HIT: The Third Case

HIT: The Third Case (హిట్: ది థర్డ్ కేస్)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

HIT The 3rd Case 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
د لخوا تبصره Samurai_EP

تګونه

webdl
machine_translated
په خپور شو: 2025-08-21
ډاونلوډونه: 35
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫به همه مهمانان محترم حاضر در صحنه خوشامد می‌گویم.‬

‫ماموران پلیسی که ...‬

‫به خطر انداختن جان خود، شجاعانه نجات دادن جان مردم در مواقع خطر،‬

‫بالاترین جایزه برای آنها توسط دولت مرکزی است‬

‫«جایزه شجاعت بوز».‬

‫فقط یک نفر از ایالت تلوگو یک بار این جایزه را دریافت کرده است ،‬

‫در سال ۱۹۸۷ م.‬

‫پس از سال‌ها، این بار ACP Dhanya این افتخار را دریافت می‌کند.‬

‫این لحظه، لحظه افتخار ماست.‬

‫همه از جا بلند شدند و به افسر دانیا ادای احترام کردند.‬

‫یک افسر فداکار مانند ACP Dhanya در هر بخشی کار می‌کند،‬

‫آرجون سرکار به عنوان یک جنایتکار آنجاست، واقعاً غم‌انگیز است.‬

‫روزی که دانیا «جایزه شجاعت بوز» را دریافت می‌کند،‬

‫جلسه رسیدگی به پرونده آرجون سرکار نیز در همان روز برگزار می‌شود.‬

‫اگر بازپرس بتواند شواهد محکمی ارائه دهد،‬

‫با این حال، گزارش شده است که حکم ممکن است امروز صادر شود.‬

‫تصور اینکه یک افسر پلیس باتجربه بتواند چنین جنایتی را مرتکب شود، دشوار است.‬

‫آیا SP Arjun Sarkar فقط یک ماسک است؟‬

‫پس شخص واقعی پشت آن نقاب کیست؟‬

‫صبح بخیر، جناب قاضی.‬

‫اگر یک فرد عادی مرتکب چنین جنایت هولناکی شود،‬

‫سپس او را به شدت مجازات می‌کنند.‬

‫این برای یک افسر پلیس دیگر غیرقابل قبول است.‬

‫از جناب قاضی، درخواستی داریم.‬

‫ما به دو هفته دیگر برای جمع آوری شواهد نیاز داریم.‬

‫جایی که متهم نگهداری می‌شود،‬

‫اونجا مشکلات امنیتی داره.‬

‫انتقال او به زندان مرکزی امکان تحقیقات بهتر را فراهم خواهد کرد.‬

‫این دختر فقط ۹ ماهشه، آقا.‬

‫چه کار می‌کردید؟‬

‫قد او حدود ۵ فوت و ۹ تا ۱۰ اینچ است.‬

‫موهای سفید روشنی در ریش وجود دارد.‬

‫رنگ بدن قهوه‌ای روشن است.‬

‫این.‬

‫بالاخره میکشتش یا نه؟‬

‫بیا، به اشتراک بگذار.‬

‫نصف زندانی‌های این زندان رو تو گرفتی.‬

‫مفید خواهد بود.‬

‫شما مامور پلیس هستید؟‬

‫پس چرا اینجا؟‬

‫شروع کنیم؟‬

‫آقا...‬

‫‬

‫ شما در صف هستید. لطفا صبر کنید. ‬

‫ شما در صف هستید. لطفا صبر کنید. ‬

‫ راکشیتا، چطور می‌تونم کمکت کنم؟ ‬

‫- بانو. - قربان. ‬

‫- یه چیز رو راستش رو بگو. - بله، قربان. ‬

‫آیا کشور ما واقعاً 5G دارد؟ یا از 2G به عنوان 5G استفاده می‌شود؟‬

‫ - نمی‌فهمم... - نه، رکشیت.‬

‫هنگام پخش ویدیو در یوتیوب‬

‫وقتی از شهر خارج می‌شوم، ویدیو بافر می‌شود.‬

