Death Wish

Death Wish

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Death Wish 2018 BDRip x264-DRONES
Death Wish 2018 1080p BluRay x264-DRONES
Death Wish 2018 BRRip XviD AC3-EVO
Death Wish 2018 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Death Wish 2018 720p BluRay x264-YTS AG
Death Wish 2018 720p BluRay x264-Ganool
Death Wish 2018 720p BRRipx264-MkvCage
Death Wish 2018 720p BluRay x264-DRONES
Death Wish 2018 BDRip X264-AMIABLE
د لخوا تبصره ShirinDC
► DC رضا بلالی و شیرین ، Notion مترجمین: عرفان ◄ ♣ DibaMoviez.Com

تګونه

bdrip
bdr
x264
BDR
په خپور شو: 2018-05-26
ډاونلوډونه: 64
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫911، مورد اورژانسی‌تون چیه؟

‫من به برادرم شلیک کردم

‫کمکم کنید!

‫دختری که ...

‫از تیراندازی محله‌ی ثوث‌ساید در امان مانده است

‫خبر فوری، دو تیم،

‫قربانی‌هایی که توسط تیراندازی مرگبار ...

سال 2016 برای شیکاگو جوری به پایان میرسه

‫که میزان قتل‌های آن ...

‫برنامه‌ی «سوونی» از موج 45 هست

‫باید در مورد اتفاقات شیکاگو صحبت کنیم

‫شما روی خط دارین با تیلور بنت صحبت می‌کنید

‫می‌دونین مشکل چیه؟

‫مشکل اینه که به ما اهمیت نمیدن

‫مشکل اینه که ‫به ما آموزش کافی نمیدن

‫پسر 17 ساله‌ای که ‫به ضرب گلوله کشته شد ...

‫دختر 12 ساله‌ای که

‫از تیراندازی دیشب

‫جان سالم به در برد ...

‫762 کشته از بیش از 3.500 بار تیراندازی

‫هیچ امیدی نیست، بچه‌ها

‫دولت به مشکل‌تون رسیدگی نمی‌کنه

‫اوضاع از قبل بدتر میشه ...

‫ما با این بحث ادامه میدیم

‫چون باید در شیکاگو ‫بالاخره یکی جوابگو باشه

‫گروه B-9116, مورد اورژانسی. ‫درخواست نیروی پشتبانی رو دارم

‫توی اداره‌ی پلیس تیراندازی رخ داده. ‫یک افسر زخمی شده

‫دارم از لوپ جنوبی میام. ‫توی خیابون وکر هستیم

‫به سمت شمال شیکاگو در حال حرکتیم

‫زمان تقریبی، دو دقیقه

‫چندتا گلوله به سینه‌اش خورده. ‫توی وضعیت بحرانیه

‫به یه متخصص جراحات بگید ‫به بخش اورژانس بیاد

‫آماده باشید ‫یه افسر در راهه

‫چندیدن گلوله خورده

‫زمان تقریبی، 2 دقیقه

‫ما از پسش برمیایم! ‫بیدار بمون!

‫حرکت کن! ‫خدای من!

‫یالا!

‫یالا، رفیق. ‫بزن بریم

‫برو!

‫مورد چیه؟

‫چندتا گلوله به سینه‌اش خورده. ‫خونریزی شدید داره

‫اتاق عمل اورژانسی رو خالی کنین

‫یالا، باهامون بمون، رفیق

‫چشمات رو نبند

‫- چشمات رو نبند ‫- از سر راه برید کنار!

‫- ضربان نداره! ضربان نداره! ‫- خدای من!

‫یه نفر به دادم برسه!

‫یالا رفیق. ‫باهام بمون، رفیق. یالا!

