The Marriage App

The Marriage App (Matrimillas)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

The Marriage App 2022 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-playWEB
The Marriage App 2022 SPANISH WEBRip x264-VXT
The Marriage App 2022 SPANISH 1080p WEBRip x264-VXT
The Marriage App 2022 SPANISH 1080p WEBRip x265-VXT
The Marriage App 2022 SPANISH 720p WEBRip x264 AAC-YTS MX
The Marriage App 2022 SPANISH 1080p WEBRip x264 AAC5 1-YTS MX
Komentarz od Hadi_Narimani81
🔹SandsMovie.ir | هـادی نریـمـانـی🔹

Tagi

webdl
Opublikowano: 2025-06-03
Pobrania: 39
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫چی شد؟

‫گندش بزنن! ‫ببخشید.

‫- شرمنده ‫- داداش

‫نمی‌دونی وقتی چیزی جلوته ‫باید بمونی؟

‫متاسفم، آخه من...

‫- همین سه روز پیش خریدمش! ‫- ای بـابـا!

‫سه روز پیش؟ باورم نمیشه! ‫گندش بزنن!

‫حالت خوبه؟

‫- باورم نمیشه ‫- چیزیت نشد؟

‫همه‌ی خسارتت رو میدم

‫داشتم کانال رادیو رو عوض می‌کردم ‫که یهو…

‫لطفا مدارکـتون رو بدید

‫- مدارک بیمه‌تون. ‫- اوه آره، البته. ببخشید.

‫حلش می‌کنیم

‫شرکت‌های بیمه الان دیگه ‫همه‌چی رو پوشش میدن

‫خدای من!

‫بفرما ببین ‫همینه

‫این کاغذها چی‌ان؟ ‫اسنادِ انجمن دندانپزشکی ان؟

‫می‌خوای بگی که دندون‌پزشکی؟

‫نه، خودم دندون‌پزشک نیستم

‫پدر و پدربزرگم دندون‌پزشکن

‫دندون‌پزشکی می‌خونم، ‫اما واقعا دوس ندارم دندون‌پزشک باشم

‫پیداش کردم، ‫بفرمایید

‫تاریخِ بیمه‌نامه‌تون سر رفته

‫زیاد از این کاغذبازی‌ها سر در نمیارم

‫درِ ماشینم رو به فنا دادی

‫چرا به یه یدک‌کش زنگ نمی‌زنیم؟

‫باشه

‫خیلی‌خب، تو زنگ بزن ‫تا منم یه نگاهی...

‫یه نگاهی به این بندازم.

‫الو، یه نفر با ماشینم تصادف کرده

‫دارم با تلفن حرف میزنم

‫ببخشید، آره، ‫درسته.

‫بلن کوریاس

‫خیلی متاسفم

‫چهار ساعت؟

‫چهار ساعت؟

‫حتماً، صبر می‌کنم

‫آره، من تو خیابون سوکر، پلاک ۱۵۰۰ ام

‫خدافظ

‫باشه، حالا خودتو اذیت نکن

‫بهرحال خرابش کردی

‫این الان به ابزار خاصی نیاز داره ‫و منم نمی‌تونم...

‫اسمت بلن‌ـه، درسته؟

‫بله، بلن

‫منم فدریکو ام

‫گوش کن، بلن

‫هزینه‌ی درِ ماشینت رو میدم، ‫نگران نباش

‫هزینه‌ی شیشه و نصبش رو هم میدم

‫نیاز نیست نگران باشی

‫تا موقعی که یدک‌کش بیاد منتظر می‌مونم، ‫حتی اگه ده ساعت طول بکشه

‫کم‌ترین کاریه که از دستم برمیاد

‫حتما

‫ببین

‫حالا درسته شروعِ خوبی نداشتیم...

‫اما وقتی این مشکل رو حل کردیم،

‫دوس داری باهم بریم بیرون؟

‫جدی که نمیگی؟

‫در ماشینم رو نابود کردی، ‫بعد داری ازم خواستگاری می‌کنی؟

‫- نمی‌فهمم واقعا. ‫- آره، منم.

