Falling Skies

Falling Skies

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

4 فصل

د خپرونې معلومات

Falling Skies S04E12 Shoot The Moon 720p WEB-DL
د لخوا تبصره mosyflasher
Translated by mOstafa | fb.com/mosyflasher

تګونه

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
په خپور شو: 2014-09-03
ډاونلوډونه: 46
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

.واي خداي من

.خواهش ميکنم... کمکم کن

،خواهش ميکنم .کمکم کن

.طاقت بيار

.خداي من

.واي خداي من

!دينگان"، کمکم کن" !يه چيزي توي اين تالاب هست

!کمک

دني"؟ "دني"؟" - !دينگان" کمک" -

.مارو تنها نزار

.اينو از من دور کن

،اينو از من دورش کن !خدايا... خدا

.هنوزم همونه .قبلاً هر 60 ثانيه يکبار بود

.الان شده هر 10 ثانيه

!بفرما، تعارف نکن

.داري خيلي توي اين کار ماهر ميشي

"24ساعت گذشته، پدر و "لکسي .تا الان بايد رسيده باشن اونجا

.بيا تمرکزمون روي کار خودمون باشه

،اگه قراره حمله‏اي صورت بگيره

.به زودي اتفاق ميوفته

.خودتو آماده کن

.تو اون رو هُل ميدي .مجبورش نکن

.قلبش رو نشونه بگير

،و حالا، اينو يادت بمونه ... وقتي توي وضعيتي هستي

،که اسلحه‏اي نداري .فقط يک فرصت براي پرتاب داري

.دوباره امتحان کن

!زدي تو خال

... به نظرت

"واسه چي "هال يه سُرنگِ سم به پدرم داد؟

چه سُرنگي؟

... قبل از اينکه با "لکسي" سوار سفينه بشه

.فقط محض احتياط

.فکر کردم ميدونستي

و پدرت اون رو قبول کرد؟

.آره

.که اينطور

."کارت خوب بود "مت

!باورنکردني بود، زدي تو هدف - .ممنون -

.بيا يه چرخي اطراف بزنيم

.هي، اون بيرون مراقب خودتون باشيد

..."تيمِ شناساييِ "دينگان

قرار بود فقط تا شعاع .دو مايلي رو جستجو کنه

.بايستي تا حالا برميگشتن

.اونا تنها گروهي نيستن که دير کردن

گروهِ "آنتوني" هم بايد .تا يه ساعت قبل برميگشتن

...خُب، بيايد اُميدوار باشيم

با اون اربابِ سوخته‏ي عصباني .برخورد نکرده باشن

دينگان" ميبايست افراد بيشتري" !رو با خودش ميبرد. مرتيکه احمق

."واو، "دينگان

هي، تو حالت خوبه؟

بقيه‏ي گروه گشت‏زني‏ـت کجا هستن؟

.اونا مُردن

.همه‏شون مُردن

«سقوط آسمان‌ها» قـسـمـت دوازدهـــم از فـصـل چـهـارم تاريخ پخش:93/06/10 و ترجمه: 93/06/12

"...آنچه که براي تو رخ مي‏دهد‎‏"

