Perfect Crown

Perfect Crown (21세기 대군부인)

د Farsi/persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

[𝗖𝗼𝗳𝗳𝗲𝗲𝗣𝗿𝗶𝘀𝗼𝗻] 𝗣𝗘𝗥𝗙𝗘𝗖𝗧 𝗖𝗥𝗢𝗪𝗡 𝗦𝟬𝟭𝗘𝟬𝟮 𝗗𝗦𝗡+ 𝗪𝗘𝗕
د لخوا تبصره subdlmaker

تګونه

webdl
AI translated
په خپور شو: 2026-07-25
ډاونلوډونه: 10
د اوریدلو معیوبیت: No
FPS: 24

د Farsi/persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

مسابقه تیراندازی شصت و چهارم

اقامتگاه هیونمو، لاک‌پشت سیاه شمال!

اقامتگاه چونگ‌نیونگ، اژدهای آبی شرق!

اقامتگاه جوجاک، پرنده سرخ جنوب!

اقامتگاه بائه‌هو، ببر سفید غرب!

اون بچه نماینده جوجاک هست؟

بد نیست. دیدم که تمرین می‌کرد.

این کلید رو از ریو مین‌سئوک گرفتم، از اقامتگاه چونگ‌نیونگ، کلاس نهم.

اون بچه خیلی خشنه.

فقط ماه پیش، حتی به هفت هم نرسید.

چرا همیشه باهاش دشمنی می‌کنی؟

ازش خوشت میاد؟

موجودی پست مثل اون؟

- دیوونه شدی؟ - ریو مین‌سئوک.

بله؟

دهنت رو ببند.

- چی؟ - بی‌ادبی تو...

چشم و گوشم رو آزار می‌ده.

باشه.

بزن بریم، اقامتگاه چونگ‌نیونگ!

موفق باشی!

ده امتیاز!

نه امتیاز!

وای خدای من.

شور و شوق دانش‌آموزان واقعاً فوق‌العاده است.

حضور اعلیحضرت واقعاً روحیه آنها را شعله‌ور کرده است.

شنیدم

میدان تیراندازی شبانه‌روز باز است.

بله، اعلیحضرت.

این درخواست شخصی شاهزاده بزرگ ای-آن بود.

اقامتگاه چونگ‌نیونگ خیلی خفنه!

- بزن بریم، اقامتگاه چونگ‌نیونگ! - چونگ‌نیونگ!

- اژدهای آبی شرق! - اژدهای آبی شرق!

نه امتیاز!

بجنب...

ده امتیاز!

اشکالی ندارد. هنوز یک دور دیگر باقی مانده است.

بعداً می توانیم اوضاع را برگردانیم.

هئونمو، چونگنیونگ، جوجاک، بائهو

به نظر می رسد پیروزی امسال متعلق به خانه چونگنیونگ است.

من خیلی مطمئن نیستم.

تمام نشده است

تا زمانی که واقعاً تمام شود.

دور آخر!

تو می توانی!

- بیا، چونگنیونگ! - بیا، جوجاک!

زنده باد جوجاک!

نه امتیاز!

جوجاک: ۱۱۰ امتیاز

قسمت ۲

بیا...

ازدواج کنیم.

شرایط چیست؟

به نظر نمی رسد تعجب کرده باشی.

چرا باید تعجب کنم؟

- قبل از من حتماً زیاد بوده است. - بله.

فقط در دو روز گذشته، ده ها پیشنهاد دریافت کرده ام.

لعنتی.

پس...

شرایط خود را بگو.

خودم قضاوت خواهم کرد.

من پول زیادی دارم.

فکر می کردم چیز خلاقانه تری باشد.

اتلاف خلاقیت بی فایده است.

همه ازدواج ها یکسان هستند.

علاوه بر این،

آنچه آشناست همیشه بهتر است،

غذایی که می خوری، راهی که می روی،

حتی لباسی که می پوشی.

به همین دلیل آن را انتخاب کردی.

پس چی؟

قضاوت بر اساس آشنایی.

تبارم برتر است و توانایی‌هایم تیزتر.

من برادر بزرگتری دارم،

اما نگران نباش.

او آنقدر احمق است که دردسر درست کند.

می‌دانم که دوست نداری خانواده همسر دخالت کند.

دیگر چه؟

پوست کلفت هستم.

زن موفق و وارث نامشروع یک سرمایه‌دار بزرگ.

می‌دانی چقدر انتقاد دریافت کرده‌ام؟

اعلیحضرتی هرگز نخواهد فهمید.

بهتر است.

و من اطمینان حاصل خواهم کرد که اعلیحضرتی هرگز نخواهد فهمید.

پس، از من استفاده کن

به عنوان سپر انسانی.

به هر حال، پس از پایان قرارداد، طلاق خواهیم گرفت.

حتی پس از آن،

من مسئولیت را بر عهده خواهم گرفت.

