لومړۍ 156 کرښې.
...داشتم دنبال شما ميگشتم. سانجي
!10سال تمام
!اسم اون کارمن
!بهترين سرآشپز در تمام است بلو
انها مرا يک زن بسيار احساساتي صدا ميزنن. !برفروخته شدن کارمن
!من اولين شاگردش هستم. لئون
.و من دومي هستم. خوزه
!آه. چه زيبا
...واسه سرآشپز باشکوهي مثل شما.که دنبال من ميگرده
.آه.من تو بهشتم
!آشنايي با شما باعث افتخاره من. کارمن-سان
!چطور جرات کردي
!چه احساسات شديدي
...ا-اما. کارمن -سان
..از ملاقات با شما
!خوزه! لئون
.لطفا شيرفهمش کنين
!بله. خانم
.بگير ببين
اينا ديگه چين؟
...اينا همه عکس آشپزها هستن
!بله
.البته که هستن. اونا بهترين سرآشپزهاي است بلو هستن
اما. يکي پس از ديگري.با کارمن-ساما روبرو شدن. و کاملا شکست خوردن
در نتيجه تو ميتوني بفهمي. من آشپز شماره يک تو است بلو هستم
...همه اون آشپزهايي که من رو به مبارزه طلبيدن هر کدومشون آدمهاي بي ارزش و بزدلي بودن...
من اعتقاد دارم در تمام است بلو کسي در حد من نيست
هنگامي که شما هنوز در رستوران باراتي کار ميکردين يه مقاله منتشر شده بود
سرآشپز دستيارش را مثل بزرگترين آشپز ايست بلو ستايش ميکرد
اون عنوان براي يه آشپز نا چيز؟ !مزخرفي بيش نبود
.بعد از اون. من تصميم گرفتم شما رو پيدا کنم
!من هر گوشه از است بلو رو 10 سال تمام گشتم
.در واقع. اون فقط 10 روز بود
.کارمن-ساما بعضي وقتها دوست داره گزاف گويي بکنن
!خفه شين.شما دوتا
!با من رودر رو شو. سانجي
.امروز بعد از ظهر ساعت 1 به مسابقه آشپزي بيا
!من تو رو اونجا مثل آب خوردن شکست ميدم !خودت رو آماده کن
!ما شما رو اونجا خواهيم ديد
!آه. کارمن-سان. چه زن احساساتي فوق العادي
آن-چان. شما واقعا واسه شرکت تو اون مسابقه برنامه ريزي کردين؟
.ها؟ نه. من به اين جور چيزا علاقه ندارم
.اون لعنتي... کلاه حصيري
من اين شهر رو زير و رو کردم. پس اون کدوم گوري؟
اما کاپيتان؟
ما چرا بايد خودمون رو با اين عباها بپوشونيم؟
احمق. تو نميدوني هيچ چيزيت نبايد شبيه يه دزد دريايي باشه؟
.اين شهر يه کاپيتان خطرناک داره.اسمش دودي
آگر اون ما رو پيدا کنه.انتقام گرفتن من از اون کلاه حصيري چي ميشه
!اون کلاه حصيري رو پيدا ميکنم
اون رو ميگيرم؟
.آه. مرد. دارم ميترکم
از وقتي وارد شهر لوگه شديم يه همچين غذاي توپي نخورده بودم
.داشتم از گرسنگي کمر باريک ميشودم
.در واقع.منم همينطور
.گرسنم بود. اما هرچي پول داشتم خرج کردم
.خوب شد که من تو رو اينجا ديدم
.اگه منظورت پوله که من يه ريال هم ندارم
چي!؟
تو هم هيچي نداري؟
من چرا بايد داشته باشم؟
!به نکته خوبي اشاره کردي
!از بس دنبال اين احمق گشتم خسته شدم
!اون کلاه حصيري ملعون
!اگه پيداش کنم با همين دستاي خودم لهش ميکنم
پس واسه پرداخت پول اين بايد چه خاکي تو سرمون بريزيم؟
!نميبخشمش
شايد اجازه بدن بريم
مطلقاً نه!!
