Mythic Quest

Mythic Quest

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 3

Informacje o wydaniu

Mythic Quest Ravens Banquet S03E05 1080p 10bit WEB-DL 6CH x265 PSA
Komentarz od vahids3
وحید مستغیث || @vahids3

Tagi

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x265
Opublikowano: 2023-04-23
Pobrania: 39
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫خیلی خب، این رو ببین

‫الان یه ویژگی خیلی باحال رو اضافه کردم

‫که قبل از اینکه بتونی به هر ‫کدوم از کنترل‌ها دسترسی پیدا بکنی

‫باید یه معمای خیلی سخت رو حل کنی

‫پس تا وقتی که مشق ننویسی، نمی‌تونی بازی کنی؟

...‫اوه، خب... نه، این

...‫این مشق نیست، این... این مثل... این مثل کار کردنه

‫آه، که توی خونه انجامش میدی. سرگرم‌کننده است

!‫آره، این خیلی جالبه. همه از مشق خوششون میاد

‫هی، این جریان فیلم ام‌کیو بدجوری داره ناراحتم می‌کنه

‫چطوریه که اصلا از من نخواستن که مشاوره بدم بهشون؟

‫چون که تو دیگه اونجا کار نمی‌کنی

‫خب، آره، ولی اساسا عصاره‌ی ‫وجود من توی تک‌تک کدهای اون بازی‌ه

‫آه! فکر کنم منظورت از کلمه‌ی اساسا، همون اساسا نباشه

‫ولی با درنظر گرفتن همه‌ی کوس‌شعرهایی عجیب‌وغریبی ‫که تو درگیریشونی، اصلا دلم نمی‌خواد بدونم

