Pierwsze 156 wierszy.
"گرینچ"
یکم اونورتر از جایی که زندگی می کنین
خیلی دورتر از جاهایی که دیدین
شهری شبیه شهر شما وجود داره
البته اگه شهر شما هم رویایی باشه
فقط اینکه اینجا خیالی
یا الکی یا دروغین نیست
صبح بخیر_
الان توی "هو آباد" کریسمسه
جایی که هو ها زندگی میکنن
نون نعنایی تازه دارم
اِ سلام مارج
صبح بخیر، فرد
بوی کریسمس میــاد
ای وای، کجا داری میای تو؟
سلام تام_ چطوری تد؟_
آقای گل فروش، آقای گل فروش
بیا پسرجون، این تاج گل مال تو_ ایول_
کریسمستون مبــارک
روز خوبی داشته باشی عزیزم_ تو هم همینطور عشقم، شب میبینمت_
زودباش بیا_ اومدم_
بعله همونطور که فهمیدین، هو آباد جای خیلی باحالیه
و تو سه روز از ماه دسامبر، اینجا به باحالترین حدش هم میرسه
بعله، همه ی هوهای هوآباد کریسمس رو دوست دارن
...ولی گرینچ
تو غارش در شمال هوآباد
اصلا با کریسمس حال نمیکنه
مــــــکس
دارم از گشنگی میمیرم
مکس
این لوبیای زشت چیه دیگه؟
نه،نه،نه،نه
امکان نداره غذامون ته کشیده باشه
ذخیره ی شخصی سان استارام کو؟
و تکدانه هام؟
ذخیره ی اضطراری عسل سبلانم کجاست؟
و ذخیره ی مخفی پنیر سیامزگیم چی شده؟
قشنگ یادمه اونقدری غذا خریده بودم که تا آخر ژانویه نیاز به خرید نداشته باشم
مگه وقتی اعصابم خورد بود چقدر چیز میز خوردم؟
نه،نمیخوام
...عمرا برم هوآباد اونم موقع
...ک
...کریس
....کععع
کریسمس
باشه، جهنــم
ولی باید هر ثانیه شو مسخره کنم
یالا، مکس
بله همونطور که مشاهده میکنین گرینچ از کریسمس متنفره
از کل فصلش
حالا دیگه دلیلشو نپرسین
چون هیشکی نمیدونه چرا
میتونه بخاطر این باشه چون گردنش خوب نمچرخه
یا شاید چون کفشاش زیادی تنکن
ولی فک کنم، قانع کننده دلیل اینه که
قلبش دو سایز کوچیکتر از حد معموله
یادت باشه مکس جان
الان زمانیه که هو ها همیشه شنگول ترن
یادت باشه از طرف من رخصت کامل داری
که به هرکی که بهمون حرفای قشنگ قشنگ زد حمله کنی
خب، بیاین بریم
صبح بخیر، رفقا_ درووود_
سلام، چطوری کار و بار چطوره؟
وایسا، وایسا، وایسا اتوبوسُ نگه دار
وایسا، صبرکن...وای ببخشید
دارم رد میشم
سم صبرکن، وایسا
اتوبوسُ نگه دار
ببخش دانا
عیب نداره، سم
مرسی که صبر کردی
هنوزم شیفت شب کار میکنی، نه؟
آره دیگه
...آها، راستی سیندی او یادش رفت چوب
هاکی شو ببره
...جینگیلی جونگول زنگوله ها
...بوی کریسمس میاد
مرسی عمو
خیلی بدجنسی عمو
...به به چه روزه عَنیه
کریسمس مبــارک
تعطیلات مبارک سو
درود خدایان بر شما مردم،
...و کریسمس بر شمـــا
...به به ســــلام تعطیلات مبـــا
بزا ببینم این چیه؟
ببخشیدا
شما میخواین اینو بخرین؟
برای چاشنی غذای کریسمس میخوامش
اصن کار قشنگی نکردیا
گوجه شیرین
امروز نمیتونم، کلی کار باید انجام بدم
تازه پرستار بچه ها هم سینکو پر ظرف کرده
نه دارم غر نمیزنم
دارم خودمو خالی میکنم، اینا فرق دارن با هم
بعدا بهت میزنگم،الان باید برم صبحونه حاضر کنم
تازه همین راهشو باز کرده بودما، دوباره گرفت
انگار بتُنیه
سیندی لو، دلبندم بیا یه چیری بخور الان میام_
باستر قبلا بهت گفتم کله ی داداشت نون و پنیر نیس که جای صبحونه بخوری
خوبی مامانی؟
منو میگی؟ آره بهتر ازین نمیشم
تو این چی انداختی؟ کفش اسکسیت؟
نه فقط خمیره
دیروز با خانوم ویلبر شیرینی درست کردیم
آها پس واسه همینه
بیا یکم نیمرو بخور
نه نمیشه باید برم یچی پُست کنم
ولی تختمو مرتب کردم، اسباب بازیای دقلدها رو هم جا به جا کردم
مرسی قندعسلم، نیازی نبود
عیب نداره
یه چی داره میسوزه
یه دیقه صبر کن عزیزم
بین، پاچه تو نکن تو حلق داداشت
مامان نونا
حواسم هست
وایسا، گفتی کجا میری؟
گفتم که، میخوام نامه پُست کنم
باشه، قبلش یه دیقه بیا پیش من
مامان، دیرم میشه
بـــــاشه
خب، الان دیگه برو
مرسی مامان خدافظ باستر، خدافظ بین
کارایی که من نمیکنمو نکنیااا
دریــــافت شد
سیندی لو وارد می شود
به سرعت برق و باد از توبرفا عبور میکنه
اونم با یه نامه ی خیلی مهم
وای نه، نمیتونم به پستچی برسم
میونبُر میزنیم
برو، برو، برو، برو، برو
نوش جونتون
بپـــا
ناامه ام
چه مرگته تو؟
من به این گندگیُ ندیدی؟
اگه سوار سورتمه بودی که من الان کله پا شده بودم
ببخشید بهتون خوردم
ولی این موضوع خیلی مهمیه
شما نامه ی منو ندیدین؟
میبینی تو رو خدا مکس؟ ذات بچه هوها اینجوریه ها
فقط میگه من، من، من، نامه ی من
من، من
نه شما متوجه نیستین، هر نامه ای نیس که نامه ی خاصیه
اِاِ جدن
بذا حدس بزنم، یه بچه فسقلی، بیستم دسامبر
که اینجوری با سرعت دنبال یه نامه ی گمشده میگرده
اون نامه لیست مطالباتت از بابانوئل نیست؟
مطالبات چیه؟ بیشتر شبیه آرزوهه
و این آرزوی من خیلی، خیلی مهمه
خوب چرا میخوا بهش نامه بدی؟
منظورم اینه اگه انقد حیاتیه باید رو در رو بهش بگی
ای وای، ولی نمیشه که
آخه هیشکی تا حالا ندیدتش
ای بابا اشتباه کردم
یالا مکس، بیا بریم
No comments yet. Be the first to leave one.