Hold Tight

Hold Tight (Zachowaj spokój)

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Hold Tight S01E05 POLISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01E05 POLISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Hold Tight S01E05 DUBBED WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01E05 POLISH WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01E05 720p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01E05 1080p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01E05 480p WEB x264-RMTeam
Hold Tight S01E05 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Hold Tight S01E05 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🄼🅱️ نـــامـــدار | @Bamabinofficial ☚

Tagi

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
480p
480
Opublikowano: 2022-07-03
Pobrania: 26
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@

‫سلام رئیس.

‫جسدش رو پیدا کردم.

‫جسد رناتا کوردوسکاست.

‫خیلی‌خب.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫دیگه دنبال بارسیک نمی‌گردیم. ‫پرونده‌اش بسته شد.

‫کیف پولشه. نزدیک محل ضرب و شتم ‫مادرش پیداش کرده بودم.

‫- خب؟ ‫- این هم خون خودشه.

‫قطعا خون خودشه. ‫نتیجه آزمایش همین الان رسید.

‫ولی طرف زنده است. با والدینش تماس گرفته. ‫شاید دستش رو بریده بوده.

‫اطلاعات دیگه‌ای هم دارم.

‫دی‌ان‌ای آدام رو ‫با دی‌ان‌ای والدینش مقایسه کردیم.

‫بفرمایین.

‫[دی‌ان‌ای آدام بارسیک ‫با مایکل بارسیک تطابق ندارد]

‫مسئله شخصی خودشونه، ‫به ما ربطی نداره.

‫چرا خانم بارسیک بهمون نگفته بود؟

‫نمی‌دونم، برام مهم نیست. ‫ما تو این مسائل دخالت نمی‌کنیم.

‫خیلی‌خب، ولی دکتر بارسیک ‫قبلا هم دروغ گفته بود.

‫الان اداره تحقیقات مرکزی ‫داره ازش بازجویی می‌کنه.

‫- بابت چی؟ ‫- نمی‌دونم.

‫ولی خبردار می‌شم. ‫ظاهرا موضوع مهمیه.

‫اونجا چیکار می‌کردین؟

‫دنبال پسر گم‌شده‌ام می‌گشتم.

‫کتکتون زده بودن.

‫مقاومتتون تحسین‌برانگیزه.

‫شما تعقیبم می‌کردین؟

‫- چرا کمکم نکردین؟ ‫- کی گفته نکردیم؟

‫از جونم چی می‌خواین؟

‫اخیرا، معاملات داروهایی که با نسخه ‫غیرقانونی تهیه شدن، زیاد شده.

‫یعنی تعداد مراجعین ‫اورژانس بیشتر می‌شه...

‫و افراد بیشتری به علت ‫اوردوز جون می‌دن.

‫تو بیمارستان‌های خاصی بستری می‌شن،

‫از همین طریق می‌تونیم بفهمیم ‫معاملات تو کدوم محله‌ها بیشتره.

‫کل سرنخ‌هامون در نهایت به شما ختم شد.

‫منظورتون چیه؟

‫این‌ها براتون آشنا نیستن؟

‫یعنی چه‌جور مصدومیت ورزشی ‫داروی سایکو اکتیو نیاز داره؟

‫من این‌جور داروها رو تجویز نمی‌کنم.

‫من این نسخه‌ها رو ننوشتم.

‫کاسپر روزبیچکی.

‫یکی از افرادیه که باهاش درگیر شدین.

‫تصادفی بوده؟

‫منظورتون چیه؟ ‫می‌خواین بگین بیمارمه؟

‫من قبل از اون موقع ‫اصلا ندیده بودمش.

‫این که اصلا دست‌خط من نیست.

‫ولی مهر و امضای خودتونه. ‫مگه نه؟

‫درسته. کل نسخه‌ها با دست‌خط خودتون نیست.

‫خودمون بررسی کردیم.

‫ولی یعنی دفترچه نسخه‌تون رو ‫به کس دیگه‌ای داده بودین.

‫چنین کاری هم جرم سنگینی محسوب می‌شه.

‫مگه این که کسی ازتون دزدیده باشدش.

