Pierwsze 200 wierszy.
خیلی خب، این رو ببین
الان یه ویژگی خیلی باحال رو اضافه کردم
که قبل از اینکه بتونی به هر کدوم از کنترلها دسترسی پیدا بکنی
باید یه معمای خیلی سخت رو حل کنی
پس تا وقتی که مشق ننویسی، نمیتونی بازی کنی؟
...اوه، خب... نه، این
...این مشق نیست، این... این مثل... این مثل کار کردنه
آه، که توی خونه انجامش میدی. سرگرمکننده است
!آره، این خیلی جالبه. همه از مشق خوششون میاد
هی، این جریان فیلم امکیو بدجوری داره ناراحتم میکنه
چطوریه که اصلا از من نخواستن که مشاوره بدم بهشون؟
چون که تو دیگه اونجا کار نمیکنی
خب، آره، ولی اساسا عصارهی وجود من توی تکتک کدهای اون بازیه
آه! فکر کنم منظورت از کلمهی اساسا، همون اساسا نباشه
ولی با درنظر گرفتن همهی کوسشعرهایی عجیبوغریبی که تو درگیریشونی، اصلا دلم نمیخواد بدونم
آره، این یجورایی چندشه، مگه نه؟
ممنون که باعث شدی به این مورد توجه کنم
منظورم این نبود. منظورم به شکل استعاری بود
آه، خوبه. بیا وانمود کنیم که این حرف رو اصلا نزدی
میفهمم که امکیو توی گذشته مونده
ولی چی میشه اگه داستان به شکل درستی روایت نشه؟
گند میزنه توی ارزش میراثم
- آیان - میراثمون
- ببخشید - نه، نه، نه
فیلمها. ملت عاشق فیلماند
چون که سرگرمکنندهاند، و جذاباند و ملت از چیزهای جذاب خوششون میاد
...باشه، چی میشه اگه
،چی میشه اگه، برای دسترسی به کنترلها مجبور باشی یه شخصیت رو لخت کنی؟
چرا همهی ایدهها شامل محدود کردن کنترلهای بازی میشه؟
فکر کنم اصلا نمیدونی که سرگرمکننده به چی میگن
من نمیدونم. فکر کنم اینجا دارم بدجوری میزنم به جاده خاکی
میدونی چیه؟
...فکر کنم باید برگردم به اصول ابتدایی و
...میدونی چی میگم، به غرایزم اعتماد کنم، و... و اگه من
اوه، این عجیبوغریبه
- چیه؟ - دارم کد موتور بازی رو بررسی میکنم
و الان یه نفر چندتا از فایل رو از سرور برداشت
و اونها رو به یه آدرس خارج از سرور داخلی منتقل کرد
لعنتی. دوباره اتفاق افتاد
- یه نفر داره ازمون دزدی میکنه؟ - آره، آره
بزار... بزار رد دیجیتالی رو بررسی کنم
...و شاید بتونم
- کار برندونه؟ - کی، پوتی شو؟
- آره ...- نمیدونم. این
اوه، خدای من
کار دینا است
وحید مستغیث : ترجمه و زیرنویس @vahids3
خب، بزار ببینم این رو درست فهمیدم
شما سه تا یه ابزار جدید واسه درآمدزایی توی بازی میذارین
بدون اینکه اول به من، تهیهکنندهی ارشد بگین
- خیانتکارها !- جو
...- دیوید، من میتونم توضیح بدم. من - نه، نه. دیگه واسه توضیح دادن دیره
میدونین چیه، مونترال امروز صبح من رو صدا کرد
و در مورد پروژهی جدید انافتیمون سوالاتی داشتن
و من هیچ ایدهای نداشتم که اونها دارن از چی حرف میزنن
- اون باید یه چیزی سرهمبندی میکرد - بله درسته
- و سرهمبندی اون هم کاملا ریدمانه - بله من... خب، نه، من توی سرهمبندی کردن عالیام
- واقعا؟ به نظر سردرگم میرسیدی ...- من سردرگم نبودم. من
- به تتهپته افتاده بودی ...- من داشتم تتهپته میکردم -
...اونها یه چیزی داشتن که... بعضی وقتها
- تو باید سوال بپرسی - ببخشید، دیوید
اوه، اونها متاسفان، جو
- اونها متاسفان - آره
- خب، حدس بزنین چی شده، متاسفم بودن کافی نیست - هممم
