لومړۍ 200 کرښې.
911، مورد اورژانسیتون چیه؟
من به برادرم شلیک کردم
کمکم کنید!
دختری که ...
از تیراندازی محلهی ثوثساید در امان مانده است
خبر فوری، دو تیم،
قربانیهایی که توسط تیراندازی مرگبار ...
سال 2016 برای شیکاگو جوری به پایان میرسه
که میزان قتلهای آن ...
برنامهی «سوونی» از موج 45 هست
باید در مورد اتفاقات شیکاگو صحبت کنیم
شما روی خط دارین با تیلور بنت صحبت میکنید
میدونین مشکل چیه؟
مشکل اینه که به ما اهمیت نمیدن
مشکل اینه که به ما آموزش کافی نمیدن
پسر 17 سالهای که به ضرب گلوله کشته شد ...
دختر 12 سالهای که
از تیراندازی دیشب
جان سالم به در برد ...
762 کشته از بیش از 3.500 بار تیراندازی
هیچ امیدی نیست، بچهها
دولت به مشکلتون رسیدگی نمیکنه
اوضاع از قبل بدتر میشه ...
ما با این بحث ادامه میدیم
چون باید در شیکاگو بالاخره یکی جوابگو باشه
گروه B-9116, مورد اورژانسی. درخواست نیروی پشتبانی رو دارم
توی ادارهی پلیس تیراندازی رخ داده. یک افسر زخمی شده
دارم از لوپ جنوبی میام. توی خیابون وکر هستیم
به سمت شمال شیکاگو در حال حرکتیم
زمان تقریبی، دو دقیقه
چندتا گلوله به سینهاش خورده. توی وضعیت بحرانیه
به یه متخصص جراحات بگید به بخش اورژانس بیاد
آماده باشید یه افسر در راهه
چندیدن گلوله خورده
زمان تقریبی، 2 دقیقه
ما از پسش برمیایم! بیدار بمون!
حرکت کن! خدای من!
یالا!
یالا، رفیق. بزن بریم
برو!
مورد چیه؟
چندتا گلوله به سینهاش خورده. خونریزی شدید داره
اتاق عمل اورژانسی رو خالی کنین
یالا، باهامون بمون، رفیق
چشمات رو نبند
- چشمات رو نبند - از سر راه برید کنار!
- ضربان نداره! ضربان نداره! - خدای من!
یه نفر به دادم برسه!
یالا رفیق. باهام بمون، رفیق. یالا!
شما دوتا، بیاین اینجا پرستار
دریافت شد، دکتر. الآن میام
دکتر "کرزی" رو خبر کن. همینحالا دکتر کرزی رو خبر کن
تیم آبی لطفاً به آی.سی.یو مراجعه کنند
تیم آبی به آی.سی.یو
ثابت و باز شد
1 دکتر کرزی توی اتاق عمل اورژانس بهتون نیاز دارن
- کریس، جامو بگیر - باشه
ممنون
جراحات گلوله، یکی هم به گردنش خورده
- جلیقه داره؟ - بله
- دکتر، خواهش میکنم - صبرکن
تجهیزات شکافت سینه. 5 واحد خونه او-منفی
و 5 تا پرسنل دیگه واسه اتاق عمل اورژانس خبر کنین
اتاق عمل رو آماده کنین
چشم، دکتر
گزارشش کن
زمان مرگ، 12:24 دقیقهی بامداد
توی 6 دقیقه به اینجا رسیدم
نمیتونستم سریعتر بیام
ربطی به تو نداره
قلبش ایستاد. کلی خون از دست داده بود
ما هر کاری از دستمون بر میومد کردیم
بهتون تسلیت میگم
تیرانداز توی اتاق دوـه، دکتر
ببخشید
دکتر کرزی به اتاق عمل شمارهی دو. دکتر کرزی به اتاق عمل شمارهی دو
چیه؟ حالا میخوای بری اون حیوونی که بهش شلیک کرده رو نجات بدی؟
اگه بتونم، آره
آرزوی مرگ
و رضا بلالی Notion عرفان ،DC مترجمین: شیرین
فکر کنم یه خورده کند میچرخه
شاید وقتشه یه ساعت جدید بگیری
- نه، از این خوشم میاد - اهم
گفتن ساعت 9 ...
اون قبول میشه
میدونم. فقط دلم واسه پاکت نامهها تنگ شده
نه این چیزای مزخرف اینترنتی
اوه، خدای من! آره، آره، آره
بنظر میاد جیغ خوبی بود
بنظر میاد صدای جیغ خیلی خوبی بود
سلام بچهها. چه خبر؟
سلام عزیزم. صبحونه میخوری؟
- اوهوم - چطوری؟ حالت چطوره؟
- خوبم - آره؟ گرسنه نیستی؟
- دارم غش میکنم - تخممرغ میخوای؟
امم. آره لطفاً
واسه بازیت هیجان زده نیستی؟
ای. فقط یه بازی سادهاس
هی، فکر کنم یه صدایی از اون بالا شنیدم
تو چیزی نشنیدی؟
آره، فکر کنم یه چیزی شنیدم. چی بود؟
ممنون. قبول شدم. قبول شدم!
