Hold Tight

Hold Tight (Zachowaj spokój)

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Hold Tight S01 COMPLETE POLISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01 COMPLETE POLISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01 COMPLETE 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Hold Tight S01 COMPLETE DUBBED WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01 COMPLETE POLISH WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01 COMPLETE 720p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01 COMPLETE 1080p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01 COMPLETE 480p WEB x264-RMTeam
Hold Tight S01 COMPLETE 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Hold Tight S01 COMPLETE 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🄼🅱️ نـــامـــدار | @Bamabinofficial ☚

Tagi

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
480p
480
Opublikowano: 2022-07-04
Pobrania: 36
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫می‌گیرمت! چیزی نمونده بهت برسم!

‫الان می‌گیرمت!

‫این رو بگیر.

‫برگرد اینجا ببینم!

‫سلامتی کی؟ ‫سلامتی آدام!

‫از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@

‫آهای سامورایی. آدام!

‫- حالا دیگه کی قهرمانه؟ ‫- خیلی لغزنده است.

‫باختی ایگور.

‫دوباره مسابقه بدیم؟

‫گاهی اوقات آدم عین کارتون‌ها ‫با سرعت از لبه پرتگاه رد می‌شه.

‫گرگ صحراییه می‌دوه ‫و با سرعت از لبه پرتگاه رد می‌شه.

‫پایین رو نگاه می‌کنه و می‌فهمه ‫کار از کار گذشته و دیگه نمی‌شه برگشت.

‫بچه‌ها خیلی سریع بزرگ می‌شن.

‫اولش خیلی با لبه پرتگاه فاصله دارن.

‫ما براشون حکم خدا رو داریم.

‫ولی بعدش، یهو «اتفاقی» رخ می‌ده.

‫بالاخره، ما صرفا مراقبشونیم دیگه.

‫در حد یه لحظه مراقب بچه‌هامون هستیم.

‫بعدش راه خودشون رو پیدا می‌کنن.

‫صرفا می‌خوام پسرم تا وقتی از پیشمون می‌ره، ‫سالم و سلامت باشه.

‫بقیه‌اش به عهده خودشه.

‫چرا نخوابیدی؟ ‫می‌دونی ساعت چنده؟

‫- بیا دیگه. ‫- نگران آدامم.

‫خب، داری چیکار می‌کنی؟

‫- گوشی خودشه؟ ‫- آره.

‫- داری جاسوس‌افزار نصب می‌کنی؟ ‫- موقتا نصب می‌کنم.

‫به خودش می‌گی؟

‫واسه چی بگم؟

‫که با گوشی دوستانش کار کنه؟

‫یعنی پیام‌ها، ایمیل‌ها و مکالماتش ‫با دوست‌دخترش رو می‌بینی؟

‫دیگه چی‌ها رو می‌بینی؟

‫آدام عوض شده.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫- ایگور چند هفته پیش از دنیا رفت. ‫- خودم می‌دونم.

‫اکثر افراد در چنین شرایطی عوض می‌شن دیگه.

‫تو دردسر افتاده. ‫خودم حس می‌کنم.

‫جاسوس‌افزاره رو حذف کن. خب؟

‫ببین. اگه مشکلی پیش اومده باشه،

‫خبر داشتن ازش حقمون و وظیفه‌مونه.

‫بچه‌مونه دیگه.

‫بچه‌مون که هست؛ ‫ولی جزو اموالمون نیست.

‫آنکا، ای بابا. التماست می‌کنم. ‫بیا چنین کاری باهاش نکنیم.

‫همگیمون رازهایی داریم دیگه، مگه نه؟

‫- من که رازی رو از تو مخفی نمی‌کنم. ‫- من هم همین‌طور.

‫ولی نمی‌خوام از تک‌تک افکارم باخبر باشی.

‫من هم همین‌طور.

‫- من فضول نیستم. ‫- خیلی‌خب. جاسوس‌افزاره رو پاک کن.

‫- این کارم از روی عشقه. ‫- حذفش کن.

‫من می‌رم بخوابم.

‫به نکات ظریفش دقت نمی‌کنی. ‫همه‌چی رو سیاه و سفید می‌بینی.

