Batman: Death in the Family

Batman: Death in the Family

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Batman Death in the Family 2020 REPACK 720p BluRayphoenix team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tagi

webdl
Opublikowano: 2024-11-18
Pobrania: 35
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند

هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است

... تکون نخور ، والا

والا چي ؟ بهم شليک ميکني ؟

ها ؟ - .آه -

!آه - ...ها -

، بيست راند در يک ثانيه . و هنوزم خيلي کُندي

. من کند نيستم ، جوون

.منم نيستم - . من دارمش-

!آه - ! رابين -

. مجبور بودم بزنمش زمين

! تو استخوانش رو خورد کردي

. اون يک دلال مواد بود

.. فکر نميکردم مجبور باشم قبل از اينکه بگيرمش

.موادش رو بگيرم ..

.. ما بهش احتياج داشتيم ، اون ميتونست بهمون بگه

. اما تو اون رو شوکه کردي ..

. شرمنده ، نفهميدم چي شد

. اما حقش بود

! اون فيلم خيلي قشنگ بود

...آهاي بابا ، فکر کن زورو همين الان روي اسبش

!ميومد توي گاتهام ..

.. خب ، بروس ، من مطمئن نيستم

.. از يک شورشي ماسکدار ، در شهر گاتهام ..

. استقبال بشه ..

.. متاسفانه ، احتمالا شخصي مثل زورو را

. فقط توي آرخام زنداني ميکنند ..

. اين آخرين سخنان او با من بود

. اخيرا همش تعجب ميکنم که چقدر حق با اون بوده

.. من سالها رو گذروندم و تو ،آلفرد

. بمن کمک کردي تا با قتل والدينم کنار بيام ...

،اما من احتمالا ديوانه بودم که جيسون را .. قبل از اينکه با فقدانش کنار بياد

. به اين ميدان وارد کردم ...

.. پدر اون توسط دوچهره به قتل رسيد

. و مادرش از بيماري فوت کرد ..

.. اقدامات اون به عنوان رابين

. توسط درد و رنجي حل نشده ، انجام ميشه ...

، اين هم براي خودش . و هم براي ماموريتهاي ما خطرناکه

. من انتخابي نداشتم

. جيسون بلافاصله در اين وظيفه فعال شد

. واسه من که خوبه

. جيسون

جيسون ؟

تيم ققنوس

! واي . انگار واقعا صدمه ديدي

. واي ، حالا اينجا رو ببين

. انگار واقعا بيشتر صدمه ديده

، خب بيا سعي کنيم تميزش کنيم باشه ، کدو تنبل ؟

چي بيشتر صدمه ميزنه ؟

الف يا ب ؟ - .. آخ -

.. از اينطرف - .آآآه-

يا اينطرف ؟

. کمي بلندتر ، گوشت خوردشده

. فکر کنم ريه ات واسه هميشه داغون شد

. اينجوري ديگه نميتوني سخنوري کني

..آه .. اوه

. خب ، اين بي ادبي بود

. اولين اشتباه اين پسر ، رفتارشه

... فکر کنم قراره درس عبرتي به تو بديم

. که ديگه پا جاي پاي اون نگذاري ..

.نه ، فقط ميخوام با اين اهرم کتکت بزنم

! ها - . جيسون -

بروس ؟ - تو اينجا چيکار ميکني ؟ -

. دنبالم ميکردي . معلومه

. منم همين فکر رو در مورد تو کردم

، اما من تا بوسني دنبالت نکردم . من دنبال راس ال غول بودم

...اون تو رو حلقه به حلقه کشونده

، تا دوباره با دخترش ازدواج کني .. مگه نه ؟

. خب ، منم ماموريت خودم رو اينجا داشتم

. داشتم جوکر رو تعقيب ميکردم - جوکر ؟ اينجا ؟ -

و تو تنهائي دنبالش اومدي ؟ .. اصلا ميدوني اون چقدر خطرناکه

! من ميدونم که اون به ستون فقرات باربارا شليک کرده

'. و ميدونم که با روش تو متوقف نشد'

' تو تمام زندگيت را در برگردوندن او ، به زندان حروم کردي '

. خب ، اون دوباره در رفته

.. و يکنفر بايد يک کاري بکنه

..جيسون ،" راس " سعي داره يک بمب کثيف بسازه

. که مسموميت تشعشعاتش ميتونه هزاران نفر رو بکشه ..