‫چهار پیام بازرگانی در یک زمان استراحت پخش می‌شود.‬

‫ویدیوها و تبلیغات هر دو به اینترنت نیاز دارند، درست است؟‬

‫- اما تبلیغات خوب کار می‌کنند. - این صدای چیه؟ ‬

‫من دارم یه نفر رو وارونه کنار رودخونه آویزون می‌کنم.‬

‫ - شوخی نکن آقا. - شوخی نمی‌کنم. تلفن اینجا کار نمی‌کند.‬

‫به من نگو ​​که الان ۳، ۶، ۹ را فشار دهم...‬

‫اینجا مردم دارند می‌میرند.‬

‫ زندگی. ‬

‫ خدا به بدن‌های ما زندگی می‌بخشد ‬

‫ و آن زندگی، زندگی ماست. ‬

‫ با این زندگی خوب رفتار کردن ‬

‫ مسئولیت اصلی ما ‬

‫ کسانی که آن را هدر می‌دهند و در مسیر گناه گام برمی‌دارند ‬

‫ آنها بی‌دلیل در ورطه گناه می‌افتند. ‬

‫بیا.‬

‫بیا.‬

‫آرجون سرکار؟‬

‫اسم شما را زیاد شنیده‌ام. چرا ساکت نشسته‌اید؟‬

‫آقا.‬

‫جالبه.‬

‫بفرمایید.‬

‫گوش کنید، همه.‬

‫آرجون سرکار‬

‫از امروز ، SP جدید شما مسئولیت امور را بر عهده می‌گیرد.‬

‫آقا.‬

‫- به تیم خوش آمدید، سرکار. - متشکرم، آقا.‬

‫‬

‫آقا، تشریف می‌آورید؟‬

‫قربان، من آ.پ. بارشا هستم. ایشون بازرس ویژه دیباکار هستن.‬

‫در مجموع ۲۶ افسر در این اداره مشغول به کار هستند.‬

‫تو تنها SP هستی.‬

‫- ناگشوار مسئول عملیاته... - این...‬

‫چرا پاهاتو تکون میدی؟‬

‫پاهاتو تکون نده - ببخشید، آقا.‬

‫باشه.‬

‫آقا.‬

‫یه موردی پیش اومده، قربان. من باید برم.‬

‫قربان، قتل در کنار رودخانه اتفاق افتاده،‬

‫پس هیچ مدرکی وجود ندارد.‬

‫همه چیز با جریان آب شسته شد.‬

‫قاتل باهوش.‬

‫ردپا پیدا کردی؟ - پیدا کردم، اما مفید نبودند.‬

‫یک کفش افتاده است.‬

‫خیلی باهوش.‬

‫قربان، اینجا جای زخم‌های واضحی وجود داره.‬

‫رد لاستیک ماشین پاک شده است.‬

‫دوراندار‬

‫چرا همه ساکت ایستاده اند؟‬

‫این بدن زمانی جان داشت، اما حالا دیگر ندارد.‬

‫برو سر اصل مطلب. روی آن تمرکز کن.‬

‫خیلی عالی برش خورده.‬

‫قاتل دانش پزشکی داره - از کجا فهمیدی؟‬

‫هر کسی می‌تواند گلویش را ببرد.‬

‫خوب نگاه کن، قاتل رگ رو زده.‬

‫اگر مچ دستت را ببری و آویزانش کنی‬

‫جاذبه بقیه کار را انجام می‌دهد.‬

‫پروفایل سازی.‬

‫قتل خیلی راحت انجام شد.‬

‫قاتل تنبل.‬

‫علمی تر.‬

‫بریدگی‌های روی معده‬

‫با چاقو نکشته.‬

‫پزشکی قانونی.‬

‫بگذار ببینند.‬

‫ما منتظریم.‬

‫آیا درب بطری، دستمال کاغذی، سیگار گرفتی؟‬

‫قربان، یه ته سیگار پیدا کردم.‬

‫هر کسی می‌تواند آن را پرتاب کند.‬

‫چرا یک قاتل باید اینجا بنشیند و سیگار بکشد؟‬

‫یا اینکه خواهی کشت و آرامش را اینجا از بین خواهی برد؟‬

‫اگر بزاق در دسترس است، آن را برای آزمایش DNA ارسال کنید.‬

‫چی؟‬

‫آیا باید پرونده را امروز تمام کنید؟‬

‫به نظر شما این فیلم دنباله یک فیلم است؟‬

‫- این. - قربان.‬

‫کلید را به من بده.‬

‫آقا.‬

‫چرا دیروز به خانه نیامدی؟‬

‫دارم باهات حرف می‌زنم.‬