‫بس کن!

‫دیوانه‌ای‌ها.

‫- شاید روشن‌فکر باشم. ‫- حتما همین‌طوره.

‫دوتا آبجو لطف کنین.

‫اگه می‌خواین صحبت کنین، ‫می‌تونیم جامون رو عوض کنیم.

‫نه، همین‌جوری عالیه.

‫لزومی نداره.

‫به علاوه، شاید از مکالمه‌مون لذت بردین.

‫مثلا آدم و حوا رو در نظر بگیریم.

‫به این داستان‌های کتاب مقدس اعتقاد داری؟

‫منظورت چیه؟

‫یعنی اعتقاد دارم حوا اولین زن ‫و آدم اولین مرد روی زمین بودن؟

‫آره.

‫چه بدونم.

‫چطور مگه؟

‫دو پسر به نام‌های قابیل و هابیل داشتن.

‫ولی بعدش هابیل قابیل رو کشت.

‫منظورت اینه که قابیل هابیل رو کشت دیگه؟

‫- همین‌طوره؟ ‫- همین‌طوره؟

‫در هر صورت، فقط یکیشون باقی مونده بود.

‫حالا سوال مهمی مطرح می‌شه.

‫با کی سکس کرده بود ‫که بشریت بقا پیدا کنه؟

‫حواست باشه که تنها زن ‫روی زمین، مادرش بوده.

‫شاید بچه دیگه‌ای هم داشتن؟ ‫شاید دختری داشتن.

‫ولی اسمش رو تو کتاب مقدس نیاوردن. ‫یعنی...

‫با خواهر خودش سکس کرده بوده؟

‫- بس کن. ‫- واسه چی بس کنم؟

‫ملت کلی کارهای عجیب و غریب می‌کنن.

‫مدام کارهای عجیب و غریب می‌کنن.

‫داشتی گریه می‌کردی عزیز دلم؟

‫من عزیز دل شما نیستم.

‫به خاطر قرمزی چشمت پرسیدم.

‫همه‌چی روبه‌راهه؟

‫من فقط می‌خوام در آرامش ‫مشروبم رو بخورم.

‫باشه.

‫به تصمیمت احترام می‌ذارم.

‫حالت خوبه؟

‫- باید برم مستراح. ‫- من کمکت می‌کنم.

‫بریم.

‫آروم بیا.

‫سلام ماریانا.

‫نواره کجاست؟

‫بیا ببینم.

‫می‌خواین بدونین برنده امروز کیه؟ ‫همراهمون باشین.

‫ضمنا، اگه اطلاعاتی از وضعیت راه‌ها دارین...

‫آفرین.

‫صبح به خیر.

‫- سلام. ‫- صبح به خیر آنیا.

‫هر روز ساعت شش صبح تمرین می‌کنی؟ ‫من که از پسش برنمی‌اومدم.

‫تا امتحان نکنی که نمی‌فهمی برمیای یا نه.

‫- اولا نمیاد شب پیشمون بمونه؟ ‫- خیلی مشتاقه بیاد.

‫ببخشید.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫آدام! کارت چقدر دیگه طول می‌کشه؟

‫برو مستراح مامان و بابا.

‫ولی وسایلم اونجاست.

‫ای روانی!

‫بیا این رو ببین.

‫من هم از دیدنت خوشحالم. ‫کسی تو باشگاه شکستت داده؟

‫ما که قرار نبود چنین کاری بکنیم. ‫ما که قرار گذاشته بودیم.

‫نمی‌خوابه، فقط پیام می‌ده.

‫همه بچه‌ها همین کار رو می‌کنن.

‫راجع به مرگ ایگور پیام می‌ده.

‫چون باهاش رفیق بوده دیگه. ‫جای تعجبی نداره.

‫همین الانش هم یه بار فرار کرده. ‫نمی‌ذارم...

‫- سلام عزیزم. ‫- سلام.

‫- یه چیزی بخور. ‫- گرسنه نیستم.

‫می‌خوای تا مدرسه برسونمت؟

‫- علاقه‌ای ندارم. ‫- آدام.

‫آدام!

‫تو مراسم یادبود می‌بینمت؟

‫عوض شده.

