Hold Tight

Hold Tight (Zachowaj spokój)

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Hold Tight S01E04 POLISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01E04 POLISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01E04 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Hold Tight S01E04 DUBBED WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01E04 POLISH WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01E04 720p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01E04 1080p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01E04 480p WEB x264-RMTeam
Hold Tight S01E04 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Hold Tight S01E04 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🄼🅱️ نـــامـــدار | @Bamabinofficial ☚

Tagi

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
480p
480
Opublikowano: 2022-07-03
Pobrania: 28
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫جیغ بکش.

‫بلندتر جیغ بکش.

‫جیغ بکش دیگه.

‫هرچقدر می‌خوای جیغ بکش.

‫کسی صدات رو نمی‌شنوه.

‫از جونم چی می‌خواین؟

‫اینجا کجاست؟

‫جناب‌عالی عین خر تو گل گیر افتادی.

‫باید رمز عبورش رو بگی.

‫رمز عبور چی رو بگم؟

‫رمز عبور تبلته رو می‌گم.

‫تبلت من رو می‌گین؟

‫پس تبلت کدوم خری رو می‌گم؟

‫تبلت حضرت مسیح رو می‌گم؟

‫وایستا. صبر کن!

‫هرچی زودتر بهمون بگی، به نفعته. ‫بهم اعتماد کن.

‫واقعا متوجه منظورتون نمی‌شم!

‫باید تبلتت رو باز کنم. ‫اگه رمزش رو بگی، آزادت می‌کنیم.

‫«نیکولا» با «اِن» بزرگ.

‫نیکولا...

‫بعدش هم بزنین «2002».

‫نیکولا...

‫باز شد.

‫وقتشه دست به کار بشیم.

‫پس من چی؟ ‫مگه نگفتین آزادم می‌کنین؟

‫خفه خون بگیر بابا!

‫- کیه؟ ‫- نمی‌دونم.

‫- سلام. ‫- سلام. صبح به خیر.

‫- می‌شه بیایم تو؟ ‫- چرا که نه؟

‫شرمنده، خودمون می‌دونیم اول صبحه.

‫کایا گوشیش رو جواب نمی‌ده. ‫خونه است؟

‫طبقه بالا خوابه. چی شده؟

‫آدام دیشب براش پیامی فرستاده.

‫- چه پیامی فرستاده؟ ‫- باید باهاش صحبت کنیم.

‫به زودی میاد پایین.

‫- بیاین قهوه بخوریم. ‫- می‌دونه آدام کجاست.

‫آنیا.

‫آنیا!

‫سلام کایا، گوشیت کجاست؟

‫- گوشیت کجاست؟ ‫- لطفا برو بیرون.

‫- آدام کجاست؟ ‫- آنیا!

‫چرا داری کارهاش رو ماست‌مالی می‌کنی؟

‫من چیزی رو مخفی نکردم.

‫لطفا از اتاق برو بیرون.

‫طبقه پایین منتظرت می‌مونم.

‫بعدش هم ازت می‌خوام ‫بالاخره راستش رو بهم بگی.

‫از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@

‫عذر می‌خوام که اومدم تو اتاقت.

‫از کجا فهمیدین آدام بهم پیام داده؟

‫رو گوشیش جاسوس‌افزار نصب کرده بودیم.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫چرا چنین کاری کردی؟

‫خجالت نمی‌کشین؟

‫امان از دست تو...

‫پشم‌هام.

‫پس با هم در ارتباطین؟

‫ازت سوال کردم‌ها.

‫قبلا نبودیم، ولی الان هستیم.

‫دیروز بهم پیام داده بود.

‫واسه چی باید دروغ بگم؟

‫آدام می‌گه حالش خوبه. ‫چند روز دیگه برمی‌گرده.

‫ضمنا، می‌گه باید اطمینان حاصل کنم ‫جاسوس‌افزاره رو پاک می‌کنین.

‫باشه. داریم جاسوس‌افزاره رو پاک می‌کنیم.

‫من وقتی آدام برگشت ‫پاکش می‌کنم.

