Hypnotic

Hypnotic

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Hypnotic 2021 720p/1080p WEB H264-PECULATE
Hypnotic 2021 NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-EVO CMRG
Hypnotic 2021 720p/1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-NPMS
Hypnotic 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Hypnotic 2021 WEBRip x264-ION10
Hypnotic 2021 1080p WEBRip x264/x265-RARBG
Hypnotic 2021 720p NF WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Hypnotic 2021 1080p NF WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Hypnotic 2021 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Hypnotic 2021 720p/1080p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
د لخوا تبصره Hami.Mogheyci
☑️ حــــــامـــی | ᴛ.ᴍᴇ/ᴛɪᴍᴇʟᴏʀᴅꜱᴜʙꜱ 🧲

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
webrip
720p
720
BRip
1080
TS
YTS
x265
HEVC
په خپور شو: 2021-10-27
ډاونلوډونه: 50
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

‫«جین»، برو اطراف رو نگاه بنداز. ‫من پشت میز حواسم هست.

‫دارم میرم.

‫کارآگاه «وید رالینز» هستم ‫از واحد پلیس پورتلند.

‫شماره و اسم خودتون رو بذارید، ‫در اسرع وقت تماس می‌گیرم.

‫کارآگاه... بازم «آندریا بوون» هستم.

‫ببخشید...

‫می‌دونم دیر وقته، ولی می‌شه ‫هر چه زودتر باهام تماس بگیرید؟

‫واقعا...

‫واقعا ممنون می‌شم.

‫من فقط ترسیدم و...

‫حس می‌کنم هنوز داره تعقیبم می‌کنه.

‫کارآگاه؟

‫«آندریا»، دنیا اینطوری تموم می‌شه.

‫نه.

‫نه!

‫نه!

‫نه، نه، نه!

‫نه!

‫کمک!

‫نه! نه...

‫کمک!

‫کمک! کسی نیست؟ نه!

‫نه! کمک!

‫ترجمه‌ای از ‫حـــامـــی مــغــیــثــی

‫سلام، ببخشید.

‫یه بطری شراب همراهم بود، ‫ولی خودم خوردمش،

‫واسه همین این گیاه رو آوردم، ‫که الآن متوجه شدم مُرده.

‫- نزدیک پنج بار بهت زنگ زدم. ‫- چی شده؟

‫«جن»، «برایان» اینجاست.

‫می‌دونم، ببخشید...

‫در اصل تو نمی‌خواستی بیای، ‫بعد «اسکات» دعوتش کرد،

‫و منم خبر نداشتم. واسه همین...

‫آره، می‌تونم فقط...

‫به همه بگم که حالت ‫زیاد خوش نیست، خب؟

‫فکر کنم یه لیوان شراب می‌خوام.

‫سلام، «جن»!

‫سلام، «اسکاتی».

‫واقعا شرمنده‌ام.

‫آره، کاملا شرمنده‌ست.

‫- مجبور نیستی عذرخواهی کنی. ‫- چرا مجبوره.

‫نزدیک یه هفته پیش بهم گفت ‫که قرار نیست بیای.

‫- تقصیر اونه. ‫- خیلی‌خب، تمومش کن.

‫نمی‌دونی شرایط چطوریه، ‫پس فقط برو.

‫- باشه، خیلی قشنگ بود. ‫- دوستت دارم.

‫اون دکتر «مید»ـه.

‫سلام. دکتر «مید».

‫سلام.

‫ایشون «جن» هستن. ‫"همون جن".

‫- آره. من "همون جن" هستم. ‫- آها!

‫- «کالین مید». از آشنایی خوش‌وقتم. ‫- ایشون جادوگره. زندگی منو عوض کرد.

‫تقریبا یه ماه از همکاری ما گذشت ‫که من ترفیع گرفتم؟

‫و این خونه رو. ‫حتما باید یه سر بری پیشش.

‫عجب.

‫چیه؟ همه به مشاور نیاز دارن.

‫- خودتون اینو گفتید، نه؟ ‫- می‌دونی انبر یخ کجاست؟

‫- باید کنار سطل یخ باشه، «اسکات». ‫- خب اونجا نبود.

‫عزیزم، باز شروع کردی؟ ‫خودم گذاشتمش کنار سطل.

