Misericordia

Misericordia (Miséricorde)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Misericordia 2024 1080p BluRay Farsi Dubbed Film2Media
د لخوا تبصره Samurai_EP
A Commentary by Francofilms ✔ ترجمه از گروه تلگرامی: FrancoFilms با همکاری کانال: سینما دریمینگ ✔ مترجم: علی کلان

تګونه

bluray
full_subtitles
په خپور شو: 2025-08-29
ډاونلوډونه: 48
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫FRANCOFILMS@

‫نویسنده و کارگردان: ‫آلِن گیرودی

‫ ‫

‫ژرمی، ممنون که اومدی.

.نمی‌دونی چقدر از دیدنت خوشحال شدم

‫ واقعاً منو ناراحت کرد. ‫خیلی دوستش داشتم، می‌دونی که.

‫آره، میدونم.

‫میخوای ببینیش؟

‫بیا.

‫ فرزند این سرزمین، پسر یک دهقان،

‫ژان-پیر خیلی زود رفت سرکار ‫تا حرفه نانوایی رو یاد بگیره.

‫او زندگی‌اش رو وقف این کرد ‫که به ما نان بده.

‫دوست داشت به من بگه که، ‫کارش وظیفه مقدسی براش بود.

‫ژان-پیر عاشق شما بود، ‫به زبان حال با شما صحبت میکنم

‫چرا که عشق، هیچوقت فراموش نمیکنه، ‫چرا که ابدی‌ست.

‫ ما مسیحیان، ‫باور داریم که مرگ پایان نیست.

‫ما باور داریم که مرگ، فقط مسیری‌ست ‫به سوی پادشاهی عشق و نور.

‫برادران و خواهران گرامی، ‫ممنون که با حضوری پر تعداد آمدید.

‫ ممنون ژان-پیر، ‫تو که اکنون در برابر پروردگار ما هستی،

‫همسر عزیزت را شفاعت کن،

‫همینطور پسر عزیزت، ‫و جامعه ما.

‫ما بینهایت به عشق نیاز داریم.

‫ممنون ژان-پیر.

‫خیلی خب، من دیگه میرم.

.فعلا

‫خداحافظ.

.عصر بخیر

‫خداحافظ.

.خب ما هم دیگه زیاد نمی‌مونیم

‫بازیت رو تموم کردی؟

‫کیلیان؟

‫به تولوز برمیگردی؟

‫آره.

‫ می‌خوای الان راه بیفتی؟

‫با این حالی که داری؟

‫ عیب نداره، می‌تونم برم تولوز دیگه.

‫به هر حال راه دور و طولانیه.

‫حالا حتما باید امشب برگردی، ‫کسی منتظرته؟

‫اتاق ونسان هنوز هست، ‫میتونی اینجا بخوابی.

‫خب، راستش، نمی‌خوام مزاحم بشم.

‫اگه فکر می‌کنی دلم می‌خواد تنها بمونم ‫و غصه بخورم، سخت اشتباه می‌کنی.

‫اتاقت هیچ تغییری نکرده.

‫ازدواج کردی؟

‫نه.

‫بچه هم نداری؟

‫اونم نه.

‫ولی دوست‌دختر که داری، نه؟

‫آره، ولی رابطه‌مون به هم خورده، ‫داریم جدا می‌شیم.

‫ خب، چند روزیه که دیگه خونه نمی‌خوابه.

‫خوبی؟

‫خیلی دووم نیاورد.

‫چند وقته؟

‫سه سال.

.تقریباً چهار

‫یادته تمام شب یامز بازی می‌کردم؟

‫اوه، دیگه نه تا اون حد.

‫پیش می‌اومد که تا دیروقت اینجا بمونیم.

‫حوصله داری یه دست بازی کنیم بعدش من برم؟

‫ نه، زیاد حالش رو ندارم.

‫ شاید دوباره بریم پایین ‫به مادرت یه سر بزنیم؟

‫ببین چقدر خوشتیپ بوده اینجا.

‫چند وقت پیشه؟

‫یه سال پیش.

‫هنوز مریضیش معلوم نشده بود.

‫صبح بخیر.

‫صبح بخیر.

‫خوبی؟

‫خوبم، ممنون.

‫خوب خوابیدی؟

‫آره، خیلی خوب.

‫و شما چی؟

‫من نتونستم چشم رو هم بذارم.

‫صبحونه چی میل داری؟

‫من یه قهوه میخورم.

‫کسی هست؟

‫ چی می‌خواستی؟

‫دلم میخواست تو رو یه بار دیگه ‫یه جای آروم ببینم.

‫برای چی میخواستی من رو دوباره ببینی؟

‫اون موقع‌ها یه کم همدیگه رو می‌دیدیم.

‫خیلی با هم رفت و آمد نداشتیم.

‫باید بگم که بیشتر آدم تنهایی بودی.

‫ ولی من ازت خوشم می‌اومد.

‫نمی‌خوای یه روز بریم یه مشروبی بخوریم؟

‫آه، چرا که نه.

‫الان بریم؟

‫الان دیگه ساعت یازده، ‫باید برم یه جایی کار دارم.

‫قبل از اینکه بسته شه باید اونجا باشم.

‫ می‌تونیم بعد از کارت بریم یه چیزی بخوریم.

‫ترجیح میدم یه روز دیگه بریم.

‫باشه، موافقم.

‫اینجا خیلی می‌مونی؟

‫نمی‌دونم

‫دوست دارم اینجا باشم.

