لومړۍ 200 کرښې.
.:: تقديم به تمامي پارسي زبانان درسرسردنيا .:: :.: (پسرعمه) :.:
فيلمي از مايكل وينتر باتوم
جــــــــود
كريستوفر اكلستون
كيت وينسلت
ليام كانينگهام
راشل گريفيتز
جون ويتفيلد در نقش عمه دورسيلا
زود باشيد،،بيائين يك كم نون بخورين
هيچي نميخواي؟،،زودباش
زودباشين،،،، بيائين
عجله كنين بيائين ديگه
خوب،،،پس توبودي بهشون غذا ميدادي،،پس معلوم شد
از دونه هاي من،،،؟
توي اين دنيا تو به هيچ جا نميرسي
تو اينطور فكر ميكني؟ منم يك چيزي بهت ميدم كه راجع بهش فكر كني
حالا گم شو ازاينجا برو بيرون
در ماري گرين
تو فقط يك ساعت بود كه رفته بودي
چيكارت كرد؟- هيچي-
كتكت زد؟
بايد خجالت بكشي كه گذاشتي اون تورو بزنه پدراون كارگر روزمزد پدر من بود
تكون نخورين
آقاي فاولي
بايد اينو برش دارم؟- براي پنج ثانيه-
هيچكس تكون نخوره
اگه ميخواي بياي خوب بيا ديگه
كارت تمام شد؟- آره-
خدا حافظ
يالا،،يالا- خيلي خوب-
چهره ات غمگين به نظر ميرسه جود ناراحتي من دارم ميرم؟
آره- خوب منم همينطور-
آقا شما دارين كجا ميرين؟- كرايس منستر-
چرابايد برين؟-
ميدوني دانشگاه چيه؟ يك مدرك دانشگاهي چطور؟
اونو ميبيني،،؟بالاي اونجا
اون كرايس منستره
اگه بخواي توي زندگيت يك كار بدرد بخور انجام بدي جود اين راهيه كه بايد بري
حتي اگه به اين معني باشه كه درراهش هرچي داري بدي
تو بايد درحاليكه رفيقات بيرون دارن بازي ميكنن كتابهات رو بخوني
صبح خيلي زود وقتي سرما همه چي رو منجمد كرده بايد از رختخوابت بيائي بيرون
از هر فرصتي كه به دستت ميرسه براي مطالعه استفاده كن بهت قول ميدم يك روز مزدش رو ميگيري
اگه بري اونجا يكباره همه چي به روت گشوده ميشه تو ميتوني به هرچي ميخواي برسي
ميتوني آينده ات رو انتخاب كني
شام- بفرما-
عجله كن جود
امروز ميموني با ما غذا بخوري جود؟- نه-
يك كم ازاين پنير بردار عاشقش ميشي
كي منتظره؟يك تيكه ناب،،،آره؟- خوشگله؟-
خواندن اشعار به زبان لاتين
اون مثل يك مه از درياي خاكستري به سرعت عبور كرد
خواندن اشعار به زبان لاتين
كودك من براي چه گريه ميكني؟
شاعر رو ببين
خيلي ممنون متشكرم- من ننداختمش-
منم همينطور منم ننداختمش بهت ميگم كه من اصلاًتا حالا اينو نديده ام
هيچكدومتون ننداختين؟- اين بابا چشه؟-
فكر ميكردم خوشگل باشه- اون آدم درستيه اونجا ايستاده-
اوه ببين چطور اونو ترسونديش- اون خجالتيه-
باهات شرط ميبندم فكر ميكني من انداختمش
نه
خوب،،من انداختم
اما تو به كسي نگو
اسم من آرابلاست
پدر من خوك پرورش ميده ما داشتيم دل ورودهاشونو ميشستيم
چي؟- هيچي-
من روز يك شنبه كار نميكنيم ميتوني منو ملاقات كني
چيزي گيرت اومد يانه؟- نه بايد يك چيز ديگه به طرفش پرتاب ميكردم-
خوب پس تو فقط مطالعه ميكني؟- آره-
هيچي ديگه؟
چي ميخوني؟- لاتين،،يك كم يوناني-
من دوت كتاب ايلياد رو خونده ام كتاباي قديمي يونان
