لومړۍ 200 کرښې.
كره شمالي دو سال قبل
خواهش ميكنم ولم كنين، خواهش ميكنم من اون كسي كه شما فكر ميكنين نيستم
من واقعا اون كسي كه شما فكر ميكنين نيستم
.خواهش ميكنم. من جاسوس نيستم
.تو يه جاسوسي - .من جاسوس نيستم -
.خواهش ميكنم، بذارين برم خونهام - .دوباره سعي كن -
.من جاسوس نيستم، من يه تاجرم
.در شركت نفت و گاز "رينك" كار ميكنم
.باهاشون تماس بگيرين .من براي شركت نفتي رينك كار ميكنم
تو ميخواستي در پروژههاي هستهاي ما .خرابكاري كني
!من جاسوس نيستم !من جاسوس نيستم
!من جاسوس نيستم
!من جاسوس نيستم !من جاسوس نيستم
!به من دروغ نگو
!من جاسوس نيستم !من جاسوس نيستم
اين از لطف و بخشش رهبر بزرگ و عزيزمون است
که جمهوري خلق کره
يک امريکايي امپرياليست رو بخشيدند
با وجود اعمال خصمانه اي که عليه ملت ما انجام دادن
سرت رو بگير پايين، تا وقتي كه بيرون نرفتيم هيچي نگو
.كه مبادا كيم جونگ ايل، نظرش رو تغيير بده
تبادل اسرا
!به راست راست
!به راست راست
من نميفهمم
چي رو نميفهمي؟
...قوانين ما ميگه كه زندگي يه نفر
ارزش لو رفتن عملياتهامون رو نداره
.كاملا درسته
اگه مجبور بشيم، براي اهداف والاتر .افراد رو قرباني كنيم، همين كار رو هم ميكنيم
پس چرا اين كار رو كردين؟
... خب .ما اين كار رو نكرديم
.اون كرده
وقتي كه فهميد تو كجايي هيچ چيزي جلودارش نبود
.اون به مجلس سنا درخواست داد، وزارت كشور
ما نميخواستيم موضوع عمومي بشه پس به فكر افتاديم كه بهتره كاري كنيم
وگرنه اون خودش به تنهايي به اين كشور لعنتي حمله ميكرد
حالت خوبه؟
آره
ســــالـــت
زيرنويس از امير طهماســـبي
واشنگتن زمان حال
سلام
.صبح بخير - .سالگرد ازدواجمون مبارك -
ميخواي برات صبحونه درست كنم؟
با نون ساج چطوري؟
تو آشپزي كني؟
.شوخي ميكني .تو عاشق غذاهاي من هستي
.آلمانيها هيچوقت شوخي نميكنن
.اما " برت" از غذاهاي من خوشش مياد
.حشراتت رو از روي ميز بردار
اونها عنكبوت هستن - اونها حشره هستن -
عنكبوت - حشره -
مانند دو مرحله قبل لايه ي بعدي رو برگردونيد
دستمال را وارونه کنين و گوشه هايش رو برگردونين
يکي روي ديگري و سومي
قرينه بودنش رو بررسي کنيد و بعد محکم فشارش بدين
اينو داري در وقت اداري انجام ميدي؟
... و بعد قاشق و چنگال نقره تان رو - امروز سالگرد ازدواجمونه -
ميخوام همه چيز عالي باشه
.اما اين جذاب نيست
.اما اين يه چيز مطلوبه
.و مطلوبيت، جذابيت جديده
دنبال رد يه نفر هستيم "اسم كوچيكش "اسام"، فاميلش "يوتسا
چيز به دردبخوري ازش داري؟ - .فقط همين -
فرانسيس، يه لطفي بهم بكن .تا فردا اين پرونده رو يه جاي امن بذار
.ماتاهاري" امشب شب مهمي در پيش داره"
بله قربان، همين الان
قريان؟ من براي تو شبيه يه قربانم؟
سر تا پا
تعجب ميكنم چرا بهت نگفت "اعليحضرت"
.از اين كلمه خوشم مياد .فكر كنم اعليحضرت رو ترجيح ميدم
من هيچوقت اونقدر جوون بودم؟
.جوون تر
.بيا بريم
گزارشت چطور گذشت؟
ميدوني كه .طبق معمول
رييس جمهور ميخواست بدونه ... روز قبل از اين اتفاق
.توي روسيه چي شده .تو چطور؟ شنيدم مصاحبهات خوب پيش رفته
دعا ميكنم
مطمئني؟
وقتي شروع به اين كار كردي ديگه راه برگشتي نداره
وقتي بار آخر از اينجا رفتم حس عجيبي داشتم
.دلتنگ بودم - دلتنگ؟ -
چنين احساساتي هم داري؟ - قربان، قربان -
... ما يه مورد داريم .يه مشكل. ده دقيقه پيش
اينجا؟ - .فكر ميكنم اون متوجه پوشش مخفي ما شده -
مدارك تعيين هويتش به دستت رسيده؟ - .اون روسه -
اون ميگه يكي از افراد "سازمان امنيت فدرال روسيه"است و حرف ديگهاي نميزنه
آدم عجيبيه - انگليسياش چطوره؟ -
.بد نيست، عالي هم نيست
... اما اگه بخوايم به تمام جزييات به انگليسي برسيم
.تد، مايك توي خونه منتظرمه - .آره، منم بايد به يه پرواز برسم -