‫آره، این یجورایی چندشه، مگه نه؟

‫ممنون که باعث شدی به این مورد توجه کنم

‫منظورم این نبود. منظورم به شکل استعاری بود

‫آه، خوبه. بیا وانمود کنیم که این حرف رو اصلا نزدی

‫می‌فهمم که ام‌کیو توی گذشته مونده

‫ولی چی میشه اگه داستان به شکل درستی روایت نشه؟

‫گند می‌زنه توی ارزش میراثم

‫- آیان ‫- میراثمون

‫- ببخشید ‫- نه، نه، نه

‫فیلم‌ها. ملت عاشق فیلم‌اند

‫چون که سرگرم‌کننده‌اند، و جذاب‌اند و ‫ملت از چیزهای جذاب خوششون میاد

...‫باشه، چی میشه اگه

،‫چی میشه اگه، برای دسترسی به کنترل‌ها ‫مجبور باشی یه شخصیت رو لخت کنی؟

‫چرا همه‌ی ایده‌ها شامل محدود ‫کردن کنترل‌های بازی میشه؟

‫فکر کنم اصلا نمی‌دونی که سرگرم‌کننده به چی میگن

‫من نمی‌دونم. فکر کنم اینجا دارم ‫بدجوری می‌زنم به جاده خاکی

‫می‌دونی چیه؟

...‫فکر کنم باید برگردم به اصول ابتدایی و

...‫می‌دونی چی میگم، به غرایزم اعتماد کنم، و... و اگه من

‫اوه، این عجیب‌وغریبه

‫- چیه؟ ‫- دارم کد موتور بازی رو بررسی می‌کنم

‫و الان یه نفر چندتا از فایل رو از سرور برداشت

‫و اونها رو به یه آدرس خارج از سرور داخلی منتقل کرد

‫لعنتی. دوباره اتفاق افتاد

‫- یه نفر داره ازمون دزدی می‌کنه؟ ‫- آره، آره

‫بزار... بزار رد دیجیتالی رو بررسی کنم

...‫و شاید بتونم

‫- کار برندونه؟ ‫- کی، پوتی شو؟

‫- آره ...‫- نمی‌دونم. این

‫اوه، خدای من

‫کار دینا است

‫ وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس ‫ @vahids3

‫خب، بزار ببینم این رو درست فهمیدم

‫شما سه تا یه ابزار جدید واسه ‫درآمدزایی توی بازی می‌ذارین

‫بدون اینکه اول به من، تهیه‌کننده‌ی ارشد بگین

‫- خیانتکارها !‫- جو

...‫- دیوید، من می‌تونم توضیح بدم. من ‫- نه، نه. دیگه واسه توضیح دادن دیره

‫می‌دونین چیه، مونترال امروز صبح من رو صدا کرد

‫و در مورد پروژه‌ی جدید ان‌اف‌تی‌مون سوالاتی داشتن

‫و من هیچ ایده‌ای نداشتم که ‫اونها دارن از چی حرف می‌زنن

‫- اون باید یه چیزی سرهم‌بندی می‌کرد ‫- بله درسته

‫- و سرهم‌بندی اون هم کاملا ریدمانه ‫- بله من... خب، نه، من توی سرهم‌بندی کردن عالی‌ام

‫- واقعا؟ به نظر سردرگم می‌رسیدی ...‫- من سردرگم نبودم. من

‫- به تته‌پته افتاده بودی ...‫- من داشتم تته‌پته می‌کردم -‫

...‫اونها یه چیزی داشتن که... بعضی وقت‌ها

‫- تو باید سوال بپرسی ‫- ببخشید، دیوید

‫اوه، اونها متاسف‌ان، جو

‫- اونها متاسف‌ان ‫- آره

‫- خب، حدس بزنین چی شده، متاسفم بودن کافی نیست ‫- هممم

‫چون که مونترال اسم کسی که این ‫پروژه رو راه انداخته رو می‌خواد

‫و راستش، منم اسم اون رو می‌خوام

‫حالا؛ یکی از شماها مغز متفکر ‫پشت این طرح شیطانی بودین

...‫و من فکر می‌کنم که دقیقا می‌دونم که

‫اون کی بوده

‫کار من بود، دیوید

‫- چی؟ ‫- همش تقصیر منه

‫- نه ‫- باشه، من دیگه از دست‌نشانده بودن خسته شده بودم

...‫- و فکر کردم که اگه من بتونم ‫- نه، نه، نه

‫- آره !‫- نه

‫- آره ‫- نه، کارول. نه. کار اونه

‫اینها همش بخشی از نقشه‌ی شوم برد هستش

‫اون یه نقشه داره. خودش بهم گفت

‫تو بهم گفتی که من ازش سردر نمیارم، برد

‫تو- تو بهم گفتی که متوجهش نمیشم. ولی من متوجهش میشم

‫من همه جا حسش می‌کنم. همش ‫به عهده‌ی منه. همه چیز گردن منه

‫- خیلی دردناکه ‫- ببین دیوید، این تقصیر اونها نیست

.‫این تقصیر برد یا کارول نیست ‫باشه؟ این تقصیر منه. ایده‌ی من بود

‫من گیج شدم. اون داره مسئولیت این ‫کار رو بر عهده می‌گیره یا اعتبارش رو؟

‫هر دوش رو. جالبه

‫هیچ کدوم رو. فقط می‌خواستم ‫واسه دیوید یه راه دررو جور کنم

‫راه دررو دیگه چیه؟ مثلا زنگ بزنم به ژان و ژانلوک

...‫و بهشون بگم که: سوال، آره... این

‫این کارمند سابق ولگردمون مسئولیت ‫کامل این کار رو بر عهده گرفته

‫آره، همه چیز مرتبه، رفقا

‫آره، این، می‌دونی که، یه زن غیرقابل استخدام تصادفی

‫که همینطوری وارد دفترمون شده

‫اون... اون داره تصمیمات بزرگ اقتصادی واسه‌مون می‌گیره

.‫آره، اصلا نگران نباش، دادا ‫همه چیز حله. همه چیز اوکیه، دادا

‫همه‌مون یه مشت آدم باحال و خفن هستیم، دادا

‫- من اینجوری بیانش نمی‌کنم ‫- آره، تو نباید سرهم‌بندی کنی

‫- یه چیزی واست می‌نویسم ...‫- من می‌تونم سرهم‌بندی کنم. من فقظ... اونها

...‫چون که اونها... و

‫همین الان یه ایمیل از طرف مونترال بهم رسید

‫اونها مایل هستن که امروز بعد از ظهر باهام حرف بزنن

‫- کارول به فنا رفته دیگه میره پی کارش ...‫- چطوری اونها الان متوجه این موضوع شدن