چون که مونترال اسم کسی که این پروژه رو راه انداخته رو میخواد
و راستش، منم اسم اون رو میخوام
حالا؛ یکی از شماها مغز متفکر پشت این طرح شیطانی بودین
...و من فکر میکنم که دقیقا میدونم که
اون کی بوده
کار من بود، دیوید
- چی؟ - همش تقصیر منه
- نه - باشه، من دیگه از دستنشانده بودن خسته شده بودم
...- و فکر کردم که اگه من بتونم - نه، نه، نه
- آره !- نه
- آره - نه، کارول. نه. کار اونه
اینها همش بخشی از نقشهی شوم برد هستش
اون یه نقشه داره. خودش بهم گفت
تو بهم گفتی که من ازش سردر نمیارم، برد
تو- تو بهم گفتی که متوجهش نمیشم. ولی من متوجهش میشم
من همه جا حسش میکنم. همش به عهدهی منه. همه چیز گردن منه
- خیلی دردناکه - ببین دیوید، این تقصیر اونها نیست
.این تقصیر برد یا کارول نیست باشه؟ این تقصیر منه. ایدهی من بود
من گیج شدم. اون داره مسئولیت این کار رو بر عهده میگیره یا اعتبارش رو؟
هر دوش رو. جالبه
هیچ کدوم رو. فقط میخواستم واسه دیوید یه راه دررو جور کنم
راه دررو دیگه چیه؟ مثلا زنگ بزنم به ژان و ژانلوک
...و بهشون بگم که: سوال، آره... این
این کارمند سابق ولگردمون مسئولیت کامل این کار رو بر عهده گرفته
آره، همه چیز مرتبه، رفقا
آره، این، میدونی که، یه زن غیرقابل استخدام تصادفی
که همینطوری وارد دفترمون شده
اون... اون داره تصمیمات بزرگ اقتصادی واسهمون میگیره
.آره، اصلا نگران نباش، دادا همه چیز حله. همه چیز اوکیه، دادا
همهمون یه مشت آدم باحال و خفن هستیم، دادا
- من اینجوری بیانش نمیکنم - آره، تو نباید سرهمبندی کنی
- یه چیزی واست مینویسم ...- من میتونم سرهمبندی کنم. من فقظ... اونها
...چون که اونها... و
همین الان یه ایمیل از طرف مونترال بهم رسید
اونها مایل هستن که امروز بعد از ظهر باهام حرف بزنن
- کارول به فنا رفته دیگه میره پی کارش ...- چطوری اونها الان متوجه این موضوع شدن
همون لحظه که اون گفت کار من بوده، من برای اونها یه پیام فرستادم
جو، تو باید از من بپرسی
جلسهی عالیای بود
اوه، این... تمومه؟ باشه
!مچت رو گرفتم، ای گوهصفت
زیادهروی کردی، پاپی. خیلی زیادهروی کردی
باشه. پس همون مچت رو گرفتم، و خوب هم مچت گرفته شد
باشه، قبل از اینکه کل این جریان مطرح بشه
میخوام به اطلاع همه برسونم که من مخالف همهی این نمایش و مسخرهبازیها بودم
- چه خبره؟ - تو یه دزدی
و حالا که بدنم گرم شده، اینم میگم که یه گوهصفت هم هستی
و قبل از اینکه سعی کنی این رو بیندازی گردن من
اون یه عکس لایسنسدار از وین نایت هستش
پس هیچ دزدی آیپی از طرف من که نیست
کلیپ صوتی چی؟
به نظر میرسه که مستقیما از فیلم پارک ژوراسیک کات خورده
آه، لعنتی
باشه، تو گیج شدی، که کاملا قابل درکه
بنابه این مسخرهبازیهایی که الان دیدی
پس من کنترل این جریان رو بدست میگیرم
ما متوجه شدیم که مدارکی وجود داره که
نشون میده تو داری کدهایی رو از سرور داخلی کش میری
و بعدش پاپی مثل روغن داغ به جلز و ولز افتاد
- خب، من اینجوری به ترشح آدرنالین واکنش نشون میدم - درسته
به هر حال، ما متوجه شدیم که باید باهات رودرو بشیم
و متاسفانه اندکی مسخرهبازی و کوسکلک ما رو به اینجا رسوند
ولی در هر حال الان اینجاییم
تو از کدهای هرا دزدی کردی