‫پاکش کن. خواهش می‌کنم. ‫این‌طوری بهتره. بدش به من.

‫باید بریم.

‫اولا خونه تنهاست. باید بریم.

‫آدام می‌گه ازتون ناامید شده ‫و چند روز دیگه برمی‌گرده.

‫خیلی‌خب.

‫من هم از تو ناامید شدم.

‫- اگه واقعا برات عزیزه... ‫- آنیا.

‫خودت که بچه‌دار شدی، درک می‌کنی.

‫گورو تویی؟

‫کی منم؟

‫آنکا...

‫خیلی بهش سخت گرفتیم.

‫درست می‌گی.

‫ولی خودش هم بهم سخت گرفته بود.

‫داشت کارهاش رو ماست‌مالی می‌کرد.

‫ولی پیام داد. حالش خوبه. ‫همین مهمه دیگه.

‫بیا بریم خونه. تو پیش اولا بمون. ‫من می‌رم پیش پلیس‌ها.

‫واسه چی؟

‫خودش گفت برمی‌گرده. هجده سالشه دیگه. ‫بیا کمی به حال خودش بذاریمش.

‫نمی‌شه که همین‌جوری دست رو دست بذارم.

‫مطمئنین خودشه دیگه، نه؟

‫مطمئنین ماریانا نواکه؟

‫آره، پنج سال بود ‫که دوست همسرم بود.

‫حتی شاید بیشتر.

‫زیاد بهمون سر می‌زد.

‫اون خال‌کوبی رو هم از همه بیشتر دوست داشت.

‫آدرسش رو بلدین؟

‫نه. بعد از طلاقش، خونه ثابتی نداره.

‫اصلا نمی‌دونم کجا ساکن بوده.

‫واقعا چی به سر همسرم اومده؟

‫پیداش که کردیم، ‫اول از همه به خودتون خبر می‌دیم.

‫خیلی‌خب. لطفا اینجا رو امضا کنین.

‫عذر می‌خوام، ولی...

‫من مظنون محسوب می‌شم؟

‫لطفا از شهر خارج نشین.

‫خداحافظ.

‫- خداحافظ. ‫- خداحافظ.

‫نمی‌دونم آشنا بودن این دو زن ‫اتهامش رو تشدید می‌کنه...

‫یا بیگناهیش رو.

‫به نظرت داشته قربانی رو «زمین می‌زده»، ‫همسرش باخبر می‌شه...

‫و تصمیم می‌گیره دخلش رو بیاره؟

‫ای خدا، این دیگه چه عبارتیه؟

‫«دخلش رو بیاره» رو می‌گی؟

‫صرفا جهت احتیاط، بگو تحت نظرش بگیرن.

‫خودم گفته بودم.

‫«زمین می‌زده»؟

‫یه لحظه وایستا.

‫نود و نه درصده.

‫از شب تا صبح مشغول همین کاریم.

‫- شاید داری اشتباهی می‌کنی. ‫- مثلا چه اشتباهی؟

‫الان دارم سومین برنامه رو امتحان می‌کنم.

‫اگه این هم پیداش نکنه، ‫این تو نیست.

‫بفرما. «جست و جو انجام شد. فایل یافت نشد.»

‫اصلا توش نبوده.

‫آدامه.

‫«باید مدت بیشتری تنها باشم.»

‫«به زودی برمی‌گردم.»

‫مشترک مورد نظر در دسترس نمی‌باشد.

‫- سلام آنیا. ‫- سلام پاول.

‫دارم می‌رم پیش پلیس‌ها...

‫و می‌خواستم ببینم چیزی ‫از اون پرونده‌ها دستگیرت شد یا نه.

‫متأسفانه نشده. به محض این که ‫چیزی دستگیرم بشه، بهت زنگ می‌زنم.

‫راجع به پسرم که گم شده ‫اطلاعاتی دارم.

‫خودمون از همه‌چی خبر داریم خانم.

‫دوست‌دخترش همین الان اومده بود اینجا.

