Pierwsze 200 wierszy.
چی شد؟
گندش بزنن! ببخشید.
- شرمنده - داداش
نمیدونی وقتی چیزی جلوته باید بمونی؟
متاسفم، آخه من...
- همین سه روز پیش خریدمش! - ای بـابـا!
سه روز پیش؟ باورم نمیشه! گندش بزنن!
حالت خوبه؟
- باورم نمیشه - چیزیت نشد؟
همهی خسارتت رو میدم
داشتم کانال رادیو رو عوض میکردم که یهو…
لطفا مدارکـتون رو بدید
- مدارک بیمهتون. - اوه آره، البته. ببخشید.
حلش میکنیم
شرکتهای بیمه الان دیگه همهچی رو پوشش میدن
خدای من!
بفرما ببین همینه
این کاغذها چیان؟ اسنادِ انجمن دندانپزشکی ان؟
میخوای بگی که دندونپزشکی؟
نه، خودم دندونپزشک نیستم
پدر و پدربزرگم دندونپزشکن
دندونپزشکی میخونم، اما واقعا دوس ندارم دندونپزشک باشم
پیداش کردم، بفرمایید
تاریخِ بیمهنامهتون سر رفته
زیاد از این کاغذبازیها سر در نمیارم
درِ ماشینم رو به فنا دادی
چرا به یه یدککش زنگ نمیزنیم؟
باشه
خیلیخب، تو زنگ بزن تا منم یه نگاهی...
یه نگاهی به این بندازم.
الو، یه نفر با ماشینم تصادف کرده
دارم با تلفن حرف میزنم
ببخشید، آره، درسته.
بلن کوریاس
خیلی متاسفم
چهار ساعت؟
چهار ساعت؟
حتماً، صبر میکنم
آره، من تو خیابون سوکر، پلاک ۱۵۰۰ ام
خدافظ
باشه، حالا خودتو اذیت نکن
بهرحال خرابش کردی
این الان به ابزار خاصی نیاز داره و منم نمیتونم...
اسمت بلنـه، درسته؟
بله، بلن
منم فدریکو ام
گوش کن، بلن
هزینهی درِ ماشینت رو میدم، نگران نباش
هزینهی شیشه و نصبش رو هم میدم
نیاز نیست نگران باشی
تا موقعی که یدککش بیاد منتظر میمونم، حتی اگه ده ساعت طول بکشه
کمترین کاریه که از دستم برمیاد
حتما
ببین
حالا درسته شروعِ خوبی نداشتیم...
اما وقتی این مشکل رو حل کردیم،
دوس داری باهم بریم بیرون؟
جدی که نمیگی؟
در ماشینم رو نابود کردی، بعد داری ازم خواستگاری میکنی؟
- نمیفهمم واقعا. - آره، منم.
منم نمیفهمم
اما واقعا فکر میکنم که این اتفاق یه معجزه بود
من و تو؟
غیرممکنه!
تـرجـمـه و زیـرنـویـس: هـادی نـریـمـانـی Instagram: Hadi_Narimani81
تقریباً تمومه. سرتو به این سمت کج کن، آفرین، عالیه.
اینو درمیارم بشورش
بیخیال بابا این اتفاقات همیشه میوفته
مطمئنم متخصصـمون درستش میکنه
منظورمو که میفهمید. دو ثانیه درستش کرد و بعد خراب شد.
اگه بچسبونیش، دوباره کنده میشه
با کارخونه تماس میگیرم ببینم میتونن یه عروسکِ دیگه بفرستن
شاید موفق شیم
هی، من دارم میرم
نه
- نمیتونی بری، هنوز یه مریض هست - واقعاً؟
پس باید قرار ملاقات رو لغو کنیم
این چه منطقیه آخه؟
ما هر روز قرارها رو لغو میکنیم
هر روز؟ حالا دیگه پیاز داغشو زیاد نکن
ما فقط اگه اتفاق مهمی بیوفته، قرارها رو لغو میکنیم
امروز سهشنبه ست
درسته، سهشنبه ست. باشه، برو.
- دوسِت دارم - منم همینطور
تو بهترین مامان دنیایی
سلام، فده. میخوای شام درست کنی؟
شامِ مجلل درست نکن، چه میدونم... مثلاً غذاهای آسیایی و اینا
میتونیم مینالیزا یا استیک بخوریم، خیلی هم خوشمزه و سادهست
آشپزخونه مثل یه روحه
جاییه که هر چیزی که یاد گرفتیم...
میشه توالت رو هم چک کنی؟ کامل کیپ شده
صورتحسابِ کارتهای اعتباریت رو پرداخت کردی؟ مهلتشـون همین هفتهست.
