لومړۍ 200 کرښې.
اين يه داستانه واقعيه.ترکيب نقش ها هم بر پايه ي اشخاص حقيقي هستند و فقط زمان و مکان انجامش کوتاه تر شده تمام جزئياته فرار چيزي بوده که واقعا اتفاق افتاده
. بريد داخل
بجنبيد
از اين طرف
يالا
خيلي خب .. که اينطور کدومش رو ميخواي ؟
من... نه ... اين مال منه
آماده باش اومدم
دني , اون درختا چقدر با ما فاصله دارن؟
بيش از 200 پا
خب .. من ميگم 300 پا
مسيره حفاريش زياده
کاونديش رو مياريم يه تخميني بزنه آرزو ميکنم ايکس بزرگ اينجا باشه
ويلي , تو فکر ميکني ايکس فرار کرده باشه؟
اگه کرده بود يه جوري برامون پيغام مي فرستاد
فکر ميکني کار گشتاپو (پليس مخفي نازي هيتلر) باشه؟ اگه نباشه اون مرده
هوادار رمزي؟ بله
من اشتراوتز هستم ممکنه لطفا همراه من بيايد؟
من مراقب وسايلتون هستم قربان خيلي خوب
هوادار رمزي
صبح بخير هوادار
من کاپيتان پوزن هستم . دستياره ون لوگر به نظر مياد شما افسر ارشد انگلستان باشيد
شما بايد رابط ما بين زنداني ها و کلونل باشيد
ايشون ميل دارن برخي مطالب مسلم براي شما روشن بشه
به عبارتي ميشه "خط مشي" درسته؟
بله
ممنون
فرمانده هوايي رمزي
من کلونل ون لوگر هستم... خواهش ميکنم بشينيد
سرهنگ رمزي در چهار سال گذشته..
رايش (امپراطوري نازي آلمان) متحمل صرف زمان بسيار زياد..
انرژي , نيروي انساني و تجهيزات
درقبال تعقيب و گريز اسراي جنگي بوده
دست کم دونستن خواسته ي شما چيزه خوبيه .. اينطور نيست؟
رفتار سبک براي ما اهميتي نداره از اين اردوگاه کسي نبايد فرار کنه
کلونل ون لوگر , سعي بر فرار از وظايفي هست که تمام افسران بابتش قسم خوردن
و اگه نتونن, وظيفشونه که به علت وجود دشمن
براي محافظت از خودشون از تعداد بسيار زيادي نفرات استفاده کنن
و قسم خوردن که تا توانايي دارن دشمن رو آزار بدن
بله .. در جريان هستم
آدم هاي زير دستت خيلي موفقيت ها تا حالا داشتن
براي نمونه .. اين آقا... اشلي پيت
تو درياي شمال گرفته ميشه ... فرار ميکنه دوباره گرفته ميشه .. فرار ميکنه ... دوباره گرفته ميشه
آرچي آيوز يازده بار مبادرت به فرار
من جمله ميخواست وقتي داشتن مياوردنش اينجا از کاميون بپره پايين
ويليام ديکس
به اينکه در 11 حفاري تونل براي فرار نقش داشته مشهوره
فلايت ويلينسکي : چهار مورد فرار
مک دونالد : 9 مورد هندليه آمريکايي : 5 مورد
هاينز : 4 مورد , سجويک : هفت مورد ليستشون تقريبا تمومي نداره
يه مردي اينجا هست که 17 بار مبادرت به فرار داشته
هوادار , اين ديگه يه جور جنونه
کاملا و بايد جلوش گرفته بشه
کلونل .. شما انتظار داريد که افسران وظايفشون رو فراموش کنن؟
خير
چون مخالف اين رو انتظار داشتيم شمارو اينجا آوورديم
اينجا يه اردوگاهه جديده
اينجا براي نگه داشتن شما و افرادتون ساخته شده
تماميه اقدامات حفاظتي و امنيتي که ياد گرفته بوديم رو به صورت يکجا دور هم جمع کرديم
و از جانب من, برخورد با شما مثل يک زندانيه معمولي نخواهد بود
مگر اينکه افسر ستاد توسط فرمانده ي ارشد لوفت واف نيروي هواييه نازي
شخصا براي اين سمت انتخاب بشه
