Elena and Her Men

Elena and Her Men (Elena et les hommes)

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Elena and Her Men
د لخوا تبصره persona
ترجمه از: گروه فیلم تهران است

تګونه

other
په خپور شو: 2013-06-13
ډاونلوډونه: 45
د اوریدلو معیوبیت: Yes

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

النا و مردهايش

انسان ها و و قايع نمايش داده شده در اين فيلم ساختگي و غير واقعي است

و به وقايع حقيقي در مورد مرگ وزندگي اشاره ندارد

موضوع اصلي فيلم خيالي بوده و هيچ مرجع حقيقي ندارد

روز ملي بزرگداشت انقلاب فرانسه رژه ي پادگان پاريس از مقابل رولان مرکزي

چه موسيقي زيبائي چي؟

چه موسيقي زيبائي اينطور نيست؟

پرنسس، لطفأ پنجره رو ببند

بيا ادامه بديم

يک، دو، سه

اون بي شعورا حواسمو پرت کردن اوه، حيف شد

مي خوام دليل ملاقاتم رو اعلام کنم

مي خوام تا زماني که پيش درآمدم رو تموم کنيم وايسم، اما نمي تونم

Baroness. همسر بارون

تو هم همينطور، گريبچي تو عضوي از خانواده هستي

و لولوت که چسبيدي به خانومت

خيلي خوشحال خواهيد شد

امروز صبح يه تلگرام دريافت کردم

بهم اطلاع دادن که آهنگ "هلوسي و ابلارد" من توي تئاتر اسکالا (واقع در ميلان)، پخش خواد شد

