Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
گندمها رسيدند وقت جشن گرفتنه
گندمها رسيدند وقت جشن گرفتنه
غرور پونجابو با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
غرور پونجابو با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
پنج دريا در رگهاي ما جاري هستند
پنج دريا در رگهاي ما جاري هستند
غرور پونجابو با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
غرور پونجابو با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
با خيال راحت توي توربانهامون پيچيديم
سيکهاي افراط گرا اين برج و معبد را تسخير کردهاند
اين اوجگيري يک کمپين دو ساله براي جداسازي ايالت سيکها در پنجاب بود
صبر خانم گاندي سر اومده
سربازان اون به پنجاب رفتند
معبدو محاصره کردند و به آن يورش بردند
جوونهاي سينه سپر مثل جنگجوها
چه وقت خوشهچيني باشه چه گندمها نوک زده باشند ما آماده درو کردن هستيم
به جون مادرهامون قسم ميخوريم مثل دونههاي گندم، آسياب ميشيم
حتي اگه نسلها از بين برند ما در خط مقدم جبهه ميمونيم
اينجا قبيله رومئوهاست هر دختري، يک ژوليته
اينجا قبيله رومئوهاست هر دختري، يک ژوليته
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
دوتا از نگهبانان امنيتي اون قاتل از آب در اومدند
در ساعت بيست و سه شب مرگ خانم گاندي، اعلام شد
نيروهاي تا دندان مسلح به هشت ايالت و پايتخت هند، حرکت کردند
صد و پنجاه نفر جان باختند
صد نفر ديگر در اين اقدام خصمانه
عليه قاتلين خانم گاندي مجروح شدند
بله قربان
بله، قربان
دارند تمام اون گروهو به اينجا ميفرستند
ميگند بايد يک درسي بهشون داد
هي؟ گوشهاتونو ميبرم! حرکت کنيد
اونها رو توي بند ث بندازيد- گفتم حرکت کنيد-
ده پونزده نفر بياريد و حسابي اونها رو بازرسي کنيد
حرکت کنيد! بريد داخل
!بريد
قربان؟ چيکار داريد ميکنيد؟
اينها فقط مردم عادي و بيگناهند
نميتونند اين وضعيتو تحمل کنند
نيازي نيست اونها رو بکشيد
فقط اونقدري آزارشون بديد که روحيهشون تضعيف بشه
گيل- قربان-
مدير
دوسانجا
حسابها
قربان؟ حسابداري؟
بهاتي، پارميندر
دفتر مدير
قربان؟ من بايد اونجا چيکار کنم؟
برو و خودت ببين
چشم، قربان
منگت
اون ميپرسيد بايد توي دفتر مدير چيکار کنه
برو و به مدير کمک کن
راهنماييشون کن
اين فکر کي بود، قربان؟
چي؟
فکر حذف کردن من از زندان
نقل و انتقالات بين بخشي عادي هستند
اين عاديه؟-
همه سردارها؟
ما حذف ميشيم چون
شهروندان بيگناه بيدليل به اينجا آورده شدند
منگت؟ بيا- ! و همه اونها همين مذهبو دارند
....منگت؟- هي؟-
!تو بايد واقعا از زدن سردارها، لذت برده باشي
آره، نقل و انتقال تو عادي نيست اين يک تنبيهه
براي اداره اين زندان به زندانبانهاي مسئول، نياز داريم
نه زندانبانهاي الکلي مثل تو
که تمام روز مست هستند
ديگه جيغ و داد زدن بسه
برو و به پستت برس
برو
دروغگو
اين تصميم درستي نيست قربان
کاملا درسته- نيست-
تو هم مثل اون داري تحت تاثير قرار ميگيري
توصيه شده بود که گارد امنيتي اينديرا گاندي، عوض بشه
عوض نشدند و ببين چه اتفاقي افتاد
چي شد؟
بايد با درايت رفتار کني
این دقيقا همون کاريه که من کردم
رقابت و خصومت بين تايجيها و هاديها رو تموم کردم
اونها رو باهم متحد کردم
و حالا، هردو گروه در برابر سردارها کنار ما ايستادند
توي زندان، آرامش به وجود اومده