‫شما دوتا، بیاین اینجا ‫پرستار

‫دریافت شد، دکتر. ‫الآن میام

‫دکتر "کرزی" رو خبر کن. ‫همین‌حالا دکتر کرزی رو خبر کن

‫تیم آبی لطفاً به آی.سی.یو مراجعه کنند

‫تیم آبی به آی.سی.یو

ثابت و باز شد

1 ‫دکتر کرزی توی اتاق عمل اورژانس ‫بهتون نیاز دارن

‫- کریس، جامو بگیر ‫- باشه

‫ممنون

‫جراحات گلوله، ‫یکی هم به گردنش خورده

‫- جلیقه داره؟ ‫- بله

‫- دکتر، خواهش می‌کنم ‫- صبرکن

‫تجهیزات شکافت سینه. ‫5 واحد خونه او-منفی

‫و 5 تا پرسنل دیگه ‫واسه اتاق عمل اورژانس خبر کنین

‫اتاق عمل رو آماده کنین

‫چشم، دکتر

‫گزارشش کن

‫زمان مرگ، 12:24 دقیقه‌ی بامداد

‫توی 6 دقیقه به اینجا رسیدم

‫نمی‌تونستم سریع‌تر بیام

‫ربطی به تو نداره

‫قلبش ایستاد. ‫کلی خون از دست داده بود

‫ما هر کاری از دستمون بر میومد کردیم

‫بهتون تسلیت میگم

‫تیرانداز توی اتاق دوـه، دکتر

‫ببخشید

‫دکتر کرزی به اتاق عمل شماره‌ی دو. ‫دکتر کرزی به اتاق عمل شماره‌ی دو

‫چیه؟ حالا می‌خوای بری اون حیوونی که ‫بهش شلیک کرده رو نجات بدی؟

‫اگه بتونم، آره

آرزوی مرگ

و رضا بلالی Notion عرفان ،DC مترجمین: شیرین

‫فکر کنم یه خورده کند می‌چرخه

‫شاید وقتشه یه ساعت جدید بگیری

‫- نه، از این خوشم میاد ‫- اهم

‫گفتن ساعت 9 ...

‫اون قبول میشه

‫می‌دونم. ‫فقط دلم واسه پاکت نامه‌ها تنگ شده

‫نه این چیزای مزخرف اینترنتی

‫اوه، خدای من! ‫آره، آره، آره

‫بنظر میاد جیغ خوبی بود

‫بنظر میاد صدای جیغ خیلی خوبی بود

‫سلام بچه‌ها. ‫چه خبر؟

‫سلام عزیزم. ‫صبحونه می‌خوری؟

‫- اوهوم ‫- چطوری؟ حالت چطوره؟

‫- خوبم ‫- آره؟ گرسنه نیستی؟

‫- دارم غش میکنم ‫- تخم‌مرغ می‌خوای؟

‫امم. آره لطفاً

‫واسه بازیت هیجان زده نیستی؟

‫ای. ‫فقط یه بازی ساده‌اس

‫هی، فکر کنم یه صدایی از اون بالا شنیدم

‫تو چیزی نشنیدی؟

‫آره، فکر کنم یه چیزی شنیدم. ‫چی بود؟

‫ممنون. ‫قبول شدم. قبول شدم!

‫خیلی خوشحالم، عزیزم

‫خیلی برات خوشحالم!

‫می‌خوام برم توی نیویورک زندگی کنم!

‫آخر هفته‌ها، واسه شستن لباسام ‫با هواپیما میام، باشه؟

‫قول میدم

‫باشه، باشه، خوبه

‫خدای من ‫باید به سوفی پیام بدم ببینم قبول شده یا نه

‫دخترمون داره میره کالج

‫خوشحالم

‫- واقعاً میگم ‫- جدی؟

‫- اوهوم ‫- من که میگم باید صورتت رو ببینی

‫- امم. عزیزم ‫- امم

‫واینستا! ‫بیا اینجا!

‫- مراقب دفاع باش. ‫- برو، برو، برو!

‫یالا، جوردن. ‫یالا جوردن!

‫- جوردن! ‫- یالا!

‫گمون کنم همیشه فکر می‌کردم

‫که به نورث وسترن میره ‫یا یه همچین جای نزدیکی

‫آره. ‫فکر می‌کنی بابام راضی بود

‫که واسه کالج می‌خواستم از تگزاس برم؟

‫خب، این فرق می‌کنه

‫چه فرقی می‌کنه؟

‫فقط این دفعه ما هستیم ‫که باید کوتاه بیایم

‫این خطا بود! هی! ‫پاشو زد!

