم تو آدم مشتاق به زندگی هستی
خب تصمیمش با من نبود
شلپ یه مدال زدن بهت
و تصمیم گرفتی که جای سرباز سرمشق خوبی میشی ؟
اوه ریدم مدال
آدمایی که از دست دادیم رو که برنمیگردونه
مهم نیست چقدر میخوای اونارو برق بندازی
خسته شدم دیگه
وقتش بود
خب گمونم ویو خوشحاله که شما قراره یه مدتی رو
بالاخره با هم سپری کنید
! هوراا
حساب شده
چرا ؟
نمیتونم بزارم بعد از تمام کارایی که کردید مشروبتون رو بخرید
بعد از تمام کارایی که کردم ؟
من فقط وظیفمو انجام میدادم
همونطور که تو داری اینجا وظیفتو انجام میدی
هی بی خیال پسر من فقط میخوام یخورده احترام بزارم
احترام بزار و پولتم بگیر
باشه
حالم از اون مرد بهم میخوره
چی ، نوشیدنی مجانی ؟ من تمام روز اونارو مینوشم
قدردانی اشتباهی ه . . . پشت پرچم قایم بشی
مزخرفِ
. . . من فقط
میخوام برگردم به یه زندگی طبیعی
. . . فقط میخوام
زندگیمو برگردونم
ویو با این مسائل چطور کنار میاد ؟
خودشو تطبیق میده
تازگیا خیلی ذهنم مشغول بود اما اون خوبه
پس قراره برگرید رو کار ؟
منظورت چیه ؟
میدونی روی یه کوپ کوچولو کار کنید ؟
اصلا به تو ربط نداره اما آره آره
خیلی ؟
آره خیلی خیلی
پلیس اظهار کرد که ساعات اولیه بیست و دم مارس
جنازه دو مالک امروز یافت شده است
این دختره باید سینه هاشو نشونم بده
درسته
همسایه های صدای خیلی بلندی رو شنیدن
مظنونین هنوز در حال فرار هستن
بهشون توجه نکن کوپ بی خیال کوپ
باید یه گزارشی ام از تخمای من بده
هی بچه ها
من آدم خیلی آروم و خوبی هستم برای همین
بهتون یه شانس میدم تا حرفتونو پس بگیرید
- چی داره چی زر میزنی ؟
منظورم اینه که یا میتونی حرفاتو بخوری
یا میتونی این بار رو بخوری
اون زن منه
اوه امکان نداره دیگه زنت باشه پسر
! دوست دختر جکِ
شاید اگه با این یارو باشه یه شانسی داشته باشم
بیا کوپ
برام مهم نیست قهرمان جنگی هستی یا نه
اینجا بار منه برو بیرون
فقط برو بزن به چاک یالا
گمونم اون مدال ها یه ارزشی داره
اینبار روشونو میکنن اونور
آخرین کاری که میخوان انجام بدن سئوال پرسیدن
در مورد بازداشت یه تفنگدار پر مدال
برای د فاع از شرف همسرشه
شاید بهتر باشه در مورد
این مشکلی که داری ازش رنج میبری با یکی حرف بزنی
اگه به خاطر خودت اینکارو نمیکنی حداقل برای ویویان اینکارو بکن
بریم
من یه قایق تفریحی خریدم
قایق تفریحی خریدی ؟
بیا جمع کنیم بریم جزایر ویرجین
تعطیلات آخر هفته رو بگذرونیم
چرا تو و ویویان همراه من نمیاید ؟
جزایر ویرجین ؟
آره چرا که نه ؟ منظورم اینه که چند روزی میریم تو آب های آزاد
هوای تازه نمکی تنفس میکنیم
نه نه نه نه نه نه نه
-- گنده بک آره ویو عاشق آب
آره درسته ! آره
پس یه قهرمان باش یه بارم شده براش قهرمان باش
منظورم اینه که اگه بخوای همیشه برای خدا و کشور قهرمان باشی
تا وقتی همسرت رضایت نداشته باشه بدرد نمیخوره
