Kuberaa

Kuberaa (కుబేర)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Kuberaa 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
د لخوا تبصره Samurai_EP

تګونه

webdl
machine_translated
په خپور شو: 2025-08-27
ډاونلوډونه: 79
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫ کوبرا ‬

‫لگد تایید شد! لگد تایید شد!‬

‫لوله را نگه دارید و آن را ببندید.‬

‫همین الان بس کن!‬

‫قربان، محاسبات به وضوح نشون میده که اینجا نفت وجود داره.‬

‫نفت گرفتیم!‬

‫نفت گرفتم.‬

‫آزمایش ساقه مته مثبت شد، اینجا سودآور است.‬

‫کمی آنجا.‬

‫سرعت را کم کنید.‬

‫با دقت.‬

‫- به متن توجه کن. - باشه، آقا.‬

‫- مراقب باش. - لوله نفت سالمه.‬

‫بچه‌ها، ما موفق شدیم.‬

‫- وای! تبریک میگم. - آفرین! بالاخره!‬

‫- سنتیل. - یادداشت کردن.‬

‫جوابش مثبت شد، قربان.‬

‫- مطمئنید؟ - بله، آقا.‬

‫دوباره آژیر اشتباه زد؟ - نه، آقا، اصلاً.‬

‫بالاخره هشت سال تلاش ما نتیجه داد.‬

‫این قدیمی‌ترین ذخیره نفتی جهان است.‬

‫حالا می‌توانیم یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کنیم و بگوییم،‬

‫هند دیگر به نفت دیگران وابسته نخواهد بود.‬

‫عجله‌ای نیست.‬

‫هر دو ساعت یکبار آزمایش دهید.‬

‫- این کار رو در مقیاس بزرگ انجام بده، سنتیل. - بله، قربان.‬

‫زود، زود - بیا.‬

‫کی این موقع شب زنگ میزنه؟‬

‫- موکوند! - نیراج جناب!‬

‫مقادیر زیادی هیدرات متان خالص یافت شده است.‬

‫یک تریلیون فوت مکعب گاز.‬

‫قدیمی‌ترین ذخایر نفتی جهان‬

‫موکوندا، چند نفر از این موضوع خبر دارند؟‬

‫مشعل در حال سوختن است.‬

‫همه منتظر خبرهای خوب هستند.‬

‫احتمال پخش شدن این خبر چقدر است؟‬

‫می‌توانم موضوع را تا فردا صبح پیش خودم نگه دارم.‬

‫ ترجمه شده سوشانت چاکرابورتی سومیک ‬

‫ ترجمه شده سوشانت چاکرابورتی سومیک حبیب سیام ‬

‫ ترجمه شده توسط سوشانت چاکرابورتی سومیک حبیب سیام شانتا کومار داس ‬

‫ ترجمه شده توسط سوشانت چاکرابورتی سومیک حبیب سیام شانتا کومار داس عمر فاروق ‬

‫ ترجمه شده توسط تنزید احمد ‬

‫ ترجمه شده تنزید احمد رودلا نوشین ‬

‫ ترجمه شده توسط تنزید احمد رودلا نوشین زاهد حسن ‬

‫ ترجمه شده توسط تنزید احمد رودلا نوشین زاهد حسن منهاج الاسلام ‬

‫ ویرایش شده توسط سوشانت چاکرابورتی سومیک ‬

‫نیراج!‬

‫- حالت چطوره؟ - سیدهاپا جی، من خوبم.‬

‫- بیا، بشین! - ممنون.‬

‫چرا اینقدر دیروقت؟ می‌توانستی زنگ بزنی.‬

‫این را نمی‌شود تلفنی گفت.‬

‫من از عملیات ساگارمانتان خبر جدیدی دریافت کردم .‬

‫۱۴ تریلیون تن مکعب ذخایر نفتی.‬

‫یعنی ... گاز کافی برای تأمین انرژی تا ۱۵ سال آینده.‬

‫از کجا قبل از من فهمیدی؟‬

‫من اینو می‌خوام، سیدهاپا جی.‬

‫نفت یک چیز معمولی نیست.‬

‫آنها می‌توانند تمام دارایی‌های ارزشمند ما را از ما بگیرند و سر راهمان قرار دهند.‬