چرا باید از کدهای هرا دزدی کنم؟
چون که سرگرمکننده است
اوه، این نگاه قشنگ آدم رو نابود میکنه
...این.. چرا اون هنوز
!به هم احترام بزار
پاپی، من همین الان اون کیت نرمافزاریای رو که واسم درست کرده بودی رو دانلود کردم
همون... مجموعه ابزارهایی که همینجوری واست درست کرده بودم تا سرت رو گرم کنه؟
آره، مدام میگفتی که همینجوری درستش کردی
به همین خاطر منم فکر کردم چیز مهمی نیست که با دوستهام به اشتراکش بزارم
راستش کار کردن باهاش خیلی سرگرمکننده است
...تو اون کوسشعر رو با دوستات به اشتراک
اون، ابزارهای ارزشمند رو، با دوستهات به اشتراک گذاشتی؟
چرا آخه؟ اونها که مزخرفان
ببخشید، تو فکر میکنی که مزخرفان؟ من... من نمیتونم با قاطعیت بگم
باید روراست باشم. از این کارت خوشم اومد
انگار ذهنت بهم ریخته بود از اینکه هیچ کاری نداشته باشی که انجام بدی
پس فکر کردی که بهتره تقاضای بخشش کنی تا اینکه همون اولش بیای اجازه بگیری
من تقاضای بخشش نمیکنم
آره. آره از این خوشم میاد
من هیچ کار اشتباهی نکردم
کاملا درسته. و هر چقدر بیشتر این رو بگی، بیشتر بهش باور پیدا میکنی
من بهش باور دارم
...اون داره یاد میگیره. اون
.- یه لحظه وایسا، ببخشید ...- چی رو یاد میگیره؟ من
هر دفعه که یه حرکت جدید در مورد فیلم امکیو انجام میشه، من یه هشدار میگیرم
وایسا، اونها یه سوپراستار واسه فیلم آوردن. جو منگنیلو؟
چی؟ این یارو!؟
- اوه - نه
!- این یارو آخه - اوه
!نه. این اجازه رو نمیدم. نه
خیلی ببخشید، دینا
ممنون، آیان
ممنون، درک میکنم، خدانگهدار
تماس کذایی بود، نه؟
من متاسفم، کارول. نمیخواسم اخراج بشی
باشه، ببین، مطمئنم که این واست خیلی دردناکه
...- ولی همیشه فرصت دوبارهای هست تا - اونها دوباره بهم ترفیع دادن
- وایسا، چی؟ - اونها عاشق انافتیها شدن
راستش اونها تشویقم کردن که ایدهی یه مستخدم
و یه دانشجوی انصرافی رو برداشتم و بهش گفتم
ایدهگیری از استعدادهای شناخته نشدهی گمنام یا همچین کوسشعری
اونها بهم یه منصب بهتر دادن
که گزینهی سهامی و بودجهی واقعی داره
خلاصهاش اینه که، دستبندهای طلاییم تبدیل به پلاتینیومی شدن
باشه، وایسا، منصب جدید چیه؟
رئیس ابتکارات توسعهای ناشناخته
همون دودی
و همراه با مسئولیتهای قبلیت
...که باعث میشه بشی
هودی-دودی؟
هودی-دودی
هودی-دودی
هودی-دودی
دارم ادای سختکوشی رو درمیارم
حس خیلی درستی داره، یا بهتره بگم حس آدمهای سفید پوست رو داره
و دودی جدید میتونه هر کی رو عشقش میکشه رو استخدام کنه
چون که اون یه بودجهی واقعی گیرش اومده
جالبه
من وقت ندارم تا برای هر کوسشعری که تو و
اون رفقات سرهمبندی کردین، صرف کنم
دارم سعی میکنم یه شرکت چند ده !میلیون دلاری رو اداره کنم. دینا، لعنتی
...- این - چی؟
این یه پاستیله که توی موهاته؟
گیرهی موئه
باشه
این رو توی کیت نرمافزاری پلیپن درست کردم
باشه، خب، منظورم اینه که... گرافیکش که تخمیه
اینها آخرین مشخصاتی هستن که تو توی پلیپن برنامهنویسی کردی
چطوریه مدام یادت میره که خودت این رو ساختی؟
خب، اینها تخمی به شیوهای موزون هستند
میدونی چیه، اینها واسه یه برنامهی دمدستی واقعا چشمگیره
دستهات رو بینداز
No comments yet. Be the first to leave one.