‫حتی اگه این‌طور هم باشه،

‫باز هم سر کد نسخه‌های اینترنتی ‫به مشکل می‌خوریم.

‫کسی جز خودتون ‫به کدشون دسترسی نداشته.

‫امیدوارم بتونین شفاف‌سازی کنین.

‫ولی ظاهرا قراره تا دو سال حبس بکشین دکتر.

‫کس دیگه‌ای هم خبر داره رو گوشی آدام ‫جاسوس‌افزار نصب کرده بودین؟

‫نه. فقط خودم، آنکا...

‫و ماکوسکا خبر دارن.

‫ماکوسکا کیه؟

‫صاحب مرکز اجتماعات «گورو»ئه.

‫ادعا می‌کنه آدام تو جلسات تراپی ‫حل مشکلات نوجوانانش شرکت می‌کرده.

‫- خودتون خبر داشتین؟ ‫- معلومه که نه. چرت می‌گه.

‫- گفتی ماکوسکا؟ ‫- آره، ماکوسکا.

‫بزن «گورو، ماکوسکا».

‫خیلی‌خب.

‫چیزی دستگیرم شد.

‫- خودشه؟ ‫- «گورو»ئه. آره.

‫عه، خودشه.

‫همین خانمه؟

‫آره، خودشه.

‫- آدام بارسیک کجاست؟ ‫- نمی‌دونم.

‫جدی می‌گم، دروغ نمی‌گم.

‫بشین.

‫من ازت خواستم چنین کاری بکنی؟

‫زنده است دیگه، مگه نه؟

‫باهاش صحبت کردیم، ‫ولی تلفنی حرف زدیم.

‫تلفنی حرف زدین؟

‫خیال کردین این مسئله شوخی‌برداره؟

‫خیال کردین بازیه؟

‫شما فرصت داشتین بارسیک رو سر عقل بیارین.

‫فرصت داشتین.

‫ولی الان دیگه کار از کار گذشته.

‫می‌تونیم باز هم...

‫سعیمون رو بکنیم.

‫مهمون دارین.

‫امروز تعطیلیم.

‫می‌دونم. عذر می‌خوام. ‫باز هم راجع به آدام سوال داشتم.

‫آخرین بار کی اومده بود اینجا؟

‫خیلی وقت پیش بود. ‫یادم نمیاد.

‫ببخشید. سرم شلوغه.

‫زیاد می‌اومد اینجا؟

‫به ندرت می‌اومد. زیاد نمی‌اومد. ‫شاید دو سه بار اومده باشه اینجا.

‫دو سه بار؟

‫اخیرا به فکر این مسئله بودم.

‫شاید مشکل از دوست‌دخترشه.

‫متوجه نمی‌شم.

‫بهم گفته بود مشکلاتی دارن.

‫بحثشون شده بود. دختره گریه می‌کرد. ‫خودش نمی‌دونست چیکار کنه.

‫عجیبه.

‫خیال می‌کردم همه‌چی مرتبه.

‫احتمالا متوجه نشده بودین.

‫آره، ولی احتمالا همسرم متوجه می‌شد.

‫خب...

‫بررسی کنین.

‫عذر می‌خوام، ولی... ‫الان واقعا نمی‌تونم صحبت کنم.

‫مهمون دارم.

‫خداحافظ.

‫خداحافظ.

‫حق داشتن ازت بازجویی کنن.

‫از دید روند دادستانی، ‫اشتباهی ازشون سر نزده.

‫زنگ زدم که ازت مشورت بگیرم.

‫وکیل لازم داری.

‫من بیگناهم.

‫مگه همگیمون بیگناه نیستیم؟

‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

‫مهم نیست.

‫بوریس گایویچ.

‫ازش می‌خوام کمکت کنه.

‫پرونده‌های مشابهی داشته.

‫ولی پسرش تو ناپدید شدن آدام نقش داره.

‫بهتره به همین خاطر ‫باهاش صمیمی بشی.

‫خیلی بی‌شعوره، ولی کارش رو بلده.

‫خیلی‌خب.

‫از همه‌چی باخبر شدم.

‫فروش غیرقانونی دارو ‫و جعل نسخه اینترنتی.

‫مسلما خانم بارسیک ‫اتهاماتش رو تکذیب کرده.