‫منم نمی‌فهمم

‫اما واقعا فکر می‌کنم که ‫این اتفاق یه معجزه بود

‫من و تو؟

‫غیرممکنه!

‫تـرجـمـه و زیـرنـویـس: هـادی نـریـمـانـی ‫Instagram: Hadi_Narimani81

‫تقریباً تمومه. ‫سرتو به این سمت کج کن، آفرین، عالیه.

‫اینو درمیارم بشورش

‫بیخیال بابا ‫این اتفاقات همیشه میوفته

‫مطمئنم متخصصـمون درستش می‌کنه

‫منظورمو که می‌فهمید. ‫دو ثانیه درستش کرد و بعد خراب شد.

‫اگه بچسبونیش، دوباره کنده میشه

‫با کارخونه تماس می‌گیرم ببینم می‌تونن ‫یه عروسکِ دیگه بفرستن

‫شاید موفق شیم

‫هی، من دارم میرم

‫نه

‫- نمی‌تونی بری، هنوز یه مریض هست ‫- واقعاً؟

‫پس باید قرار ملاقات رو لغو کنیم

‫این چه منطقیه آخه؟

‫ما هر روز قرارها رو لغو می‌کنیم

‫هر روز؟ ‫حالا دیگه پیاز داغشو زیاد نکن

‫ما فقط اگه اتفاق مهمی بیوفته، ‫قرارها رو لغو می‌کنیم

‫امروز سه‌شنبه ست

‫درسته، سه‌شنبه ست. ‫باشه، برو.

‫- دوسِت دارم ‫- منم همین‌طور

‫تو بهترین مامان دنیایی

‫سلام، فده. ‫می‌خوای شام درست کنی؟

‫شامِ مجلل درست نکن، چه می‌دونم... ‫مثلاً غذاهای آسیایی و اینا

‫می‌تونیم مینالیزا یا استیک بخوریم، ‫خیلی هم خوشمزه و ساده‌ست

‫آشپزخونه مثل یه روحه

‫جاییه که هر چیزی که یاد گرفتیم...

‫میشه توالت رو هم چک کنی؟ ‫کامل کیپ شده

‫صورتحسابِ کارت‌های اعتباریت رو پرداخت کردی؟ ‫مهلتشـون همین هفته‌ست.

‫البته عشقم، نگران نباش

‫شنیدی چی گفت؟

‫«البته عشقم، نگران نباش»

‫داره با من لج می‌کنه؟

‫سلام

‫- سلام ‫- سلام عشقم

‫سلام

‫چطوری؟

‫حالت چطوره، نلی؟

‫داشتم می‌رفتم

‫حالم خوب نیست. ‫نتونستم کارای خونه رو تموم کنم.

‫فردا می‌خوام مرخصی بگیرم، بلن

‫عادت شدم ‫و اصلا حالم خوب نیست

‫عادت شدی؟

‫آره، ‫چرا می‌پرسی حالا؟

‫مهم نیست

‫فقط یه سوال پرسیدم

‫من ظرف‌ها رو نشُستم

‫چون مایع ظرفشویی‌تون تموم شده بود

‫باید یه دونه بخری

‫باشه، می‌خرم

‫- توالت رو نگاه کردی؟ ‫- آره، تقریباً کیپ شده

‫می‌دونم، واسه همین ازت خواستم ‫درستش کنی

‫فردا حتماً درستش می‌کنم

‫یه دونه سیم داره که ابزار خاصی می‌خواد

‫اما ردیفش می‌کنم

‫شام پختی؟ ‫من که چیزی ندیدم.

‫مگه به من گفتی ‫شام درست کنم؟

‫فکر کردم خودت درست می‌کنی.

‫اشتباه متوجه شدم، معذرت می‌خوام. ‫من یه احمقم.

