Spirit Untamed

Spirit Untamed

د Farsi Persian ژباړه ډاونلوډ کړئ

د خپرونې معلومات

Spirit Untamed the Movie 2021 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-CMRG
Spirit Untamed the Movie 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Spirit Untamed the Movie 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Spirit Untamed the Movie 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Spirit Untamed the Movie 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-EVO
Spirit Untamed 2021 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Spirit Untamed the Movie 2021 WEBRip XviD MP3-XVID
Spirit Untamed the Movie 2021 WEBRip x264-ION10
Spirit Untamed the Movie 2021 WEBRip x264-RARBG
د لخوا تبصره hitm@n
██► H1tmaN سیروس فخری و امیر | Bia2Movies.bid ◄◄

تګونه

webrip
web
x264
BRip
hdrip
HDRip
XviD
AC3
HD
720p
720
TS
YTS
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
x265
HEVC
2CH
په خپور شو: 2021-06-28
ډاونلوډونه: 47
د اوریدلو معیوبیت: No

د Farsi Persian سرليکونو مخکتنه

لومړۍ 200 کرښې.

:تـــــرجـــــمـــــه « امیر ستارزاده » و « سیروس فخری » H1tmaN & hitm@n

‫ممنونم، «لاکی» ‫(به معنی خوش‌‌شانس)

‫سلام، دخترم!

‫- مامان! ‫- کارت عالیه، عزیزم!

‫بیاید برای «میلاگرو پرسکات» دست بزنیم!

‫میلاگرو! میلاگرو!

‫مامان

‫مامان

‫بی‌باک باش، «فورتونا» ‫(فورتونا در زبان اسپانیایی به معنی خوش‌شانس)

‫برگرد، مامان

‫یالا، سنجاب خوب کیه؟

‫- یالا، بهم اعتماد کن! ‫- لاکی!

‫اینا بادوم زمینی هستن. ‫همونا که خیلی دوست داری.

‫لاکی؟

‫بیخیال، تام. یه گازم نمی‌زنی؟

‫لاکی؟ کجایی؟

‫عمه «کورا»!

‫لاکی!

‫خانم‌های متشخص از طاقچه‌ی پنجره آویزون نمیشن

‫خانم‌های متشخص گذشته از این، ‫به مهمونی‌های جذاب و سرگرم‌کننده میرن.

‫پدربزرگت داره برای فرمانداری کاندید میشه، لاکی

‫این کمی مهم‌تر از یه ‫«مهمونی جذاب و سرگرم‌کننده»ـست.

‫لازمه بهت یادآوری کنم توی ‫رویداد قبلی چه اتفاقی افتاد؟

‫اشتباهاتی صورت گرفتن

‫الحق که اشتباهات بودن

‫- هیچی رو از دست نمیدی به جز... ‫- کیک، بقیه بچه‌ها

‫- لاکی... ‫- خوش گذروندن!

‫یه فیل؟ بیخیال!

‫می‌دونم زندگی کردن با پدربزرگ آسون نیست،

‫ولی یه بخشی از عضو خانواده «پرسکات» بودن ‫این نیست که همیشه هر چی بخوای داشته باشی

‫بلکه انجام کاریـه که به صلاح خانواده‌ـست.

‫حالا از اونجا بیا پایین و ‫درس ریاضی‌ـتو تموم کن

‫اگه این معلم جدیدت ‫یه بارم از دستت روانی بشه...

‫"اگر قطاری با سرعت 25 مایل ‫بر ساعت حرکت کند..."

‫- ..."ایستگاه را در ساعت 8 صبح ترک کند..." ‫- کورا؟ کورا!

‫- آخه دونستن این کجا به دردم می‌خوره؟ ‫- کورا؟

‫بله، پدر

‫خیلی عجله دارم

‫پاپیونم

‫اوه! نه، زیادی تنگـه

‫فقط بهش فکر کن، کورا

‫از کار کردن توی راه آهن برسم به فرماندار

‫و چرا؟ چون...

‫- یه پرسکات هرگز تسلیم نمیشه ‫- یه پرسکات هرگز تسلیم نمیشه

‫آفرین دختر! مطمئنی لازم نیست درو قفل کنیم؟

‫"اگر یک قطار هر 100 مایل ‫برای پر کردن مجدد آب توقف کند،

‫در چه زمانی قطار می‌رسد به..."

‫سلام، تام!