!وووهوووو! چه شانسي
چي. شما ما رو مهمون کردين؟ !دمت گرم
!ممنونم
!بابت غذا ممنونم
.قابلي نداشت
!بازم بياين
!وايسا. اون صدا
.آره. اون بچه کلاه حصيري بود
راست ميگي موجي؟ !احمق همين الان برو دونبالش
!!چشم کاپيتان
.يه بازار
!حالا که ميبينم اين شهر لوگه همونطوره که ميگن
!کيفيت محصولاتش عالي
!اين باور نکردني
.آن-چان. شما چشمهاي خوبي دارين
.انها مقداري از ماهيهاي کنار ساحل هستن که درست امروز صبح صيد کرديم
کنار ساحل؟
...اين ماهي کاملا تازه است
.اما من هرگز ماهي شبيه اين نديدم
شما واقعا اين رو از است بلو صيد کردين؟
.آن-چان.شما يکي باهوش هستين
همونطور که شما فکر کردين. اين ماهي رو فقط ميتوني به طور طبيعي در وست بلو صيد کني
بيشتر مردم در است بلو به اون توجه نميکنن. ما هم حرفي راجبش نميزنيم
وست بلو؟
پس چرا گفتي اين رو از نزديکي ساحل گرفتي؟
آن-چان. شما هرگز قبلا تو شهر ما بودين. بودين؟
...آه. خوب نه
.شهر لوگه نزديکترين جا به گراند لاين
.به عبارت ديگه. شما نه تنها ميتونين اين ماهي رو از است بلو بگيرين. بلکه از تمام دياهاي ديگه هم ميشه
درياهاي ديگه؟
.درست فهميدي
.اونها بايد توسط جريانات اقيانوس به اينجا امده باشن
.هميشه اتفاق ميفته
.گمون کنم يه چيزي گرفتن
بيا ببينيم چي شده. آن-چان
هي. اين همه سر و صدا واسه چيه؟
...اه ه ه.اين يه
!شگفت انگيزه
اين يه فيل ماهي شاخ آبي. اينطور نيست؟
!درسته
.از درياهاي جنوب بايد امده باشه !ما اون رو فقط با يه چوب ماهيگيري گرفتيم
فقط يکي؟
...فيل ماهي شاخ آبي
!بيا اين رو ببين! اين يه ماهي عجيب
راجب چي حرف ميزني. سانجي؟ يه کتاب راجب ماهي؟
داري اون رو ميخوني؟
اون يه فيل ماهي شاخ آبي نيست؟
تو اون رو ميشناسي؟
.به اون ميگن جواهر دريا
.با اين وجود من هرگز يه واقعيش رو نديدم
.معلومه که نديدي
.اين ماهي فقط در آبي جنوب زندگي ميکنه
.تو هرگز نميتوني يکي از اون رو در است بلو پيدا کني
.با اين وجود من شرت ميبندم تو ال بلو زندگي ميکنن تو مبتوني يکي از اونا رو اونجا پيدا کني
اما اون غير ممکن به نظر نميرسه؟
.خوب حدس زدي
ال بلو ديگه چي؟
.يه دريايي افسانه اي
.تمام ماهي هاي دنيا اونجا شنا ميکنن
اينا رو به اون نگو. اون فقط يه بچه است. اون اينارو واقعن باور ميکنه
اون کجاست؟
ميبيني چي بهت گفتم؟ اون حتي متوجه نشده که اين فقط يه شوخي بود
من داشتم دروغ ميگفتم سانجي
.اينجور جايي اصلا وجود نداره
.بيخيال اين چيزا شو. بشين کتابتو بخون
...ال بلو
خيلي خوب. از اينجا ببرينش
!ل-لطفا صبر کنين
قيمت اون چقدره؟
!لطفا اون رو به من بفروشين
چي؟
.من پول دارم
!لطفا اون رو به من بفروشين
!خواهش ميکنم
.نميتونم. اين واسه فروش نيست
.!من تصميم گرفتم اين رو فقط جايزه بدم. شرمنده
جايزه؟
.آره
.ما در صدد شروع مسابقه آشپزي ال بلو هستيم
.آشپزها از سرتاسر است بلو اينجا جمع ميشن
.برنده اين مسابقه يه جايزه خواهد برد
اون يه فيل ماهي شاخ آبي ما اينجا راجب اون حرف ميزنيم
.اين يه جايزه عالي براي قهرمان خواهد بود
اگر تو اون رو ميخواي. چرا تو مسابقه شرکت نميکني؟
مگه شما يه آشپز نيستين. آن-چان؟
.ثبت نام اونجا انجام ميشه
.برو ثبت نام کن. اگه ميخواي تو مسابقه شرکت کني
No comments yet. Be the first to leave one.