چيزي نيست جز نحوه‏ي..." ".واکنش تو در برابر موضوعات

.خلبان اتوماتيک روي برج آشيانه قفل کرده

هسته‏ي انرژي "اشفني" ها ،هرکجاي ماه که باشه

.ما مستقيماً به سمتش ميريم

.بسيار خب، ميرم يه سري به بمب بزنم

.اوه، نه

.شکستگي توي بدنه

...وقتي ما داخل پيله در حالت تعادل دمايي بوديم

سرماي هوا بايد باعث شده باشه تا .روکشِ بمب شکاف بخوره

من مجبور بودم تا پشتيبانِ علايم حياتي رو .براي ذخيره انرژي خاموش کنم

... نميدونستم که - چي رو؟ که ممکنه باعث نابود شدنِ بمب بشه؟ -

.مطمئنم که توضيح ديگه‏اي وجود داره

.تو که فکر نميکني من از عمد اين کار رو کردم

هنوز هم بهم اعتماد نداري؟

."نه، بهت اعتماد دارم "لکسي .اين رو انتخاب کردم

.ولي الان موضوع اصلي اعتماد کردن نيست

...ما بايد اون هسته‏ي انرژي رو منفجر کنيم

.در صورتي که بُمبي نداريم

.نه، نه، صبر کن .اون شکلي نميشه

.من که نميتونم هر کار دلم ميخواد انجام بدم - ."زود باش "لکسي -

... خودم ديدم بدون اينکه حتي

،انگشتت رو تکون بدي .سفينه‏ها رو توي آسمون منفجر کردي

،کاري که من انجام ميدم ...به تمرکز بستگي داره

به جمع کردنِ نيروهاي طبيعي ،مثلِ نيروي جاذبه در اطرافم

.که توي خلأ کار نميکنه

بسيارخب، پس وقتي که ،به سطحِ ماه نزديکتر شديم

ميتوني از نيروي جاذبه‏ي ماه استفاده کني؟

...ممکنه بتونه يکم قويتر بشم ولي

ولي قدرتت اندازه دفعه قبل نيست؟ - .نه نيست -

اون هدفِ ماست؟

.بله

... اون يک سکوي حفاري، پالايشگاه

و کارخانه‏ي انرژي .هست که در يک جا جمع شدند

.تا گاز هليوم رو استخراج کنه - !لعنتي -

پس اين شکليه نه؟

پس اونها هليوم رو از صخره‏هاي سطح ماه استخراج ميکنند

و از سنگ معدن به عنوان .منبع سوخت استفاده ميکنند

.دقيقاً

اونها سنگ معدن رو تصفيه و به انرژي تبديل ميکنند

و اون رو به هسته‏ي انرژي تزريق ميکنند

و اون هم اين انرژي رو به الکتريکسيته‏ي بي‏سيم تبديل ميکنه

.و به سطح زمين ساطع ميکنه

.الکتريکسيته‏ي بي‏سيم

.تسلا" گفته بود که امکانش هست"

.پس اين شکلي اونکار رو ميکنند

اين شکلي انرژيِ همه چيز ...رو تأمين ميکنند

انرژيِ تمام ديوارهاي اردوگاه‏ها و .مک"ها و سفينه‏ها"

.اين شکلي انسان‏ها رو به "اسکيتر" تبديل ميکنند

درسته. تمامِ چيزي که براي .سوختِ ماشين جنگيشون لازم دارند

منظورم اينه که، اين اتفاقي نيست که .اشفني"ها زمين رو انتخاب کردند"

