لومړۍ 200 کرښې.
تو کی هستی؟
ما با گروه اپرا هستیم
!آه، نشناختمتون
.من طرفدار پر و پا قرص شماهام
جدی؟ متشکرم
بیشتر از 20 ساله که شماها با هم اجرا می کنید، مگه نه؟
.بله، 22 سال
تا الان 10 سال شده که ما .همدیگه رو ندیدیم
یازده... 11 سال
درسته. 11 سال. بله
به خاطر دسته ی 4 و انقلاب فرهنگی بود
درسته
بله، درسته
الان اوضاع بهتر شده
بر منکرش لعنت
الان همه چی آرومه
.لطفاً یه لحظه اینجا منتظر بمونید .میرم چراغا رو روشن کنم
.ببخش که تو زحمت انداختیمت
یانهونگ، تویی؟ .واقعاً دلم برات تنگ شده بود
!روانی
،خانمها و آقایان
!از نمایش لذت ببرید
!بیشعور حقه باز
لایزی دوباره میخواد فرار کنه !هی بچه! ببین تا کجا می تونی فرار کنی
!زود باش، برو بگیرش
متأسفم
آقایان، لطفاً صبور باشید
آشغال! چطور جرأت کردی اینطوری سر کارمون بذاری؟
!لعنت به همه تون
...درست مثل اسمم که "شیتو"ست
.یه چیزی دارم که نشونتون بدم
برای چی داد می زنی؟ !من که هنوز شروع نکردم
تو مایه ی ننگ گروه نمایشی
حتی نتونستی یه میمون بازی رو درست انجام بدی
فکر کردی می تونی با اون حرکت آجر خودتو خلاص کنی، ها؟
.اون آشغال بود
!چاقو تیز کُنیه
!چاقو تیز کُنیه
این بچه بازیگر بشو نیست
.اونم با اون یه انگشت اضافی
،اون صورت قشنگی داره .اما نمی تونه
!چاقو تیز کُنیه
...می تونم یه نفرو بیارم ببُرَدش
اون اونقدر بزرگ شده که .نمیشه توی روسپی خونه نگهش داشت
اگه شماها بگیریدش .می تونید هرکار دلتون خواست بکنید
.ما رو دست کم نگیر
.سوء تفاهم نشه
جامعه به یه اندازه از روسپی ها و بازیگرا .بیزاره
فعلاً پاشو برو
مامان، دستام داره یخ میزنه .انگار یخ زده
!مامان
،از پیش ما برو !تو پسر یه روسپی هستی
!اونُ از روسپی خونه آوردن !پرتش کن رو زمین
دارید براش شاخ و شونه می کشید؟
.بیا اینجا !پیش من بخواب
!تو دیگه کی هستی
لایزی، برو اون پتو رو بده بهش بره بیرون
!بگیر
...بیرون خیلی سرده
دستشویی آدمم بیرون نیومده یخ می بنده
کم مونده بودم پس بیفتم
اگه تو آدم باشی .میری به نمایش
خوکا و سگا به نمایش گوش نمیدن
،اگه به نمایش نری
.از سگ کمتری
فقط توی نمایش !برای ما بازیگرا کار هست
!داد نزن
!پشتشُ صاف کن
اگه فکر کردی ...با همه فرق می کنی
.بد می بینی .این تازه اولشه
.نگران نباش، دوزی
هنوز وسط راهیم
شیتو، داری به یه آدم حقه باز کمک می کنی؟
.رئیس، من داشتم می گشتم .نمی دونستم چی رو زمین افتاده
.تفاله! شمشیرمو بده
!یالا
!بلند شو
چیزی نداری که بگی؟
چرا. درست کردن گروه، جُرمه .و باید مجازات بشم
اون از هیچ چی نمیترسه
...از وقتی گروه نمایش راه افتاده
هیچوقت تا امروز از چنین محبوبیتی !لذت نبرده بودم
!خوش به حالت که تو هم عضوشی
!ما عضویم
...آسمان ها ...هیچ توانایی کم و کسر ندارن
من کونگ فو کار می کنم تا
.خودمو گرم کنم
.بیرون هوا سرده، خیلی سرد
.ولی من مرد آتشم .ازم فاصله بگیر
،من خیلی قویَم ...می تونم کوهُ از جا بکَنَم
شجاعت من شُهره ی عام و خاصه
فقط تو دوره ی بدی به دنیا اومدم
اینجا حتی اسب هم .نمی تونه برای نجات خودش فرار کنه
.اینا قوانین مان .باید خوب یادشون بگیریم
،از زمانهای قدیم .مرد باید حرفه ای یاد بگیره
،اگه خودتو وقف این کار کنی .پول می گیری
!پس بدو برو تمرین کن
.زود "فرار شبانه" رو بخون
من در دادگاه الهی سرشکسته شدم ...و به سرعت به جنگ رفتم
...بدون ترس از... بدون ترس از
بدون ترس از چی؟
بدون ترس از وفاداری و تقوای فرزندی
،من خیلی قوی ام .می تونم کوها رو از جا بکَنَم
طوری که حتی اسبم .برای نجات خودش نمی تونه فرار کنه