‫همون لحظه که اون گفت کار من ‫بوده، من برای اونها یه پیام فرستادم

‫جو، تو باید از من بپرسی

‫جلسه‌ی عالی‌ای بود

‫اوه، این... تمومه؟ باشه

!‫مچت رو گرفتم، ای گوه‌صفت

‫زیاده‌روی کردی، پاپی. خیلی زیاده‌روی کردی

‫باشه. پس همون مچت رو گرفتم، و خوب هم مچت گرفته شد

‫باشه، قبل از اینکه کل این جریان مطرح بشه

‫می‌خوام به اطلاع همه برسونم که من ‫مخالف همه‌ی این نمایش و مسخره‌بازی‌ها بودم

‫- چه خبره؟ ‫- تو یه دزدی

‫و حالا که بدنم گرم شده، اینم میگم که یه گوه‌صفت هم هستی

‫و قبل از اینکه سعی کنی این رو بیندازی گردن من

‫اون یه عکس لایسنس‌دار از وین نایت هستش

‫پس هیچ دزدی آی‌پی از طرف من که نیست

‫کلیپ صوتی چی؟

‫به نظر می‌رسه که مستقیما از ‫فیلم پارک ژوراسیک کات خورده

‫آه، لعنتی

‫باشه، تو گیج شدی، که کاملا قابل درکه

‫بنابه این مسخره‌بازی‌هایی که الان دیدی

‫پس من کنترل این جریان رو بدست می‌گیرم

‫ما متوجه شدیم که مدارکی وجود داره که

‫نشون میده تو داری کدهایی رو از سرور داخلی کش میری

‫و بعدش پاپی مثل روغن داغ به جلز و ولز افتاد

‫- خب، من اینجوری به ترشح آدرنالین واکنش نشون میدم ‫- درسته

‫به هر حال، ما متوجه شدیم که باید باهات رودرو بشیم

‫و متاسفانه اندکی مسخره‌بازی ‫و کوس‌کلک ما رو به اینجا رسوند

‫ولی در هر حال الان اینجاییم

‫تو از کدهای هرا دزدی کردی

‫چرا باید از کدهای هرا دزدی کنم؟

‫چون که سرگرم‌کننده است

‫اوه، این نگاه قشنگ آدم رو نابود می‌کنه

...‫این.. چرا اون هنوز

!‫به هم احترام بزار

‫پاپی، من همین الان اون کیت نرم‌افزاری‌ای رو ‫که واسم درست کرده بودی رو دانلود کردم

