The Village

The Village

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

The Village 720p-Iran-Film
د لخوا تبصره reza_.._jeghjeghe
هماهنگ با نسخه 500 مگابايتي

تګونه

720p
720
په خپور شو: 2012-03-03
ډاونلوډونه: 68
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

ديگه کي بيدارم مي کنه؟

ديگه کي به افتادنم مي خنده ؟

با صداي نفس کي

به خواب مي رم؟

دست کي تو دستمه

وقتي راه مي رم؟

يه همچين وقتايي از خودمون مي پرسيم:

سکونت ما اينجا کار درستيه ؟

به خاطر گذشته ها خدا رو شاکريم

چيز جالبيه که اينجور دورش جمع شديد ؟

بايد تو کلاسها ازش استفاده کنم

کي اينو اول پيدا کرده ؟

-فليپ.تو انداختيش انجا؟ نه آقاي واکر

من با دقت اونو بررسي کردم گردنش پيچ خورده بود و بيشتر پوستش کنده شده بود

-ميدونم -اونو کشته بودن

اما کار کي ميتونه باشه ؟

کي اين کار فجيع رو کرده ؟

-همون موجودات اسمشو نبر کشتنش -موضوع همينه

چرا فکر ميکني کار اوناست ؟

-چون اونا گوشتخوارن -ام م.....

اونا چنگالاي بلندي دارن

بچه ها....

اون موجودات اسمشو نبر سالهاست که از مرزهاي ما رد نشدن

ما تو جنگل اونا نميريم

اونا هم وارد دهکده ما نميشن

اين يه واقعيته

ما براي اونا خطري نداريم

اما اونا چرا اينکارو مي کنن ؟

نبايد مراسم پرواز پرنده هارو نديده بگيريم

پارسال که اجرا نکرديم من خودم از اين بابت خيلي ناراحتم

من ميدونم که همسر شما لباس پردار تن بچه ها نکرد

من که عاشقشم ام م

من در اين مورد حرفي ندارم

آگوست نيکلسون مدير جلسه امروزه

يه جووني مي خواد با بزرگترها صحبت کنه

خوب بياد داخل

آليس

سلام لوشز

مادرم از دليل اومدنم به اينجا بي خبره

اون به هيچ وجه با من هم عقيده نيست

مرگ دنيل نيکلسون کوچولو از بيماري

و اتفاقات ديگر فکر منو مشغول کرده

اجازه مي خوام تا از منطقه ممنوعه جنگل رد بشم

و از نزديکترين شهري که رسيدم

داروهاي جديد مي گيرم و برمي گردم

اما در مورد اون موجودات

مطمئنم اجازه ميدن من رد شم

اونها هم احساس دارند و ميترسن

اونا ميفهمن که من نيت بدي ندارم و نخواهند ترسيد

تمام

؟ چي تو اون کلت مي گذره

يه چيزي بگو لوشز

فينتون کوين بالاي برجکه و من قول دادم پيشش باشم

اوم م

تا حالا به شهر فکر کردي.فينتون ؟

شهر ؟

که چي ؟

جاي کثيفي که آدماي نابکار زندگي مي کنن فقط همين

مرسي لوشز

تو دوست خوبي هستي

اميدوارم کسي تو رو نديده باشه

چطور بشينيم و يه همچين موجود درنده اي بين ما باشه

چيزي شبيه گرگ صحرائي

درنده اي که که شکارشو مي کشه و پوستشو مي کنه

بدون اينکه گوشتشو بخوره

با اين علائم شايد اين موجود يه ديوانه اس

بايد دو هفته مراقب باشيم

تا اين موجود رو بتونبم ببينيم

بچه ها که بيرون بازي مي کنن چشم ازشون بر نداريم

و يه نظر ديگه انکه

...ما ميدونيم که به مرزهامون تعرض نشده

اون موجودات خيلي بزرگتر از گرگ صحرائي هستند

و اگر اومده بودن انجا ما مي فهميديم

آه ه خيلي وحشتناکه اگه اينا کار يه گرگ باشه. مگه نه پاپا ؟

نگران نباش کيتي تو نگران نيستي ؟

مطمئنم اين مسئله بزودي تموم ميشه

پس ميشه راجع به يه موضوع ديگه اي صحبت کنيم؟ آره آرامش مي گيريم

من عاشق شدم

اجازه مي ديد ازدواج کنم.پاپا ؟

روش هاي مناسبي واسه مطرح کردن اينحور مسائل هست

مثلا پسره کنارت ايستاده باشه

حالا پسره کي هست.کيتي ؟

هنوز باهاش صحبت نکردم

يعني اون از تصميم تو بي خبره ؟

اون پسر کم حرفيه.من مي خوام باهاش صحبت کنم ولي نه بدون رضايت شما پدر

اگه شما راضي نباشيد باهاش مطرح نمي کنم

کيتي

اون لوشز هانته

لوشز ؟

خوب نيست ؟

نه نه.در موردش فکر ميکردم اون با پسراي ديگه فرق ميکنه پاپا

اصلا اهل شوخي و حرفاي بيهوده نيست

البته که نيست

پس اجازه مي دي ؟

ببين. يه شرط داره

با هيچکس در اين مورد صحبت نکن قبل از اينکه با خود پسره مطرح کني

عصر بخير لوشز

ميخواستم يه... يه... يه چيزي بهت بگم

من دوست دارم لوشز

دوست دارم...به بلندي روزها

دوست دارم

و اگه تو هم همين حسو داري بايد ابراز کني

عشق يه موهبت الهيه بايد خدارو شکر کنيم

بايد با تمام نفسمون اونو فرياد بزنيم

متشکرم! متشکرم!

