The Enfield Poltergeist

The Enfield Poltergeist

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

1 فصل

د خپرونې معلومات

The Enfield Poltergeist S01E03
د لخوا تبصره Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

تګونه

webdl
په خپور شو: 2025-05-19
ډاونلوډونه: 53
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

...شاید خیلی احمقانه به نظر بیاد اما باید بگم

حالا رک و راست ؛ نظرت چیه؟

من ۱۳ ساله که توی این خونه هستم ۱۴دسامبر

تا جایی که من متوجه شدم یک آقای و خانم ویلکینز اینجا بودند

و من فکر می کنم اون اینجا مرده

نمیدونم حمله قلبی بوده یا چیزی دیگه

بیا ؛ باید صحبت کنیم

من اومدم همسرم رو ببینم

...اما بعدش اون اینجا نبود

و فهمیدم که اون مرده

...من بیل هستم

من یه روحم

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

علامتش بزن

و حرکت

حالا خودتونو جای هیئت منصفه بذارید

من میام پیشتون و میگم یه دختر توی هوا معلق بوده

انگار در اتاق شناوره

شما میگید : درسته ؛ توهم زدی

این یه چیز عادیه توهم می بینی

میدونی؟ دارید رد میدی همچین چیزی ممکن نیست

...اما

الان چه اتفاقی داره میفته؟

نمیتونم برم داخل یه نیروی قوی داره در رو هل میده

چه اتفاقی داره میفته؟ چیه؟ چیه؟

جانت ؛ جانت

و من میتونستم اونو ببینم که بالا و پایین میره بالا و پایین میره

اون در عرض یک ششم ثانیه از اون در میاد

کشیده میشه ؛‌اینطوری ؛ اینطوری

اون در حالی که انگار دستاش به هم گره خورده به جلو کشیده میشه

انگار یه صندلی که کنار تخت جانت بود حرکت کرده

صندلی نه فوت پرتاب شده

کمک

حالا صندلی از جا کنده شده

من بیل ویلکینسون هستم

من از قبرستان دورانتس پارک میام

خونریزی داشتم و خوابم برد

و من روی صندلی گوشه‌ای از طبقه پایین مُردم

حالا این چیزیه که من اسمش رو میذارم مدارک دست اول

به نظر می‌رسه موریس گروس تصور می‌کنه که اغلب به سختی شنیده میشه

و صداهای ضبط شده بسیار پرسروصدا که اون بخش هایی ازش رو در جلسه پخش می کنه

حقایقی رو تشکیل میدند که بقیه باید ردشون کنند

اگه قرار باشه اونا در انفیلد به پدیده‌های ماوراءالطبیعه بپردازند

حالا میتونی بگی آنیتا گرگوری؟ بیخیال آنیتا گرگوری

من چهار بار از اون خونه بازدید کردم

یالا ؛ امتحان کن ؛ میدونم که سخته بگو آنیتا گرگوری

نگرش بسیار غیرانتقادی موریس گروسه و گای پلیفر

به نظر من در مورد قابل اعتماد بودن اونا شک دارند

به عنوان تفسیرکنندگان تجربیات

فریادی که معمولا می شنوم اینه که میخوای باور کنی پس باور کن

ما داریم درباره ارزیابی مدارک صحبت می‌کنیم چون این موضوع خیلی خیلی مهمه

اول از همه، صدای بم، خشن و بریده بریده مردانه از یه بچه درمیاد

...جانت ؛ حدودا ۱۱ ساله

پرونده انفیلد حدود شش ماه در جریان بود

قبلاً خیلی معروف بود

این خبر در رسانه‌ها و تلویزیون منتشر شده بود

افراد زیادی از تحقیقات انتقاد کردند

و من میدونم که موریس و گای از این موضوع ناراحت بودند

از دیدگاه اونا ؛ تمام وقتشون رو صرف این پرونده می کردند