مي دونستم چطور؟

چون من بهت يه گل آفتابگردون دادم

چه سورپرايز فوق العاده اي

النا آخرش کاري مي کنه که منم به گلاي آفتابگردون معتقد بشم

گلهاي آفتابگردون؟ يعني استعداد خودم کشکه؟

موفقيت تو کل نقشه هامو، نقش بر آب مي کنه

کمبود درک و فهمت، برام اهميتي نداره بتهوون کور بود

تبريک ميگم، استاد ارکستر کي باورش ميشد؟

من بهيچوجه غافلگير نشدم

موسيقي تو فوق العاده است

نشون به اون نشوني که حتي يه نتش رو هم به خاطر نميارم

اگه يکي ديگه ظاهر بشه خودم خدمتش مي رسم

شاهزاده خانم، ديگه دليلي براي مخالفت ندارين

تاريخ ازدواج کي باشه؟ ازدواج؟

ازدواجمون

هيچ قولي نميدم

You no longer need me. - But - تو ديگه به من احتياج نداري اما

آهنگت اجرا خواهد شد من مأموريتم رو انجام دادم

خداحافظ، ليونل و تبريک ميگم

کفتر کوچولوي من به حرفش گوش نده

درک کردن زناي لهستاني، سخته

رفتار خواهر زادتون کاملأ واضح بود

با عرض احترام، همسر بارون

چي به سرمون مياد؟ يه مرواريد ميفروشم

کفتر کوچولوي من، اين ترسناکه

حقيقت بايد يه روزي بر ملا مي شد

هيچ مرواريدي وجود نداره

من همه رو فروختم

چه بد شد کلاهم، لولوت

مي خوام با نا اميدي مبارزه کنم

گريبيچ، خاويار و شامپاين

بعدأ، خانم

He's here. اون اينجاست

خاله ي عزيزم، مرواريدا رو فراموش کن من قبلأ داشتم

اما مرواريدا از اين طرف، لطفأ، خانم

مارتين ميشو منتظره

من بهش قول دادم که تو باهاش به رژه ي روز ملي انقلاب فرانسه ، ميري

اما من به لولوت قول دادم که باهاش ميرم اشکالي نداره خانم

مارتين ميشو آينده ي درخشاني داره

صنعت کفش مثل معدن طلا مي مونه هر کسي بالآخره براي راه رفتن بهش احتياج داره

مردم مي تونن پاپتي راه برن دستکشام، لطفأ

اون عاشقته

مي توني دور انگشتت بچرخونيش

سلام، شاهزاده خانم

سلام، همسر بارون

آقاي مارتين، کي بايد ازدواج کنيم؟

ميشو

Do you really accept? شما واقعأ موافقين؟

واقعأ

تو ديوونه اي نمي توني به اين خونسردي تصميم بگيري

ما بايد به علايق همه احترام بذاريم چه علايقي؟ ما بي پوليم

من چي؟ شما همتون بياين قصر من، قدمتون روي چشم

البته مال پسرم، اوژنه

اما به زودي ازدواج مي کنه و مطمئنأ مشکلي نداره

اميدوارم منم مشکلي نداشته باشم

آقاي مارتين ميشو منو ببرين رژه ي ملي انقلاب

با کمال ميل

متشکرم

غذا حاضره

بشين، گريبيچ

مي خوام مبازه با نا اميديم رو با تو شريک بشم

ديگه راحت باشين چون ديگه همه چيز تموم خواهد شد

حالا ديگه توي پول غلط ميزنيم

اين چيه؟ بهت گفتم برو جلو

خوب، يه کاري بکن ما بايد به جايگاه برسيم

جم خورد غير ممکنه، قربان بيا راه بريم

جرأت نمي کردم اين پيشنهاد رو بدم بيا بريم

شاهزاده خانم

خوب، شاهزاده خانم ،با جمعيت قاتي شدين؟

مگه به همين خاطر نيومدين تظاهرات؟

شما اومدين رولان رو ببينين؟

کي؟

شما رولان رو نميشناسين؟ کجا بودين پس؟

گريه نکن ژنرال رولان رو ديدين؟

Let's hope so! بذار ببينم

زنده باد رولان

اوناهاش، اون خيلي خوش قيافه است اون کجاست؟

چه شکليه؟ خيلي خوش تيپ و خوش قيافه است

زنده باد رولان

مي خوام رولان رو ببينم بازوي منو بگيرين

اين چيه؟ يه پريسکوپه، مي خواين ببينين؟

با بچه ي من چيکار کردي؟

زنده باد رولان

اون فوق العاده است موفق شدي ببينيش؟

زنده باد رولان

موفق شدي ببينيش؟ نه، اما ميشناسمش

اوه، ميشناسيش؟

مي خواي ببينيش؟ آره

بيا

به اين ميگن رژه

به اين ميگن رژه

روزاي حکومت ناپلئون سوم من توي پياده نظام الجزيره، يه معشوقه داشتم

عجب روزائي بود

اوناهاش

علي رغم پيروزيش، نگران به نظر ميرسه به خاطر پيروزيشه

چي کم داره؟

