Pierwsze 200 wierszy.
تحقیقات پلیس متروپولیتن در مورد حادثه برج پورتلند
که در اون پاسبان پلیس هادلی متیوز
و یک نوجوان به اسم فرح مینی جان خودش رو از دست داد امروز به پایان رسید
کی قراره مردم استفاده از بی تجربگی آدما رو
که برای هر کارش بهانه میاره متوقف کنند؟
خدای من تو سردی آره ؛ قبلا گفتی
هیچی عوض نشده
عملیات پرسئوس
درباره مردی که اسلحه رو در دست اون بچه گذاشت ؛ شکیل الیور
ما در حال تشکیل یک کارگروه برای سرنگونی اون هستیم میخوام با ما انجامش بدی؟
مطمئنم دلم میخواد
چرا دنبال شاو می گردی؟
چرا میخوای از اون دفاع کنی؟
من برات یک کاری دارم من کار خودمو پیدا کردم ؛ ممنون
خب چیه؟ مواد مخدر؟ اسلحه؟ باندها؟ همه شون
میدونی چرا اون تو رو میخواد درسته؟ اون تو رو مخفیانه میخواد
میتونی دوباره باهاش کنار بیای؟ با شاو ؛ مردی که پشت سرته؟
ما میتونیم کاری رو که برای انجامش به هم ملحق شدیم انجام بدیم آدم بده رو از بین ببریم
میتونم یکی دوتا سوال بپرسم؟
هنوز با لیزی آداما رابطه داری؟
اون یک اشتباه بود
که بابتش متاسفم و هنوز هم به این تاسف ادامه میدم
تا وقتی که لازم باشه
تموم شد ؛ قول میدم
آره ؛ بهتره ؛ چون اگه اینطور نباشه
جوری بهت صدمه میزنم که حتی نمی تونی تصورش رو بکنی
فهمیدی؟
امیدوارم اذیتت کنه
تو میتونی هر چقدر که دوست داری درباره من و زندگی شخصیم بی ادب باشی
اما شک نکن ؛ حتی یک ثانیه
مهارت یا عزم من برای پایین آوردن این لعنتیا کافیه
بزار شمارهام رو بهت بدم خودم میتونی تصمیم بگیری
واقعا لطف کردی ؛ ممنونم
از فارلو میری؟ آره
تهدید جانی ؛ نمی تونم برای تیم ورودی صبر کنم من وارد میشم
دکترها به پدر و مادرم چیزی گفتند
من باردارم
بیست ماه بعد
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
سلام
اون بهم چاقو زد
آهای اون چاقو خورده ؛ بهش کمک کنید
اینجا چه خبره؟
کمک ؛ کمک
...اون چاقو خورده
سارا کالینز
آره ؛ ۲۰ دقیقه دیگه ؛ تو راهم
متاسفم ؛ یک چاقو زنی دیگه ؛ یک بچه دیگه
برات یک فنجون چای درست می کنم وقت ندارم
بیا اینجا بوبا ؛ بیا بیا بغلم
سارا سلام الین
نتونستیم اونو بپوشونیم؟ نه چیزی نداریم
هویتش تایید شده؟ نه هیچی نداره ؛ گوشی هم همراهش نیست
امدادگر خارج از انجام وظیفه بود؟ آره ؛ اوون پیرس
رفت شیر یلماز بیاره نه ؛ دوربین مداربسته مغازه کار نمی کنه
اون صدای کسی رو شنید که درخواست کمک می کرد دوتا بچه رو دید
دوتا؟ آره
هر کاری از دستش برمیومد انجام داد کافی نبود
همش مال توئه ؛ من هنوز هم اول تو صحنه هستم تا همه چیز رو توضیح بدم
اوون؟
من بازرس سارا کالینز هستم فرماندهی بخش قتل
ببخشید نتونستم جلوی خونریزی رو بگیرم
مطمئنم تمام تلاشت رو کردی
پس کس دیگه همراهش بود؟
آره ؛ دوستش ؛اون گوشی منو دزدید چی؟
گفت گوشی نداره ؛ پس بهش گوشی دادم تا تماس اضطراری بگیره