‫کایا کوپینسکا اومده بود؟

‫خودم باهاش صحبت کردم. واسه همین اومدم. ‫حس می‌کنم داره چیزی رو مخفی می‌کنه.

‫اتفاقا برعکس.

‫با آدام تماس گرفت ‫که باهاش صحبت کنم.

‫آروم باشین. پسره گفت همه‌چی روبه‌راهه.

‫شرایطش رو کامل شرح داد، اینه که...

‫باهاش صحبت کردین؟

‫- خودم باید باهاش صحبت کنم. ‫- نمی‌خواد با والدینش صحبت کنه.

‫- شما از کجا می‌دونین؟ ‫- خودش بهم گفت.

‫آدام چنین حرفی زد؟ ‫آدام اصلا چنین حرفی نمی‌زنه.

‫خواهش می‌کنم خانم. ‫برادرزاده من هم همسن پسرتونه.

‫نوجوان جماعت گاهی آدم رو ‫غافلگیر می‌کنه.

‫ولی ازش خواستم بیاد پاسگاه.

‫گفت خارج از شهره. ‫مطمئنم چند روز دیگه برمی‌گرده.

‫اصلا منطقی نیست. ‫خودتون متوجه نیستین؟

‫مطمئنین خود آدام بود؟

‫نباید پرونده‌اش رو ببندین.

‫پیدا شده، به سن قانونی هم رسیده.

‫سوال دیگه‌ای ندارین؟

‫سلام بلاژه، از آدام خبری نداری؟

‫نه.

‫ولی من دارم.

‫خب؟

‫- زنده است؟ ‫- زنده است.

‫چه عالی.

‫از پلیس‌ها می‌ترسه. ‫چرا می‌ترسه؟

‫من عجله دارم.

‫گورو کیه؟ دختر خاصیه؟

‫من نمی‌خوام تو مشکلاتتون دخیل بشم.

‫بعد از مدرسه می‌رفتین اینجا؟

‫شاید.

‫پس واسه چی بهم نگفته بودی؟

‫که بتونین احمق جلوه‌ام بدین؟

‫می‌رم اونجا.

‫[ناشناس: یکی قراره تفنگت رو پیدا کنه ‫و اتفاق غم‌انگیزی به بار بیاره]

‫- سلام. از بخش جنایی ورشو اومدم. ‫- سلام.

‫- آقای یانوز نواک شمایین؟ ‫- آره.

‫بابت دخترم اومدین؟

‫نه. ماریانا نواک همسر شماست؟

‫همسر سابقمه.

‫خب، متأسفانه خبر خوبی ندارم.

‫مسئله ضروریه، اینه که باید باهام بیاین.

‫پایین منتظرتون می‌مونم.

‫سلام آنیا. ‫پرونده‌ای که می‌خواستی رو جور کردم.

‫تصاویرش رو بررسی کردم. ‫عین توصیفات خودته.

‫این دیگه چیه؟ ‫چرا گل نیست؟

‫سیگار دستیه.

‫این‌قدر بدبخت شدی ‫که پول سیگار عادی نداری؟

‫با کایا صحبت کردم.

‫از گورو و جلساتمون پرسید.

‫- بهش چی گفتی؟ ‫- چیزی نگفتم.

‫- شیفته اون احمقه. ‫- با همن دیگه. طبیعیه.

‫رفت اونجا.

‫کجا؟

‫- رفت گورو دیگه. کجا می‌خواد بره؟ ‫- کی رفت؟

‫- تقریبا دو ساعت پیش رفت. ‫- پشم‌هام.

‫گایوس.

‫مسلما هر کی شمع‌ها رو چیده بوده، ‫از حالت ایگور موقع مرگش خبر داشته.

‫ولی باز هم ثابت نمی‌شه ‫کار آدام بوده باشه.

‫امروز رفتم پیش پلیس‌ها.

‫کایای شما هم رفته بود.

‫- چی؟ ‫- کمی قبل از من رفته بود.

‫- رفته بود اونجا؟ ‫- آره.

‫کایا رو می‌گی؟

‫امروز رفته بود؟

More Farsi Persian subtitles for Hold Tight

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left