Pierwsze 200 wierszy.
از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@
سلام رئیس.
جسدش رو پیدا کردم.
جسد رناتا کوردوسکاست.
خیلیخب.
مترجم: «نـــامـــدار»
دیگه دنبال بارسیک نمیگردیم. پروندهاش بسته شد.
کیف پولشه. نزدیک محل ضرب و شتم مادرش پیداش کرده بودم.
- خب؟ - این هم خون خودشه.
قطعا خون خودشه. نتیجه آزمایش همین الان رسید.
ولی طرف زنده است. با والدینش تماس گرفته. شاید دستش رو بریده بوده.
اطلاعات دیگهای هم دارم.
دیانای آدام رو با دیانای والدینش مقایسه کردیم.
بفرمایین.
[دیانای آدام بارسیک با مایکل بارسیک تطابق ندارد]
مسئله شخصی خودشونه، به ما ربطی نداره.
چرا خانم بارسیک بهمون نگفته بود؟
نمیدونم، برام مهم نیست. ما تو این مسائل دخالت نمیکنیم.
خیلیخب، ولی دکتر بارسیک قبلا هم دروغ گفته بود.
الان اداره تحقیقات مرکزی داره ازش بازجویی میکنه.
- بابت چی؟ - نمیدونم.
ولی خبردار میشم. ظاهرا موضوع مهمیه.
اونجا چیکار میکردین؟
دنبال پسر گمشدهام میگشتم.
کتکتون زده بودن.
مقاومتتون تحسینبرانگیزه.
شما تعقیبم میکردین؟
- چرا کمکم نکردین؟ - کی گفته نکردیم؟
از جونم چی میخواین؟
اخیرا، معاملات داروهایی که با نسخه غیرقانونی تهیه شدن، زیاد شده.
یعنی تعداد مراجعین اورژانس بیشتر میشه...
و افراد بیشتری به علت اوردوز جون میدن.
تو بیمارستانهای خاصی بستری میشن،
از همین طریق میتونیم بفهمیم معاملات تو کدوم محلهها بیشتره.
کل سرنخهامون در نهایت به شما ختم شد.
منظورتون چیه؟
اینها براتون آشنا نیستن؟
یعنی چهجور مصدومیت ورزشی داروی سایکو اکتیو نیاز داره؟
من اینجور داروها رو تجویز نمیکنم.
من این نسخهها رو ننوشتم.
کاسپر روزبیچکی.
یکی از افرادیه که باهاش درگیر شدین.
تصادفی بوده؟
منظورتون چیه؟ میخواین بگین بیمارمه؟
من قبل از اون موقع اصلا ندیده بودمش.
این که اصلا دستخط من نیست.
ولی مهر و امضای خودتونه. مگه نه؟
درسته. کل نسخهها با دستخط خودتون نیست.
خودمون بررسی کردیم.
ولی یعنی دفترچه نسخهتون رو به کس دیگهای داده بودین.
چنین کاری هم جرم سنگینی محسوب میشه.
مگه این که کسی ازتون دزدیده باشدش.
حتی اگه اینطور هم باشه،
باز هم سر کد نسخههای اینترنتی به مشکل میخوریم.
کسی جز خودتون به کدشون دسترسی نداشته.
امیدوارم بتونین شفافسازی کنین.
ولی ظاهرا قراره تا دو سال حبس بکشین دکتر.
کس دیگهای هم خبر داره رو گوشی آدام جاسوسافزار نصب کرده بودین؟
نه. فقط خودم، آنکا...
و ماکوسکا خبر دارن.
ماکوسکا کیه؟
صاحب مرکز اجتماعات «گورو»ئه.
ادعا میکنه آدام تو جلسات تراپی حل مشکلات نوجوانانش شرکت میکرده.
- خودتون خبر داشتین؟ - معلومه که نه. چرت میگه.
- گفتی ماکوسکا؟ - آره، ماکوسکا.
بزن «گورو، ماکوسکا».
خیلیخب.
چیزی دستگیرم شد.
- خودشه؟ - «گورو»ئه. آره.
عه، خودشه.
همین خانمه؟
آره، خودشه.
- آدام بارسیک کجاست؟ - نمیدونم.
جدی میگم، دروغ نمیگم.
بشین.
من ازت خواستم چنین کاری بکنی؟
زنده است دیگه، مگه نه؟
باهاش صحبت کردیم، ولی تلفنی حرف زدیم.
تلفنی حرف زدین؟
خیال کردین این مسئله شوخیبرداره؟
خیال کردین بازیه؟
شما فرصت داشتین بارسیک رو سر عقل بیارین.
فرصت داشتین.
ولی الان دیگه کار از کار گذشته.
میتونیم باز هم...
سعیمون رو بکنیم.
مهمون دارین.
امروز تعطیلیم.
میدونم. عذر میخوام. باز هم راجع به آدام سوال داشتم.
آخرین بار کی اومده بود اینجا؟
خیلی وقت پیش بود. یادم نمیاد.
ببخشید. سرم شلوغه.
زیاد میاومد اینجا؟
به ندرت میاومد. زیاد نمیاومد. شاید دو سه بار اومده باشه اینجا.
