Pierwsze 194 wierszy.
.«صبح بهخیر، «ایوانو
!بس کن - .میزنم لهت میکنم -
!بس کنید
!حرومزاده
.بگیرید بشینید
مگه کلهت پوکه؟
چیکار کردم؟ - !خفه شو -
.زنجیر توالت دوباره شکسته .آرومتر بکشش
!لعنت بهت
.یهکم بیشتر ملاحظه کن
.غذاتون رو بخورید
!دست نزن - !نه! مال منه -
.مارچلا»جان، بشین غذات رو بخور» - خودت چی؟ -
.من کلی کار دارم - .منم همینطور -
.بجنبید. دیر میرسم سر کار
!یه لحظه وایسا ببینم
مشقهات رو نوشتی؟
!وقتی تنبیه شدی، میفهمی .یه جفت کودن
مگه من چیکار کردم؟ - .من اگه میرفتم دبیرستان، درس میخوندم -
.سِرجیو» چون پسره، میره» .تازه دو هزار لیره هم خرجشه
تو دو هزار لیره پول داری؟
.پس نمیتونی بری
همین که گذاشتم آموزش ببینی .و الان شاغلی، برو خدا رو شکر کن
باید پول در بیاری .و به مامان بیمصرفت کمک کنی
من پول در میارم .و همیشه به مامان کمک میکنم
.خوبه. وظیفهته
.بیاید بریم
.وایسا ببینم
،«اون پسرۀ احمق، «جولیو کِی میخواد ازت خواستگاری کنه؟
.نمیدونم - …من باید بدونم -
رابطهتون جدیه یا مسخرهبازی؟
.برو دیگه. دیرت میشه
.باشه
.اینو ببر. به غذات دست نزدی - !نمیخوام -
.من هیچی نمیخوام
.امروز به یه دردی بخور
.خدافظ، ایوانو
دِلیا»! کجایی؟»
.اومدم، بابا
!دلیا
!آخه تو چقدر احمقی
!من رو گشنه گذاشتی اینجا - .«صبح بهخیر، «آقای اُتورینو -
!مواظب باش
پسرم… کجاست؟
!دست نزن دیگه .امروز روز خوبی نیست
!چقدر شلوغش میکنه
،اگه با فامیل ازدواج میکرد .از این مشکلات نداشتیم
پسرم زن غریبه گرفت .و اینم نتیجهش
ایوانو کجاست؟ - .سر کار -
بدون خدافظی؟
اون نمکنشناس هیچوقت خدافظی نمیکنه؛
.بعد از اون همه کاری که براش کردم
همهچی رو من یادش دادم؛
…بستن بند کفش، اصلاح
دفعۀ اول کی بردش پیش جنده؟
.شما، آقای اتورینو؛ شما - !من -
،حالا تشکر نه .ولی یه خدافظی که میتونه بکنه
.حتی خونه رو هم بهش دادم
.اون که تصرف شد .اون رو هم توی قمار باختی
.خب که چی؟ مهم نیته
.ولی کارش رو من یادش دادم - کدوم کار؟ -
.قبردزدی - !آهان! اون -
،وقتی بچه بود .چال میکندیم و پرتش میکردم توش
.ایوانو هم با مجسمه و گلدون برمیگشت بالا
.قشنگ مثل گربه بود
!آره! چه کار معرکهای
!الکی قضاوت نکن
.فاشیستها همهش رو میخریدن
.آدمهای محترم و شیکی بودن
.دوست داشتن توی خونهشون عتیقه داشته باشن
!پول بهسرعت رفت
.به یه عالمه قرض دادم
شما پنج دفعه گیر افتادی؛ .تنها نزولخور بیپول دنیا
.اصلاً! زنم مثل ملکه زندگی کرد
زنت از روی بدبختی .از طبقۀ پنجم پرید. حق هم داشت
میدونی مشکلت چیه؟
.زیاد حرف میزنی
.یاد بگیر خفه شی ،تو دختر خوبی هستی
ولی باید یاد بگیری خفه شی .و دهنت رو باز نکنی
!بس کنید، بچهها
!از دست این کودنها
،شانس آوردید به شوهرم نمیگم !وگرنه میزد لهتون میکرد
.«صبح بهخیر، «آلوارو - .صبح بهخیر، دلیا -
حواست به اتورینو باشه .اگه کسی رو صدا زد
.حتماً. حواسم بهش هست
.بدبخت بیچاره
!خیلی دوستش دارم
.حیف شد بابای من نیست
!برو خدا رو شکر کن
« فردا هم هست »
.دلیاجان! منتظرت بودیم
.میبرمت پیش بابا
.آدِلینا»، عجله کن» - .چشم، خانم -
.بریم، دخترخانمها
.از اینطرف، دلیا
!بیاید تا دیر نشده
دلیا، باید بهت بگم که
.داروها کلی مؤثر بود .حالم خیلی بهتر شده
.درسته، قربان. سرحال شدین .رنگوروتون رفته بود
پدرت چی؟ حال اون هم بهتر شده؟