بهش فکر میکنم
ریدم به فکر کردنت
وسایلت رو جمع کن بیا بریم
بهمون خوش میگذره قول میدم
بهش فکر میکنم
من به ویو زنگ میزنم
برو زنگ بزن سر کاره
جوابتو که نمیده
بعد از کار بهش زنگ میزنم بریم - من خستم
من اومدم خونه
! هی من اینجام
گشنته ؟
آره
آره گشنمه
هی
ببین
اون چیه ؟
خیلی خوشتیپِ
اوه ممنون تو اینو گذاشتی اینجا ؟
البته
چی شده ؟
خوبم
کوپ ؟
داستانش طولانی ه متاسفم
خب مرغ داریم
وسایل اسپاگتی هم داریم . . . یا
بستنی پسته ای بدش به من
من شاممو خراب نمیکنم
جان زنگ زد
جدی ؟
در مورد پیشنهادی که داشت باهام صحبت کرد
کدوم پیشنهاد ؟ بی خیال
در مورد اون قایق تفریحی گفت و اینکه بریم به جزیره
به نظرم فکر خوبی ه میتونیم یه استراحتی هم بکنیم
میتونم چند روزی مرخصی بگیرم
من تازه رسیدم خونه این خودش استراحتِ دیگه
به نظرم برامون خوبه
لطفا بهش فکر کن
گمونم یه کوسه بیاد منو بخوره
کلی پول بیمه گیرمون میاد
وقتی اینطوری همه چی رو به شوخی میگیری خیلی بدم میاد
من نگرانتم
داروهاتو نمیخوری به جلسات وی ای ( سازمان سربازان پیشین ) نمیری
این همه بهت میگم باید بری پیش یه دکتر
و جوابت منفی ه
چطوری درستش کنم ؟
ها ؟
متاسفم
نه بس کن
من فقط میخوام شوهرم برگرده
بیداری ؟
باشه میتونیم بریم
ها ؟ بریم ؟
آره با قایق تفریحی جان میتونیم بریم
مم خوبه
میبینیش ؟ چی ؟
من نمیبینمش
میخوای اینطوری رفتار کنی ؟
ببین اگه فقط میخوای ساکت بشینم
و کل سفر ادای بدبختارو دربیاری
بریم خونه من مشکلی ندارم
فقط اگه در مورد جنگ ازم بپرسه
از قایق میپرم پایین اینکارو نمیکنه
بهش گفتم حد نگه داره
مطمئنی ؟ انگار به
مرگ و نابودی وسواس داره
اون یه جراح استخوان پزشکی که سرمایه امانی داره
و سوار یه ماشین هیبریدی میشه
فقط یه مقدار به ماجراجویی نیاز داره
خب پس یه تفنگ برمیداشت و به ارتش ملحق میشد
اینم واسه خودش فکری ه
جان لوینگستون ، ابر سرباز
بی خیال اون دوست صمیمی برادرتِ
برای کمک به ما اینکارو میکنه
احتمالا خودشم به اندازه ما به این نیاز داره
بیا
بیا
خودشه
یخورده براش زوده نه ؟
کی اهمیت میده ما تو سفریم
آره
خیلی درب و داغون نیست نه ؟
بزرگ تر از چیزی ه که فکر میکردم قراره باشه
لازارای 75 فوتی ه آه
اجازه داری بری اونور آب ؟ چطور میتونم رد کنم
ببین بدش به اون بیا من میگیرمت
بزار بگیرمت ، گرفتمت خیلی خب خیلی خب
دارمت
واقعا از دیدنت خوشحالم منم همینطور ممنون جان
راحت باشید آب جو اونجا هست
هی پسر هی
نمیدونم به خاطر قایقِ یا هوای دریا
اما بیشتر برای من شبیه یه ملوان شدی تا یه تفنگدار
جدی ؟
تو هم بیشتر شبیه پرستارا شدی تا یه دکتر
آماده هفته ای هستی که قراره زندگیت رو عوض کنه ؟
از این مزخرفات تحویل من نده آره آمادم
خب امشب قراره خیلی خوش بگذره
بلدی چطوری راش ببری ؟
No comments yet. Be the first to leave one.