دو سه بار؟
اخیرا به فکر این مسئله بودم.
شاید مشکل از دوستدخترشه.
متوجه نمیشم.
بهم گفته بود مشکلاتی دارن.
بحثشون شده بود. دختره گریه میکرد. خودش نمیدونست چیکار کنه.
عجیبه.
خیال میکردم همهچی مرتبه.
احتمالا متوجه نشده بودین.
آره، ولی احتمالا همسرم متوجه میشد.
خب...
بررسی کنین.
عذر میخوام، ولی... الان واقعا نمیتونم صحبت کنم.
مهمون دارم.
خداحافظ.
خداحافظ.
حق داشتن ازت بازجویی کنن.
از دید روند دادستانی، اشتباهی ازشون سر نزده.
زنگ زدم که ازت مشورت بگیرم.
وکیل لازم داری.
من بیگناهم.
مگه همگیمون بیگناه نیستیم؟
حرفم رو باور نمیکنی؟
مهم نیست.
بوریس گایویچ.
ازش میخوام کمکت کنه.
پروندههای مشابهی داشته.
ولی پسرش تو ناپدید شدن آدام نقش داره.
بهتره به همین خاطر باهاش صمیمی بشی.
خیلی بیشعوره، ولی کارش رو بلده.
خیلیخب.
از همهچی باخبر شدم.
فروش غیرقانونی دارو و جعل نسخه اینترنتی.
مسلما خانم بارسیک اتهاماتش رو تکذیب کرده.
میتونی ربطش رو به پرونده خودمون پیدا کنی؟
فعلا...
نتونستم.
مارکه. شوهر کوردوسکا جسدش رو شناسایی کرده.
بیا به یه جای دیگه هم سر بزنیم، خب؟
ایشون رو میشناسین؟
معلومه. رناتا کوردوسکاست. دوست ماریاناست.
آخرین بار کی دیدینش؟
یادم نمیاد. چند روز پیش تماس گرفته بود.
عه، جدی؟ میشه بپرسم چیکار داشت؟
راجع به ماریانا حرف میزد.
میخواست ببینه ازش خبر دارم یا نه، آخه خودش خبر نداشت.
خانم کوردوسکا به قتل رسیده. جسدش رو امروز صبح پیدا کردیم.
چی؟ غیرممکنه.
بابا...
عزیزم، لطفا برو تو اتاقت.
ما دیگه داشتیم میرفتیم.
میشه اولا بارسیک شب بیاد پیشمون بمونه؟
- آره، معلومه. تو اتاقت بمون. - باشه.
اولا بارسیک؟ اسم مادرش آناست؟
- همون دکتر ورزشکاران رو میگم. - آره.
- با هم دوستن؟ - کیها رو میگین؟
دخترتون و دختر خانواده بارسیک رو میگم.
آره بابا. چندین ساله که رفاقت خانوادگی داریم.
خیلیخب.
ممنون جناب.
ممنون.
- خداحافظ. - خداحافظ.
خب، جریان از این قراره:
- اداره تحقیقات مرکزی دنبال آنا بارسیکه. - درسته.
پسرش ناپدید شده.
همکلاسیش، نیکا رشکه رو دزدیدن و کتکش زدن.
درسته.
ماریانا نواک رو هم که دوست خانوادگیشونه، به قتل رسوندن.
دوستش، رناتا کوردوسکا رو هم به قتل رسوندن.
درسته. کسی به خانواده بارسیک گفته خون رو کیف پول پسرشون، مال خودش بوده؟
از اداره باهاشون تماس میگیرم.
- اولینا! - چیه؟
«چیه؟» چنین موضوع مهمی رو که تلفنی نمیگن.
خیلیخب. اول بریم یه چیزی بخوریم. دارم از گرسنگی میمیرم.
ای خدا. چرا صرفا نمیگی «گرسنهام»؟
همین رو گفتم دیگه.
بیاتا؟
واسه چی اومدی اینجا؟
مراقب اولا هستم. همین الان شامش رو خورد و رفت طبقه بالا.
خب، آنیا...
کجاست؟
تماس گرفته بود. زود برمیگرده. مسئلهای فوری پیش اومده بود.
حالا که تو برگشتی، من میرم.
باشه. مرسی.
«گورو.»
به گوشت آشنا نیست؟
نه. باید باشه؟
آدام قبلا میرفت اونجا. به ما هم نمیگفت.
احتمالا ایگور هم میرفته، واسه همین گفتم شاید اطلاعاتی داشته باشی.
نه، ندارم.
حالت خوبه؟
ایگور رو درست و حسابی نمیشناختم.
به ندرت صحبت میکردیم. خونه رو هتل حساب میکرد.
من هم وانمود میکردم رفتارش عادیه.
بعد از طلاقمون، دیگه حوصله بحث نداشتم.
ولی بچههامون هستن دیگه.
من خیلی دیر متوجه این موضوع شدم. شما هنوز...
شما هنوز فرصت دارین.
حالت چطوره؟
درب و داغونم.
چیکار داشتن؟
No comments yet. Be the first to leave one.