اونها به يک سياره‏ي قابل حيات نياز دارند

که نزديک به کره‏ي ماه ـي .باشه که غني از هليوم هست

،اون اربابشون که من سوزوندمش

،گفت: يک خطري در راه بوده

.چيزي که ما نميتونستيم درکش کنيم

اين ديگه چيه؟

،يه چيزي به برج آشيانه ما مسلط شده

.و داره ما رو به طرف مسير خودش ميکشه

.خودشونن

.داره ما رو ميکِشه جايي که متوقفمون کنه

.من دست رو دست نميزارم

.برو پشت سرم

...ميشه لطفاً يه چيزي رو منفجر کنيد

و سريع برگرديد خونه؟

.به يک کمپِ نظامي که توي اعماق جنگل بود رسيديم

،ديديم که خالي رها شده ...واسه همين "ديک" و "دني" رو فرستادم

.تا گشتي اطراف بزنن

.به سختي ميشد چيزي رو ديد

.مهِ غليظي همه جا رو پُر کرده بود

ولي بعدش فهميدم که .چرا همه جا انقدر ساکت و آرومه

.همه‏ي سربازها زمين گير شده بودند

يه چيزهايي روي قفسه سينه‏شون .بود که داشت تکون ميخورد

.بعضي‏هاشون دچار تشنج شده بودند

.داشتند به يه چيز ديگه تبديل مي‏شدند

،بعد از يه مدت .حتي نمي‏تونستند داد بزنند

،سعي کردم بهشون کمک کنم ،ولي اونها گير اُفتاده بودند

.شبيهِ قيري که به زمين مي‏چسبه

،يکي از اونها بهم نگاه کرد .درست توي چشمام

شبيه حيوان گرسنه‏اي بود .که داره به شکارش نگاه ميکنه

.اون موقع بود که فرار کردم

.نميتونستم نجاتشون بدم

،اگه فرار نميکردي .تو هم مُرده بودي

،اسکيتر"هاي انساني" .جاي شکي توش نيست

،وقتي پيش "لکسي" بودم ،ديدم که دارن روش کار ميکنند

...فکر ميکنم ديگه نيازي ندارند که

براي تبديل کردنمون ما رو به ...کارخانه‏شون بِکشونند

فقط لازمه اون وسيله رو .بندازند به جونمون

اونا دارن توي زمينِ خودمون .ما رو به "اسکيتر" تبديل ميکنن

کسي ديگه رو اونجا نديدي؟

منظورت "سارا" ست؟

.من همچين چيزي نپرسيدم

.توي مسير به چيزي برنخورديم

.فعلاً - .بسيار خُب، خانم‏ها -

.بيايد اين داستان‏هاي بدموقع رو تموم کنيم

.دشمن مکانِ ما رو ميدونه

هر چيزي که "دينگان" ديده .ممکنه سر و کله‏ش اين طرفا هم پيدا بشه

.نصفِ افرادمون براي گشت‏زني رفتند

.با همين جمعيتِ کم، پخش ميشيم

.هرکس بايد سرِ پُستِ خودش باشه .گوش به زنگ باشيد

.بريم

...اون شخصي که ديدي

واقعاً گير اُفتاده بود؟ نميتونست حرکت کنه؟

."چيزي نيست "مت .ما از چيزي نميترسيم

،هرچيزي که اون بيرونه .ما واسه‏ش آماده‏ايم

درسته؟

.سرهنگ

.بزن بريم پسر

فکر ميکني بتونيم با هم دوستِ معمولي باشيم؟

.اگه فقط همين انتخاب رو دارم، آره

.مگي" تو هميشه بهترين دوست من بودي"

.واسه همين خيلي مُشکله

.سفينه‏ها دارن ميان .بايد از اينجا بزنيم به چاک

گور باباش. عمراً اگه بيشتر !از اين من خط دفاع باشم

.نميفهمي

!مراقب باشيد! داره مياد

.از اينجا بريم

!از اينجا بزنيم به چاک

.هال"، "مگي" فرار کنيد"

!هال" نگاه کردن ديگه کافيه، فرار کن"

.بريم

!برو، برو، برو

.زود باشيد، بيايد اين بالا

.عجله کنيد

!برو، برو، برو

!عجله کن

!زود باش "هال"، سريعتر

چي شده؟ چرا ايستادي؟

شوخي ميکني؟ .ما گير کرديم

.شبيهِ سيمان ميمونه

،خداوند چوپان من هست .من نبايد چيزي رو بخوام

او هست که من رو براي چِرا به چمنزار ميبره

... او هست که من رو

،هر آنگاه که از ميانِ واديِ تاريکِ مرگ عبور ميکنم

...ترسي از شياطين نخواهم داشت

.مت" از در فاصله بگير"

.بايد اين پنجره‏ها رو مسدود کنيم

.رفيق نزار اون مِه به داخل نفوذ کنه

.باشه

.اينم از اين

.خوبه، ادامه بده

.مت"، بيا اينجا"

."نذار بهت برخورد کنه "مت

!فرار کن

واقعاً خيال ميکردي ميتوني سفينه‏ي ما رو بدزدي؟

و من هم چيزي متوجه نشم؟

More Farsi Persian subtitles for Falling Skies

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left