لومړۍ 149 کرښې.
براي 160 ميليون سال دايناسورها ...بر اين جهان حکومت مي کردند
تا موقعي که زندگي زير سايه آنها بود
يک گروه از جانوران نمي توانست .متفاوت تر باشد
.اينها اجداد ما بودند
،موجودات کوچک خزدار که پستاندار ناميده مي شدند
آنها به هر نوع ايمني که در هر کجا بود مي چسبيدند
.اما نوبت پستانداران، رسيد
،در 65 ميليون سال پيش
فعاليت هاي آتشفشاني شروع به .مسموم کردن جو کردند
آخرين دايناسورها بر روي يک سياره بيمار زندگي مي کردند
...زماني که انتقام آنها وارد شد
.از فضا
سيارکي به عرض 10 کيلومتر به شدت با زمين برخورد کرد
تا علامتي براي پايان سلطنت دايناسورها .بر جاي بگذارد
اين مجموعه درباره ي وقايع .بعد از آن حادثه است
همه بازماندگان اين انقراض يک چيز مشترک داشتند
.اندازه آنها
تقريبا هر حيواني با وزن بيش از 10 کيلوگرم ،از ميان رفته بود
.و دنياي موجودات کوچک باقي مانده بود
.از جمله آنها پستانداران بودند
"در "همگام با جانوران
شما شاهد اين خواهيد بود که چگونه پستانداران اين شروع کوچک را پشت سر نهادند
.و تمام دنيا را در اختيار خود گرفتند
در دوره اي 20 ميليون ساله، پستانداران ،به موفقيت هاي بيشتر و بيشتري دست يافتند
تا زماني که آنها به بزرگترين، قوي ترين
.و تماشايي ترين حيوانات روي اين سياره بدل شدند
پستانداران هر نوع آب و هوايي و هر نوع .زيستگاهي را در اختيار خود گرفتند
قدرت بزرگ آنها توانايي شان .براي انطباق بود
.آنها تا اندازه هاي غول پيکري رشد کردند
آنها به قاتلان نيرومندي تکامل پيدا کردند
.مانند گربه هاي معروف دندان خنجري
.و آنها همچنين مدعي اقيانوس ها نيز بودند
،سپس، حدود چهار ميليون سال قبل
منشاء خود انسان پديد آمد
از يک نوع ميمون که از درختان پايين آمد .و به صورت قائم شروع به راه رفتن کرد
داستان ما از اين زمان حماسي در 30000 سال پيش پايان يافت
،همراه با اعصار يخبندان سياره ما رو به سردي رفت
و نياکان ما در عرصه ماموت ها .شکار مي کردند
"همگام با جانوران"
49ميليون سال قبل
،دوره ي "ائوسن" است
و زمين خود را از نابساماني ها و ويراني هاي .برخورد شهاب سنگ التيام بخشيده است
چيزهاي زيادي نسبت به زمان دايناسورها .تغيير کرده است
زمين حالا بسيار گرم تر است
و جنگل هاي باراني و گرمسيريِ متراکم .در همه ي قاره ها در حال رشد هستند
.از قطب شمال تا قطب جنوب
،در اين باغ عدنِ گل دار
.سيارک ها تهديد بزرگي به حساب نمي آيند
در زير سايبان جنگل
نمايشگاهي از جانوران و موجودات عجيب و شگفت انگيز .در حال رشد کردن و پيشرفت است
اينجا، فرمانروايي خزندگان فلس دار .خاطره اي دور و دراز است
حيواناتي که در حال حاضر غالب هستند
.در پر و خز پوشيده شده اند
پستانداران به خوبي با دنياي جديد سازگار شده اند
و تنوع متناوبي از آنها وجود دارد، اما ،آنها هنوز کوچک هستند
و مانند گذشته، زير سايه ي حيوانات .بزرگتر و مرگبارتر زندگي مي کنند
،دايناسورها ممکن است رفته باشند
.اما آنها ميراث شرورانه اي در دنيا باقي گذاشته اند
.پرندگان، نوادگان مستقيم دايناسورها هستند
،براي اولين بار و تنها بار در تاريخ .پرندگان بر زمين حکومت مي کنند
"طلوع جديد"
اين تنها داستان 24 ساعت
،در يکي از بخش هاي جنگل هاي اسرار آميز جهان ،در دوره ي ائوسن است
.در منطقه اي که روزي، کشور آلمان خواهد شد
،سپيده دم است ،و، در پايه ي يک درخت انجير
يک حيوان قبلاً، نخستين رويارويي خود را .با مرگ داشته است
.اين يک "لپتيکتيديوم" ماده است
او يک متر طول دارد
.و چهره اي عادي در جنگل هاي 50 ميليون سال پيش است
گونه ي او از زمان دايناسورها
.عملاً بدون تغيير باقي مانده است
زندگي، اگرچه، اکنون خيلي به ندرت آسان تر شده است
.اما اينجا هنوز دنياي خطرناکي است
جايي که او مي بايست سريع زندگي کند .و احتمالاً در جواني خواهد مرد
،به عنوان نمونه يک پستاندار او از فرزندان خود مراقبت مي کند
تا زماني که آنها به اندازه ي کافي بزرگ شوند ،تا بتوانند از خود دفاع کنند
،اما، با شکارچيان بسيار زياد
.امروز روز بدي براي ترک لانه است
،او، به هر حال، به غذا احتياج دارد .هر چقدر هم که خطرناک باشد
،او فقط فرصت کمي براي انجام اين کار دارد
