The Others

The Others

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Others 2001 HDRip By Ayeh k
د لخوا تبصره ayeh.k
امیدوارم لذت ببرین:)

تګونه

hdrip
HDRip
HD
په خپور شو: 2022-06-07
ډاونلوډونه: 101
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

خب بچه ها، راحت نشستین؟

پس شروع میکنم

..این داستان هزاران سال پیش شروع شد

اما همه ش فقط طی هفت روز به پایان رسید

دور دست ها، در زمان خیلی دور هیچکدوم از چیزایی که الان میبینیم

خورشید، ماه، ستاره ها، زمین حیوانات و گیاهان

..هیچکدوم وجود نداشتن. فقط خدا وجود داشت

پس فقط اون میتونست که اونارو خلق کنه

و این کارو کرد

آقای سیمپسون، عجب مردی بود! در تعجبم چی به سرش اومد

فکر کنم اون مُرده، مثل بقیه

عجب روزایی بودن

اقای توتل، موهاتون

صبح بخیر، خانم. ...ما بابتِ

اوه بله، البته

بفرمائین

انتظار نداشتم اینقدر زود بیاین

-شما..؟ -من برثا میلز هستم، خانم

و ایشون ادموند توتل هستن- از دیدنتون خوشحالم، خانم-

تو باید باغبان باشی- بله، درسته، باغبان-

و اسم این خانم جوان لیدیا هست

تجربه ی کافی رو توی خدمت کردن داشتی؟- اوه، نذارین چهره ی مظلومش گولتون بزنه-

از اون چیزی که بهش میخوره بزرگتره- بلدی اتو بزنی؟-

چی شده؟ موش زبونت رو خورده؟

اوه، اون نمیتونه صحبت کنه، خانم دختر کوچولوی بیچاره لال هستش

ولی اون خدمتکار خوبیه، بهتون این قول رو میدم

خیلی خب

خیلی خب. به هر حال خدمتکار قبلی زیادی حرف میزد

دنبالم بیاین. خانم میلز شما و دختره توی اتاق زیر شیروونی طبقه ی بالا میخوابین

..و شما، اقای- توتل، خانم

توتل. شما میتونین تو الونک پشت خونه بخوابین

..همونطور که میبینین، تو کار خونه مقداری کوتاهی شده

از وقتی تقریبا یک هفته پیش خدمتکارا ناپدید شدن

یعنی همینطوری غیبشون زد؟

همینطوری بخار شدن تو هوا. بدونِ هیچ خبری، حتی دستمزدشون رو هم نگرفتن

اونا..فقط ترکمون کردن- چه کار عجیبی-

شما به زودی میفهمین که این خونه خونه ی ایده آلی نیستش

واسه همین توی آگهی درخواستِ مردمِ صادق و سخت کوشی رو کردم

هیچکس به اندازه ی ما صادق و سخت کوش نیست

درسته، اقای توتل؟- بله، ما خیلی صادقیم-

و..خیلی سخت کوش

آشپزخونه

من ساعت 8، و بچه ها ساعت 9 صبحانه میخوریم

ناهار ساعت 1 و شام ساعت 7:30 خورده میشه

ارباب چی، خانم؟

ارباب یک سال و نیم پیش به جنگ رفت

از وقتی جنگ تموم شده خبری ازش نشنیدم

کدومتون آشپزی میکنه؟- من خیلی متاسفم، خانم-

کدومتون آشپزی میکنه؟

از کارایی که میکنم سر در میارین

هیچ دری باز نمیشه، مگر اینکه درِ قبلیش بسته بشه

خیلی حیاتیه که اینو یادتون بمونه

به اندازه ای که فکرش رو میکنید راحت نیست

اینجا 15 تا کلید مختلف برای 50 تا در مختلف هست

بستگی به این داره که تو کدوم بخش از خونه کار دارین

خانم میلز، فردا یک جفت کلید بهتون میسپارم

بله، خانم

اتاق موسیقی. این پیانوی قدیمی از وقتی اومدیم به این خونه همین جا بود

لطفا به بچه ها اجازه ندین باهاش بازی کنن