می خواستم بهش بگم چی بگه اما فقط ناپدید شد
چرا فکر کردی اون دوستشه؟ خب اینطور به نظر میومد
انگار داشت اشک میریخت
گفت : لطفا نزار بمیرم
بهش گفتم چیزی نیست
کی میخوای جلوی اینو بگیری؟
من هر کس این کار رو کرده دستگیر می کنم قول میدم
سوالم این نبود
سلام اش سلام لیزی
پرنده کوچولو بهترین میز رو برداشته
خب من فقط تا چهارسالگی مراقبت از بچه رو دارم
که در حال بررسی اون درگیری در دعوای جمعه شب مرکز خرید هستند
ممکنه یک هویت از یکی از اونا پیدا کرده باشم
از کی؟
یکی از درهای طبقه پایینه پس نمی دونم ارزشش چیه
من هم تو بخش طبقه پایین بودم کی؟
عارف جوهر؟
سلام کاراگاه آداما سلام غریبه
حالت خوبه؟ آره
خب من نمی دونستم گروهبان الان در حال کار کردنه
من برای تیم محله های امن داوطلب شدم
شب جمعه اینجایی؟ آره ؛ پیامت رو دریافت کردم
میتونیم از دوربین مداربسته عبور کنیم؟ آره
مردی که کتک خورد چیزی بهت داد؟
نه اون باهام حرف نمیزد
همینه
بعد همه چیز شروع میشه
دوتا از دنده هاشو شکستند هنوز حرف نمیزنه
هویت تو چطور؟ عقبه
اونی که با هودی خاکستری میاد رو ببین
یک مشت میزنه و راه میره
پس این یک نوع راه اندازی باند بود؟
شاید خشونت ما درسته
انگار یک درگیری جدی بین دو گروه بلودز یستردی و سولجرز در حال رخ دادنه
...به هر حال من همه دوربین های دیگه رو چک کردم
اون مرد با هودی خاکستری اونجاست
به محض اینکه اینو دیدم فهمیدم
رایان کندی ؛ اون از دکات استیته
از اون چی میدونی؟
اون کم پیداش میشه اما بچه بدی نیست
باعث شد یکی بیمارستانی بشه
بهش مشت زد و بعد رفت
خب ما رایان رو به اینجا می کشونیم تا ببینیم حرف کشیدن ازش چقدر سخته
وایسا ؛ چند سالیه که تو رو ندیدم اوضاع چطوره؟ بچه چطوره؟
آره اون خوبه ؛ داره راه میره
نشونم بده
دوست داشتنیه
نگران بودم تا حالا ریش داشته باشه
خفه شو عارف
...چطور اوضاع چطوره؟ بازرس شاو؟
اون با خانواده خودشه ؛ من با خانواده خودم ؛ پس آره همین
سارا؟
سارا از روی اثر انگشت قربانی هویت اونو پیدا کرد
اسپنسر کاردوسو، 15 ساله
چاپ شد؟ پس سابقه داشته؟ آره ؛ مصرف سطح پایینی از حشیش
آدرسی از خانواده اون داری؟ خانواده ای نداره
مامانش هفت سال پیش مرده و پدری هم نداره
آره ؛ به غیر از یک اسپرم بی مصرف خدای من ؛الین
به هر حال ما یک آدرس و شماره تلفن مهم داریم
باشه باهاشون صحبت کن مکان اسپنسر رو پیدا کن
تو شبکه های اجتماعی کسی چیزی گذاشته؟ نه
اون گوشی نداشت
شاهرا بچه ای که با پلیس تماس گرفت هم گوشی نداشت
پس این فقط برای یک معامله مواد مخدر اشتباه پیش رفته؟
منظورم اینه که مردم می ترسند و ساکت میمونند
به بچه ای که تماس گرفته نیاز داریم
اون احتمالا اونجا بوده وقتی که اسپنسر رو با چاقو زدند
الین ؛ ضبط رو دستت بگیر
لی ؛ اونا یک تماس دوم از گوشی دزدیده شده در سلول برقرار کردند
بررسی دوربین مداربسته در اون منطقه رو در اولویت قرار بده