خیلی خوشحالم، عزیزم
خیلی برات خوشحالم!
میخوام برم توی نیویورک زندگی کنم!
آخر هفتهها، واسه شستن لباسام با هواپیما میام، باشه؟
قول میدم
باشه، باشه، خوبه
خدای من باید به سوفی پیام بدم ببینم قبول شده یا نه
دخترمون داره میره کالج
خوشحالم
- واقعاً میگم - جدی؟
- اوهوم - من که میگم باید صورتت رو ببینی
- امم. عزیزم - امم
واینستا! بیا اینجا!
- مراقب دفاع باش. - برو، برو، برو!
یالا، جوردن. یالا جوردن!
- جوردن! - یالا!
گمون کنم همیشه فکر میکردم
که به نورث وسترن میره یا یه همچین جای نزدیکی
آره. فکر میکنی بابام راضی بود
که واسه کالج میخواستم از تگزاس برم؟
خب، این فرق میکنه
چه فرقی میکنه؟
فقط این دفعه ما هستیم که باید کوتاه بیایم
این خطا بود! هی! پاشو زد!
- چه مرگته، رف؟ - اوه
واقعاً؟
گمون کنم فکر نمیکرد اینقدر سریع بگذره
پاس مزخرفی بود، بریانا. خودتم میدونی
فکر کنم بیشتر از چیزی که فکر کنیم میبینیمش
چون مراسم عید شکر گذاری رو داریم
- کریسمس رو داریم ... - امم
و میتونیم به نیویورک هم بریم
خطا! اینم خطا بود!
- خدای من! - آروم بگیر، رفیق
وگرنه سکته میکنی
با تو حرف نمیزدم، پیری
نه در حقیقتش داشتی با همه حرف میزدی
فقط صداتو بیار پایین، کلی بچه اینجان
وگرنه چیکار میکنی؟
پاول، بیخیال
اگه جای تو بودم خفهخون میگرفتم
فکر خوبیه. چرا خودت این کارو نمیکنی؟
مثل من باش و خفهخون بگیر
فکر میکنی بامزهاس؟
یه بار دیگه بگو
یالا، آقای بامزه
یه باز دیگه بگو
حالا ساکت شدی، هان؟
- یالا! یالا! - بس کن!
- بس کن! بس کن! - بیا اینجا
اوه، درسته. بذار زنت ازت دفاع کنه
ترسو
خیلیخب. خیلیخب
بعدش اون یارو جلوی صورت بابام وایساد
و بعد هلش داد
و عملاً بازي رو متوقف کرد
داشت صورتمو تفی میکرد
من مجبور شدم بپرم وسط
نزدیک بود من مشت بزنم تو صورت یارو
چرا کون طرفو پاره نکردی؟
مثل روزای قدیمت
خدار و شکر مامانت اومد
صبرکن، بابا "مثل روزای قدیم"؟
آره، بابات یه پا خروس جنگی بود
آره، یه خروس جنگی بودم
واقعاً؟ تا حالا بهم نگفته بودی!
قدیما خیلی شر بود
بهش بگو. بهش بگو
- عادت داشتم با بابام مبارزه کنم - اوه
همیشه باهاش مبارزه میکردم
توی خونهی همیشه گریه و زاری بود
و حدس بزن کی گریه میکرد؟
من. من تمام مبارزهها رو میباختم
- افتضاحه - من هنوزم دوست دارم، بابا
باید به کلاس دفاع شخصی بری
یاد میگیریش اینجوری وقتی کالج میری
و گیر پسرای بد افتادی
میدونی چیکارشون کنی
جوری نگام نکن انگار حالیم نیست دارم چی میگم
نه، نه، فقط دارم میگم که شاید همینحالاشم بلد باشم
وای، وای، وای!
- جوردن! - خیلیخب، خیلیخب
من تسلیمم
جدی میگم اون دوشنبهها
چهارشنبهها و جمعهها تمرین میبینه. مراقب باش
- واقعا؟ - من دارم تمرین میبینم
و حقیقتش یه سالن بکس توی تربیکا پیدا کردم
که تمام سوپر مدلها اونجا میرن
پس منم میخوام برم اونجا
صحبت از کالج شد. دکترات چی شد؟
اوه، خیلی ممنون که یادت بود
این چطوره؟
آره، بعد از 15 سال تلاش به زودی دکتر میشم
- به سلامتی مامان. درسته؟ - عالیه. یالا
دوتا دکتر کرزی داریم. باورت میشه؟
دو تا دکتر
- منو دکتر صدا میزنی؟ - بله
- واقعاً؟ - بهت میگم دکتر عزیزم
No comments yet. Be the first to leave one.