‫- چه مرگته، رف؟ ‫- اوه

‫واقعاً؟

‫گمون کنم فکر نمی‌کرد ‫اینقدر سریع بگذره

‫پاس مزخرفی بود، بریانا. ‫خودتم می‌دونی

‫فکر کنم بیشتر از چیزی که فکر کنیم ‫می‌بینیمش

‫چون مراسم عید شکر گذاری رو داریم

‫- کریسمس رو داریم ... ‫- امم

‫و می‌تونیم به نیویورک هم بریم

‫خطا! ‫اینم خطا بود!

‫- خدای من! ‫- آروم بگیر، رفیق

‫وگرنه سکته می‌کنی

‫با تو حرف نمیزدم، پیری

‫نه در حقیقتش داشتی ‫با همه حرف میزدی

‫فقط صداتو بیار پایین، ‫کلی بچه اینجان

‫وگرنه چیکار می‌کنی؟

‫پاول، بیخیال

‫اگه جای تو بودم ‫خفه‌خون می‌گرفتم

‫فکر خوبیه. ‫چرا خودت این کارو نمی‌کنی؟

‫مثل من باش ‫و خفه‌خون بگیر

‫فکر میکنی بامزه‌اس؟

‫یه بار دیگه بگو

‫یالا، آقای بامزه

‫یه باز دیگه بگو

‫حالا ساکت شدی، هان؟

‫- یالا! یالا! ‫- بس کن!

‫- بس کن! بس کن! ‫- بیا اینجا

‫اوه، درسته. ‫بذار زنت ازت دفاع کنه

‫ترسو

‫خیلی‌خب. ‫خیلی‌خب

‫بعدش اون یارو جلوی صورت بابام وایساد

‫و بعد هلش داد

‫و عملاً بازي رو متوقف کرد

‫داشت صورتمو تفی می‌کرد

‫من مجبور شدم بپرم وسط

نزدیک بود من مشت بزنم تو صورت یارو

‫چرا کون طرفو پاره نکردی؟

‫مثل روزای قدیمت

‫خدار و شکر مامانت اومد

‫صبرکن، بابا ‫"مثل روزای قدیم"؟

‫آره، بابات یه پا خروس جنگی بود

‫آره، یه خروس جنگی بودم

‫واقعاً؟ ‫تا حالا بهم نگفته بودی!

‫قدیما خیلی شر بود

‫بهش بگو. ‫بهش بگو

‫- عادت داشتم با بابام مبارزه کنم ‫- اوه

‫همیشه باهاش مبارزه می‌کردم

‫توی‌ خونه‌ی همیشه گریه و زاری بود

‫و حدس بزن کی گریه می‌کرد؟

‫من. من تمام مبارزه‌ها رو می‌باختم

‫- افتضاحه ‫- من هنوزم دوست دارم، بابا

‫باید به کلاس دفاع شخصی بری

یاد میگیریش ‫اینجوری وقتی کالج میری

‫و گیر پسرای بد افتادی

‫می‌دونی چیکارشون کنی

‫جوری نگام نکن انگار حالیم نیست دارم چی میگم

‫نه، نه، فقط دارم میگم که ‫شاید همین‌حالاشم بلد باشم

‫وای، وای، وای!

‫- جوردن! ‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫من تسلیمم

‫جدی میگم ‫اون دوشنبه‌ها

‫چهارشنبه‌ها و جمعه‌ها تمرین می‌بینه. ‫مراقب باش

‫- واقعا؟ ‫- من دارم تمرین می‌بینم

‫و حقیقتش یه سالن بکس توی تربیکا پیدا کردم

‫که تمام سوپر مدل‌ها اونجا میرن

‫پس منم می‌خوام برم اونجا

‫صحبت از کالج شد. ‫دکترات چی شد؟

‫اوه، خیلی ممنون ‫که یادت بود

‫این چطوره؟

‫آره، بعد از 15 سال تلاش ‫به زودی دکتر میشم

‫- به سلامتی مامان. درسته؟ ‫- عالیه. یالا

‫دوتا دکتر کرزی داریم. ‫باورت میشه؟

‫دو تا دکتر

‫- منو دکتر صدا میزنی؟ ‫- بله

‫- واقعاً؟ ‫- بهت میگم دکتر عزیزم

More Farsi Persian subtitles for Death Wish

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left