‫چندین روز غیبش می‌زنه. ‫کلاس‌هاش رو جیم می‌شه.

‫جواب گوشیش رو نمی‌ده.

‫- یه ماه از اون روز گذشته‌ها. ‫- نوجوانه‌ها.

‫والدین خودت از زیر و بم زندگیت باخبر بودن؟

‫آنیا...

‫همگیمون رازهایی داریم.

‫بیا نیکا. روز خوبی داشته باشی.

‫خیلی‌خب. اولین پادشاه لهستان کی بود؟

‫- استانیسلاو کبیر بود. ‫- بولسواو کبیر بود.

‫لهستان چه سالی مسیحی شد؟

‫- اولا. ‫- چیه؟

‫حواست رو جمع کن. ‫سال 966 بود.

‫عزیزم، امتحان میان‌ترم تاریخ داری‌ها.

‫یادویگا در چند سالگی ‫به سلطنت رسید؟

‫از جاسمینا خبری نشده.

‫شاید صدای گوشیش رو نمی‌شنوه. ‫در ده سالگی ملکه شد.

‫وقتی همسن تو بود، ازدواج کرد!

‫چه خفن!

‫جاسمینا!

‫دیر می‌رسیم مدرسه‌ها.

‫حالت خوبه؟

‫باز هم همون‌طوری شدم.

‫گوشیت رو بذار کنار.

‫ای خدا. آخه از کجاش...

‫- صبحتون به خیر. ‫- صبح به خیر. تو کلاس می‌بینمت.

‫ای خدا. آخه از کجاش خوشت نمیاد؟

‫ای خدا. واسه چی...

‫چند وقته که بچه‌ها دارن دست به دستش می‌کنن.

‫«خانم ریشو.»

‫شما این‌جوری خطابش کردین؟

‫معلومه که نه.

‫راجع به ریش شوخی کرده بودم. ‫بچه‌ها حرفم رو عوض کردن.

‫مطمئنین؟

‫من بارها جلوی بچه‌ها ‫از جاسمینا عذرخواهی کردم.

‫چه کار دیگه‌ای از دستم برمیاد؟

‫- صبح به خیر. ‫- صبح به خیر.

‫[مراسم یادبود: امروز، دوشنبه، ‫هفتم ژوئن، ساعت سه بعدازظهر]

‫تقصیر تو نبود.

‫واقعا نبود؟

‫آدام، سانحه بود دیگه.

‫ایگور یه سری قرص رو با شراب خورد ‫و قلبش وایستاد.

‫بدشانسی آورد. سانحه بود. ‫تو که اونجا حضور نداشتی.

‫کاری از دستت برنمی‌اومد.

‫از اون عکس متنفر بود.

‫خب؟ آماده‌ای؟

‫گایویچ.

‫انصافا؟

‫کشککت مصدوم شده.

‫ببخشید.

‫چه خبرها؟

‫ولم کن! شوخی کردم بابا.

‫بلایی سرت بیارم گایوس؟

‫استخونت رو خرد کنم؟

‫به خاطر مراسم یادبودش عصبانی هستی؟

‫- قصد داری سخنرانی کنی؟ ‫- خودت چی؟

‫راستش، من که خاطرات خاصی ازش ندارم.

‫فامیلی ایگور چی بود؟

‫- چرا مزخرف می‌گی بلاژه؟ ‫- به نفعته تو هم فراموشش کنی.

‫بحث رو تمومش کنیم. فهمیدین؟

‫- دکتر، امضا کنین. ‫- یه لحظه صبر کنین.

‫بیا.

‫زیاد فرصت ندارم. چی شده؟

‫گورو: «خب؟ خودت اونجا حضور داشتی؟» ‫آدام: «نه.»

‫گورو: «شکلک لایک. می‌ری پیش رنجر؟» ‫آدام: «آره.»

‫باز هم آدام: «پشم‌هام، خبردار می‌شن.»

‫گورو: «امکان نداره.»

‫- «اگه صدات درنیاد، چیزی نمی‌شه.» ‫- «صدات درنیاد»؟

More Farsi Persian subtitles for Hold Tight

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left