در حقيقت ميخوايم همه ي تخم مرغ هاي گنديده رو بذاريم توي يک سبد
و ميخوايم به دقت مراقب اين سبد باشيم
خيلي عاقلانه ست
شما نبايد مخالفتي با داشتن امکانات عادي داشته باشيد
ورزش , کتابخونه , تالاره سرگرمي
و در مورد باغباني کردن هم ما خودمون وسايلش رو بهتون ميديم
بهتون اعتماد ميکنيم که از اونا فقط براي باغباني کردن استفاده ميکنيد
انرژيتون رو صرف اين چيزا بکنيد
اگه اميدي به فرار داريد , بي خيالش بشيد
و با همکاريه عاقلانه
مي تونيم هممون تا تموم شدن جنگ اينجا بمونيم
راحت تر از اونکه امکانش وجود داشته باشه
کناره ماشين داري چيکار ميکني؟ دارم ابزار مي دزدم
براي کسي که دزدي ميکنه انفرادي داريم داشتم شوخي ميکردم
.. آمريکايي هستي ديگه آره .. تو هم آلماني هستي ديگه
البته براي چي اومدي آلمان؟
چرا براي انگلستان که دشمنتونه ميجنگيد؟ دشمن ؟ در مورد چي حرف مي زني؟
سال 1812 اونا پايتخت شما رو به آتيش کشيدن اينا تبليغه
توي کتاب هاي تاريخي هستش تبليغاته .... من خوندمش
حالا گورتو از اين دور و بر گم کن اگه ابزار بدزدي ميري انفرادي
باشه .. ابزار بي ابزار
سلام ويرجيل
سلام انفرادي رو ديدي؟
پسر .. اين تا حالا بزرگترينشون بوده
فکر کنم انتظار داشتن سرشون شلوغ باشه آره
اون دو نفري که تو اردوگاه قبلي باهامون بودن توي کابين 14 ... نميتونم پيداشون کنم
تو فکر ميکني احمقا (لقب محافظان اردوگاه) ولشون کردن؟ حدس مي زنم
اسمشون چي بود؟ جکسون بود و ...
و دکستر دکستر .. درسته
ميرم ببينم کيا رو ميتونم پيدا کنم بعدا مي بينمت
هي .. دني .. اونا کي هستن
سربازاي روسي .. اونا درخت ميکنن
اينجا نگهشون مي دارن؟ نه, مي برنشون بيرون
ويلي .. سيگار
دني و من يه چيزي توي ذهنمون جرقه زده ميتوني جلوي احمقا يه نمايش درست کني؟
حتما مرد ... چجوري باشه؟ پر زرق و برق باشه؟
تمرين دسته ي سروده خوبه؟ ميشه مشت باشه؟ .. ها؟
آره .. مشت زني عالي ميشه کت رو بهش بده
کت من دسته چو چکار ميکنه؟ چي ؟ اون ماله منه
منو هل ميدي ؟
اون ماله منه , حرومزاده
تمومش کنيد .. اين کار احمقانه رو تموم کنيد
مشکلي نيست رفيق .. فقط يه بحث کوچيکه دوستانه بود
ديگه جنگي در کار نباشه .. جنگي در کار نباشه خيلي خب
برگرديد اتاق هاتون باشه قربان
به تو هم بودم
گمشيد ... برگرديد به اتاقاتون
بريد
هي .. هيلتز .. به نظر مي رسه فقط يه دونه آمريکاييه ديگه تو کل کمپ باشه
يه نفره به اسم هندلي که توي نيروي هوايي بخش شاهينه
تا الان چيزي دستگيرت شده؟
مي بيني احمق ها برج ها رو کجا قرار دادن؟
اون وسطشون ميشه نقطه ي کور نقطه ي کور؟
يه نفر ميتونه راحت کنار سيم بايسته و توسط هيچکدوم از برج ها ديده نشه
اونا هيچوقت منو نمي بينن ... مخصوصا ديگه اگه شب باشه
ديوونه اي اينطوري فکر ميکني؟ بيا ببينيم چي ميشه .. همين الان
خب .. مرحله ي بعدي يه کمي حساسه
نميخواي که بري اونجا؟ تا موقعي که نگاه ميکنن , نه
فکر ميکنم بخوام برم يه قدمي بزنم
دني ... مگه تو روسي هم بلدي؟ فقط يه جمله بلدم
ياد منم بده رفيق