‫- اما یه کلم بروکلیِ خوشمزه پختم. بخور ازش ‫- نه، ممنون

‫- منظورم یه شام ​​درست و حسابی بود ‫- خدافظ

‫یادت نره که از هفته دیگه ‫یه ماه مرخصی می‌گیرم

‫- آره ‫- ممنون، نلی

‫- شب بخیر ‫- شب بخیر

‫- قبض‌ها رو پرداخت کردی؟ ‫- فردا میدم

‫می‌دونی که زیاد خوشم از این کاغذبازیا نمیاد

‫همیشه یادم میره

‫میکا از اتاقش اومد بیرون؟

‫همه‌چی خوبه، عشقم

‫هم بچه‌ها خوبن ‫هم خونه

‫تو مامان خیلی خوبی هستی، نگران نباش

‫فردا همه چیزو درست می‌کنیم

‫- امروز سه‌شنبه ست، پس باید برم، دیرم میشه ‫- می‌دونم

‫- عاشقتم ‫- خدافظ

‫شام آمادست، توتو

‫اگه اشکالی نداره می‌خوام کتابم رو تموم کنم ‫و شامم رو تو اتاقم بخورم

‫اشکالی نداره چون خیلی مودبانه گفتی

‫- شام چی داریم؟ ‫- ماکارونی با پنیر و کره

‫بابا امروز غذا درست نکرده؟

‫نه

‫سلام به گیاه‌خواران ‫من «هانی» هستم

‫در این کلیپ به شما یاد میدم که چطور ویدئوهاتون ‫به اندازه‌ای که شایسته‌ش هستن، دیده بشن

‫و این سبزیجات بیچاره...

‫میکا

‫- اوه، مامان ‫- عصبانی نشو

‫در زدم. ‫شام آمادست.

‫من اینجا غذامو می‌خورم

‫همینو کم داشتیم

‫- تموم نشد؟ ‫- مزه‌ش رو امتحان کن

‫بخور، رنی

‫چیزی کم و کسر داره؟

‫خوشمزه‌ست

‫- عالیه ‫- این بهترین ترکیبه

‫چرا بهش میگن «ترکیب»؟

‫یه‌کم عجیبه، نه؟

‫چون مثل ازدواج می‌مونه. دو جزء متفاوت ‫که در هماهنگیِ کامل باهم ترکیب شدن

‫هیچ‌کدوم هم بر دیگری غلبه نداره

‫اما مکملِ همدیگه‌ان

‫برای هر غذایی ‫شراب مخصوصی وجود داره

‫حالا با شرابِ کبرنت ‫چی می‌چسبه؟

‫گوشت قرمز و پنیر

‫- شراب مرلو چی؟ ‫- خورشت و پیراشکی مکزیکی

‫لاتیا؟

‫کیکِ بِه

‫رفقا

‫چیه؟

‫چه خبره؟

‫ما برای مسابقه آشپزی انتخاب شدیم

‫- همون که تو مکزیکه؟ ‫- آره، مسابقه‌ی آراتا تاناکا

‫یعنی تاناکا می‌خواد از غذاهای ما بخوره؟

‫اگه شوخی کنی، دخلتو میاریم

‫چرا باید درمورد این قضیه ‫شوخی کنم؟

‫بذار ببینم

‫تو شهر کانکونِ مکزیک برگزار میشه

‫از اول تا یازدهم دسامبره

‫چهارتا دورِ حذفی داره

‫پاستا، کسادیا و گوشت کبابی،

‫و آخرین دور هم آشپزیِ آزاده

‫- کیک‌های بائو ‫- کیک‌های مخصوص بائو درست می‌کنیم

‫می‌ترکونیم!

‫تموم وظایفی که بهم میدین رو ‫انجام میدم تا کامل آماده باشم

‫الان به خاوی میگم

‫مخالف نیست؟

‫نه، اما قرار بود باهم به یه سفر بریم

‫بهش میگی؟

‫به کی؟

‫بلن

‫ها؟ ‫آره، حتما

‫ده روز از ماه دسامبر گذشته ‫و می‌خوای اونو تو یه موقعیت ناجور تنها بذاری.

‫منظورت چیه؟

‫نه، وقتی برگشتم خونه حتماً بهش میگم

‫مسئله‌ی مهمی نیست

‫- مسابقه‌ی خیلی خوبی میشه ‫- به سلامتی!

‫به سلامتی کانکون!

‫میریم می‌ترکونیمـش

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left