لومړۍ 200 کرښې.
جاتون راحته بچهها؟
پس من شروع میکنم ...
... ماجرا چند هزار سال پیش شروع شد
... اما همهچیز ظرف هفت روز ساخته شد ...
... قبل از اون ...
... هیچچیز وجود نداشت ...
... خورشید، ماه، ستارهها، زمین ...
جانورها، گیاهان ... هیچ چیزی وجود نداشت
... فقط خدا وجود داشت...
و فقط او میتونست ... ... همهچیز رو خلق کنه
و خلق کرد ...
... عجب آدمی بود سیمپسون
چی به سرش اومد؟ ...
فکر کنم اونم مُرده باشه ... مثل بقیه
... یاد اون روزها بخیر
موهات رو درست کن آقای تاتل
بله؟
... صبح بهخیر خانم، ما در مورد
... بله ... البته
بفرمایین داخل
انتظار نداشتم اینقدر زود بیاین
شما خانمِ ... ؟
من برتا میلز هستم، خانم
ایشون ادموند تاتل هستن
از آشنایی با شما خوشوقتم خانم
شما باید باغبان باشین
درسته ... باغبان
این خانم جوون هم لیدیاست
کار خدماتی کردی؟
... این قیافهی معصوم گولتون نزنه خانم
سنش بیشتر از چیزیه که به نظر میاد ...
اتو کردن بلدی؟
چی شده؟ کلاغه زبونتو خورده؟
... نمیتونه حرف بزنه خانم
... این فسقلی لاله ...
... اما خوب کار میکنه ...
مطمئن باشین ...
خیلی خوب
پیشخدمت قبلی خیلی حرف میزد
دنبالم بیاین ... خانم میلز، شما و این دختر
اتاق زیرشیروانی میخوابین، بالای پلهها ...
... و شما اقای - تاتل ... خانم -
شما هم میتونین تو اتاقک پشت ساختمون بمونین
همونطور که میبینین کار ... عقب مونده تو این خیلی زیاده
چون خدمتکارهای قبلی ... یه هفته پیش بیخبر رفتن
یعنی یه دفعه ناپدید شدند؟
آب شدن رفتن تو زمین
بیخبر رفتن ... دستمزدم هم نگرفتن
اونا ... یه دفعه بیخبر رفتن
چقدر عجیب
به زودی متوجه میشین ... یه زمانهایی بوده
که این خونه جای خیلی مناسبی نبوده ...
... برای همین من توی آگهی ...
خواسته بودم آدمهای راستگو ... و زحمتکش مراجعه کنن
راستگوتر و زحمتکشتر از ما پیدا نمیکنین
مگه نه آقای تاتل؟
... بله ... ما خیلی راستگو هستیم
و خیلی هم زحمتکش ...
آشپزخانه
... من ساعت 8 صبحانه میخورم
بچهها ساعت 9 ...
ناهار رو ساعت یک میخوریم ... و شام رو ساعت هفت و نیم
ارباب کجا تشریف دارن خانم؟
... ارباب رفتهن به جنگ
... یک سال و نیم پیش ...
از وقتی جنگ تموم شده ... ازش خبری ندارم
کدومتون آشپزی میکنه؟
متوجه نشدم خانم
کدومتون آشپزی میکنه؟
... الان براتون توضیح میدم
... توی این خونه هیچ دری نباید باز بشه ...
... مگه اینکه اول در قبلی بسته بشه ...
خیلی مهمه که این موضوع ... ... همیشه یادتون باشه
اونقدر که به نظر میاد آسون نیست ...
پانزده کلید مختلف برای ... همهی پنجاه در وجود داره
بسته به محلی که اون لحظه توش هستین ...
... خانم میلز، از فردا به بعد
یه دسته کلید در اختیارتون میذارم ...
بله خانم
اتاق موسیقی
وقتی اسبابکشی کردیم ... این پیانو اینجا بود
... لطفاً اجازه ندین بچهها صداش رو دربیارن ...
... باعث میشه سردردم شروع بشه ...
تو این خونه سکوت ... ... برای ما خیلی مهمه
... به همین دلیل اینجا تلفن، رادیو
و هر چیز دیگهای که سروصدا ... ... ایجاد کنه، وجود نداره
در ضمن برق هم نداریم ...
زمان جنگ آلمانها همهش ... برق رو قطع میکردن
ما هم عادت کردیم بدون برق ... زندگی کنیم، بذارین ادامه بدیم
لازم نیست تمام خونه رو ... به ما نشون بدین خانم
... چرا
... لازمه ...