،اما زنی رو که عاشقشم باید چیکار کنم؟
.عالیه، هیچ کلمه ش اضافی نیست .دستتُ بده به من
این برای اینه که یادت باشه .دفعه بعد هم اینطوری بخونی
...من یه راهبه م
.من از 16 سالگی راهبه شدم .موهامُ کوتاه کردن
ادامه بده
...من ذاتاً پسرم
...من ذاتاً پسرم
!تو هم ذاتاً دختری
!لایزی، پدرتُ در میارم هنوز نتونستی بفهمی، نه؟
!منو نزن !دیگه اینکارو نمی کنم
...من...ذاتاً
!بنال بینم
...من ذاتاً پسرم
یه راهبه، زنه یا مرد؟
...اون
...مرد
.عجب آدمی هستیا .هنوز نمی تونی زنُ از مرد تشخیص بدی
...من ذاتاً پسرم
همه چیزایی که استاد یادت داد !فراموش کردی
،یه بار دیگه اینکارو کنی .اونقدر می زنمت تا بمیری
.بهتره یادت بمونه
اگه احیاناً فردا من ...تا حد مرگ کتک خوردم
سه سکه مس زیر تشکم هست
!مراقب باش
!دستتُ خیس نکن
دوزی، چند روز دیگه .کارتُ توی گروه شروع می کنی
،فقط وانمود کن که دختری .و دیگه هم متن آهنگو خراب نکن
لایزی، تو تا حالا کیک نخود شیرین خوردی؟
چه نفعی توی خوردن کیک نخود شیرین هست؟
نون ساندویچی گندمی چی؟
کیک چی؟
اونا که قدر کثافت سگم نمی ارزن
خب تو چی دوست داری؟
هیچی خوشمزه تر از یه سیب صحرایی قندی نیست
اگه به یه جایی برسم،هرشب شام .سیب صحرایی قندی می خورم
!آبنبات سیب ترش می فروشم !آبنبات سیب ترش می فروشم
.اونطوری نگام نکنین .ما که آبنبات تُرش نداریم
،لایزی !دهنت آب افتاد
،لایزی داری چه غلطی می کنی؟
!وای، چه بادبادکای بزرگی
دوزی، فقط 2 روز دیگه مونده
!فرار کن
!برگرد
!دوزی ...دو روز شد
پول زیر تشکم یادت نره
بی مصرف !از جلو چشام دور شو
اونو از کجا گرفتی؟
شیتو رو ببخش .من پولتُ خرج کردم
.ده تا سیب به هر چوبه .من بهت دو تاشو میدم
تو چه ت شده؟
.باید برم دستشویی
وسط خیابون که نمیشه
!اون مدیر وانگه
!ستاره ها رسیدن .بفرمایید از این طرف
قربان، این یه ملاقات آسمونیه
شما عطسه کنید، همه تشویقتون می کنن
.متشکریم که به اینجا اومدید
حالا خدا کنه کسی اونجا زیر دست و پا !له نشه
اول من میشینم رو شونه هات .بعد تو بشین روی شونه های من
!پادشاه !این پادشاه چو ئه
چقدر برای ستاره شدن زمان لازمه؟
چند بار دیگه باید نفس بکشم؟
من کِی می تونم مشهور بشم؟
!داری به تمام هیکلم گند میزنی دیوونه ای؟
.می دونستم بر میگردی !تو بدون شیتو نمی تونی زندگی کنی
حالا با شمشیر کتک می خوریم .ولی من نمی ترسم
این برای من مث یه خراش کوچیکه
.من آبنبات سیب ترشمو خوردم .الان یه ستاره ی لعنتی شدم
،هی کوتوله .بالاخره برگشتی
!خوبه! حقمه !خوبه! حقمه
چرا تو گذاشتی اونا برن؟
!بمیرید شما کوتوله ها
کسی که کلاسُ بپیچونه و فرار کنه !باید تنبیه بشه
.استاد، دیگه اینکارو نمی کنم !بذارید من برم
گذاشتی اونا برن؟ !بیشعور
!استاد
،دیگه از این غلطا نمی کنم .استاد، من اشتباه کردم
!به جاش منو بزنید
فکر کردی تو رو نمی زنم؟ !تو رو می کُشم
،دوزی !حرف بزن، یه چیزی بگو
!بگو ببخشید !اینو بگو که آروم بزندت
!حرف بزن !بیا گروهُ ول کنیم
!تو داری دوزی رو می کُشی
!نمی ذارم اینکارو بکنی
!استاد گوان
..لایزی، اون
این نمایش، داستان جنگ بین پادشاهان چو و هان رو میگه
پادشاه چو چه جور مردی بود؟
یک قهرمان بی همتا ...وشکست ناپذیر
یک ژنرال برجسته و کاردان .که می تونست یه لشکر بزرگُ شکست بده
.ولی بخت باهاش یار نبود
...توی گایشیا، از پادشاه هان
.فریب خورد
،وقتی اونا داشتن برای جنگ آماده می شدن ...ارتش هان سرود پیروزی می خوندن
،به خاطر تاکتیکهای ارتش هان
No comments yet. Be the first to leave one.