‫همون... مجموعه ابزارهایی که همینجوری واست ‫درست کرده بودم تا سرت رو گرم کنه؟

‫آره، مدام می‌گفتی که همینجوری درستش کردی

‫به همین خاطر منم فکر کردم چیز مهمی ‫نیست که با دوستهام به اشتراکش بزارم

‫راستش کار کردن باهاش خیلی سرگرم‌کننده است

...‫تو اون کوس‌شعر رو با دوستات به اشتراک

‫اون، ابزارهای ارزشمند رو، با دوستهات به اشتراک گذاشتی؟

‫چرا آخه؟ اونها که مزخرف‌ان

‫ببخشید، تو فکر می‌کنی که مزخرف‌ان؟ ‫من... من نمی‌تونم با قاطعیت بگم

‫باید روراست باشم. از این کارت خوشم اومد

‫انگار ذهنت بهم ریخته بود از اینکه ‫هیچ کاری نداشته باشی که انجام بدی

‫پس فکر کردی که بهتره تقاضای بخشش ‫کنی تا اینکه همون اولش بیای اجازه بگیری

‫من تقاضای بخشش نمی‌کنم

‫آره. آره از این خوشم میاد

‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

‫کاملا درسته. و هر چقدر بیشتر این ‫رو بگی، بیشتر بهش باور پیدا می‌کنی

‫من بهش باور دارم

...‫اون داره یاد می‌گیره. اون

.‫- یه لحظه وایسا، ببخشید ...‫- چی رو یاد می‌گیره؟ من

‫هر دفعه که یه حرکت جدید در مورد فیلم ‫ام‌کیو انجام میشه، من یه هشدار می‌گیرم

‫وایسا، اونها یه سوپراستار واسه فیلم آوردن. جو منگنیلو؟

‫چی؟ این یارو!؟

‫- اوه ‫- نه

!‫- این یارو آخه ‫- اوه

!‫نه. این اجازه رو نمیدم. نه

‫خیلی ببخشید، دینا

‫ممنون، آیان

‫ممنون، درک می‌کنم، خدانگهدار

‫تماس کذایی بود، نه؟

‫من متاسفم، کارول. نمی‌خواسم اخراج بشی

‫باشه، ببین، مطمئنم که این واست خیلی دردناکه

...‫- ولی همیشه فرصت دوباره‌ای هست تا ‫- اونها دوباره بهم ترفیع دادن

‫- وایسا، چی؟ ‫- اونها عاشق ان‌اف‌تی‌ها شدن

‫راستش اونها تشویقم کردن که ایده‌ی یه مستخدم

‫و یه دانشجوی انصرافی رو برداشتم و بهش گفتم

‫ ایده‌گیری از استعداد‌های شناخته ‫نشده‌ی گمنام یا همچین کوس‌شعری

‫اونها بهم یه منصب بهتر دادن

‫که گزینه‌ی سهامی و بودجه‌ی واقعی داره

‫خلاصه‌اش اینه که، دستبند‌های ‫طلاییم تبدیل به پلاتینیومی شدن

‫باشه، وایسا، منصب جدید چیه؟

‫ رئیس ابتکارات توسعه‌ای ناشناخته

‫همون دودی

‫و همراه با مسئولیت‌های قبلیت

...‫که باعث میشه بشی

‫هودی-دودی؟

‫هودی-دودی

‫هودی-دودی

‫هودی-دودی

‫دارم ادای سخت‌کوشی رو درمیارم

‫حس خیلی درستی داره، یا بهتره ‫بگم حس آدم‌های سفید پوست رو داره

‫و دودی جدید می‌تونه هر کی رو ‫عشقش می‌کشه رو استخدام کنه

‫چون که اون یه بودجه‌ی واقعی گیرش اومده

‫جالبه

‫من وقت ندارم تا برای هر کوس‌شعری که تو و

‫اون رفقات سر‌هم‌بندی کردین، صرف کنم

‫دارم سعی می‌کنم یه شرکت چند ده !‫میلیون دلاری رو اداره کنم. دینا، لعنتی

...‫- این ‫- چی؟

‫این یه پاستیله که توی موهاته؟

‫گیره‌ی موئه

‫باشه

‫این رو توی کیت نرم‌افزاری پلی‌پن درست کردم

‫باشه، خب، منظورم اینه که... گرافیکش که تخمیه

‫اینها آخرین مشخصاتی هستن که ‫تو توی پلی‌پن برنامه‌نویسی کردی

‫چطوریه مدام یادت میره که خودت این رو ساختی؟

‫خب، اینها تخمی به شیوه‌ای موزون هستند

‫می‌دونی چیه، اینها واسه یه ‫برنامه‌ی دم‌دستی واقعا چشمگیره

‫دستهات رو بینداز

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left