.. اون اينجا در بوسني

.درحال خريدن عناصر هسته اي اون بمب ، از يک فروشنده ناشناسه ..

. جوکر کمي اورانيوم دزديده

. من به اين رسيدم که داره اونها رو به تروريست ها ميفروشه

. کارآگاه عالي هستي ، پسر

..فکر ميکردم بتمن و رابين براي بستن اين پرونده

. دور هم جمع بشن ..

آدمهاي " را " دارند سعي ميکنند اورانيوم رو از پل بگذرونند

. اگه اينکار رو بکنند ، از دستشون ميديم

، موتور خفاشي فقط يک صندلي داره .. تو اونها رو بگير

.در اين حين ، منم ميرم سراغ انباري که جوکر رفته ..

نه ، همينجا بمون و حواست به انبار باشه تا من برگردم

.. اما - .. جيسون ، واسه يکبار -

. خواهشا به حرفم گوش بده

. تنهائي دنبال جوکر نرو

. اون خيلي خطرناکه

فهميدي چي گفتم ؟

. بلند و واضح . فقط سريع برگرد

. خيلي خب ، بچه . من ديگه ميرم

خيلي خوش گذشت ، مگه نه ؟

. خب ، شايد يک ذره به من بيشتر از تو خوش گذشته باشه

، فقط حدس زدم . نه اينکه اونجا ساکت افتادي

...درهرحال ، پسر خوبي باش،مشق هايت رو بنويس

. و سر ساعت 9 شب بگير بخواب ..

و آه ..خواهشا به اون گنده بگ بگو که

. من سلام رسوندم ..

.نه

.جيسون

. ما هرروز زندگي ها رو نجات ميديم

. غريبه ها

. و هميشه زمان کافي داريم

.. اما واسه جيسون

.ممنونم

.. اما تو همين الان ميدوني

. من چطور در نجات زندگي جيسون شکست خوردم ...

.. چيزي که نميدوني

.اينه که من چطور در نجات دوباره زندگي اون شکست خوردم ...

... پنج سال پس از مرگ جيسون

.. من به تنهائي تلاش خودم را براي محافظت از گاتهام ، دوبرابر کردم ..

. تا ديگه شخص ديگه اي را به خطر نندازم ..

، مثل هميشه . نايت وينگ ايده هاي ديگه اي داشت شب گرد

، سالهائي که ديگ به عنوان دستيار من ...در نقش اولين رابين گذرونده بود

. خيلي چيزها بهش آموخته بود ..

، حالا اون اين عادت آزاردهنده رو داره که ، درست در ... لحظاتي که

، به يک دست اضافه احتياج دارم ... . خودش رو ظاهر کنه

. يا شايدم مشت

. البته ، من هيچوقت اين رو قبول نکردم

. اين فقط اون رو دلگرم ميکنه

.. اما من از وفاداريش به خانواده

!آه

. سپاسگذارم ..

.. ظاهرا حضور نايت وينگ در شبي که همه چيز شروع شد

. چيز خوبي بود ..

.. من رد يک محموله اسلحه رو گرفته بودم

، براي ارباب جنايت .. . که " ماسک سياه " ناميده ميشد

. هواپيما ربايان جلوي اون محموله رو گرفته بودند

... ما راننده رو متقاعد کرديم که اعتراف کنه

.. که براي رقيب ماسک سياه کار ميکنه ..

. " که بهش ميگفتند "رد هود ..

