Pierwsze 186 wierszy.
صبر کن. فقط کمی بیشتر.
والی، ما صاحب یک پسر بچه شدهایم.
او در همان روز تولد تالایوار به دنیا آمد.
سلام!
چه اتفاقی برایت افتاده؟
والی، بچه بیدار نمیشه.
هی، رفیق. بیدار شو.
بعد از ۱۵ سال به دنیا آمدی. ما را ترک نکن.
هی، رفیق. بلند شو.
بلند شو رفیق. والی.
عزیزم، نفس نمیکشد.
والی، ازش بخواه بلند بشه.
تو اینجا هستی چون بچه نداری، درسته؟
تو پانزده سال گذشته نتونستی بچه دار بشی ، درسته؟
دعا کن و بعد ببین،
به جای یک نوزاد، دو نوزاد خواهید داشت .
آروناچالام
به خدا ایمان خواهی آورد.
من همیشه میگفتم خدا وجود نداره.
اگر الان دعا کنم، آیا بچهدار میشوم؟
آیا او ده ماه بچه را حمل کرد تا فقط شاهد مرگش باشد؟
آیا به همین دلیل است که ما اینقدر رنج کشیدیم؟
آیا فقط به خاطر این باعث شدی به خدا ایمان بیاورم؟
عزیز!
سلام!
چه اتفاقی افتاده؟
وقتی به دنیا آمد، پسر بود.
اما حالا او یک دختر است.
به خدا قسم.
ببین، او حالا یک دختر است.
آن را به من بده.
چی داری میگی؟
قسم میخورم، او تبدیل به یک دختر شد.
بچهی من.
عزیز!
حالا چه کار کنیم؟
ما حتی نمیتوانیم این را از بیرون تشخیص دهیم.
اگر بیشتر اینجا بمانیم ، دردسرساز میشود.
بیا همه چیزمان را بفروشیم و از این شهر برویم.
والی
برایشان اسم بگذارید... برای نوزادانمان اسم بگذارید.
اونوقت چطوری صداشون کنیم؟
راجینی، راجینی، راجینی.
ما قراره اینجا بزرگشون کنیم.
هیچکس نباید بداند.
خداحافظ.
مواظب خودت باش.
درست و حسابی بنویس.
دارم میگم بنویس، گوش کن.
مامان، من اصلاً از این خوشم نمیاد.
من اونو نمیخوام بابا.
برو گمشو مامان.
ازش خوشم نمیاد بابا
(من از تو خوشم نمیآید.)
(حتی من هم از تو خوشم نمیاد)
(حالا هر دوی شما میتوانید با هم صحبت کنید)
باشه، خداحافظ، مامان.
خداحافظ عزیزم.
عزیزم، اشکالی نداره اگه تنهاشون بذاریم؟
آنها رسیدگی خواهند کرد.
خداحافظ عزیزم.
دو نفر با دوچرخه تصادف کردند. آنها باید شناسایی شوند.
شما بیایید و آنها را شناسایی کنید.
حتی یک روز هم صبر نکردی.
حتی نمیتوانستم چهرههایشان را ببینم.
جز این بدن، هیچ چیز بین من و تو نیست.
از این لحظه به بعد، ما غریبهایم.
سلام، اسم من راجینی است.
امروز بخش منابع انسانی از من خواست که به عنوان کارآموز به آنجا بروم.
لطفا دو دقیقه صبر کنید. منابع انسانی به زودی اینجا خواهند بود.
قسم میخورم که او کسی بود که صحبت کرد.
من کی همچین حرفی زدم؟
رفیق، دارم باهات حرف میزنم.
کارتی
آقا.
رفیق
داره به کجا نگاه میکنه؟
من با او صحبت خواهم کرد.
آره، برو باهاش حرف بزن.
به اندازه کافی توهین ندیدی؟
سلام، من کارتیک هستم.
