لومړۍ 200 کرښې.
سال 1900 میلادی سال گنگزی، پکن
داره لبخند میزنه
بهت خوشامد میگه
مهموننوازی کلاسیک چینی
این طلاست؟
معلومه
این معبد اول تو دوره یونگجیا، سلسله جین غربی ساخته شده
بعدا تو دورههای تانگ، لیائو و جین بازسازی شده
خوشم اومد
این مال توئه
فقط یکی؟
همهشون، معلومه
به ملکه مادر بگین نگران نباشه
آمریکا همیشه دوستِ امپراتوری بزرگ چینگ میمونه
احمقها
برو
گداهای کثیف
برگرد به قصر
...کنسولهای بریتانیا، آمریکا
...آلمان، فرانسه، روسیه، ایتالیا، ژاپن و اتریش-مجارستان رو راضی کردم
که دیگه تو شورش باکسر دخالت نکنن
ملکه مادر، خیالتون راحت باشه
بسیار خب
...شورشیهای انجمن احیای چین، سان یات-سن و ژنگ شیلین
که تو ماجرای گوانگژو شکست خوردن، حالا تو آمریکا قایم شدن
دارن سلاح جمع میکنن واسه یه شورش بزرگتر
ثبات داخلی باید قبل از تهدیدهای خارجی درست بشه
...فکر میکنم باید خودمون دست به کار بشیم و
سان یات-سن و ژنگ شیلین رو دستگیر کنیم
یه نفر رو تو ذهنم دارم واسه این کار
فی یانگگو، کاپیتان گارد امپراتوری
تو ادبیات و مبارزه حسابی واردِه
بسیار باوقاره، قیافهش هم بینقصه
استاد پرتاب خنجره و به انگلیسی هم مسلطه
الآن بیرون منتظره
صداش کن - صداش کن -
بنده حقیر، فی یانگگو، به اعلیحضرت تعظیم میکنه
برو به آمریکا
و اون خائنها رو برگردون
این انگلها رو نابود کن
...تا به تضمین
رونق پایدار سلسله بزرگ چینگ کمک کنی
بله، اعلیحضرت
وقتی گفتی دوست، نزدیک بود باورم بشه جدی میگی
...معلومه که جدی بودم
تا وقتی که بهمون به اندازه کافی بدن
و اگه ندن؟
با زور ازشون میگیریم
اون موقع میبینیم کدوم یکی از دوستامون بیشتر میتونه بگیره
بیست و هشتم مِی سال 1900
مذاکرات صلح بین اتحاد هشت ملت و چینگ به بنبست رسید
اتحاد یک عملیات نظامی مشترک راه انداخته
همزمان، آن سوی اقیانوس آرام ...طاعون و بیکاری سفیدپوستا
یه حس ضدچینی در آمریکا راه انداخته
زندگی رو برای مهاجرای چینی تو آمریکا هر روز سختتر میکنه
سان فرانسیسکو، آمریکا
نابغه چیه؟
یه استعداد ذاتی
تا پنج سالگی، موسیقی، شطرنج، خطاطی و نقاشی رو یاد گرفتم
همه کتابهای کلاسیک رو خوندم و شعرهای تانگ و سونگ رو راحت حفظ میکردم
هفت ساله بودم که پزشکی خوندم، کار خانوادگیمون
نه ساله بودم که مریضها رو درمان میکردم
مردم بهم میگفتن اعجوبه
یازده ساله بودم که لرد یونگ وینگ منو به عنوان یکی از اولین دانشجوهای چینی به آمریکا فرستاد
تا به احیای چین کمک کنم، چون استعدادهای عجیبی داشتم
خب، آقای اعجوبه
نابغه
آقای نابغه
بابام دقیقا چطور مرد؟
باید فکر کنم
قرصها - قرصها؟ -
قربانی از مشروب زیاد مرد
با یه دوز بالای کلرال هیدرات که باعث نارسایی تنفسی شد
کی مسئول غذاش بود؟
اون - اون -
اون قاتله
یکم عجله نکردی؟
چه اتاق لوکسی
یه یخچال اونجاست
تو عادتهای قربانی رو میدونستی واسه همین یخ رو با کلرال هیدرات مسموم کردی
ویسکی با یخ
یه میخ تو تابوت
هنوز یه کم آب یخ ذوبشده مونده
بیا تستش کنیم
ببندینش
چین، حسابی پیشرفت کردی
یه جور استدلال بزرگ از حفظ بود
بعد دو ماه باهات بودن از نگاه کردن یاد گرفتم
کارآگاه بودن که سخت نیست، مگه نه؟
یه استاد خوب خیلی کمک میکنه
شاگرد ندارم، تو مترجم منی
مترجم، میدونم
چرا داری میری سان فرانسیسکو؟
یه افسر ارشد چینی داره میاد تا یه انقلابی رو دستگیر کنه
دفتر نیویورک باهام تماس گرفت - یه پرونده دیگه تو سان فرانسیسکو -
خوب فکر کردم، به نظرم با مهارتهای به خصوصت جور درمیاد