میگرنم رو فعال میکنه

سکوت چیزیه که خیلی توی این خونه برامون مهمه

پس ما تلفن، رادیو، یا هر چیزی که موجب سر و صدا میشه رو اینجا نداریم

ما برق هم نداریم

آلمانی ها همش قطعش میکردن، پس ما یاد گرفتیم بدونش زندگی کنیم

ادامه بدیم- خانم، واقعا نیازی نیستش که-

کل خونه رو نشونمون بدین !چرا-

چرا، نیازه

چون اغلب اینجا، به سختی میتونی راهت رو پیدا کنی

سخته که تشخیص بدی اینجا میز، صندلی یا دری اینجا باشه

یا که یکی از بچه ها بازی قایم موشک بکنن

منظورتون چیه، خانم؟

شاید لازمه شما رو به بچه ها معرفی کنم

اقای توتل، میتونین الان باغ رو ببینین وسایل رو توی الونک پیدا میکنین

بله، خانم

شما میتونین شروع کنین و پرده ها رو بکشین همشون رو

بیاین

من بیدارشون میکنم. همین جا صبر کنید

هرکار میکنید، پرده هارو نکشید

بیدار شین

الان، بدویین چشما بسته، دستا باهم

بگذارید در روشنایی روز باشد عیسی، کسی که الان برایش دعا میکنم

خوشا آن باکره ی پاکیزه آن که با ایمان قوی برایش سلام میفرستم

عیسی، مریم، گل های بی نقص ما را تا اخر روز حفظ کنید

اونا هنوز خواب آلودن

چه بچه های شیرینی

خب؟ چی میگین؟

حالتون چطوره؟

حالتون چطوره؟

حال شما چطوره، بچه ها؟

اسم من خانم میلز هستش، اما اگه دوست دارین میتونین منو برثا صدا کنین

اسمای شما چیه؟

آن- نیکولاس-

آن و نیکولاس، چه اسمای قشنگی

شما پرستار جدید ما میشین؟

بله، عزیزای من، من پرستار جدید شما هستم- وقت صبحانشونه-

لیدیا، برو به آشپزخونه و همه ی پرده هارو بکش

دکترا نتونستن براش درمان پیدا کنن- برای چی؟-

برای وضعیتشون

بچه ها نسبت به نور یه آلرژی خیلی بدی دارن

اونا به نور حساسن و هیچوقت نباید در معرض نوری بیشتر از این قرار بگیرن

وگرنه طی چند دقیقه، پوستشون میسوزه و زخمی میشه

بعدش احساس خفگی بهشون دست میده و سر انجام به مرگ ختم میشه

خدای من

من از این تست خوشم نمیاد- چرا؟-

طعم خنده داری داره. قبلیا رو بیشتر دوست داشتم

خب، به خاطر اینه که قبلا یه شخص دیگه ای درستشون میکرد

اونا کِی برمیگردن؟

اونا بر نمیگردن، بچه

مثل بابا

ولی بابا برمیگرده

خانم میلز، بابامون داره توی جنگ فرانسه میجنگه

جنگ جهانیه- میدونم، ولی اون تو فرانسس-

بسه غرغرو ها، صبحانتون رو تموم کنید

شما هم مارو ترک میکنین؟

معلومه که نه. چرا باید ترکتون کنم؟

بقیه هم میگفتن که ترکمون نمیکنن، ولی کردن و بعدش اون اتفاق افتاد

!ساکت شو

منظورت چیه، آن؟ چه اتفاقی افتاد؟

مامان دیوونه شد

اتفاقی نیوفتاد- چرا، افتاد-

!نه، نیوفتاد- !چرا افتاد-

!ساکت

چه خبره؟

میخوام تو کمتر از یک دقیقه بشقاباتون خالی باشن فهمیدین؟

خانم میلز میشه یه لحظه بیاین بیرون؟ میخوام باهاتون صحبت کنم

بله، خانم

..پستچی معمولا هر چهارشنبه میاد

ولی من همین الان صندوق پست رو چک کردم، و اون هنوز نیومده

منظورتون رو نمیفهمم، خانم- این نامه باید جمع اوری میشد-

و پنج روز پیش به روزنامه تحویل داده میشد

تا تکثیر بشه، اما از اونجایی که هیچوقت پخش نشد