متشکرم!

ش ش ش.....

ش ش

بخواب عزيزم. آروم بخواب

زندگي طولانيه و عشق ماندگار

روزگار برات شيرين ميشه

مثل ديدن تمام دنيا

لحظه ديدن و فهميدن

که چطور سايه ها ميان و ميرن

چطور نسيم درختان رو به حرکت درمي آره

چطور شکوفه ها باز ميشن

هميشه دوستي تو پسرم برام عجيب بود چون شما هر دو تون علاقه اي به صحبت کردن نداشتيد

تو خيلي مهربوني

بايد منو واسه عادت هاي بدم ببخشي. خيلي وقتا شبها خوابم نمي برد

کارت عاليه. جيمسون

فقط چند دقيقه ديگه. ها؟ شجاعت به خرج بده

انقدر هل نده. پيرهنمو پاره کردي!

به محض شنيدن صداي من اوناهم صدا ميکنن اول صدا در ميارن بعد حمله ميکنن

نترس مرد اين قصه هاي ماماناست. حقيقت نداره

چرا ميلرزي؟ محکم باش!

ميدوني مثل سگ بو مي کشه و مياد

ببخشيد؟ م م...م

ممکنه بتوني اين مصيبت رو فراموش کني

ولي اون ولت نمي کنه

انگار که بو ميکشه و مياد

بدو

نمي دونستم انقدر سريع مي دوي

ولي ما بازم اينکارو ادامه مي ديم هي

نوآه بايد تنبيه بشه بازم جوزف کوچولو رو با چوب زده

آخ کتک کاري ديگه بسه. بندازش زمين

نمي تونيد اون چوبو ازش بگيرين؟

نوآه پرسي

تمومش کن همين حالا

دردسر درست کردي. مي دوني

ديگه کسي رو نميزنم! ديگه نميزنم بايد تو اين اتاق خالي زنداني بشي

من داد بيداد ميکنم

اگه يه معامله با هم بکنيم چي؟ فکر خوبيه

اما بايد مثل يه راز نگهش داري ميتوني؟

مي تونم يه رازو نگه دارم؟

اگه قسم بخوري ديگه زندانيت نمي کنم

بايد قسم بخوري که هيچوقت کسي رو نزني

نمي زنم نمي زنم نه نمي زنم

نمي زنم نمي زنم

نمي زنم

خيلي خب حله

نبايد فورا برگرديم پيش بچه ها

تو اين مدت چکار کنيم؟

اوم...م

اوم.. بيا مسابقه دو بديم خوبه

تا تپه رستينگ راک کلک بي کلک

اين چه حرفيه. شرم آوره حالا برگرد عقب

اون زنگ مدرسه اس؟

آيوي تو جرزني کردي

آره. ببخشيد

هووو

خواهرم خيلي گريه کرد

تعجب کردي چطور شناختمت؟

بعضي آدما - يه عده کمي مثل تو -نور کمي از خودشون متصاعد ميکنن

يه نور خيلي ضعيف

اين تنها چيزيه که من ميتونم ببينم

پاپا هم ان نور رو داره

تعجب مي کني اگه بگم چه رنگي هستي؟

خوب . اصلا ولش کن اينجور صحبت ها براي يه زن جالب نيست

تو هم هيچوقت نپرس

تو مثل پسرا ميدوي

ممنون

من ميدونم چرا خواهرمو ردش کردي

وقتيکه من کوچيکتر بودم

هميشه موقع راه رفتن دستمو ميگرفتي

ولي يکدفعه اي از اين کار دست برداشتي

يه روز پيش تو تعادلمو از دست دادم نزديک بود بخورم زمين

البته اون روز تظاهر کردم ولي تو هنوز هم دست منو نمي گيري

گاهي اوقات ما کارهايي رو که مي خواهيم انجام نمي ديم

تا ديگران نفهمن که چکار مي خواهيم براشون بکنيم

چيه ؟

اين چيه ؟ اوه توت

چه هديه خوبي!

حواست باشه

اون رنگ نحسه

اين رنگ موجودات "اسمشو نبر" رو ميکشونه اينجا بايد خاکش کني

ديگه نبايد توتاي اين رنگي بچيني

اونارو از تو جيبش درآورد

چي شده ؟ صداي نفست عوض شد

من تا حالا اينارو اينورا نديده بودم

امکان نداره الآن اينارو چيده باشي از کجا پيداشون کردي ؟

امروز تو "رستينگ راک"؛

نوآه پرسي توت هايي برنگ نحس به آيوي واکر داد

چون با چيزاي ديگه اي که ديدم فرق داشت

ازش پرسيدم که از کجا آورده ؟

اون يه شکل هايي رو نشونم داد که روي "رستينگ راک" کشيده شده بود

من مطمئنم که نوآه پرسي وارد جنگل شده

و اون اين کار را بارها تکرار کرده

همچنين؛ مطمئنم چون نيت بدي نداشته

موجوداتي که تو جنگل زندگي مي کنن بهش صدمه نزدن

وقتي اونا احساس کنن من خطري براشون ندارم

More Farsi Persian subtitles for The Village

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left