. يک تيرانداز به بازجوئي پايان داد

.. ميتونست کار ما رو هم تموم کنه

. اما به جايش برامون فرش قرمز پهن کرد ..

. يک دام

..پس من رفتم دنبالش

، و نايت وينگ رو پشت سرم گذاشتم .. . درامان

.. تيرانداز تعقيب را آسان کرده بود

اما هيچوقت نميگذاشت اونقدر نزديکش بشم .که بتونم شناسائيش کنم

. بعدش اون من رو به کارخانه راهنمائي کرد

، اون مکان .. همونجائي بود که ردهود مرده بود

! جلو نيا ! اينجا سسته

!آه

. جائيکه جوکر متولد شد

.اولين شکست بزرگ من

، تيرانداز، اون ردهود جديد . به نظر ميرسيد همه چيز رو ميدونه

. اون داشت يک پيغام بهم ميداد

. و اين بازتاب بوسني بود

تيم ققنوس - ترجمه هادي و مهدي عليزاده

، من ذهنم رو پاک کردم . تا بتونم روي حقايق تمرکز کنم

دزدي آمازو و گزارشاتي که نايت وينگ .. بهم داد

.. نشون ميداد که نايت وينگ داره سنديکاهاي جنايتکار گاتهام ...

، رو با نيروئي کشنده تصرف ميکنه ...

، بعضي از بزرگترين افراد تحت تعقيب گاتهام . سلاخي شده بودند

، من مجبور شدم از بقيه محافظت کنم . مجبور شدم جلوي اين ردهود رو بگيرم

.. اولين کسي که ازش سوال کردم

. آخرين کسي بود که دلم ميخواست ببينم ..

.. من به همراهي نايت وينگ در زندان آرخام احتياج داشتم

. تا حواس جوکر رو پرت کنم ..

.. از اون بخوام تا ارتباطش رو با

.. ردهود فاش کنه ..

.. و کمکم کنه تا

..خب

. تلاش بي فايده اي بود ..

بدون هيچ همدست يا پايگاه عملياتي براي تحقيقات

. ما به سراغ هدف شناخته شده ردهود برگشتيم : ماسک سياه ..

...ما به اميد نفوذ، آخرين حواس او را در قاچاق اسلحه

. جلب کرديم ..

. ايندفعه نااميد نشديم

..توانائي ردهود در فرار از ما ، ناراحت کننده بود

. اما آموزش دهنده بود ..

، توانائي هاي پارکور ..ضدحمله در حال فرار

. و مهارت او در فرار کردن از طناب هاي من ..

. هيچکس تا به حال ، طناب هاي من رو قطع نکرده بود

.نااميدي ، مرا احمق و بي دقت کرده بود

. من در دام ديگري افتادم

دوزخي ديگر

.فراري ديگر

، چون انتخاب من ..اشتباه من شد

.ديک مجروح شده بود

. من حتي نميتونستم به چشمهايش نگاه کنم

، براي ادامه . من بايد تنها کار ميکردم

من بايد براي جلوگيري از تکرار اشتباهات ..به تنهائي اين کار رو تموم ميکردم

. و به همين دليل ، موضوع شخصي شد ..

، دونستن تاکتيک هاي من ..سابقه من

.. فرار کردن از اون انفجارهاي لعتني ..

.. و شواهدي که اون حتي اسم من رو هم ميدونست ..

. همه اينها من رو به يک نتيجه غيرممکن رسوند ..

، اما اگه من فقط يک چيز .. از همه اين سالها ياد گرفته بودم

.. اين بود که اين غيرممکنه ..

.اين فقط يک تصور غيرممکنه که برام کمين کرده ..

، من بايد دوباره اون رو پيدا ميکردم .. اما من تنها کسي نبودم

. که به دنبال شکار ردهود بودم ..

،براي بيرون راندن او، ماسک سياه .. اعلام جنگي همه جانبه

More Farsi Persian subtitles for Batman: Death in the Family

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left