البته عشقم، نگران نباش
شنیدی چی گفت؟
«البته عشقم، نگران نباش»
داره با من لج میکنه؟
سلام
- سلام - سلام عشقم
سلام
چطوری؟
حالت چطوره، نلی؟
داشتم میرفتم
حالم خوب نیست. نتونستم کارای خونه رو تموم کنم.
فردا میخوام مرخصی بگیرم، بلن
عادت شدم و اصلا حالم خوب نیست
عادت شدی؟
آره، چرا میپرسی حالا؟
مهم نیست
فقط یه سوال پرسیدم
من ظرفها رو نشُستم
چون مایع ظرفشوییتون تموم شده بود
باید یه دونه بخری
باشه، میخرم
- توالت رو نگاه کردی؟ - آره، تقریباً کیپ شده
میدونم، واسه همین ازت خواستم درستش کنی
فردا حتماً درستش میکنم
یه دونه سیم داره که ابزار خاصی میخواد
اما ردیفش میکنم
شام پختی؟ من که چیزی ندیدم.
مگه به من گفتی شام درست کنم؟
فکر کردم خودت درست میکنی.
اشتباه متوجه شدم، معذرت میخوام. من یه احمقم.
- اما یه کلم بروکلیِ خوشمزه پختم. بخور ازش - نه، ممنون
- منظورم یه شام درست و حسابی بود - خدافظ
یادت نره که از هفته دیگه یه ماه مرخصی میگیرم
- آره - ممنون، نلی
- شب بخیر - شب بخیر
- قبضها رو پرداخت کردی؟ - فردا میدم
میدونی که زیاد خوشم از این کاغذبازیا نمیاد
همیشه یادم میره
میکا از اتاقش اومد بیرون؟
همهچی خوبه، عشقم
هم بچهها خوبن هم خونه
تو مامان خیلی خوبی هستی، نگران نباش
فردا همه چیزو درست میکنیم
- امروز سهشنبه ست، پس باید برم، دیرم میشه - میدونم
- عاشقتم - خدافظ
شام آمادست، توتو
اگه اشکالی نداره میخوام کتابم رو تموم کنم و شامم رو تو اتاقم بخورم
اشکالی نداره چون خیلی مودبانه گفتی
- شام چی داریم؟ - ماکارونی با پنیر و کره
بابا امروز غذا درست نکرده؟
نه
سلام به گیاهخواران من «هانی» هستم
در این کلیپ به شما یاد میدم که چطور ویدئوهاتون به اندازهای که شایستهش هستن، دیده بشن
و این سبزیجات بیچاره...
میکا
- اوه، مامان - عصبانی نشو
در زدم. شام آمادست.
من اینجا غذامو میخورم
همینو کم داشتیم
- تموم نشد؟ - مزهش رو امتحان کن
بخور، رنی
چیزی کم و کسر داره؟
خوشمزهست
- عالیه - این بهترین ترکیبه
چرا بهش میگن «ترکیب»؟
یهکم عجیبه، نه؟
چون مثل ازدواج میمونه. دو جزء متفاوت که در هماهنگیِ کامل باهم ترکیب شدن
هیچکدوم هم بر دیگری غلبه نداره
اما مکملِ همدیگهان
برای هر غذایی شراب مخصوصی وجود داره
حالا با شرابِ کبرنت چی میچسبه؟
گوشت قرمز و پنیر
- شراب مرلو چی؟ - خورشت و پیراشکی مکزیکی
لاتیا؟
کیکِ بِه
رفقا
چیه؟
چه خبره؟
ما برای مسابقه آشپزی انتخاب شدیم
- همون که تو مکزیکه؟ - آره، مسابقهی آراتا تاناکا
یعنی تاناکا میخواد از غذاهای ما بخوره؟
اگه شوخی کنی، دخلتو میاریم
چرا باید درمورد این قضیه شوخی کنم؟
بذار ببینم
تو شهر کانکونِ مکزیک برگزار میشه
از اول تا یازدهم دسامبره
چهارتا دورِ حذفی داره
پاستا، کسادیا و گوشت کبابی،
و آخرین دور هم آشپزیِ آزاده
- کیکهای بائو - کیکهای مخصوص بائو درست میکنیم
میترکونیم!
تموم وظایفی که بهم میدین رو انجام میدم تا کامل آماده باشم
الان به خاوی میگم
مخالف نیست؟
نه، اما قرار بود باهم به یه سفر بریم
بهش میگی؟
به کی؟
بلن
ها؟ آره، حتما
ده روز از ماه دسامبر گذشته و میخوای اونو تو یه موقعیت ناجور تنها بذاری.
منظورت چیه؟
نه، وقتی برگشتم خونه حتماً بهش میگم
مسئلهی مهمی نیست
- مسابقهی خیلی خوبی میشه - به سلامتی!
به سلامتی کانکون!
میریم میترکونیمـش
No comments yet. Be the first to leave one.