!نه! پدرشوهرمه
.اون که باید مغزش رو عمل کنه
.در مقابل سالمندان باید صبوری کرد
.تموم شد
.دستت اصلاً درد نداره - .مرسی، قربان -
.فکر کردی آسونه - .خب آسونه، بابا -
.اگه حقش رو داری، تصمیم بگیر - !اگه تواناییش رو داری، تصمیم بگیر -
.تو نمایندۀ یه فرهنگ باستانی مُردهای !ما ایدهها و چهرههای نو لازم داریم
!ارزش مهمه، نه چهره - اهداف مشترک مهمه؛ -
.برای نفع جامعه
.عزیزم… ساکت باش
.وارد بحثهایی که بهت مربوط نیست، نشو
.بهجاش به خانم بیست لیرهش رو بده
.صبح بهخیر - .صبح بهخیر -
.راستش سی لیرهست
.قطعیات شما ما رو ناکام گذاشتن
« نخ و کشبافی »
.صبح بهخیر
.بفرمایید
.خب، چهار تا سوتین دویست لیره
.دو تا نگهدارندۀ جوراب هم شصت لیره
.میشه ۲۶۰ لیره
خانم «فرانسا»، اگه لباسی رو .خواستین تعمیر کنین، من در خدمتم
،جوراب، پیرهن پشمی، لباسهای خودتون …جورابشلواری دررفته
من رو چی فرض کردی؟ .اگه در بره، میندازم دور
خوش به حالتون! جوراب من که کل جنگ .یه دررفتگی بزرگ داشت
.خداحافظ
« تعمیرات و فروش چتر »
الان پیدات میشه؟
.معذرت میخوام، قربان - .برو کارگاه -
.پس قبوله
.خدانگهدار .پنجشنبه منتظرتونم
.توجه کن، جوون .دستت اصلاً نباید تکون بخوره
.نشونش بده، دلیا
سیم این چتر شکسته .و ما هم عوضش کردیم
روکشش رو برمیداری
.و میکنیش داخل
.یکییکی نوکها رو بکن تو
.دیدی؟ عین آبخوردن
دیدی؟
حرفهام رو میفهمی؟ - سیم و نوک کجا میشه؟ -
!عالی شد
!حالا یه کمکی بهش بکن دیگه، دلیا
.باز دوباره شد تقصیر من
!دستبهکار شو، بچهجون
باید یاد بگیرم. اگه کار رو بلد بودم که .بهم چهل لیره نمیدادن
چی؟ چهل لیره؟
قربان، میشه باهاتون صحبت کنم؟
.من سه ساله اینجا کار میکنم .حتی وسط بمبارونها هم اومدم
چرا حقوق اون از من بیشتره؟
!طرف مرده دیگه
!وای، ترسیدم
!خدا نکشتت، دلیا - .عین بمب -
چرا مثل بقیه نمیتونیم سوار آسانسور شیم؟
خدا نکنه یه آقایی ما رو ببینه .و آبروش رو ببریم
،غر نزن. همین که واسه ملافه صدامون میکنن .خودش خیلیه
.فکر میکردم آمریکاییها بیشتر پول بدن
.تو جنگ باختیم دیگه - !عمو ژوزف» درستش میکنه» -
.آره. فقط اون لازمه
،حالا که حق رأی داریم .ریتم عوض میشه
.آره، ولی فقط ریتم
،سی واسه تزریق، ۲۶۰ از خانم فرانسا
…«سی هم از «فیاکینی
.فکر کنم این مال شما باشه
…شما پیـ
!ممنون! خیلی خیلی ممنون - !ولم کن! من رو بذار زمین -
مگه خلی؟ - .ببخشید -
.مـ… معذرت میخوام
…خیلی
…خیلی ممنونم .بابت این
.میدونستم مال توئه
.چون همهشون سیاهپوستن فهمیدم
میدونین چند وقته خونوادهم رو ندیدم؟
.یادم نیست آخرین بار کی خونوادهم رو دیدم
.اینم تنها عکسیه که اینجا ازشون دارم
…این… این خانم زیبا هم که اینجاست .این مادرمه
مامانت؟ - این پدرمه -
.و اینا هم خواهر برادرهامن - .همه خوشگلن -
.چقدر دلم براشون تنگ شده
…از شما ممنونم، خانم .از صمیم قلبم
کاری از دست من برمیاد؟
.ببخشید، رفیق. متوجه نمیشم
.من فقط ایتالیایی بلدم
.یه… یه لحظه
.این یه شکلات آمریکاییه
.آمریکاییه. راستش… راستش خیلی خوشمزهست - !شکلات -
.بله. برای شماست - برای من؟ -
.برای شماست - .مرسی! برای جوجوها میبرم -
جوجوها»؟»
.جوجهها، بچههام
.مرسی
میشه… میشه اسمتون رو بدونم؟
.کار دارم. باید برم
!نه. نه. نه. اسمتون میشه اسمتون رو بگین؟
No comments yet. Be the first to leave one.