اوضاع طوري شده که ما ميخواستيم و همينطوري هم باقي ميمونه
خيلي احساساتي نشو
برگرد سرکارت
ما اينجا هيچ متحدي نداريم
نه هاديها
نه سردارها
نه حتي پرسنل
همتون آماده باشيد
قسمت هفتم حبس ابد دوبرابر
سلاحها کجاند، عوضي؟
ولم کن
بگو
!من نکشتمش، قربان- بهم بگو بقيه سلاحها کجاند؟-
!قربان، من نميدونم- حرف بزن، مادر به خطا-
مادر به خطا
!عوضي
چطور امکان داره من کسيو کشته باشم؟
نه! خواهش ميکنم قربان
خوب قربان؟ اين ايده آرامشتونه؟
آرامشي در کار نيست
طبق گفته شما
قبلا هيچ اتفاقي نيفتاده بوده
و الان هم هيچ اتفاقي نميفته
!نه، نه، نه
حالا کارها رو به شيوه خودم انجام ميدم آقاي تومار
تمام سلاحهاي مخفيو پيدا ميکنم
ويپين دهايا در حال انجام وظيفه است، قربان
قربان، دروغ نميگم
قربان؟
!آقاي سونيل؟
آقاي سونيل؟ لطفا نجاتم بده
آقاي سونيل نجاتت ميده، آره؟- آقا؟-
نه! قربان، خواهش ميکنم بهش بگيد
اوضاع زندان، آشفته است پسر
و اوضاع بيرون؟
روشي که انتخاب کرديم و باهاش سلاخي کرديم؟
ميتونم يک چيزي بهت بگم، گوپتا؟
پدرم ميگفت
قبل از تقسيمبندي
مزارع وسيعي داشتيم
مجبور شديم يک شبه همهچيزو رها کنيم و به اين طرف بيايم
از زمان بچگي يک چيز برام روشن بود
يک مرد معمولي هندو يا مسلمان
دشمن تو نيست
اونها هم همين رنجو کشيدند
دشمنان ما اون عوضيهايي هستند که اين بازيهاي سياسيو انجام ميدند
اونها بچههاي روستاييو گمراه ميکنند
براي چي؟ يک تقسيمبندي ديگه؟
اونها همين کارو با جسي هم کردند مگه نه؟
تو از کجا ميدوني؟
با مادرت صحبت کردم
شمارشو از کجا آوردي؟
چرا خيلي وقته باهاش حرف نزدي؟
شمارشو از کجا آوردي؟
!برو بيرون، مادر به خطا
ميدوني مادرت چقدر نگرانه؟
يکي از پسرهاش تحت تعقيب پليسه و اون يکي غرق در الکله
چطور جرات کردي با مادرم تماس بگيري؟
چيکار بايد ميکردم؟
تو هيچي بهش نميگي
چي شده؟ چرا استرس داري؟ يک چيزي بهمون بگو
....اگه ميخواي به کار توي زندان، برگردي- من اون کار لعنتيو نميخوام، خيلي خوب؟-
!اون يک کار داغون و مزخرفه
اينو بزن، اونو بزن غذاي اين يکيو بردار
اون يکيو از خواب محروم کن !پتوهاشونو بردار
!هيچ احترام يا صداقتي در کار نيست
زندانيها محکوميتشونو ميگذرونند و ميرند
لعنت ما دوبار حکم ابد ميگيريم
که اونو بايد با آدمهايي مثل !تومار، داهيا و تو ميگذرونم
گورتو گم کن
جدي ميگم
اينجا رو بکن، سريع، بکن، لعنت بهش
هي شارما؟ اون طرفو بررسي کن
بکن، مادر به خطا
گوش کن
بريد توي آشپزخونه و همهجا رو بگرديد
!بريد
!ميخوام تمام سلاحها پيدا بشند
وگرنه تمام وسايلتونو ميبرم !تک تکتونو
!همه شما توي اين قضيه هستيد !تک تک شما لعنتيها
هي؟
!من تمام اين زندان لعنتيو ميکنم
بيل و کلنگها کجا رفتند؟
چي شده، مينا؟
دارند بين خودشون دعوا ميکنند! آقا
!اون لعنتيها
نبايد ميگذاشتم زندانبان بشي
اما مسئوليت خودمو بهت تحميل کردم
اصلا به اين چيزها فکر نکن
ميريم پيش پانديت جي و کاري که اون ميگه رو انجام ميديم
خيلي خوب؟
يک لقمه بهم بده
خاله جي
!اين نان گندميها عالي هستند
خوشت اومد؟- خوشمزهاند-
دفعه ديگه بيشتر ميارم، بتا جي
نه، ما سه تا ميايم
آره؟- بتا-
بچهت کي به دنيا مياد؟
يک ماه ديگه
ديگه داره به دنيا مياد
يک کم آب بهم بده- اول غذاتو تموم کن-
!اوه، عزيزم
بشين
افرادت کجاند؟
نميدونم، آقا
شايد
سلاحها کجاند؟
بيخيال
No comments yet. Be the first to leave one.