‫باز شروع کردی یعنی چی؟

‫نمی‌دونستم مشاور ها می‌تونن ‫با مشتری هاشون بپرن.

‫منم 99 درصد اوقات ‫از قوانین پیروی می‌کنم.

‫شاید 95 درصد.

‫از آشنایی خوشحال شدم.

‫- به سلامتی خونه جدیدت. ‫- خونه جدیدم!

‫«برایان»، اوضاع "فاگهورن" چطوره؟

‫"فاگهورن" چیه؟

‫- چیز خاصی نیست، یه اسم احمقانه‌ست. ‫- یعنی خودش چیه؟

‫بچه ها یه نرم افزار جدید برای ‫مهندسی صدا درست کردن.

‫من فقط کمک کردم ‫چند تا از کد هارو بنویسن.

‫خودت چی، «جنیفر»؟

‫ببخشید، چی؟

‫نه، منظورم...

‫کارت چیه؟

‫من در حال حاضر... ‫بین چند تا کار موندم.

‫شکسته نفسی می‌کنه. راستش «جنی» ‫یه مهندس نرم‌افزار خیلی خفنه.

‫جالبه.

‫- پس تا حالا با هم کار کردین؟ ‫- «برایان»!

‫توش کنجد داره؟

‫خدایا! «برایان»، معذرت می‌خوام.

‫چیزی نیست. ‫چیزی نیست.

‫واقعا ناجور می‌شد اگه ‫تو خونه جدید ما می‌مُردی.

‫می‌دونی چیه؟ فقط ‫محض احتیاط...

‫اینو می‌ذارم اینجا.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم.

‫- «جنیفر»؟ ‫- بله؟

‫من دارم میرم، ولی می‌خواستم ‫اینو واست بذارم.

‫- محض اینکه نظرت عوض بشه. ‫- خیلی‌خب.

‫شب بخیر.

‫همچنین.

‫"اوبر"؟ ‫(شرکت تاکسی‌رانی)

‫آره. «وایولا» تا ‫نُه دقیقه دیگه می‌رسه.

‫مرسی که جونمو نجات دادی.

‫قابلی نداشت.

‫شب بخیر، «جنی».

‫شب بخیر.

‫«جنی»؟

‫بله؟

‫خیلی سعی کردم ‫مزاحمت نشم، ولی...

‫دائم بهت فکر می‌کنم ‫و فقط...

‫دلم واست تنگ شده.

‫چون مزاحمم بودی ‫نخواستم ازم دور بمونی.

‫آره. می‌دونم...

‫پس همچین حرفی نزن.

‫وقتی همچین حرفی می‌زنی، ‫باعث می‌شی حس کنم آدم بدی بودم،

‫و من آدم بدی نیستم، فقط...

‫تو هم آدم بدی نیستی. ‫نمیگم آدم بده تویی.

‫من فقط... خدایا، چی دارم میگم؟ ‫نمی‌فهمم چی دارم میگم.

‫می‌شه تا خونه برسونمت؟

‫- فکر نکنم فکر خوبی... ‫- فقط می‌خوام برسونمت، «جنی».

‫ ‫

‫دیشب سکس کردین؟

‫- می‌خواین برگردین پیش هم؟ ‫- نه.

‫من احمقم. خدایا... ‫من خیلی احمقم.

‫اینطوری نگو. تو احمق نیستی. ‫تو فقط... تو...

‫- خوشحال نیستی. ‫- آره، هیچ‌کس نیست.

‫نه. من خوشحالم. ‫«اسکات» خوشحاله.

‫و متنفرم که اینو بهت بگم،

‫ولی «برایان» هم خوشحاله.

‫الآن باید چه جوابی بدم؟

‫بنظرم باید دکتر «مید» رو ببینی.

‫- دکتر «مید» کیه؟ ‫- همون مشاوره.

‫- «جینا»، عمرا اگه برم پیشش. ‫- خودت دیدیش. قدبلند، جذاب.

‫- نه. ‫- بی‌خیال.

‫گوش کن چی میگم، باشه؟ ‫از همه دور شدی، بی‌کار شدی.

‫ادا درنیار که نشدی.

‫و دیشب با نامزد سابقت خوابیدی.

