لومړۍ 200 کرښې.
ایول! امروز تو راه دفتر کارم کلی انرژی دارم
منظورم از دفتر کار، انبار عمومی «استودبیکر»ـه
توی لانگ بیچ
امروز فقط کار و کاسبیه
نه سرمایهگذار دارم
نه دنبال شریک تجاریام
باید حواسم به سود خالص و حاشیه سودم باشه
و البته، بازگشت سرمایهام
بازگشت سرمایه، ایول
بلند شو و بزن به چاک، عزیز. وقت کاره
هشت تا کاپوچینو زدیم و آمادهی حملهایم
گوینده: وقتی انبارهای اجارهای متروکه میشن
خوب به این یکی نگاه کن
اوهوو! چه خوبه
گوینده: گنجینههای توش
اوه
گوینده: به حراج گذاشته میشن
فکر کنم برنده شدم. همونجوری که میخواستی فروختمش
ایول! تو سودم
اینبو ببین. پوله پسر، پول
پ-و-ل
حاضری؟
امروز دارم میرم سمت لانگ بیچ
خیلی براش هیجان دارم
پسرم کمرون، مدرسهی سینما رو تموم کرده
و داره یه فیلم کوتاه میسازه
و دنبال آکسسوار و وسایل صحنهست
پس امروز دنبال این چیزام
پشت یکی از دوربینها هم خودش نشسته
پس امروز پا جای پای من میذاره، به معنای واقعی کلمه
آره، مستقیم به سمت ساحل، عزیزم
فقط چند قدم با شنهای ساحل فاصله داریم
همین الان بوی شورِ دریا رو حس میکنم
آفتاب میخوره به تنم
مایوی جدیدمو میپوشم
و کلی کرم ضدآفتاب میپاشم بهت
نمیخوایم تو ساحل چشم کسی رو کور کنیم
ای جان
اصلاً نگران نباش
برات یه چتر کوچولو میگیرم
یه نوشیدنی خنک ساحلی و صفا سیتی
سلام
هی، اون یه جور نوشیدنیه
نه، دیگه نیست
برای من که مثل یه قول بود
رانندگی تو لانگ بیچ با اینهمه نخل
باعث میشه فکر کنم هنوز هاواییام
خب، حداقل آفتاب رو با خودمون آوردیم
یه چیزی که حتماً با خودمون آوردیم، شن و ماسهست
اوه. آره، هنوز حسش میکنم
توی تمام کفشام شن رفته
لای همه جام پر شده
راستش باید این لباسا رو بکنم
هنوز تو اون حس و حالم
حس و حال ساحل؟ من که تو فازِ قیمت دادن نیستم
تو فازِ استراحتم. خب، مشکل همینه دیگه
مستقیم از هواپیما اومدی اینجا
اگه میرفتیم خونه، میتونستیم مثلاً
لباسهای کارِ همیشگیمون رو بپوشیم
اون وقت بیشتر حس کار کردن داشتیم
هاوایی خوب بود، ولی پول درآوردن بهتره
امروز دارم میرم لانگ بیچ برای یه حراجی
از این شعبهی انبار خوشم میآد
چون بعضی وقتا توش ماشین پیدا میشه
و قبلاً چند تا ماشین خیلی ردیف از اینجا گرفتم
توی گذشته
رفقای فابم هم همراهم هستن. این بهترین قسمتشه
باید رفقا باهات باشن
وایولت، سلام کن
سلام. سلام عزیزم
پسرمو میبینی؟
پسرت کجاست؟ آره، کمرون
با همون دوربین اونجا؟ آره، دوربین دستشه
اوه خدای من. مدرسهی فیلمسازیش رو تموم کرد
چی؟ آره
این پسرته؟ آره پسرمه
وای خدای من! میدونم
خیلی جوونتر از اونی به نظر میرسی که همچین پسر بزرگی داشته باشی
میدونم. اون سبیلِ ناجورشو دیدی؟
وای خدای من
آه
برگشتیم کالیفرنیای جنوبی، بابا
اوه، پاهام درد میکنه
اوه
واسه یه روز خیلی نشستیم. موافقم
انگار دوباره دارم اون بالا پرواز میکنم
توی کشتی «کوئین مری» چی کار میکردن؟
یا مثلاً تایتانیک، اونجوری بود که
اون تایتانیک بود. چی کار میکردن؟
همونجا که از پشت بغلش کرده بود
دقیقاً همینطوری
بچهها، بچهها، ببخشید دیر کردم
تمام صبح تو جلسه بودم
وای خدای من. واو
واو. از این اپلهای شونهت خوشم میآد
تیپو نگاه. مرسی
معلومه فکرت همهش پیِ کار و بیزنسه
بخر، بفروش، معامله کن، عزیزم
امروز داشتی معامله میکردی؟ بهت میآد
بیا بریم معامله کنیم. آره
بریم معامله. تیپِ کاری هم که زده