بیشتر اوقات نمیتونین ... جلوی خودتون رو درست ببینی
... خیلی وقتا نمیتونین تشخیص بدین
... میز، صندلی، عسلی یا در جلوتونه
یا شاید هم بچهها دارن ... قایم باشک بازی میکنن
منظورتون چیه خانم؟
... بهتره اول با بچهها آشنا بشین
شما میتونین یه سر ... به باغ بزنین آقای تاتل
ابزار کار تو اتاقک هست ...
بله خانم
... شما دو تا هم پردهها رو بکشین
همهی پردهها رو ...
بیاین
همینجا صبر کنین تا بیدارشون کنم
به هیچوجه پردهها رو کنار نزنین
بیدار شین بچهها
حالا بیاین
چشمها بسته ... دست همدیگه رو بگیرین
... مبارک باد روشنایی روز
برکت بر عیسی مسیح که برایش دعا میخوانیم
... برکت بر باکرهی پاک
که آنچنان که باید بزرگش نداشتیم ...
برکت بر عیسی پسر مریم ... گل بینقص
که تا پایان دنیا نگاهبان ماست ...
هنوز کامل بیدار نشدن
چه کوچولوهای نازنینی
خب چی باید بگی؟
حالتون چطوره؟
حالتون چطوره؟
شما چطورین بچهها؟
... من خانم میلز هستم
اما اگه دوست داشته باشین ... ... میتونین برتا صدام کنین
اسم شما چیه؟
آن - نیکلاس -
آن و نیکلاس چه اسمای قشنگی
شما دایهی جدید ما هستین؟
بله عزیزانم من دایهی جدید شما هستم
الان باید صبحانه بخورن
لیدیا برو تو آشپزخونه و همهی پردهها رو بکش
دکترها هنوز نتونستن درمانی پیدا کنن
برای چی؟
برای مشکل بچهها
... بچهها به نور حساسیت دارن
... نور اذیتشون میکنه و نباید در برابر نوری
قویتر از این قرار بگیرن ...
... در غیر این صورت ظرف چند دقیقه
... پوستشون پر از زخم و تاول میشه ...
... نفسشون بالا نمیاد ...
و در نهایت میمیرن ...
خدایا
از این نون خوشم نمیاد
چرا؟
مزهش یه جوریه
نونای قبلی رو بیشتر دوس داشتم
دلیلش اینه که نونای قبلی رو ... یه نفر دیگه درست میکرده
اونا کی برمیگردن؟
اونا برنمیگردن بچهجون
درست مثل بابا
اما بابا برمیگرده
... خانم میلز، پدرمون برای جنگ رفته فرانسه
جنگ جهانی
میدونم، اما تو فرانسهس
پرحرفی بسه بچهها صبحونهتون رو بخورین
شما هم از اینجا میرین؟
!البته که نه
چرا باید بریم؟
... اونا هم میگفتن نمیرن
اما رفتن و بعدش اون طوری شد ...
ساکت شو
منظورت چیه آن؟ چطوری شد؟
!مامان ... دیوونه شد
هیچم نشد - !چرا ... شد -
نه ... نشد - !چرا ... شد -
ساکت شو
... چه خبره؟ این بشقابها باید تا
یه دقیقه دیگه خالی شده باشن، فهمیدین؟ ...
... خانم میلز، یک لحظه بیاین بیرون لطفاً
باید یه چیزی بهتون بگم ...
بله خانم
... پستچی معمولاً چهارشنبهها میاد
... اما الان که صندوق پست رو چک کردم ...
دیدم انگار این هفته پستچی نیومده ...
عذر میخوام، متوجه منظورتون نمیشم خانم
... این نامه باید پنج روز پیش
... به دفتر روزنامه تحویل داده میشد ...
... آگهی استخدام خدمتکار ...
... این طور که معلومه آگهی من چاپ نشده
به نظرم شما باید توضیح ... بدین چرا اینجا هستین؟
... آه ... فهمیدم
... میخواستم این رو همون موقع که در رو ...
روی ما باز کردین بهتون بگم ...
... راستش ما اتفاقی ...
اینجا اومدیم ...
... یه همچین خونهی بزرگی
همیشه به خدمهی ماهر ... و باتجربه نیاز داره
قبلاً همچین خونهای کار میکردین؟
... شاید این حرف غافلگیرتون کنه خانم، اما
ما قبلاً همینجا کار میکردیم ...
اینجا؟
چند سال پیش
... باید بگم اگه اغراق نباشه
بهترین سالهای زندگیم رو اینجا گذروندم ...
... برای همین اومدیم اینجا
این خونه برای ما مهمه ...
اگه اجازه بدین توصیهنامههامون رو نشون بدم ...
نه ... نه زحمت نکش، نیازی نیست
پس یعنی این خونه رو خوب میشناسین؟
مثل کف دستم
مگه اینکه تو این مدت ... ... دیوارها جابجا شده باشن
No comments yet. Be the first to leave one.