برای مصاحبه اومدی؟
نه، من به عنوان کارآموز آمدهام تا به شما ملحق شوم.
منتظر منابع انسانی هستم.
صبر کن، سرعتم رو بیشتر میکنم.
اشکالی نداره، میتونم صبر کنم.
مطمئنی؟
آره.
اسم شما چیست؟
راجینی
وای،
راجینی؟
هوم.
خیلی عالیه.
متشکرم.
میشه یه فنجون قهوه برات بیارم؟
قهوه؟
قهوه؟
قهوه؟
قهوه؟
احمق. (Amad.)
نه، ممنون.
نه، متشکرم.
قهوه.
هوم.
داداش،
من یه پسرم!!
هوم. نه، ممنون.
ببین داره بهش توهین میشه. اون هیچوقت نمیتونه یه دختر پیدا کنه.
یه چیز دیگه برات بگیرم؟
نه، ممنون کارتیک. من خوبم.
-بله، اسم من را گفت! -من از پسش برمیآیم.
باشه، اگه چیزی لازم داشتی بهم بگو. من الان اونجام.
مطمئناً.
-باشه. -آره.
خداحافظ.
او مستقیم به من خیره شده است.
نگاه نکن رفیق.
آقا.
بله، بفرمایید داخل.
این راجینی است.
بیا.
سلام، قربان.
بفرمایید بنشینید.
متشکرم، آقا.
ما از تحقیقات شما در مورد DNA دوقلوها تحت تأثیر قرار گرفتیم.
متشکرم، آقا. خیلی خیلی ممنونم.
چه چیزی باعث شد که شما روی DNA دوقلوها تحقیق کنید؟
یه سری دلایل شخصی داره قربان.
و من می خواهم دکترای ژنتیک بخوانم.
این در حال حاضر در حشرات و خزندگان وجود دارد.
خب، فکر کردم چرا انسانها نه؟
جالبه.
بله، متشکرم، آقا.
شما میتوانید همین جا روی پایاننامهتان کار کنید.
همزمان، شما میتوانید بخشی از تحقیقات ما باشید.
چون شما کارآموز هستید، محدودیت زمانی ندارید.
کاملاً به علاقهی خودتان بستگی دارد.
باشه، آقا.
من میفهمم.
آره، خواهر و برادر داری؟
نه، آقا.
چرا؟
فقط یه تحقیق کلی.
چیز خاصی نبود.
باشه.
نه، آقا.
بعد از فوت پدر و مادرم، ما ...
من...
من به چنای آمدم، آقا.
پس من تنهام آقا.
آره، باشه.
به مرکز ژن خوش آمدید.
متشکرم، آقا. خیلی خیلی ممنونم.
من یه شغل پیدا کردم.
به خاطر تحصیلاتم.
نمیدانم آیا شغلی پیدا خواهی کرد یا نه.
یه شغل برای خودت پیدا کن.
زود یه کار پیدا کن و دنبال یه راهی برای کسب درآمد باش.
من که نمیتونم تا آخر عمرم ازت مراقبت کنم.
میفهمی؟
خداحافظ.
فرد تحصیلکردهای مثل شما در نهایت فقط یک شغل خواهد داشت.
اون رو هم که الان گرفتی.
میدونی که من قبلاً یه شغل پیدا کردم؟
رفیق، من ازت لیوان رو خواستم. کجاست؟
آن را به من بده.
سلام.
سلام،
او راجو بای است.
آیا او صاحب بار است؟
صاحبخانه فقط هفتهای یک بار میآید.
اما، او در طول هفته میآید.
هی، چرا آبجو کف کرده؟
حالا نگاه کن.
چه خبر رفیق؟
آیا در این کار تازهکار هستید؟
بله، قربان.
دو روز از عضویتم گذشته.
خارق العاده.
من راجو هستم.
از شرکت راجو استیلز.
نگهش دار.
مفید خواهد بود.
No comments yet. Be the first to leave one.