‫به همین دلیل است که باید در مورد آن بحث کنیم.‬

‫چه بحثی در پیش است؟‬

‫انتخابات سال آینده.‬

‫الان زمان مناسبی برای استخراج نفت است.‬

‫قیمت‌های ما در مقابل دیدگان مردم افزایش خواهد یافت.‬

‫اگر اعلام کنیم که نفت کشف شده است،‬

‫آن را حق خود خواهند دانست.‬

‫فکر نکن که تو بهشون دادی.‬

‫اما اگر آن را از من بخرید و با کمک دولت به من بدهید...‬

‫آنوقت باور می‌کنند که تو آن را داده‌ای.‬

‫سیدهاپا جی، بین این دو خیلی فرق هست.‬

‫اگر به آنها بدهی،‬

‫سپس حداکثر برای یک ترم در بازداشت خواهید بود.‬

‫اما اگر آن را به من بدهی،‬

‫من دو دوره را تضمین می‌کنم.‬

‫امشب در دکل گاز انفجاری رخ خواهد داد .‬

‫هر کسی که از گاز خبر داشته باشد، خواهد مرد.‬

‫نیراج، صدها کارگر روی یک دکل نفتی هستند.‬

‫در کشور ما ۱.۴ میلیارد نفر جمعیت وجود دارد.‬

‫جان ۱۰۰۰ نفر مهم نیست.‬

‫مهم نیست چند نفر مرده‌اند.‬

‫رسانه‌ها نمی‌توانند آن را مدیریت کنند.‬

‫من آن را بررسی خواهم کرد.‬

‫پروژه را متوقف کنید.‬

‫اگر هوا سرد باشد،‬

‫من با اعلام خصوصی‌سازی با شما معامله خواهم کرد .‬

‫آیا همین است؟‬

‫فقط بگو چقدر و کی بدم.‬

‫باشه.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫جناب سنتیل، می‌توانیم مرخصی بگیریم؟‬

