لومړۍ 200 کرښې.
"آبي گرمترين رنگ است"
کارگردان: عبدالطيف کشيش
من هميشه از موضوع پرت ميشوم؟ .اينطور فکر ميکنم
.غيرممکن است که اين طور نشود
.ايدهها منو به چنگ ميآرن
.من يک زن هستم .و داستانم را ميگويم
.به کلمات من فکر کنيد
،ببينيد چهطور از امتيازي که اين موضوع به من ميدهد .سوءاستفاده ميکنم
.دوباره از "من يک زن هستم" شروع کن
.اما اول براي خودت
.من يک زنم" يه حقيقته"
متوجه شدي، سعيده؟ - .بله -
.از اونجا شروع کن .داستان خودتو بگو
.اين يه حقيقته
.من يک زن هستم .و داستانم را ميگويم
،در ميان مردان جواني که جذبشان شدم
.يک نفر بود که خودم متوجهش شدم
.نگاهم مخصوصا به او افتاد
،لذتي را که به دست آوردم
.درک نکردم
،با بقيه لاس ميزدم .نه با او
،ميخواستم نگاهش کنم .نه اينکه او را راضي کنم
.ممنون، سعيده مائليس؟
به نظر ميآيد اولين عشق .با اين خلوص شروع ميشود
،در عوض .اون منو متفاوت از بقيهي مردها منگاه ميکرد
،با احتياطتر
.در عين حال با فکرتر
.چيز جديتري بين من و او بود
.بقيه از دلرباييهاي من استقبال ميکردند
بارها احساس کردم ،او نسبت به دلرباييهاي من بيتفاوت نيست
،اما به طور درهموبرهمي
،نه ميتوانستم بگويم چه فکري دربارهي او ميکنم
.نه دربارهي خودم
.ما کليسا رو ترک کرديم .يادم ميآيد آرام راه ميرفتيم
.سرعتم را کم کردم
،افسوس مکاني که داشتم ترک ميکردم .را خوردم
،قلبم چيزي را کم داشت
.اما نميدانست آن چيز، چيست
.ميگويم نميدانست ،شايد ميدانست
،چون وقتي آنجا را ترک کردم ،بارها به عقب برگشتم
،تا مرد جواني را که پشت سر گذاشتم، ببينم
.بدون آنکه بدانم اينکار را بهخاطر او مي کنم
.مرسي، سمير - "اينکه ميگه "قلبم چيزي را کم داشت
يعني چي؟
،وقتي شما نگاه ردوبدل ميکنيد
وقتي داريد از مسيري ميگذريد ،و بياختيار نگاهتون به هم تلاقي ميکنه
،"مثل "عشق در اولين نگاه
چيزي کمتر يا بيشتر در قلب شما وجود داره؟
پشيموني؟ - ...الي -
پشيموني؟
.پشيموني از اينکه با اون شخص صحبت نکردم
براي تو پشيمونيه؟ - .بله -
.پس پشيموني چيزيه که تو قلب تو کمه
.پشيموني از پر نکردن خلا توي قلبت
.ممنونم، الي
،بيايد روي اين متن بمونيم
.و با "شاهزادهي کلوِه" مقايسهش کنيم
.مخصوصا اون قسمتي که با دوکِ نموق ملاقات ميکنه
به علاوه، ازتون مي خوام در مورد نقش
سرنوشت در رويارويي اونا، فکر کنيد، باشه؟
.که مثلا با عشق در اولين نگاه اتفاق ميافته
.راستش، من اگه بتونم سکس داشته باشم، اينکارو مي کنم
.اما سه ماه صبر نميکنم
.نهايت ديگه چهار روز صبر ميکنم
کي حال داره سه ماه صبر کنه تا سکس داشته باشه؟
.اون يه کم سست به نظر ميآد
فقط يه کم؟ - .اون يک ساعت نشست اونجا -
.يه لحظه صبر کن
.توماس همينجور به تو نگاه ميکنه
پشتمه؟ - .آره -
.نگاه کن .اون نميتونه ببينه
.همينطور بهت زل زده - .آره، و اولين بارشم نيست -
.کاملا تو کَفِته
اصلا متوجه نشدي؟ - .بيخيال -
.ولم کن .ديدم که اينکارو ميکنه
.هر دفعه پنج نفرمون هستيم
.داره زيرزيرکي نگاه ميکنه .ميتوني نگاه کني
.حرفتو باور نميکنم
.مطمئنم ميتوني - ميتونم چي کار کنم؟ -
خودت چي فکر ميکني؟ ورقبازي؟
.معلومه ديگه .هر دوتون تو کف هميد
.اون باحاله. اين کاملا ممکنه
،جدي ميگم .اون عاشقته
فکر ميکني تو هم ازش خوشت مياد؟
.حتما، فيزيکي
.آره، اون باحاله - ."بيشتر از فقط يه "آره -
.باحاله، ولي "برد پيت" نيست که
.خيلي نزديکه
.راستش، هست
.انتخاباي ما تو مدرسه افتضاحن
آره، و بعدش؟
خب اون زنگ زد و .من بهش گفتم همه چي تموم