و اين فرصت کم هم به سرعت .در حال محو شدن است
صبح زودِ خنک زمان ايده آلي است
براي گرفتن قورباغه، مارمولک و حشراتي که .غذاي او را تشکيل مي دهند
،به خاطر خونسرد بودن، آنها هنوز در حال گرم شدنند .و هنوز بي حرکت و تنبل هستند
اما او، خون گرم است و در 24 ساعت شبانه روز .مي تواند سريع حرکت کند
اين يکي از .برتري هاي باستاني پستانداران است
،همچنين، براي پيگيري طعمه هاي خود
او از حس فوق العاده تيز شنوايي برخوردار است
و يک بيني متمايز فوق العاده حساس
که مي تواند با حرکات ناگهاني و سريع، مکان غذا را .در ميان بستر برگ ها مشخص کند
او همچنين براي گرفتن حشراتي که .پرواز مي کنند به اندازه ي کافي چابک است
بهترين شکار صبح فقط يک يا دو ساعت .طول مي کشد، و زمان مي گذرد
او براي اينکه شکار بيشتري به دست آورد .بايد بيشتر ادامه دهد
،در تاريخ اروپاي اين زمان
آلمان در مرکز فعاليت هاي ،آتشفشاني زيادي بود
و تمام اين قطعه زمين جنگلي با فعاليت هاي .زمين گرمايي سوراخ سوراخ شده بود
،در مکان هاي مختلف .اين استخرهاي گِل جوشان تشکيل شده بود
آب هاي جوشان، گازهاي سمي و زمين لرزه
خطرهاي هميشه حاضر در اينجا هستند .که حيوانات آموخته اند تا با آنها زندگي کنند
اما همه ي خطرهاي اينجا را نمي توان .به آساني ناديده گرفت
همچنان که خورشيد بالاتر مي آيد، موجودات روشنايي روز .در حال فعال شدن هستند
و اين کار، آن روي تهديد کننده ي جنگل را ...به ارمغان مي آورد
.پرندگان...
.آنها در اين جنگل هاي عجيب درندگان برتر هستند
،"اين بزرگترين آنهاست، "گاستورنيس
يک توده ي نيم تني از عضله .و پرهايي که به بلندي يک انسان بالغ هستند
،اين يکي ماده است
،و، در عرض دو ماه گذشته
کل زندگي او حول يک عدد تخم ،که در لانه اش است مي گذرد
.اکنون تنها چند ساعت تا بيرون آمدن از تخم مانده است
او به شدت نسبت به منطقه قلمرو خودش خشمگين است
...و زماني که گاستورنيس ديگري خيلي نزديک مي شود
او براي محافظت از لانه اش اقدام مي کند...
،از زمان انقراض بزرگ پرندگان موفقيتي مانند پستانداران داشته اند
اما، بيشتر از آن، آنها بزرگ شدند
به اندازه کافي بزرگ تا بتوانند نقش .درندگي دايناسورها را در اختيار بگيرند
.دو غول با يکديگر نبرد مي کنند
.پستاندار کوچک فرار را بر قرار ترجيح مي دهد
در اينجا پژواک هايي از دوران گذشته .وجود دارد
لپتيکتيديوم، به خاطر اندازه ي خود .به مقدار زيادي غذا احتياج دارد
،مانند همه پستانداران
اين بهايي است که او به خاطر .سوخت و ساز خون گرمش مي پردازد
معمولاً مقدار زيادي شکار ،در کناردرياچه وجود دارد
.اما، امروز صبح، فقط دردسر وجود دارد
.يک تازه وارد در پايين درياچه وجود دارد
تکاني در پرتوهاي اول صبح ،اين يک "آمبولوستوس" است
.جانور عجيبي که از ساحل مجاور آمده است
.او يک شکارچي است
.شکار کردن لپتيکتيديوم بار ديگر منتفي شده است
.او بايد به سرعت، حرکت کند
گوشت خوار سه متري اردک وار و ناشيانه .به سمت درياچه حرکت مي کند
اگرچه اجداد او بر روي خشکي ،شکار مي کردند
آمبولوستوس تکامل پيدا کرده است تا در آب .به مراتب بيشتر از خانه دور باشد
در واقع، فرزندان او به طرز افراطي تري .به اين سمت پيش رفتند
شما در حال نگاه کردن به شکلي .بسيار ابتدايي از وال هستيد
.در واقع آمبولوستوس به معني "راه رفتن نهنگ" است
اما با 10 ميليون سال تکاملِ ديگر
اندام ها (دست ها و پاها) به باله و دم جانور نيز .به باله ي دمي تبديل خواهد شد
پيش از اين نيز سبک او در شنا کردن شبيه وال و يا دلفين است
،بدنش به سمت بالا و پايين حرکت مي کند
و مانند ماهي ها و کروکديل هايي که او آب را با آنها سهيم است .بدن خود را به اطراف حرکت نمي دهد و حرکت جانبي ندارد
...او قوي ترين شکارچي در اين درياچه مي باشد
اما با اين حال او در اينجا... .از امنيت به دور است
.در اينجا خطر پنهاني وجود دارد
مقادير عظيمي از گازهاي آتشفشاني در بستر درياچه .به دام افتاده است
اگر مقدار کافي از اين گاز ،در يک زمان آزاد شود
مي تواند تا مايل ها اطرافِ اين منطقه .حيوانات را خفه کند
.اين درياچه يک بمب ساعتي است
اما آمبلوستوس فکر مي کند نقطه ي ايده آل را يافته است
No comments yet. Be the first to leave one.