من؟
میتونستم مترجم باشم یا یه دکتر سنتی چینی
حل کردن پرونده؟ - یه جایزه ده هزار دلاری داره -
نمیشه ردش کرد پرونده خیلی سختیه؟
مثل آب خوردن
چین، تو یه آدم زرنگی
در واقع، اصول و پایه همه شغلا یه چیزه
از منطق طب سنتی چینی استفاده کن
برای گسترش جزئیات و منطق
و باور دارم که یه کارآگاه عالی از آب درمیای
خب، امتحانش میکنم
الآن که پیاده شدی، یکی رو میبینی با یه تابلو که روش یه اسم نوشته
اسمامون شبیه همه، کارو به تو میسپرم
اون با کیه؟
واتسون، باز یبوست گرفتی؟
نشد با چین خداحافظی کنی
اون مسهلای چینی که بهم داد خیلی خوب جواب دادن
پرونده رو رد کردی چون خطرناکه، شرلوک؟
یه جورایی آره ولی بیشتر چون از سیاست متنفرم
یه جامعه سفیدپوست قبول نمیکنه یه کارآگاه سفید این پرونده رو حل کنه
سختترین بخش هر پرونده، خود پرونده نیست
سعی میکنم به اون بدبختا کمک کنم
چین، موفق باشی
منم
داری چی غرغر میکنی، مرد موزی؟
من شرلوک هولمزم
تو؟
فامیلی چین، اسم فو، لقب اولمز
فو-اولمز شبیه هولمز میمونه
فکر میکردم سفیدپوست باشه - من سفیدم، معلوم نیست؟ -
هست؟
هر چی، حرفشو قبول کن
آقای کارآگاه، بفرما، بیا
پس اینجا سان فرانسیسکوئه - آره -
پرونده چیه؟
جک قاتل؟
مگه تو انگلیس نبود؟ چطور اومد آمریکا؟
خفه شو
خفه شو
بدو - بای کیه؟ -
بدو
بدو
تو سان فرانسیسکو حسابی شلوغ شده، نه؟ - مگه روزنامهها رو نخوندی؟ -
خبرش تو آمریکا غوغا کرده - تازه رسیدم -
جک قاتل بیش از یه دهه پیش غیبش زد، از کی تا حالا چینی شده؟
سه روز پیش، دو تا چینی که پشت تئاتر ول میگشتن
دو تا جنازه پیدا کردن
یه دختر سفیدپوست به اسم آلیس و یه مرد بومی آمریکایی به اسم ششدست
اون زن رو بریده بودن، اعضای بدنشو درآورده بودن
گلوی اون پیرمرد رو بریده بودن، خونش رو زمین پاشیده بود
صبح روز بعد، سان فرانسیسکو تایمز یه نامه گرفت
از جک قاتل بود
فقط یه خط نوشته بود
خیلی خوشمزه بود
دخترا، آمادهاین؟
خیلی خوشمزه بود؟ این یعنی چی؟
بدتر از همه اینه که بابای آلیس، سناتور جمهوریخواهیه
گرانت - داره واسه شهردار شدن رقابت میکنه -
جامعه سفیدپوستا اینو بیخیال نمیشن
ششدست هم رئیس قبیله ناواهوه
بومیها هم ولش نمیکنن
این روزا اوضاع حسابی بهم ریخته
مردم ما جرات نمیکنن از محله چینیها برن بیرون
حتی محله چینیها هم ممکنه به زودی خطرناک بشه
حالا چیکار کنیم؟
این جک قاتل دقیقا کیه؟
هیپ سینگ تونگ، چیزی به گوشت میخوره؟
کیه که بزرگترین باند چینی تو آمریکا رو نشناسه؟
جک... بای
داری میگی این بای ژوانلینگ، رئیس اچاستیه؟
نه، پسرشه بای ژنبانگ
این گانگسترها چقدر مریض شدن؟
انگار قمار، مواد، فاحشهگری، غارت و آدمربایی کافی نبوده
حالا آدمخواری هم کردن؟
چه افتضاحی
باشه، دیگه بسه از اونا
بیا درباره پروندهمون حرف بزنیم - همین کارو کردیم -
چیکار کردیم؟
همه چیزو بهت گفتیم
بقیهشو رئیسمون بهت میگه
بابا
بابا
بابا
بابا
چرا سوزوندیش؟ - داشت بو میگرفت -
نه، باور نمیکنم بابام مرده باشه
رفته
...و
بوی بد هم میده
انتقامشو میگیرم
روح
برو از پرل بپرس، برو
...پرل
کی بابامو کشت؟
برو جایی که شرقیها جمع میشن
اولین نفری که بهش برخورد کردی
جوابت رو میده
...از هدیهای که
کاچینا بهت داده
استفاده کن تا عدالتی رو که دنبالشی، پیدا کنی
اینجا تو آمریکا، بودا، ژنرال گوان و عیسی همه کار میکنن
...تو
حتما کارآگاه فو هستی، درسته؟
چه جوون قهرمان باابهتی
No comments yet. Be the first to leave one.