بریم معامله کنیم. از دیدنت خوشحالم
هردو: خوشحالم میبینمت. چه دست دادنی
عالی شدی. چطوری؟
تو چطوری؟ من خوبم
اوه خوبه. خوبه، خوبه، خوبه
باید یه ناهار بخوریم
آره، حتماً. حتماً
آره، بیایم در مورد کار حرف بزنیم
ناهار کاری با لیزا؟
پس منتظر گرانولا و موی سگ باش
اون «فروتی پبلز»ها دارن چی کار میکنن؟
نمیدونم
یه لحظه وایسا. اون بچهمه
اون بچهی توئه؟
آره، پشت دوربینه. وای خدای من. واو
میدونم. دیگه بزرگ شده
انگار اسکورسیزیِ لامصب اومده اینجا
میدونم. همینطوره
درسش تموم شده. یه بند داره کار میکنه
الان داره یه فیلم کوتاه میسازه
مدیر برنامه داره؟
باید براش چند تا جلسه ردیف کنیم
تا چند دقیقهی دیگه شروع میکنیم
حاضری؟ من حاضرم
حاضری؟ آمادهی حمله
آره. عالیه
بسیار خب خانومها و آقایان، الانه که بترکونیم
و بریم تو دلش
و از همین درها وارد میشیم
و چهار پنج تا واحد داریم
و اون وسیلهی نقلیه رو
و حدود ۱۰ دقیقهی دیگه راه میافتیم یا
حدود ۲۰ دقیقه، ۳۰ دقیقهی دیگه شروع میکنیم
شایدم ۴۵ دقیقهی دیگه
به حراجی خوش اومدین
ما دن و لورا داتسون هستیم، حراجدارهای آمریکایی
قبل از اینکه از این درها رد بشین
باید قوانین رو بدونین
میریم دم واحد، قفل رو میبُریم و در رو باز میکنیم
بهتون ۵ دقیقه وقت میدیم که یه نگاهی بندازین
حق ندارین برین تو
حق ندارین چیزی رو باز کنین
و هر کسی که پولِ نقدش بیشتر باشه
امروز صاحبش میشه. حاضرید؟
عالیه. عالیه
خب رفقا، بزن بریم! بدو، بدو، بدو
از این طرف. بیا عزیزم
راه بیفتین
خب، امروز فقط چند تا واحد براتون دارم
یه کانتینرِ ۱۵ در ۸، رفقا
خوب نگاه کنین
اوه، اون تلفنه خیلی ردیفه
کلی ابزارآلات
این برای کمرون خوبه
جعبهی مخصوص سیگار برگ
راستش خیلی از این واحد خوشم اومده
کمرون؟ کجاست؟
بیا اینجا
هی. بیا اینجا
فکر کنم واحد خوبیه
به نظرم کلی چیز توش هست که به کارت میآد
مثلاً این صندلی سلمونی
و حس میکنم کلی چیزهای خاص داره
که میشه گذاشت تو پسزمینه. به کارم میآد
خب، سعی میکنیم بگیریمش
سعیمون رو میکنیم. خوشم اومده. اگه تو بخوای
خوشم اومده. خوشم اومده. اصلاً بهت فشار نمیآرم
برگرد سر کارت
خب ببینیم چی داریم اینجا
زمان داره میگذره
خب، یه چیزی شبیه گیتار اینجاست
اوه، چرم. این یه مبلِ چرم طبیعیه
این از اون انبارهایه که ممکنه تبدیل بشه
به یه سود تپل
خب، اولین حرکتت واسه همچین انباری چیه؟
اولین حرکتم قیمت دادنه، رفیق
اون بیرون میبینمت
اوه، شبیه اتاق آکسسوارِ استودیوهای قدیمیه
انگار کلی وسایل دوربین این تو داشتن
شاید برندی اینو برای کمرون بخواد
نمیدونم. باید در موردش فکر کنیم
نمیدونم هنوز تو فازِ تعطیلاتم یا نه
آره
بیشتر شبیه فازِ «برگرد سر کار»ـه
این واحد جوریه که دلم میخواد بگم الوها (خداحافظ)
سلام و خداحافظ
بایبای
پایهی بلندگو میبینم. داربست هم هست
چیزی که بیشتر از همه خوشم اومده، این نقاشیِ لامصبه
ولی نمیتونم درست ببینمش
ببخشید آقا، میشه بر حسب اتفاق
اون رو بندازی زمین تا ببینمش؟
فکر کنم اون صندلیِ سلمونیه رفیق، آره
اوه، این یارو کلی تجهیزات صوتی داره
حالا که اون رو دیدم، یه ذره بیشتر ازش خوشم اومد
آینه لازم ندارین؟
اوه، آینهی روی کلیپبورد رو یادم رفته بود
خوب به نظر میرسی. منتظرتم عزیزم
وایسا. فقط دارم آینه رو نشون میدم
No comments yet. Be the first to leave one.