‫می‌تونی ربطش رو ‫به پرونده خودمون پیدا کنی؟

‫فعلا...

‫نتونستم.

‫مارکه. شوهر کوردوسکا ‫جسدش رو شناسایی کرده.

‫بیا به یه جای دیگه هم سر بزنیم، خب؟

‫ایشون رو می‌شناسین؟

‫معلومه. رناتا کوردوسکاست. ‫دوست ماریاناست.

‫آخرین بار کی دیدینش؟

‫یادم نمیاد. ‫چند روز پیش تماس گرفته بود.

‫عه، جدی؟ می‌شه بپرسم چیکار داشت؟

‫راجع به ماریانا حرف می‌زد.

‫می‌خواست ببینه ازش خبر دارم یا نه، ‫آخه خودش خبر نداشت.

‫خانم کوردوسکا به قتل رسیده. ‫جسدش رو امروز صبح پیدا کردیم.

‫چی؟ غیرممکنه.

‫بابا...

‫عزیزم، لطفا برو تو اتاقت.

‫ما دیگه داشتیم می‌رفتیم.

‫می‌شه اولا بارسیک شب بیاد پیشمون بمونه؟

‫- آره، معلومه. تو اتاقت بمون. ‫- باشه.

‫اولا بارسیک؟ اسم مادرش آناست؟

‫- همون دکتر ورزشکاران رو می‌گم. ‫- آره.

‫- با هم دوستن؟ ‫- کی‌ها رو می‌گین؟

‫دخترتون و دختر خانواده بارسیک رو می‌گم.

‫آره بابا. چندین ساله ‫که رفاقت خانوادگی داریم.

‫خیلی‌خب.

‫ممنون جناب.

‫ممنون.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫خب، جریان از این قراره:

‫- اداره تحقیقات مرکزی دنبال آنا بارسیکه. ‫- درسته.

‫پسرش ناپدید شده.

‫همکلاسیش، نیکا رشکه رو دزدیدن و کتکش زدن.

‫درسته.

‫ماریانا نواک رو هم که دوست ‫خانوادگیشونه، به قتل رسوندن.

‫دوستش، رناتا کوردوسکا رو هم به قتل رسوندن.

‫درسته. کسی به خانواده بارسیک گفته ‫خون رو کیف پول پسرشون، مال خودش بوده؟

‫از اداره باهاشون تماس می‌گیرم.

‫- اولینا! ‫- چیه؟

‫«چیه؟» چنین موضوع مهمی رو ‫که تلفنی نمی‌گن.

‫خیلی‌خب. اول بریم یه چیزی بخوریم. ‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

‫ای خدا. چرا صرفا نمی‌گی «گرسنه‌ام»؟

‫همین رو گفتم دیگه.

‫بیاتا؟

‫واسه چی اومدی اینجا؟

‫مراقب اولا هستم. ‫همین الان شامش رو خورد و رفت طبقه بالا.

‫خب، آنیا...

‫کجاست؟

‫تماس گرفته بود. زود برمی‌گرده. ‫مسئله‌ای فوری پیش اومده بود.

‫حالا که تو برگشتی، من می‌رم.

‫باشه. مرسی.

‫«گورو.»

‫به گوشت آشنا نیست؟

‫نه. باید باشه؟

‫آدام قبلا می‌رفت اونجا. ‫به ما هم نمی‌گفت.

‫احتمالا ایگور هم می‌رفته، ‫واسه همین گفتم شاید اطلاعاتی داشته باشی.

‫نه، ندارم.

‫حالت خوبه؟

‫ایگور رو درست و حسابی نمی‌شناختم.

‫به ندرت صحبت می‌کردیم. ‫خونه رو هتل حساب می‌کرد.

‫من هم وانمود می‌کردم رفتارش عادیه.

‫بعد از طلاقمون، ‫دیگه حوصله بحث نداشتم.

‫ولی بچه‌هامون هستن دیگه.

‫من خیلی دیر متوجه این موضوع شدم. ‫شما هنوز...

‫شما هنوز فرصت دارین.

‫حالت چطوره؟

‫درب و داغونم.

‫چیکار داشتن؟

More Farsi Persian subtitles for Hold Tight

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left