و با این حال اینجا با اونا رفتاری بسیار خشک می شد

افراد دانشگاهی در اس.پی.آر ابراز شک و تردید می کردند

جانت حتی نمی دونست ارواح خبیثه چی هستند

چطور شد که اون مثل ارواح خبیثه حرف زد

که دو قرن پیش گزارش شدند؟

یه بچه ۱۱ ساله چطور میتونه با همچین صدایی کنار بیاد؟

جانت هنوز هم معتقده تنها چیزی که وقتی صحبت می کنه احساس می کنه

لرزشی در پشت سر و گردنشه

براش توضیح دادم که با این صدا صحبت می کنه

اما اون اصرار داره که ازش بی اطلاعه

من هنوز دلیلی برای باور نکردن حرفاش پیدا نکردم

ما بارها و بارها به وضوح دیدیم

که صدا از اون درمیاد بدون اینکه لب هاش هیچ حرکتی داشته باشند

منظورم اینه که افرادی که باید بهتر بدونند میگند خب این شکم‌گوییه

خب، تو منو به اون آدم شکم‌گوی تبدیل کردی که می‌تونه بدون حتی یه لرزش هم حرف بزنه

روی لب هاش و کلمات رو به درستی ادا کنه

دوست دارم ببینمش

منظورم اینه که کاملا غیرممکنه

منظورم اینه که اگه اون یه آدم شکم‌گو بود الان نفر اول دنیا بود

آقای ری آلن

خیلی ممنونم که به من لطف داشتید

خانم‌ها و آقایان، عذرخواهی می‌کنم من چند بار این کار رو کردم

یک شب ما در خونه بودیم

از پنجره بیرون رو نگاه کردم

و این ماشینِ فوق‌العاده گران‌قیمت بیرون از ساختمان افتاده

این یارو فرار کرد با خودم گفتم : میشناسمش

بله، ری آلن، گوینده تلویزیونی، بود

شکم‌گو (منظور حالتیه که در نمایش شخصی صدای عروسک رو درمیاره بدون اینکه لبش تکون بخوره)

چه اتفاقی داره میفته؟

سردبیر روزنامه میرور، ری آلن رو فرستاد تا باهاش صحبت کنه

فقط میتونم فرض کنم که انگیزه بی اعتبار کردن کل این فرضیه بود

وقتی فهمیدم وحشت کردم

اون اونجا بود که بررسی کنه که آیا از نظر فیزیکی

اصلا امکان داره اون صداها از جانت دراومده باشه یا نه

ری آلن مرد خیلی بامزه‌ای بود

اما اگه قرار بود تیمی از افراد رو برای جمع‌آوری مدارک جمع کنی

ری آلن رو در تیم قرار نمیدادی

اون دلسوزی نداشت

اونا رو به اتاقی تنها برد

پس هیچکس نفهمید اونجا چی گفته شده

به نظرم به خانواده نگاهی تحقیر‌آمیز داشتند

فکر می‌کنم تمام روزنامه‌های ملی نسبت به داستان‌های ماوراءالطبیعه بدبین بودند

روزنامه میرور تحت فشار بود

اگه بخوای به عنوان یه داستان خرابش کنی پس خودت خراب میشی

داستان به این صورت اجرا شد که ری آلن گفت خودشون صداها رو روشون گذاشتند

اونا بعد این موضوع قهقهه زدند و خندیدند

میدونید ؛‌اونا حقه باز بودند

جمعه، ۳۱ مارس

امروز صبح، خانم هاجسون بهم زنگ زد

درباره مقاله‌ای که دیروز در دیلی میرور چاپ شد

اون گفت که مارگارت از این اتهامات خیلی آشفته شده

ساعت دوازده ظهر پیش خانواده رسیدم

حالا، جانت، لطفا بیا اینجا جانت، لطفا توجه کن

بیخیال. ببین، این خیلی جدیه

حالا گوش کن ؛ جانت تو به اونا گفتی که اون صداها رو تقلید کردی؟

...پس نه

نه چون ازم نپرسیدند و من هم به هر حال تظاهر نکردم

چطور اون موقع این فکر به سرش زد؟ منظورم اینه که دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