‫دمت گرم که برگشتی، پسر

‫تام، در این مورد حرف زده بودیم

‫تام، داری به اعتمادم خیانت می‌کنی. تام!

‫واقعاً باید اون در رو قفل کنیم!

‫بس کن! وایستا!

‫نه، نه، نه!

‫یالا، بس کن!

‫چرا سنجاب‌ها اینقدر سریع هستن؟

‫پدربزرگ منو می‌کشه

‫آآخ!

‫خانم‌ها و آقایون، در این روز ‫خجسته، بهتون خوش‌آمد میگم...

‫کمپین من آغاز به کار می‌کنه

‫بهتون قول میدم

‫که این ایالت رو مثل خونه‌ی ‫خودم با صلابت اداره می‌کنم

‫جلوی تمام این هرج و مرج رو... می‌گیرم؟

‫سلام، پدربزرگ

‫کیک

‫صفحه اول خوبـه دیگه؟

‫معمولاً

‫یعنی، اگه کسی بتونه یه سنجاب رو ‫روی صورتش نگه داره، قطعاً خود پدربزرگـه

‫در نهایت مجبوره دوباره ‫باهامون حرف بزنه دیگه؟

‫می‌دونی، موقعی که صورتش خوب بشه

‫پدربزرگ فقط یه مقدار آرامش و سکوت لازم ‫داره بازم تا کمپینش رو سر و سامون بده

‫می‌تونیم آخر تابستون بریم خونه

‫چرا نمی‌تونیم برگردیم به خونه لب دریاچه‌؟

‫چرا؟ چون هنوز تا حدودی زیر آبـه

‫همراه بیشتر شیرین‌ترین خاطرات بچگیم

‫گفتم که متأسفم

‫آقای «توینکلز»

‫این آدما توی کوپه‌ی ما چیکار می‌کنن؟

‫خیلی متأسفم، ولی حتماً ‫دچار اشتباه شدید. اینجا...

‫آقای «توینکلز» آخه!؟

‫کراوات کوچولوش رو دیدی؟

‫انگار همیشه آماده‌ی تئاتر و این چیزاست

‫وایستا. اینجایی که داریم میریم تئاتر داره؟

‫یا کتابخونه؟

‫یا باغ وحش؟

‫یا هر چیزی؟

‫بذار بیرون رو بذاریم...

‫واسه بیرون بمونه، خب؟

‫پاهاتو بنداز

‫شاید قراره تابستون رو توی صحرا بگذرونیم

‫ولی ما حیوون وحشی نیستیم

‫- اصلاً «میرادو» چطوریه؟ ‫- «میرادِرو» درسته

‫قراره چی صداش کنم؟

‫خب، می‌تونی صداش کنی «بابا»

‫یا «پدر»

‫یا «جیم»

‫جیم

‫"سلام جیم. این 10 سال ‫اخیر چطور بوده، جیم؟"

‫اوه، عزیزم

‫شرایط برای اونم بعد مرگ مادرت آسون نبوده

‫یه چیزی داخل پدرت شکست، و اون...

‫چرا همراه من نیومد؟

‫عزیزم، اون توی صحرا با یه نوزاد تنها بود

‫اون کاری رو کرد که به نظرش...

‫خب، کاری که به نظر همه‌ـمون درست بود.

‫اینجا دست به آب نیست؟!

‫چی فرمودید؟!

‫لاکی!

‫وای، این کوپه خصوصی‌ـه!

‫شرمنده. واگن غذاخوری 5 دقیقه دیگه بسته میشه

‫خب، گمونم وقت چایی خوردن رسیده

‫تکون نخور

‫توقف بعدی توی «میرادِرو»ـه

‫وای نه!

‫عجب

‫- هی ‫- شرمنده

‫- هی! ‫- هی! رئیس!

‫- بازم داره منو دست مالی می‌کنه! ‫- چیکارت کردم مگه؟

‫کیک. به به...

‫بذار ببینم. شکلاتی، لیمویی...

‫اوه، نارگیلی!

‫تو چه پسر خوبی هستی

‫آره که هستی. آره که هستی!

‫لاکی!

‫لاکی!

‫بپا!

‫ای سگ کوچولوی بدجنس!

‫اوه، هی هی! ‫مراقب خودت باش، شاهزاده.