من خودمو به سردخونه میرسونم
یک نوجوان روز جمعه تو بیمارستان بستری شد
بعد از درگیری تو یک مرکز خرید
یک نوجوان دیگه شب گذشته با چاقو کشته شد
چهاردهمین چاقو کشی در سال جاری بود
پشت پرده این موج فزاینده خشونت گروهی چیه؟
و چرا پلیس ها اینقدر ناتوان شدند؟
آنجل؟
یکی از افراد جاده شکیل دیشب کشته شد
اسپنسر کاردوسو
فرماندهی قتل دنبال بچه ایه که با اون بوده
اونا هویتش رو نمی دونند
تقریبا مطمئنم که همسرش رایان کندی بوده
من باید اسمش رو بهشون بدم
نه رایان ؛ جدی هستی؟
ما دنبال شاه میریم رایان خیلی نزدیکه
اون میتونه همه چیز رو به خطر بندازه
بازرس کارون هستم بازرس آداما هستم
رایانه؟ فکر کنم خودشه
شما مادرش هستید؟ بله ؛ لورتا هستم
مشکلی ندارید اون با ما به ایستگاه پلیس بیاد؟ آره ؛ آره
چی میگی ؛ اون این بار کارش تمومه؟ اینجا چه خبره؟
شما از طرف فدرال اومدید؟
رایان کندی ؛ من تو رو به جرم تجاوز دستگیر می کنم
در تاریخ ۲۶ آگوست در مرکز خرید لونسبال
لازم نیست چیزی بگی
اما اگه چیزی بگی ممکنه به دفاع خودت آسیب بزنی
موقعی که مورد بازجویی قرار میگیری ممکنه بعد در دادگاه برات دردسرساز بشه
هرچیزی که میگی میتونه به عنوان مدرک ارائه بشه
متاسفم که این کار رو انجام دادم اما احتمالا یکم سرپا هستم
من نمیخوام فرار کنم باشه؟ من احمق نیستم
خب ؛ حماقت هرگز مانع تلاش نشد
دارید باهاش چیکار می کنید؟
اونو برای بازجویی می بریم
با دستبند؟ اون فقط یک بچه است بی خیال شو تیا
حالا تا وقتی که بخش ها رو انتخاب نکنم نمی دونم
اما چاقو به شریان فمورال برخورد کرد
وقتی که سوراخ میشه شریان به داخل بدن جمع میشه
امدادگر هیچ کاری نمی تونه انجام بده تا خونریزی متوقف بشه
نه به دست یک مرد جوان
پمپاژ قلب قویه
سارا؟ سارا؟
من با پلیس تماس گرفتم ؛ باید گوش کنی
تماس گیرنده ؛ مورد اضطراری شما چیه؟ اون چاقو خورده
اسمت چیه؟ اسپنسر ؛اون چاقو خورده
اسپنسر ؛ پس با هم دوست بودند
حله ؛ باید بدونم کجا هستی تا بتونم آمبولانس بفرستم
گالوستری لین یه مغازه به اسم یلماز اینجاست
یلماز ؛ فهمیدم ؛ و اسمت چیه؟
فقط بیان لطفا
اون خیلی خونریزی داره اون یارو نمی تونه جلوش رو بگیره
خیلی خب ؛ تماس گیرنده ؛ آمبولانس تو راهه فقط اسمت رو بگو
فقط بیان ؛ لطفا ؛ لطفا
این آخرین چیزی بود که گفت ؛ پس اون باید دیده باشه که چه کسی این کار رو انجام داده
ما باید اونو پیدا کنیم
یا خودش سعی می کنه ترتیب این موضوع رو بده و ما یک بچه مرده دیگه پیدا می کنیم
بیا به پایگاه برگردیم نه ؛ من نمیام
من ۲۴ ساعت تو حرکت بودم میرم بچه هام رو از مدرسه بیارم
...بخاطر پیت ؛ به شوهرت بگار اون سر کاره
بچه هام می شینند و شام می خورند و درباره روزشون برام تعریف می کنند
و برام مهم نیست اون عوضی چقدر بخواد آه و ناله کنه
No comments yet. Be the first to leave one.