.رفت
،قسم ميخورم .ميتوني به دستش بياري
.انقدر برنگرد عقب، اميلي
.اون خيلي بياحساسه
.من تو کف دوستشم .اونم بد نيست
هيوگو؟ - .اون خيلي بانمکه -
.ديگه وينسنت اخ شد .حالا نوبت هيوگوئه
.وينسنت با خواهرشه
.اون خيلي جذابه
ميتونم بازم بخورم؟
.ممنون
.خيلي خوشمزهست
يه کم بيشتر ميخواي؟
.ممنون
.ممنون
.ممنون
چه خبر؟ ميتونم اينجا بشينم؟ - .آره، اگه دوست داري -
.اين هوا افتضاحه
.ديوونهکنندهست
چه کتابيه؟
.زندگي ماريان، نوشتهي ماريوو
.بايد ازش يه ارائه بديم
جالبه؟ - .حيرتانگيزه -
سال سومي؟ - آره، و تو؟ -
.سال آخرِ علوم
دوستش داري؟ - ...اينطوري نيست که دوستش داشته باشم -
.فقط رياضيم خوبه
و بعد دبيرستان ميخواي چي کار کني؟
.دوست دارم تو زمينهي موسيقي کار کنم
،يه شرکت ضبط موسيقي راه بندازم
،هنرمندا رو کشف کنم .و يه شرکت توليدي راه بندازم
...اون وقت خودتم
نوازندهاي، يا فقط ميخواي توليدکننده باشي؟ - .نوازنده هم هستم -
چي ميزني؟ - ...پرکاشن -
...گيتار، پيانو
...حرفهاي نيستم، اما
کجا ياد گرفتي؟ - .خودم. از رو فيلم -
.با گوش دادن
تو چيزي ميزني؟ - .نه -
.دوست دارم، اما بايد با سُلفِژ شروع کنم .و سلفژ کار من نيست
.افتضاحه
.مامانم منو مجبور ميکرد برم .من ازش متنفر بودم
باعث شد براي ده سال .فکر کنم موسيقي رو دوست ندارم
چه نوع موسيقياي گوش ميدي؟
.همهچي
...رِگِي، چيپسي، کلاسيک، داب استپ
همهچي. تنها چيزي که واقعا نميتونم .تحمل کنم، هاردراکه
.آدماي موبلندي که جيغ ميکشن
.نه کلامي، نه ملودياي، نميتونم درکش کنم
.آزاردهندهست. اما بقيهي چيزا رو گوش ميدم
.گندش بزنن
چرا؟ - ...چون -
.من بيشتر از همه از هاردراک خوشم مياد
.جدي ميگم. شوخي نميکنم
.کلا از چيزاي هارد خوشم مياد .هاردراک، هاردمتال
.تو گفتي همهش جيغ ميکشن
.ممکنه از سليقهي من خوشت نياد
نه، فقط با آدماي موبلندي که
.جيغ ميکشن مربوطش ميکنم
.پس قبول شدم
.شايد سليقهت متفاوته
.معذرت ميخوام
.داشتم شوخي ميکردم - هاردراک نميزني؟ -
.داشتم آبروداري ميکردم
.نتونستم .به وراجي کردن ادامه دادم
واقعا فکر ميکني همهشون موهاي بلند دارن؟
.تقريبا
،من هاردراک نميزنم .ولي اين درست نيست
اما تو که هارد راک نميزني؟
.يه بار بعدا برات سبکمو ميزنم
.آره، باحاله. دوست دارم بشنوم
.در اين صورت، دوباره بايد همديگه رو ببينيم
.معذرت ميخوام
خوبي؟ - خوبم، تو چي؟ -
.ببخشيد دير شد، نگهم داشتن - .اشکالي نداره -
.قطار دير اومد
خيلي منتظر موندي؟
خب حالا چي کار کنيم؟
ميخواي چيزي بخوريم؟ ...وافلي، کرپي
.ميتونيم بيرون بشينيم
.من ژيرو رو ترجيح ميدم
.اين هفته حسابي ازم بيگاري کشيدي
چطور؟
."زندگي ماريان"
خونديش؟ - .سعي کردم. شروع کردم -
و؟
.خيلي سخته .کُند پيش ميره
منظورت اينه که خوشت نيومد؟
...کتاباي حجيمي مثل اين
.باعث ميشن احساس احمق بودن بکنم
،من بعضي کتاباي کمحجمو بعد از دو صفحه خوندن .ميذارم کنار
اما کي ميتونه اينو دوست نداشته باشه؟
.من اينو نگفتم
...فقط اينکه
،اون کلمات، اون جملههاي طولاني
...اون سبک قديمي
.توصيفاي زيادي وجود داره
،اون احساسات رو کشف مي کنه
.اما از منظر يه زن
کي ميدونه؟ .شايد تو کاري کني ازش خوشم بياد
.سعي ميکنم همهشو بخونم
تا حالا کتابي خوندي که خوشت بياد؟
کتابي خوندي که دوست داشته باشي؟
.اصلا تا حالا کتاب نخوندم
هيچوقت کتابي رو تموم کردي که دوست داشته باشي؟
هيچوقت؟
.يه کتاب بود که درگيرم کرده بود
.اما تنهايي نخوندمش
No comments yet. Be the first to leave one.