‫اگه اینو شیرجه بزنی، یکیو ناراحت می‌کنی

‫- حالا، بهتره که از اسب‌های وحشی... ‫- ببخشید

‫- ...دور بمونی ‫- میشه بذارید رد بشم؟

‫- لاکی! ایناهاشی! ‫- کورا، من...

‫آخرش منو به کشتن میدی!

‫خیلی لطف کردید، آقای...

‫اسمم «هندریکس»ـه، خانم

‫باید بهت قلاده ببندم، می‌دونی؟ ‫و این کارم می‌کنم

‫یه لحظه. وایستا.

‫فقط یادت باشه، خودت باش

‫بهترین حالت ِخودت باش

‫اونی که دردسر درست نمی‌کنه

‫- لاکی؟ ‫- شرمنده!

‫واسه موی سفید زیادی جوونم!

‫هی، نگران نباش. اون ‫خیلی برای دیدنت مشتاقـه

‫و شرط می‌بندم تابستون زودتر ‫از چیزی که فکرشو بکنی می‌گذره

‫پیف پیف، این بو واسه چیه؟

‫متأسفم، خانم. داره تـُف می‌کنه...

‫اَه اَه...

‫نگران نباش، عمه کورا

‫شرط می‌بندم تابستون زودتر ‫از چیزی که فکرشو بکنی می‌گذره

‫خیلی بامزه بود

‫خودشه؟

‫نه. جایی نمی‌بینمش

‫جای درستی اومدیم؟

‫آره، بدبختانه

‫میرم ببینم توی دفترش هست یا نه

‫تا برگردم از جات تکون نخور

‫- اووو! ‫- اوه، رفیق

‫- من گرسنه‌ام ‫- رستوران کجاست؟

‫آره! میرم یه استیک بزنم!

‫- دیگه از دردسر دوری کن، شاهزاده ‫- هی، اینجا که ساحل نیست

‫برنامه عوض شده، پسرا

‫حالا گوش کنید. پول‌ـمون تموم شده.

‫یه چندتا اسب از داخل قطار دیدم که بلیط ‫خروج‌ـمون رو از اینجا جور می‌کنن

‫می‌دونید پولا رو کجا نگه می‌دارن؟ بانک‌

‫یادت که میاد دفعه قبلی چه افتضاحی به بار اومد؟

‫- چیو جا انداختم؟ ‫- حالا راه بیوفتید. اون استیک تپل گیرتون میاد

‫خیلی خب. بریم به اون رستوران

‫وقایع امروز به شما تقدیم میشن توسط...@

‫خانم‌ها و آقایان، مادیان‌ها و نَرها...

‫هی، برگرد! بستنی رو بهم پس بده!

‫- بیاید یه کف مرتب بزنیم... ‫- فکر می‌کردم باهم شریکیم

‫...برای «ولنتینا»

‫و شوالیه‌های...

‫میرادِرو!

‫واو

‫این برنامه توسط «راه آهن پرسکات» و ‫«اصطبل گرینجر» به شما تقدیم میشه

‫حرکات نمایشی این سوارکارا بی‌نظیره

‫واو

‫- فورتونا؟ ‫- چی؟

‫ خوش اومدی، فورتونا

‫آ...

‫ سلام. حال‌ـتون چطوره؟

‫منتظرت بودیم. درست شبیه مادرت هستی.

‫جدی؟

‫خوش اومدی، فورتونا ‫(=لاکی، خوش‌شانس)

‫وایستا، اونو می‌شناسی؟

‫آره. همه میلاگرو رو می‌شناسن

‫بیا. بهتره اینو داشته باشی.

‫مادرتم دقیقاً یکی مثل اینو داشت

‫- به خونه خوش اومدی، دخترم! ‫- وایستا!

‫- نفر بعدی، قهرمان مهار اسب... ‫- ببخشید. دارم رد میشم.

‫...و قهرمان قلب پدرش،

‫دخترم «پرو گرینجر»

‫و «چیکا لیندا»ی بی‌نظیر!

‫پرو!

‫13 ساله که باعث میشه سرگیجه بگیرم، ‫واسه همین من عادت کردم.

‫واو، اسب‌ها از این کارا هم می‌تونن بکنن؟

‫واو!

‫خیلی خب، بسه. مگه کار و زندگی نداری؟

‫«فورتونا اسپرانزا ناوارو پرسکات»، ‫همین الان برگرد اینجا!

More Farsi Persian subtitles for Spirit Untamed

تبصرې

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left