‫من سر کار بودم. مشکل چیه؟‬

‫ببین چه بی ادبانه حرف میزنه.‬

‫ قتل وحشیانه در نزدیکی شهر ویزاگ ‬

‫ تاتی رامش ۳۹ ساله را وارونه آویزان کردند و گلویش را بریدند. ‬

‫جسد در محل حادثه پیدا شد.‬

‫آدما روز به روز دارن چه شکلی میشن؟‬

‫ این پرونده در حال بررسی است... ‬

‫اگر از کودکی مثل یک حیوان باشید، در بزرگسالی قاتل خواهید شد.‬

‫ سازمان خیریه "Kin to Care" یک کلاهبرداری بزرگ است ‬

‫آیا در چند روز گذشته اتفاقی افتاده است که باعث اضطراب یا سکوت کامل شما شده باشد؟‬

‫دولت.‬

‫یه چیزی مثل از دست دادن تمرکز؟‬

‫- نه، اصلاً - دارویی که بهت دادم رو مصرف می‌کنی؟‬

‫پس چرا فشار خون بهبود نمی‌یابد؟‬

‫کور شدی، خر از کجاست؟‬

‫کاملاً تحت کنترل است.‬

‫چرا اذیتم می‌کنی...‬

‫مزاحم من نشو. من اینجام تا دکتر رو ببینم.‬

‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.‬

‫شما یک افسر پلیس هستید، درست است؟‬

‫- بله. - پدرت گفت.‬

‫امیدوارم جنبه‌ی مبارزه‌اش درست باشه.‬

‫- برگرد، برگرد - آرجون سرکار، برگرد.‬

‫‬

‫دکتر،‬

‫گاهی اوقات در بازوی چپ تنش وجود دارد.‬

‫- مشکلات قلبی؟ - نه، هیچ چیز شبیه به این نیست.‬

‫دارم داروهاتو عوض می‌کنم.‬

‫- از این به بعد آتن ۲۵ میگیرم. - آتن ۵۰ بهتر نیست؟‬

‫من آن را آنلاین دیدم.‬

‫حالا به همسرت کمی وقت بده، بذار به خودش برسه.‬

‫من تا حالا گفتم ازدواج کردم؟‬

‫آقا.‬

‫آقا، من به یه روز مرخصی نیاز دارم.‬

‫چرا؟‬

‫یک رویداد سالانه در مدرسه دخترم برگزار می‌شود.‬

‫او خواهد رقصید. از من خواست که بروم.‬

‫مرخصی قابل اعطا نیست.‬

‫آخرین خبر قتل کنار رودخانه‬

‫آنچه پزشکی قانونی تاکنون آموخته است.‬

‫جسد متعلق به یک مرد ۳۹ ساله است.‬

‫ساکن بهیملی.‬

‫او بر اثر خونریزی ناشی از بریدن گلو درگذشت.‬

‫دی‌ان‌ای روی ته سیگارهای پیدا شده در صحنه جرم پیدا شد.‬

‫این DNA سگ است.‬

‫آنها فکر می‌کنند سگ سیگار را کشیده است.‬

‫او گفت که سگ فقط آن را لیس زد.‬

‫به صحبت کردن ادامه بده.‬

‫کالبدشکافی نشان داد که سه عضو از بدن مفقود شده است.‬

‫هیپوتالاموس، هیپوفیز و غدد فوق کلیوی.‬

‫معلوم نیست با این اعضای بدن چه خواهد کرد.‬

‫فعلاً همینقدر می‌دانیم، قربان.‬

‫- دولت. - بله قربان، مشغول به کار.‬

‫«کار کردن» یعنی چه؟‬

‫نقشه آماده است، قربان.‬

‫من تصمیم خواهم گرفت کجا بروم.‬

‫باشه، همه می‌تونن برن.‬

‫متشکرم.‬

‫پروفایلت رو دیدم.‬

‫فقط پسرا رو دنبال میکنی؟‬

‫- هدف چیه؟ - چی؟‬

‫برای ...‬

‫ببخشید، من باید برم دستشویی.‬

‫- این پرونده رو بفرست دفتر. - باشه، آقا.‬

‫شکاف سینه‌ات...‬

‫اون خالکوبی...‬

‫الکل بنوشم؟‬

‫هدف چیست؟‬

‫هدف چیست؟‬

HIT: The Third Case subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left