.بجنب سالت
هيچكس به سرعت تو نميتونه فرق يه چيز الكي رو با يه چيز واقعي تشخيص بده
من 25 دقيقه وقت دارم - من هم 26 دقيقه، بيا بريم -
بسيار خب. وقتي چيزهاي بيشتري فهميديم، تصميم ميگيريم
كي به بخش امنيتي خبر داده؟ - من نبودم -
هي تد، ميهموني رو خراب كرديم
پيبودي - سالت -
اون رو از روي سرش بردارين
ميكروفونها روشن
بررسي سطوح
آغاز ضبط
اسكنهاي عصبي روشن آماده براي شروع
اِو
آغاز ضبط صدا و تصوير
.آزمايش هدفون
مصاحبه در ساعت 2:42 دقيقه آغاز شد
تو متاهلي؟
... براي يه افسر امنيتي زن
شوهر ميتونه .باعث حواس پرتي باشه
.ما اينجا هستيم تا دربارهي تو صحبت كنيم
خب اسمت چيه؟
... اسم من
"آلك واسيليوچ اورلفه"
.و سرطان دارم
تحت تاثير قرار گرفتم
.يك بيمار سرطاني
ميخواي اين اطلاعات رو در ازاي درمان به ما بفروشي يا از مرگ ميترسي؟
... اگه با نفرين خودم به چيزي رسيده باشم
.اون اينه كه ديگه از هيچي نميترسم
.روسيه هم داره ميميره
اما برخلاف من نميميره - اولگ واسيلي اورلف -
در سال 1993 در انفجار نويسيبيرك سيبري ديده شده
.جز افراد ويكتور راسوزكي بوده
.از سازمان امنيت فدرال روسيه استعفا داده
اسكنها نشون ميده كه در مورد ابتلا به سرطان حقيقت رو ميگه
قبل از سال 1993؟
روسيه زماني قوي بود، پرقدرت
.هيچي .انگار اصلا وجود نداشته
و وقتي کارها درست بشه
روسيه دوباره قدرتمند ميشه
من قراره جايي برم، آقاي اورلف
پس اگه اشكالي نداره برين .سر اصل مطلب
من اومدم اينجا كه يه داستاني .برات تعريف كنم
.من از داستان خوشم نمياد
.اما بهرحال گوش ميدم
.اما انگليسي بگو لطفا
.بقيه دارن گوش ميدن
.سال 1975
.دوران جنگ سرد
...در يك ورزشگاه در گروزني
...قهرمان كشتي شوروي
... به اسم ساشا جوردورويچ
براي اولين بار
تنها استاد بزرگ زن شطرنج اون زمان رو ملاقات ميكنه
.آنيا نوركيوا
.يه ماه بعد؛ اونها ازدواج كردن
.و بعد از يه سال، بچه دار شدن
...يه ماه بعد
اون بچه دوباره به همون . بيمارستان برگشت
.در حاليكه در تب ميسوخت
...و يك روز بعد
،بچه ناگهان مرد
... بله .يه بچه مرده بود
... و بله .و يه بچه هم دفن شد
.اما بچه چنكوف زنده بود
.و جز مايملك مردي ديگر شد
...يك جاسوس برجسته كه بزرگترين نقشهاي
كه نيروهاي روسي به فكرشون ميرسيد .رو طرح ريزي ميكرد
.نقشه نابودي آمريكا
... همه چيز با
يه امريكايي به نام .لي هارولي اسوالد" شروع شد"
در سال 1959 .او به روسيه مهاجرت كرد
.و سه سال بعد به امريكا برگشت
... ولي مردي كه به امريكا برگشت
در واقع يك جاسوس روس .به اسم آلك بود
در 22 نوامبر 1963
آلك اولين موفقيت برنامهي جديد بود
.و قهرمان اتحاد جماهير شوروي شد
...جاسوس برجسته به فكر
.ايجاد افراد بيشتري مشابه آلك افتاد
... گروهاني از ماموران، زنان و مردان
.كه قرار بود با امريكاييها جابجا شوند
...من به اين پرچم قسم ياد ميکنم
در صومعهاي دور افتاده
چنكوف و بقيه دخترها و پسرها ...خيلي قبل از اينكه روسي ياد بگيرن
.انگليسي ياد ميگرفتن
...و لهجه
...و طرز رفتار
.و ايدئولوژي
و با روشهاي برنامهريزي شدهي سخت فيزيكي و روحي
.جاسوس برجسته، جنگجوياني آهنين ميساخت
افرادي شكست ناپذير و استوار در بازجوييها
کي اول شد؟
کي آخر شد؟
داري منو ميكُشي، مرد
فرشتهي خوب داستان كي ميرسه؟
... هيچوقت
.اين داستاني بدون اميده
چنكوف مشابه بچهي يه .خانوادهي توريست امريكايي بود
يه حادثهاي اتفاق افتاد و . خانوادهاي كشته شدن
.و چنكوف به امريكا فرستاده شد
تا با دروغي كامل زندگي كنه
و منتظر روزي بود كه ...از داخل به امريكا حمله كنه
"روز مجهول"
زمان ماموريتي كه مدتها منتظرش بود، فرا رسيده
...چنكوف به نيويورك سفر ميكنه
.تا رييس جمهور روسيه رو بكشه
No comments yet. Be the first to leave one.