چه چيزا
من بايد برم كرايس مينستر
كرايس مينستر؟
آره ميخوام برم اونجا درس بخونم
شايد يك روزي من پروفسور شدم- من،،من-
تا حالا ديدي كه من چطوري از درخت بالا ميرم؟- نه-
من ميخوام يك چيزي نشونت بدم جود
كجائي؟
پاشو آبي
چرا؟
ميخوام ببوسمت
منو همينطوري ببوس
مراقب باش،،،من تخم گذاشته ام
من همه جا اينو باخودم ميبرم من سه روزه اين تخم رو گذاشته ام
چرااينكارو ميكني؟
براي يك زن اين يك امر طبيعيه به دنيا آوردن يك موجود زنده
جـــود؟- بله-
خيلي ديروقته
به سلامتي عروس وداماد
اونو بفرست براي عمه دورسيلا
عمه دورسيلا؟
بايد اسمشو چي بذاريم؟- رزي خوكه-
نظرت با جميما چطوره؟- تو اونو دوست اري؟
اون مال تو نيست؟
چي؟
چي روميگي؟
مگه موهاي خودت كافي نيست؟- اين توي لندن خيلي مد روزه-
تو به اينكه مردم توي لندن به چي فكر ميكنن اهميت ميدي؟
تو دوستش نداري؟
نه- خوب منم ديگه ازش استفاده نميكنم-
بذار روشن باشه
من ميخوام خودمون رو ببينم تواگه دوست داري چشمهات رو ببند وفكر كن تاريكه
جــــود يك چيز خوبي ازم بخواه
ازت چي بخوام؟- دوست داري من چيكار كنم؟-
نميدونم- چي؟-
بالاخره ما بايد يك جوري شروع كنيم ديگه
قصاب ديگه نميادش
احتمالاً تا توي چشماش مشروب زده ومست كرده
ما مجبوريم خودمون كارشو انجام بديم
مراقب اون باش- يك جاي ديگه براي اينا (كتابهات) پيدا كن-
اين ميز مال گوش خوكه
خيلي خوب بيااينجا
كدوم طرفش رو ميخواي؟- اين طرف-
خداراشكر مرد
خدا چيكار به كشتن خوك داره؟
براي اينكه بخواي دنبال يك زن ديگه بگردي يك كم دير شده
من برات احساس تأسف نميكنم
بايد حرف منو گوش ميدادي خانواده فاولي به درد ازدواج نميخورن
من شانس ديگه اي نداشتم- تو عقل نداشتي-
پنج ماه گذشته وهنوز نتونستي آبستنش كني- لطفاًاين حرف رو نزن-
بايد اتاقت رو آماده كنم؟
نه،،بهتره برم
جـــود عزيز من تصميم گرفته ام ازت جدا بشم وديگه قصد ندارم برگردم
ميدونم كه فكر ميكني بهت كلك زده ام بهت كلك زده ام تا باهام ازدواج كني
اما قسم ميخورم من واقعاًتصور ميكردم كه آبستن شده ام
من ميرم به استراليا تا دوباره شروع كنم
شايد ديگه تو الان آزاد باشي تا به كرايس ميسنتر بري
ويك دانشجو بشي
موفق باشي
ميتونم كمكتون كنم؟
اونوقت اون ديوار به ديوار خانه هاي شماست،،،، بچه هاي شما به اون داربست هاي كثيف آويزان هستند
اين همون شهره
شايد از خياباني كه كليسا توشه تا خيابانهاي پائين شهر پنج دقيقه پياده روي بيشتر نباشه
چرا ما به اونجا نميريم؟ چرا نميريم اونجا ودرهاشون رو نميزنيم؟
چراكه مارامتقاعد كرده اند كه راهمون همينه ونبايد تغيير كنه چرا تغييرش بديم؟
دراين مجادله اونها پيروز شده اند
اونها دراين نبرد امثال خودشون رو تربيت كرده اند
من دارم دنبال جود فاولي ميگردم فكر كنم اينجا كار ميكنه
شما ميتونيد اونو اون گوشه پيداش كنيد خانم- متشكرم-