دیگر چه؟

زیبایی؟

دیگر چه؟

- هنوز کم است؟ - بله. دیگر چه؟

آروم؟

- آجودان چوی. - اینجا چه کار می‌کنی؟

وقت داروی معجزه‌آساست.

وقتش کاملاً مناسب است.

می‌توانم بیاورم. به من بده.

اعلیحضرتی، این هیون است.

دارو...

- آنجا بگذار و برو. - بله، قربان.

ملکه مادر.

جائه-گیونگ از خانواده کیم رسیده است.

بیا داخل.

تاج کامل

- خانم سئونگ وارد شد؟ - چی؟

بله، تازه وارد شد.

چه شده؟ چرا می‌خندی؟

حالا تو هم لبخندم را دوست نداری؟

حالا دیگر نمی‌توانی لبخند بزنی.

دیوانه شدی؟ یا داری مجازات می‌شوی؟

آیا او تو را مجبور می‌کند سم بنوشی؟

احمقانه نباش.

اینجا سلسله چوسان نیست.

درست است.

خب، چه اتفاقی افتاد؟ زود بگو.

رد شدم.

چی؟

گفتم که رد شدم.

رد شدم.

- می‌توانم بپرسم چرا؟ - چون هست…

چیزی که بیشتر از پول، توانایی و زیبایی برایم ارزش دارد.

آن چیست؟

اگر بگویم،

می‌توانی آن را برآورده کنی؟

فکر می‌کنی نمی‌توانم؟

خب؟ گفت چه می‌خواهد؟

عشق.

او می‌خواهد به خاطر عشق ازدواج کند.

گفت این رویای تمام عمرش است.

او رمانتیک‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کردی.

- رمانتیک؟ - مرا غافلگیر کردی.

او به وضوح با من بازی می‌کند.

پس تو با او بازی می‌کنی.

فکر کردم هم‌مدرسه بودید.

می‌توانستی مودبانه رد کنی و او را رد کنی.

باید بهتر عمل می‌کردی.

تو واقعاً بی‌رحمی.

کاندیدای دیگری پیدا خواهم کرد.

چرا؟

چون رد شدی.

پس؟

چی؟ می‌خواهی دوباره امتحان کنی؟

آره.

چرا؟ تو حتی جدی هم نیستی.

بیا دیگه. غیرممکنه که من از این جدی‌تر باشم.

واقعا؟

چه جور آدم "جدی"ای

میگه "من پول، قدرت، یه برادر بازنده دارم،

و حتی یه حکم طلاق رو هم امضا می‌کنم"؟

هیچ نشانی از فروتنی نیست.

دوشیزه دو.

شاهزاده یی-آن قبلاً توسط گروهی که تظاهر به فروتنی می‌کنند، احاطه شده است.

فکر می‌کنی برای شکست دادن آن‌ها به چه چیزی نیاز دارم؟

به استراتژی‌ای نیاز داری که متفاوت به نظر برسد.

پس منظورت این است که آن نمایش دیوانه‌وار را عمداً انجام دادی؟

مطمئنم او آدم‌های عجیب و غریب مثل من را دوست دارد.

همه‌اش یک جور است.

او به جشن تولد اعلیحضرت با چولیک آمد.

این "عادی" نبود، مگر نه؟

آیا اعلیحضرت در انتخاب جه‌گ‌یونگ از خانواده کیم قاطع نبود؟

نامزد همراه

قصد ندارم کسی را به کسی دیگر معرفی کنم.

ترجیح می‌دهم تماشاگر باشم.

هرچه بیشتر دخالت کنند، درگیری بزرگتر خواهد بود.

در نهایت،

کسی که آن را مدیریت کند برنده خواهد شد.

این یعنی…

باید آن دختر را ببینم.

گفتی پیشنهاد جدید باید هفته بعد آماده باشد…

- گوش کن… - امروز بعدازظهر تمامش می‌کنم.

همان هفته بعد بده.

چی؟

پس چرا…

می‌دانی

چقدر روی من حساب می‌کنی،

مگر نه؟

من؟ روی من حساب می‌کنی؟

می‌دانم.

با توجه به این موضوع،

می‌توانم یک کمک کوچک مخفیانه از تو بخواهم؟

از تو؟

کمک... مخفیانه؟

راز.

چرا؟ چه اتفاقی افتاده؟

داشتی به جایی خیره می‌شدی. به چه چیزی نگاه می‌کردی؟

چی گفت؟

- او ازدواج می‌کند. - چی؟

واقعاً... صبر کن، او ازدواج می‌کند؟

مادر.

عمویی که قبلاً گفتی؟

آره.

نه اونی که زندان بود. من ازش خوشم نمیاد!

اون که در دبیرخانه سلطنتی کار می‌کرد.

آره، درسته.

فکر می‌کنی بتونم شماره تماسش رو بگیرم؟

وای خدای من، خبرنگار پارک.

این منم. چطوری؟

آره، البته.

نه، خانم سئونگ خیلی خوبه.

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left