‫می‌دونی قارچ‌ها دراومدن یا نه؟

‫آه، آره.

‫باید هم زیاد دراومده باشن.

‫ با این بارونی که اومده.

‫شاید امروز بعد از ظهر برم.

‫خیلی خب.

‫به امید دیدار.

.به سلامت

‫امروز قارچ پیدا نمی‌کنی.

‫تا وقتی که ماه عوض نشده.

‫کی عوض میشه؟

‫نمی‌دونم، نگاه نکردم.

‫تو کارت تموم شده مگه؟

‫تازه دارم میرم، ‫میدونی ساعت چند باید سرکار باشم؟

‫نه، نمیدونم، ساعت چند؟

‫ساعت پنج.

‫آه، آره، چقدر زود.

‫من رفتم پیش والتر، ‫بهم گفت تو هم رفته بودی دیدنش.

‫تو والتر رو خیلی دوست داشتی.

‫باشه، من بیشتر حس می‌کردم ‫تو تحقیرش می‌کردی.

‫چرا همچین فکری کردی؟

‫نمی‌دونم، زیاد خوشت نمی‌اومد من برم .دیدنش

‫تو نمی فهمیدی چرا من ‫این همه وقت رو با اون می گذروندم.

‫جدی؟

‫آره.

‫نمی‌دونم، شاید یکم حسودی می‌کردی.

‫که می‌خواست منو فقط واسه خودش نگه داره.

‫ورزیده شدی، ها؟

‫نشون بده ببینم هنوزم مثل قبل چابکی؟

‫چیکار میکنی؟

‫اینطوری دنبال قارچ میگردین؟

‫نه من دنبال چیزی نیستم، ‫وقتش رو ندارم، این داره می‌گرده.

‫یه نگاه بندازین ببینین چی پیدا کردم.

‫اوه، چه خوبن!

مگه نه؟

‫خب من رفتم، ‫می‌رم کیلیان رو بیارم.

‫چرا داشتید دعوا میکردید؟

‫الکی بود، داشتیم خوش می‌گذروندیم.

‫ولی امیدوارم ربطی ‫به دیدن والتر نداشته باشه.

‫چی باعث شده همچین فکری بکنید؟

‫میخوای زیاد پیش ما بمونی؟

‫نمی‌دونم.

‫مارتین که خیلی خوشحاله تو اینجا موندی.

‫شاید هم دلش بخواد تنها باشه.

‫فکر نکنم، اهل این صحبت‌ها نیست.

‫اون تو رو خیلی دوست داره.

‫دلت نمیخواد کار نونوایی رو شروع کنی؟

‫من یه مدت زیادی رو تو نونوایی صنعتی گذروندم

‫یکم دستم کند شده.

‫با این اوضاعم مزاحمت شدم.

‫حتماً دلت می‌خواد برگردی تولوز.

‫فعلاً می‌تونم بمونم.

‫امشب؟

‫حتی چند روز.

‫همیشه این روستا رو دوست داشتم. ‫دلم میخواد کمی بمونم.

‫و میخوام در مورد نونوایی فکر کنم.

‫سه ماهی هست که بسته شده.

‫الان، مردم عادت کردن نون رو از ویلنوو بخرن.

‫اما شنیدم که زیاد خوب نیست.

‫و بعدش پانزده کیلومتر راهه تا بری نون بخری.

‫آره بابا، اصلاً از لِکلرک می‌خرن، ‫مثل بقیه چیزا.

‫تو اینطور فکر نمیکنی؟

‫نه.

‫خب دیگه تموم شده، ‫دورانی که هر دهکده‌ای یه نونوایی داشت.

‫دیگه حتی یه کافه هم نداریم.

‫تابستون یه کم کار میکنی؟

‫یه کاری میتونی دست و پا کنی.

‫خب، هر کاری دلت می‌خواد بکن.

‫تو چقدر منفی بافی؟ ‫اصلاً امکان نداره.

‫آره.

‫خب، کیلیان، بریم؟

‫هوی!

میای؟

‫خداحافظ.

‫خداحافظی نمیکنی؟

‫خیلی‌خب.

‫شاید ما بریم یه چیزی بخوریم.

‫واقعاً مزاحم نیستم اگه بمونم؟

‫اصلاً.

‫ژرمی؟ تویی؟

‫آره؟

‫داری چیکار میکنی؟

‫تشنه‌ام بود.

‫چی شده؟

‫هیچی.

دلم می‌خواست قبل اینکه .برم سرکار ببینمت

‫برای چی؟

واقعا می‌خوای نونوایی رو شروع کنی؟

‫هیچی نمیدونم، نه، فکر نکنم.

‫پس خوب میشه که مامانم رو ‫زیاد امیدوار نکنی، باشه؟

‫من چیزی نگفتم...

‫چرا اینجا موندی؟

‫این هیچ ارتباطی به اون نداره.

‫نه بابا؟

‫از مامانم خوشت میاد؟

‫آره.

‫آره، ولی...

‫من باید برم سرکار.

‫بله؟

‫صبح بخیر.

‫وَنسان، داشتم میرفتم. ‫تقریباً به موقع اومدی.

.بیشتر اومدم خودت رو ببینم

‫یه نوشیدنی تعارفم میکنی؟

‫بفرما، بیا تو.

‫پاستیس خوبه یا آبجو رو ترجیح میدی؟

‫نه، پاستیس خیلی خوبه.

Misericordia subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Misericordia

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left