فکر کنم تو فکر اينه که رياست جمهوري رو بقاپه

ممنون که منو آوردي مي خوام اين گل آفتابگردون رو بدم بهش

اين همه چيزو حل ميکنه؟ چه آسون

نه واقعأ

شما بايد روي آدمي که مي خواين کمکش کنين تمرکز کنين و فقط همين

ما آدمائي بي دين و ايمون به اين ميگيم عشق

خواهش مي کنم، من خيلي جدي گفتم

سلام، هکتور سلام، کنت، روز بخير

تبريک ميگم؛ ژنرال صد و بيست هزار نفر، يه رکورده

روز پر خير و برکتيه

هنري، دوستي با تو برام شانس آورد

اونا دوستت دارن و اينو نشون دادن همش همينه

ايشون رو معرفي نميکني؟ يکي از طرفداران شما، خانم

النا سوروکوفسکا

يه خارجي؟ يه خورده. لهستاني هستم

وقتي توي سن پترزبورگ مستقر شدم يه شاهزاده به اسم سوروکوفسکا رو ملاقات کردم

اون برادر تني من استانسيلاسه مرد فوق العاده ايه، از طرف تزار منضوب شد

لطفأ اين گل آفتابگردون رو قبول کنين

اين يه نماده؟

نه، يه طلسم خوشبختيه مطمئنين؟

شوخي نکن نماينده ي دولتي تشريف آوردن

عذر مي خوام، شاهزاده خانم

بذارين خودمو معرفي کنم هنري دو شونکورت

اين آقايون، هيئت سياسي ژنرال هستن

دوشن : مغز

فلوري : چشم ها

ليزبون : قلب

بوشز : شوخي وبذله

از روزنامه نگاري تئاتر شروع کرده

بدون من، سارا برنارد هنوز توي تئاتر ملي فرانسه بود

ايسنارد اجتناب ناپذيره

يه قهرمان بايد متصديش بشه

آقايون، معرفي مي کنم شاهزاده خانم، النا سوروکوفسکا

يه تيتر درشت براي روزنامه شاهزاده خانم و ژنرال

شاهزاده خانم، توي لهستان يه تيتر معموليه

رئيس جمهور از من خواستن از طرف ايشون بهتون تبريک بگم

عمليات، يه پيروزي بزرگ بود

و از طرف خودم، اميدوارم اين يه پيروزي براي ملتمون باشه..... و فقط ملت

اين صادقانه ترين آرزوي منه

لطفأ تشکر منو به رئيس جمهور ابلاغ کنين

درود ايشون هميشه بدرقه ي راه من و افسران و سربازانم بوده

رئيس مجلس به من يه مأموريت رسمي دادن که بايد بهتون ابلاغ کنم

موضوع جديه؟

دولت مي خواد کابينشو بازسازي کنه

شما سمت وزير جنگ رو مي پذيرين؟

چه عجب

جوابتون چيه؟

مي پذيرم

هيچ خوشم نيومد مشکلت چيه؟

اونا پرش ميکنن از عزت و افتخار و ازش يه پادوي دولتي ميسازن

مشکلي پيش اومده؟ اونا ازم خواستن که وزير جنگ بشم

رد کردين؟ پذيرفتم

اشتباه کردين اونا شما رو نمي خوان

شاهزاده خانم، واقعأ تحت تأثير قرار گرفتم

حالا باور کردين؟ تقريبأ

دو درجه اونطرفتر از گل فروشي

چتر خانم اسکوفيه ديده ميشه

عجب وقتي اومد

ما حتمآ بعدأ بايد همديگرو ببينيم

اين که چه رازي توي اين طلسم نهفته است و من بايد يادش بگيرم

پاراسول اومدن

کي مي تونم بينمتون؟ چرا؟ شما به من احتاجي ندارين

هنري ترتيب ملاقات رو ميده مگه نه، هنري؟

شاهزاده خانم؛ ايشون پائولت اسکوفيه هستن

شاهزاده خانم سوروکوفسکا

روز قشنگيه عجب ازدحامي بود، داشتم خفه ميشدم

نتونستم توي شلوغي بمونم و من احساس مي کنم دوست دارم همشون رو ببوسم

پس برو، اونا منتظرن

دارم ميرم

پاريس امشب فوق العاده خواهد بود مي تونم همراهيت کنم؟

اتفاقأ اصرار مي کنم بياي

اون گل رو کي بهت داده؟ کد.م گل؟

خيلي مضحکه

آگاه باش پاريس

آگاه باش پاريس

اينا خيابونا هستن، اين آسمون کبوده

براي هر زني، يه آغوش باز وجود داره

براي هر مردي، يه کدبانو وجود داره

منو محکم بگير بغلت

دردم مياد، اما خيلي دوستش دارم

قولي نده، فقط بوس کن

نفس سرکش پسرا و دختراي جوون

آگاه باش پاريس

وقتي تفنگداران متز از پايگاهشون برميگردن

همه ي زنان شرق از خونشون تا اونجا مسابقه ميدن

More Farsi Persian subtitles for Elena and Her Men

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left