چه معني اي ميده؟ دوستت دارم
دوستت دارم ؟ اين آشغال به چه دردي ميخوره؟
نميدونم براي خودم که استفاده نميکردمش
بيرون , بيرون
دوستته .. آره؟ ها؟
و کي از تو خواست که چيزي رو تاييد کني ويلينسکي؟
از صف برو بيرون سجويک
نزن ... نزن
اسمتون؟ آيوز
آيوز
آيوز .. آره .. آرچيبالد آيوز .. اسکاتلندي
عکست شبيه خودت نيست
ميل دارم يکي از شما هارو توي همچين اوضاع مشابهي ببينم
الان در قبال کاري که کرديد عکس العملي نشون نميدم
چون روز اولتونه ميدونم معمولا خريت و بي دقتي
بين دو گروه بوجود مياد
هي .. بيا بيرون
شليک نکن
احمق ... گذشتن از سيم يعني مرگ
کدوم سيم؟ اين سيم .. سيم اخطار
عبور از اون کاملا قدقنه تو اينو ميدونستي
ولي توپ بيسبالم قل خورد رفت اونجا چطوري بايد ميرفتم برش ميداشتم؟
بايد اول تقاضاي اجازه کني اوه .. باشه
دارم توپم رو بر ميدارم بس کن ديگه ... سريعا برو اونور سيم
باشه همونجا بمون
از سر راه بريد کنار , کنار
اينور سيم داري چيکار ميکني؟
همونطور که به مکس گفتم ميخواستم ...
اينور سيم چيکار مي کردي؟ خب ... همونطور که به مکس گفتم...
داشتم سيم هاتون رو مي بريدم تا راهم باز بشه , چون ميخواستم فرار کنم
شما آلماني صحبت ميکنيد؟
سيم چين
من افتخار آشنايي با افسران انگليسيه زيادي رو در طي جنگ داشتم
و خودم رو از بابت درک متاقبل بينمون تحسين ميکردم
شما اولين افسر آمريکايي هستيد که من باهاش آشنا ميشم هيلتز ... درست ميگم؟
درستش ميشه کاپيتان هيلتـــز
هفده بار تلاش براي فرار هجده بار قربان
مهندسيه تول با توئه؟ خلبانم
گمون ميکنم توي ارتش آمريکا خلبانه ماهر صدات ميکردن
بدبختانه به هر ترتيب کشتيتون به گل نشسته
پس در طي گذر زمان جنگ هر دوتامون ديگه روي زمينيم
داري با ديوار حرف ميزني کلونل
نقشه هاي ديگه اي هم داري؟ من هنوز برلين رو نديدم
برنامه دارم تا جنگ تموم نشده اين کارو بکنم
تموم افسراي آمريکايي اينقدر گستاخ هستن؟
در حدود 99 درصدشون
شايد تا وقتي که پيش مايي فرصت اين رو داشته باشي يه کم ادب ياد بگيري
ده روز انفرادي براي هيلتز
کاپيتـــان هيلز! بيست روز
خيلي خب
راستي .. تا موقع فرار کردنم هم شما هنوز مسئول اينجايي؟
انفرادي
اسم؟ آيوز
افسر پرواز , آيوز
بيست روز انفرادي
انفرادي , آيوز با کمال ميل
هيلتز بله؟
قبلا توي آمريکا چکار ميکردي؟ بيسبال بازي ميکردي؟
نه .. توي کالج بودم
بگو ببينم آيوز بله؟
چند بار سعي کردي فرار کني؟ بيش از 4 بار , کمتر از 7 بار
حفار تونلي؟ حتما .. هستم
آيوز .. قدت چقدره؟
چهار ,پنج پا .. چطور؟
فقط محظ اطلاع
توي کالج چيکار ميکردي؟ تربيت بدني ميخوندي؟
مهندسي شيمي گاهي هم سواري ميکردم
دوچرخه سواري؟
موتور سواري جاده ي صاف ... جاي زيبا پول رو از اينجا بر ميداشتي مي بردي يه جاي ديگه
به پرداخت شهريه کمک ميکرد منم کمي براي خودم سواري ميکردم
تو اسکاتلند موتور سواري؟
نه .. مسابقه اسب دواني .. سوارکاري حرفه اي
سوارکار حرفه اي
سوارکار حرفه اي
هيلتز؟
اونجايي هيلتز؟
آره .. اينجام.
No comments yet. Be the first to leave one.