گفت که اینجا بوده

و اینکه تو تقریبا درباره همه چیز یه اعتراف مفصل به اونا دادی

مارگارت ؛ مارگارت عزیزم ؛ میای اینجا؟

مارگارت ؛ اون بهت چی گفت؟

یالا مارگارت ؛ این خیلی مهمه

باید بهم بگی

یالا نگرانش نباش

بهت چی گفت؟

...داشت می گفت

نمیدونم از چی حرف میزد

فقط چیزهایی می‌گفت که من نمی‌فهمیدم

...چی می گفت؟ خب میدونی کلماتی بود که من نمی فهمیدم

مارگارت، نفهمیدی چی گفت؟

نه و خب ؛ چی بهش گفتی؟

فقط خیال‌پردازی می‌کردم

دارم فکر می‌کنم که فردا برای مدرسه چی لازم دارم

اصلا به حرفاش گوش نمیدادم

و داشتم فکر می‌کردم که به چه چیزی نیاز دارم و من همیشه همین‌طوری هستم

آره سر تکون داد ؛ همین

باشه، پس داشتی سرت رو تکون می‌دادی؟

درسته آره

آره فقط داشتم خیال پردازی می کردم فهمیدم

حالا گوش کن یه سوال ازت می پرسم

اون گفت که تو گفتی تو و جانت با هم قرار گذاشتید که صداها رو جعل کنید

حالا این درسته؟ آره یا نه؟

نه

مطمئنی نگفتی؟ حتی اگه سرم هم تکون میدادم همچین چیزی نگفتم

مطمئنی نگفتی؟ از خودم نگفتم ؛ نه

تو که با دهن خودت نگفتی نه

فکر می کنی ممکنه اون صدا اینا رو گفته باشه؟

...تا جایی که میدونی

وقتی اونا اینجا بودند صدا یک بار هم قطع نشد

پس نمیدونم چرا اونا منو انتخاب کردند

خب گوش کن ؛ من و آقای گروس کاملا از همه چیز خبر داریم

اون خیلی واقعی نبود، می‌دونی؟

و گرنه برای کار ما آشفتگی زیادی درست می کرد

باید از دیدگاه ما هم قضیه رو درک کنی فهمیدی؟

ما سعی داریم ازت در برابر این آدما دفاع کنیم

پس باید کاملا مطمئن باشیم

من همیشه یه بچه عصبی بودم

هیچوقت به اندازه کافی قوی نبودم

من همیشه اگه کسی بهم حرف بدی بزنه ناگهان گریه می کنم

یادم میاد که به سال‌های نوجوانی نزدیک می‌شدم و خیلی ترسیده و وحشت‌زده بودم

و من نمی‌تونستم بفهمم که چرا این اتفاق میفته و چی میتونه باشه

و این واقعا از نظر احساسی منو ناراحت می کرد

حالا، مارگارت، تا حالا شده صدا رو تقلید کنی؟

نه هیچوقت

هیچوقت؟ تا حالا این کارو نکردی؟ آره کاملا مطمئنم

حالا، فکر می‌کنی جانت تا حالا صداش رو تقلید کرده؟

نه تا جایی که میدونم نه تا جایی که میدونی نه

تا حالا اتفاقات فیزیکی که افتاده رو جعل کردی؟

نه

مطمئنی؟ آره

حتی یکیشون؟

نه ؛ قسم میخورم

قسم میخوری درسته ؛ ممنون

چرا باید بگم ساختگی بود؟

چطور میتونستم بگم ساختگیه؟ نمیتونستم

یالا مارگارت گفتم که تو هم میتونی بری بخوابی

پس ادامه بده دختر خوب

بابام سه تا بچه داشت و هر ستای ما خیلی شیطون بودیم

...و ما بازی می کردیم و اون میدونست

کاملا میدونست کی یه بچه سرگرم بازیه

نه ممنونم

نمیخوام ضبط صوتم رو تا جایی ...که میتونی بچرخونی

اینکه یکی از راه برسه و بگه همه چیز یه بازی بوده

اینکه جانت بزرگترین شکم‌گو در جهانه

اینکه اون بزرگترین جادوگر جهان بود

اینکه این دو دختر خیلی باهوش بودند

به توانایی‌های فریبشون که می‌تونستند بقیه رو فریب بدند

...میدونید ؛ متخصصان در

از هر جایگاهی، رک و پوست کنده، بامزه است

اوضاع با مطبوعات خیلی سریع بد شد

نگران کننده بود

روزنامه نگارها دنبال ما میومدند چیزهای مختلفی می گفتند

بعضیاشون خوب بودند بعضیا نه

آدمای مختلفی داشتند وارد خونه می شدند و این منو می ترسوند

سلام؟

نه، من از خانه عموم صحبت می‌کنم که حدود پنج خونه اون طرف تره

توی خونه‌ دیگه تلفن نیست

وقتی این داستان در ایالات متحده بیشتر شناخته شد

فشار زیادی وجود داشت و اونا یه خانواده خیلی شکننده بودند

More Farsi Persian subtitles for The Enfield Poltergeist

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left