جود فاولي،،؟من دختر عمو تون هستم سو برايدهد
عمه دورسيلا به من نامه نوشت وگفت كه شما به كرايس مينستر رفتين
سلام- سلام-
اشتباه نكن چون چهره تو به دخترعموي اون نميخوره
چرا اينو ميگي؟- چونكه تو خوشگلي اماانگار چهره جــود رو از سنگ تراشيده اند-
يك دماغ بزرگ نشونه نجابته- خفه شو-
دماغاشون عين همه،،نگاشون كن
انگار چهرهاشون رو از وسط نصف كرده اند
ميشه يك كم بيشتر از فاميل من برام بگين- اون يك دانشجوه،،يك دانشجوي واقعي-
اون يك گناهكاره- اين يعني چي؟-
اين آخري كه گفتي يعني چي؟- منظورت لجبازه-
نه،،فلورانس- اون يكي قبل از السپت-
جالب نيست؟- اوه دوست داشتنيه-
توي آستينم چيزي نيست درسته؟
وحالا،،خوبه،،خيلي خوبه
جـــود،،جــــود
جــــود
اونجا نه،،اون بدشانسي مياره اونها شهدارو اونجا سوزونده اند
تو خرافاتي هستي جــود؟- نه-
منم نيستم ولي فكر ميكنم بهتره ادم مراقب باشه اينطور نيست؟
كجا داري ميري؟- يك جائي دورازاين محيط دانشگاه-
ولي اينجا هم جاي عاليه- اينا همه سنگ هستند-
ساختمونارو ميگي،،؟آره ولي من منظورم دانشجوها هستند- منظور منم دانشجوها بودند-
تمامش كن
اين چقدر ميشه؟- ده شيلينگ-
توكه نميخواي اونو بخري؟- چراكه نه؟-
ميخواين براتون بپيچونمش؟- نه ممنون-
پس چرا پيچونديش؟- نميخوام صاحبخونه ام سكته قلبي كنه-
گيج شدي؟- نه فقط متعجبم كه تو همش ميري كليسا-
چونكه يك قسمتي از من هنوز يك دختر خرافاتي دهاتي وعقب مونده است
منظورت مثل منه؟- نميدونستم تو هم يك دختري-
من تورو عصباني ميكنم؟
نه
حتي اون وقتي كه ميخوام بهت ثابت كنم ازتو باهوش ترم؟
خوب هستي ديگه
اينو نگو- چرا نگم-
تونبايد همچين حرفي رو به زبون بياري
چراكه نه اين يك حقيقته
يك چيزي بگو- از گوش دادن به حرفاي تو لذت ميبرم-
Catullus.
خداوند مردي رو كه كنار اون زن نشسته دوست داره
آنكس كه اوراتماشا ميكند وازداشتن او شادمان است اشكهايم به آرامي سرازير ميشوند
هربار كه اونو ميبينم چيزي ديگه ازم باقي نميمونه
قشنگه
خيلي سنگينه
قانون درمورد ازدواج فاميلي چي ميگه؟
در اين مورد چيزي نگفته،،درمورد عاشق شدن اونها هم چيزي نگفته منكه چيزي نشنيدم
تو چي فكر ميكني جــود؟- شما دوتافاميلين ،،، تو بهم بگو-
ســو؟- چطوري فهميدي؟-
دستهات خيلي زنونه است- بايد يك نشونه بهتري بدي-
تقلب به حساب نمياد- تو داشتي منو تعقيب ميكردي؟-
اومدم براي خداحافظي
نميخواي منو به دوستت معرفي كني؟- اين ويلكه-
درچه حالي آقاي ويلك؟
چرا داري ميري؟- با زن صاحبخونه ام دعوام شده-
اون يكي از مجسمههاي منو پيدا كرد وزمين زد بعدش هم با پاشنه كفشش گردن اونو خرد كرد
اون مطمئن شد كه من كارم رو از دست داده ام
كجا ميخواي بري؟- نميدونم،،ميرم يك جائي درس بدم-
ميتوني اينجا توي كرايس مينستر درس بدي- همه توي اين شهر معلم هستند جـــود-
No comments yet. Be the first to leave one.