‫- الآن وضع زندگیت خیلی داغونه. ‫- واقعا جالبه.

‫می‌شه لطفا بخاطر من بری؟

‫- باشه، فقط یه بار. ‫- عالیه!

‫چون برای جمعه ‫واست قرار گرفتم.

‫باید وقتی تازه شروع کرده بودم ‫منو می‌دیدی.

‫جانم؟

‫من موهامو می‌کشیدم.

‫اختلال وسواس.

‫اینجا اومدنت هر علتی داره، ‫دکتر «مید» درستش می‌کنه.

‫آره.

‫منتظرته.

‫خیلی‌خب، باشه.

‫چه جای دنجیه.

‫«جنیفر».

‫داشتم به کوچولو غذا می‌دادم.

‫می‌دونستی ماهی داشتن استرس ‫و فشار خون رو کم می‌کنه؟

‫نه، نمی‌دونستم.

‫منم اینطوری شنیدم. ‫خدا می‌دونه راسته یا نه.

‫ولی بنظرم آرامش بخشه.

‫خیلی خوشحالم که ‫تصمیم گرفتی بیای.

‫منم اومدم!

‫بفرما.

‫هیچ میلی به انجام ‫هیچ‌کاری ندارم.

‫یا باید کمتر مشروب بخورم. ‫یا باید بیشتر ورزش کنم.

‫باید هشت ساعت ‫در شب بخوابم.

‫«جنیفر»...

‫عادت‌های بد، علت‌های عمیق‌تری دارن.

‫همیشه یه علت ریشه‌ای هست.

‫برای تو اون ریشه ممکنه چی باشه؟

‫نمی‌دونم؟

‫سوالی بود؟

‫آره؟

‫درمورد خودت و «برایان» بهم بگو.

‫مهربونه، بامزه‌ست، باهوشه. ‫«برایان»ـه دیگه. نمی‌دونم.

‫خیلی‌خب. باشه.

‫توی دانشکده آشنا شدیم.

‫با هم زندگی می‌کردیم، کار می‌کردیم. ‫همه چیزمون با هم بود.

‫سابقه سقط داشتم.

‫راستش شیش ماه گذشته بود، ‫پس عملا مرده‌زایی بود.

‫اسمش «دنیل» بود.

‫تونستم 33 دقیقه پیشش باشم.

‫من و «برایان» نامزد کردیم و...

‫می‌دونی، دیگه بعدش رو ‫نتونستیم کنار بیاییم.

‫حرفی که می‌خواستی بزنی ادامه داره؟

‫نه.

‫تا حالا هیپنوتیزم‌درمانی رو امتحان کردی؟

‫نه. نه، نکردم.

‫چرا می‌خندی؟

‫فقط آدمی نیستم که ‫اختیار خودمو بدم دست کسی.

‫پس باید رد کنم.

‫باشه. ولی یه چیز محشری درمورد ‫هیپنوتیزم‌درمانی هست. خب؟

‫فقط خودت می‌تونی ‫ناخودآگاهت رو کنترل کنی.

‫پس تمام مدت کنترل دست خودته.

‫و یه ابزار عالی برای ‫کساییه که دچار...

‫...تراما شدن. ‫(ضربه روانی)

‫در بدترین حالت کاری می‌کنه که دیگه ‫انگشت‌های بیچاره‌ات رو نابود نکنی.

‫نمی‌دونم.

‫من یه استادی داشتم،

‫اسمش... دکتر «زیویر سالیوان» بود.

‫واقعا نابغه بود. ‫اون می‌گفت؛

‫"روش‌های کسل‌کننده برای ‫افراد بی‌خیال است.

‫برای نتایج ماندگار، ‫بایستی ذهن را باز کرد."

‫«جنیفر»؟

‫خودت چی می‌خوای؟

‫فقط می‌خوام دوباره ‫خوشحال باشم، می‌دونی؟

‫پس بذار کمکت کنم.

‫ازت می‌خوام روی نور تمرکز کنی.

‫احساس کن که جسمت، ‫با مبل داره یکی می‌شه.

‫عضله به عضله.

‫از انگشت‌های پا،

‫قوس کف‌پا.

‫ساق‌پا. ران‌ها.

‫همینطور تا بالا.

More Farsi Persian subtitles for Hypnotic

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left