شما چطوری اینجایین؟ الان میفهمم-

این دقیقا چیزیه که وقتی درو باز کردین میخواستم بهتون بگم

راستش ما شانسی به اینجا اومدیم

خونه ی بزرگی مثل این همیشه به کسی نیاز داره که بلدش باشه

منظورت اینه که قبلا تو همچین خونه ای خدمت کردی؟

شاید تعجب کنین، ولی

ما، در واقع، تو همین خونه کار میکردیم

همین جا؟- چند سال پیش بود-

و اگه مشکلی ندارین که اینو بگم اونا بهترین سال های زندگیم بودن

واسه همین اومدیم، چون این خونه خیلی برامون ارزشمنده

شاید لازم باشه مدارکمون رو نشونتون بدم، خانم

خودت رو اذیت نکن. نیاز نیست پس تو خونه رو خوب میشناسی

درست مثل کف دستم

اگه دیوارا ریشه در نیوورده باشن و جاشون عوض شده باشه

تنها چیزی که اینجا حرکت میکنه نوره

اما همه چیز عوض شده

نسبتا سخته که بگی حداقل

..بهتره که بگم

به شکل غیر قابل تحمل

تنها راه تحمل کردنش خونسرد بودنه

بله، خانم- من از خرافات خوشم نمیاد-

فکرای عجیب غریب. میدونی چی میگم؟

فکر کنم، خانم- بچه هام فکرای عجیب غریبی دارن-

ولی تو نباید بهشون توجه کنی بچه ها بچه میمونن

بله، البته، خانم

خیلی خب

میتونین بمونین

خیلی ممنونم، خانم

اتفاق افتاد

"حاکم روم سعی کرد نظر آن هارا عوض کند بعدِ.."

"تا نظرشان را عوض کنند" نقطه

"..بعدِ آن"- "..بعد آن"-

"به آن ها دستور داد پیکار کنند. اما جستوس و پاستور، که نترسیده بودند"

"خوشحالی کردند و نشان دادند از مرگ برای عیسی راضی هستند"

"وقتی او این را دید، حاکم رومان خشمگین شد"

"و دستور داد سر های آن هارا قطع کنند"

چیش خنده داره؟

..خب

خب، چی؟- اون بچه ها خیلی احمق بودن-

چرا؟- ..اونا گفتن که-

به حضرت عیسی اعتقاد دارن بعدش به خاطرش کُشته شدن

تو بودی عیسی رو انکار میکردی؟- خب، اره-

از داخل بهش اعتقاد داشتم ولی به رومیا اینو نشون نمیدادم

تو هم همین فکرو میکنی، نیکولاس؟

فهمیدم

پس جفتتون راجب اعتقاد به عیسی مسیح دروغ میگفتین

شما سر های خودتون رو از قطع شدن نجات میدادین، این درسته

ولی بعدش چه اتفاقی میوفتاد؟ کِی؟-

تو زندگی بعدی، بعد از مرگمون شما کجا میرفتین؟

کجا، نیکولاس؟- به برزخ کودکان-

برزخ کودکان چیه؟

یکی از چهارتا جهنم ها- که کدومان؟-

!من !من- نه، بذار جواب بده-

یه جهنم هست که جهنمیا بهش میرن یه برزخ وجود داره

و یه جایی که از بغل ابراهیم رد میشه

و یه برزخ که بچه ها میرن تو مرکزِ زمین-

که خیلی، خیلی داغه

اونجا بچه های دروغ گو میرن ولی نه فقط برای چند روز، نه

نه، اونا اونجا ابدین، برای همیشه

بهش فکر کنید

سعی کنید ابدیت رو تصور کنید

چشماتون رو ببندید. چشماتون رو ببندید و سعی کنید تصور کنید

برای همیشه

درد. برای همیشه

سرم داره گیج میره

الان میفهمین چرا جستوس و پاستور راستش رو گفتن؟

درسته

کتابتون رو سر درس 6 باز کنید- نمیتونیم بریم بازی کنیم؟-

معلومه که نه. اول درس رو میخونید

More Farsi Persian subtitles for The Others

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left