‫- من درخواست میدم... - هی، تو کی هستی؟‬

‫موکوند آقا، داری چیکار می‌کنی؟ داری به ما خیانت می‌کنی؟‬

‫- موکند جناب، شما یک خائن هستید. - شما کی هستید؟‬

‫خب، دیروز دهلی بودی؟‬

‫ما ۱۴ تریلیون تن مکعب نفت کشف کرده‌ایم .‬

‫کار خیلی خطرناکیه، پدر.‬

‫لازم نیست همچین ریسک بزرگی بکنی .‬

‫بهت احتیاج دارم بابا.‬

‫اگر نیراج میترا می‌خواهد در عرض ۵ سال ثروتمندترین مرد جهان شود ...‬

‫بنابراین این ریسک لازم است.‬

‫از همه بالاتر بمون، بابا.‬

‫اما نه روی کاغذ و نه با خودکار...‬

‫ای بابا.‬

‫داری ریسک بزرگی می‌کنی.‬

‫مشکلات زیادی پیش خواهد آمد.‬

‫شهرت، قدرت است.‬

‫اگر بتوانی از همه بالاتر بروی، آنگاه برتری بر همه چیز غلبه خواهد کرد.‬

‫ما 20 سال است که با امید، عملیات ساگارمانتان را انجام می‌دهیم .‬

‫اما بسیاری جان خود را از دست داده‌اند.‬

‫ناراحت کننده است. ما دیگر ریسک نمی‌کنیم.‬

‫ما در حال تشکیل کمیته تحقیق و تفحص هستیم.‬

‫به خانواده‌های هر یک از متوفیان مبلغ ۲ میلیون تاکا پرداخت خواهد شد.‬

‫ارزش این معامله چقدر بود؟‬

‫این لیست کامل است.‬

‫اینها جزئیات هستند.‬

‫بودجه احزاب، وزرای کابینه، رسانه‌ها و...‬

‫در مجموع ۱ لک کرور تاکا به احزاب مخالف داده شده است .‬

‫یک لک کرور!؟‬

‫کشور ما خیلی بزرگه، نیراج.‬

‫۲۹ استان، هر کسی نیازهایی دارد.‬

‫۵۰ میلیارد نفر سیاه‌پوست و ۵۰ میلیارد نفر باقی‌مانده سفیدپوست خواهند بود.‬

‫به محض اینکه این موضوع حل شود، خلیج بنگال را به شما تحویل خواهم داد.‬

‫نه، نه، نه، آن را پس بده.‬

‫می‌توانید بنویسید.‬

‫هیچ خبری نباید منتشر شود.‬

‫اگر این خبر منتشر شود، مردم به شما فشار می‌آورند که آنها را دستگیر کنید.‬

‫چاره دیگری نخواهیم داشت.‬

‫آبرویتان خواهد رفت.‬

‫باشه؟‬

‫این دست خط همچنین می‌تواند ما را به دام بیندازد.‬

‫یه نوشیدنی بخور.‬

‫به سلامتی.‬

‫آنها فقط پول می‌خواهند، نه ریسک.‬

‫و نام آنها را نمی‌توان فاش کرد.‬

‫ما هم همینو می‌خوایم، نیراج.‬

‫آنها باید پول را بدون ریسک بدهند.‬

‫کار باید مخفیانه انجام شود. ما حتی نمی‌توانیم تراکنش‌ها را مدیریت کنیم.‬

‫مردم به هیچ‌کس در حکومت اعتماد ندارند.‬

‫تصمیم آنها می‌تواند در هر زمانی تغییر کند.‬

‫اگر سیدهاپا نظرش را عوض کند چه؟‬

‫ما یک شخص ثالث، غیرمرتبط با ما ، برای رسیدگی به این موارد پیدا خواهیم کرد.‬

‫من کسی را، کسی که ماهر باشد، برای بررسی این موارد تعیین خواهم کرد .‬

‫کمبود افراد باهوش و ماهر وجود ندارد.‬

‫اما پیدا کردن کسی که وفادار باشد...‬

‫- واقعاً سخته. - چرا؟‬

‫آیا خدای شما از خلق انسان‌های وفادار دست کشیده است؟‬

‫یکی هست.‬

‫دیپاک‬

‫دیپاک تج‬

‫افسر سی‌بی‌آی، صادق، مسئولیت‌پذیر.‬

‫همه او را هزاری صدا می‌زنند چون هزاران پرونده را حل کرده است .‬

‫آنها به دفتر ما حمله کردند و یک میلیارد تاکا (واحد پول تاکا) را مصادره کردند.‬

‫من هرگز او را فراموش نخواهم کرد.‬

‫- باید ببریمش. - چرا باید به ما کمک کنه؟‬

‫نکن. (یا: نکن.)‬

‫ما باید او را متقاعد کنیم، او الان در زندان است.‬

‫به خانه‌ی یکی از وزرا یورش برده شد و این خبر به طور گسترده در رسانه‌ها منتشر شد.‬

‫وزیر باید استعفا بدهد.‬

‫حزب حاکم، دیپاک را هدف قرار داده است.‬

‫او شروع به انجام تمام تمهیدات کرد تا آزاد نشود.‬

‫او در ۵ سال گذشته در زندان بوده است.‬

‫- اون باید آزاد بشه. - از زندان.‬

‫چرا اینقدر به دردسر بیفتیم؟‬

‫برای کسی که در تاریکی زندگی می‌کند، حتی یک جرقه کوچک از یک کبریت می‌تواند امید زیادی به ارمغان بیاورد!‬

‫او ما را خدا خواهد دانست.‬

‫الان به همچین کسی نیاز داریم .‬

‫شیلپا...‬

‫حالتون چطوره؟‬

‫- حالت چطوره؟ - سر وقت غذا می‌خوری؟‬

‫دارو مصرف می‌کنی؟‬

‫- حالت چطوره بودجی؟ - یه دقیقه.‬

‫زیاد حرف می‌زند.‬

‫فقط سوال میپرسه.‬

‫گفته می‌شود دختر یک افسر سی‌بی‌آی شبیه شماست.‬

‫- در مورد من می‌پرسد؟ - بله، می‌پرسد.‬

‫به دروغ بهش گفتم که تو نیروی دریایی کار می‌کنی و توی دبی هستی.‬

‫دیگه نمی‌تونم دروغ بگم، دیپو.‬

‫او اکنون دچار تردید شده است.‬

‫الان باید باهاش ​​بازی کنم...‬

‫اما من حتی نمیتونم ببینمش.‬

‫این! این! صبور باش.‬

‫فقط سه ماه دیگه مونده.‬

‫به خدا و دادگاه توکل کنید.‬

‫بی‌گناهیت ثابت میشه، فهمیدی؟‬

‫همه برین! وقت تمومه!‬

‫- دیپو... - برو!‬

‫- سر وقت غذا بخور، یادت نره داروهاتو بخوری. - مراقب خودت و ذهنت باش.‬

‫- مواظب بدنت باش، باشه؟ - باشه؟‬

‫با من بیایید، آقا، می‌خواهم شما را ببینم.‬

‫آقا.‬

‫سلام دیپاک.‬

‫من نیراج میترا هستم.‬

‫مدیرعامل شرکت گلوبال انترپرایز.‬

‫بیا.‬

‫شما به دفتر ما هم حمله کردید.‬

‫یادم نمی‌آید.‬

‫ما مجبور شدیم صدها کرور تاکا (واحد پول تایلند) بپردازیم.‬

‫چرا باید یادت باشه؟‬

‫بیایید یک راست برویم سر اصل مطلب.‬

‫من که می‌دانم تو بی‌گناهی.‬

‫من همچنین می‌دانم که آنها تو را ده سال دیگر در زندان نگه خواهند داشت.‬

Kuberaa subtitles in other languages

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left