What the Peeper Saw

What the Peeper Saw (La tua presenza nuda!)

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

What the Peeper Saw 1972 720p BluRay x264-PTP
Komentarz od warez
Translated subtitle from English to Persian La tua presenza nuda! 1972 زیرنویس فارسی فیلم

Tagi

bluray
Opublikowano: 2025-12-26
Pobrania: 22
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

مارکوس؟

خودم در رو باز کردم و اومدم داخل

ما تا هفته‌ی دیگه منتظرت نبودیم. کلید دارم

پل، یعنی بابا، یکی هم برای من ساخته بود

خب، بله، البته

باید کلید داشته باشی. با تاکسی از فرودگاه اومدم

یه مقدار پول از کشو برداشتم، هزار پستا

می‌دونی، نزدیک بود به پلیس زنگ بزنم. می‌دونستم کُنسوئلو رفته، و

کنسولئو؟ بله، زنیه که برای کمک میاد پیشم

خیلی ترسیدم. وحشت‌زده شده بودی

دوست ندارم تنها باشم

من دوست دارم. اشتباه متوجه نشو. دوست دارم تنها باشم، اما نه اینکه منزوی باشم

این دوتا خیلی با هم فرق دارن

حیف که پل پاریسه

فکر می‌کردیم تا پایان ترم بیشتر از یه هفته مونده. چی شد؟

مارکوس

مریضی شایع شده بود، سرخک

حالت خوبه؟

من هیچ‌وقت مریض نمی‌شم

خیلی خب، مدرسه رو فراموش کنیم

به خونه خوش اومدی

ما قراره دوستای خوبی برای هم باشیم

بله

پل این رو بیشتر از هر چیزی می‌خواد

خب، حتماً گرسنه‌ای. نه، واقعاً نه. بهتره برم و وسایلم رو باز کنم

چیه؟ چی صدات کنم؟

الیز. خوبه؟

مارکوس؟

چه کاری از دستم برمی‌آد؟ چیزی لازم داری؟

نه

برای شام چی میل داری؟ هر چیزی

چیز خاصی؟ حتماً یه چیزی هست

نه

واقعاً همه‌ی این کتاب‌ها رو می‌خونی؟ بیشترشون رو

چیه؟

فنولوژی؟

مطالعه‌ی زمانِ وقوعِ پدیده‌های طبیعیِ تکرارشونده

به‌خصوص اون‌هایی که به نظر می‌رسه با شرایط اقلیمی در ارتباط باشن

مرغ و سالاد دوست دارم

من هم همین‌طور

و بستنی هم دوست داری؟ شکلاتی؟

فقط شکلاتی؟

چند سالته؟

یا ۱۵

بستگی داره چه حسی داشته باشم

۲۵؟

۲۲. چرا؟

پل ۴۲ سالشه

بله

مادرم وقتی مُرد ۳۵ سالش بود

بله، می‌دونم

وقتی من ۲۵ سالم بشه

تو ۳۵ سالت می‌شه

مارکوس؟

مارکوس؟ بله؟

پُلِه، از پاریس زنگ می‌زنه

می‌خواد باهات صحبت کنه

باشه، بیا تو

الو؟

سلام، پل

آره، سرخک، درسته

پرواز خوب بود

بله

اون خیلی زیباست

اون که معلومه

بله، مطمئنم همین‌طور می‌شه

حتماً

باشه. آره، اون اینجاست

می‌خواد باهات حرف بزنه. پل؟

ها؟

اوه، عزیزم، خط خیلی بد و بی‌کیفیته

چی؟

بله

شامِ شنبه با کلایو؟

لازم نیست توضیح بدی

پل

نه، نه، نه. اون درک می‌کنه

لازم نیست توضیح بدی

پل

نه، نه. اون درک می‌کنه

الان باید برم

مارکوس؟

مارکوس؟

صبحانه

آه، به این زودی برات نامه اومده؟ یادداشتِ کلوپ کتابه

چیز جالبی نیست؟ مایه‌ی دردسره، همه‌اش از اینا می‌فرستن

برای من چیزی نیست؟ فکر نمی‌کنم. بیا

منتظر نامه‌ای از پاریسی؟ خب، هیچ‌وقت آدم نمی‌دونه چی پیش میاد

می‌خوای از طرف تو براشون نامه بنویسم؟ چی؟

کلوپ کتاب. که اسمت رو از لیستشون خط بزنن

نه، بذار وقت و پولشون رو هدر بدن

اوه، اینجا، بذار من

اگه حالت تهوع داشتی بهم بگو. باشه

دلت نمی‌خواد سرخک بگیری. نه

بفرمایید

مارکوس... چی؟

هیچ دوستی نداری؟ البته که دارم

منظورم این دور و اطراف بود. نه

اینجا نه

اصلاً؟ نه

حیف شد. چرا؟

حیفه که استخر بدون استفاده بمونه

بله، گمانم همین‌طوره

من و پل خیلی کم ازش استفاده می‌کنیم، و تو

تو همیشه خیلی تنهایی... یه دوست دارم، تروتسکی

مارکوس

راستی، اون نامه چی شد؟

کدوم نامه؟

مال کلوپ کتاب... پاره‌اش کردم

بدون اینکه حتی بازش کنی؟ بله

مطمئنی که فقط یه یادداشت بود؟ بله

خطاب به تو بود؟

چرا این‌قدر از من سوال می‌پرسی؟

هیچی، فقط کنجکاوم

یکی از عیب‌های پنهانم همین کنجکاویه

مراقب باش

مراقبِ چی؟

تو انجیل اومده که زنِ لوط تبدیل به مجسمه‌ی نمک شد

بله، اون برگشت تا نگاهش کنه و مجازات شد

کنجکاوی باعث سقوطش شد

شبیه شعارِ یه فیلم ترسناکه

«فیلمی هولناک که شما رو در تعلیق نگه می‌داره.»

چرا سعی می‌کنی مثل پل حرف بزنی؟

واقعاً؟ همیشه همین کار رو می‌کنی

من می‌تونم چشم‌های تو رو ببینم ولی تو نمی‌تونی چشم‌های من رو ببینی

از ایده‌ی کتاب خوشش اومد؟

همچین، بدک نبود

چی شده؟ آه، هیچی. درست می‌شه

اگه سرخک داشتم

می‌تونستم تو تخت بمونم

زبونت رو بیار بیرون

ببرش داخل

«دِگری» سلام رسوند

و می‌گه هر وقت دوست داشتی می‌تونی بری پیشش کار کنی

همون پیرمردِ کثیفِ همیشگی

چقدر عالی

چرا مارکوس؟

سوال عجیبیه

اسم عجیبیه

سارا این اسم رو می‌خواست

ببخشید، قصدی نداشتم

فراموشش کن

ای جادوگر

بله، دارم جادوت می‌کنم

پل. اوه، پل

پل

پل. اوه، تو

بیا اینجا

خواب نبودی؟

پل

مارکوس تو مدرسه‌ی شبانه‌روزی خوشحاله؟

داری حسِ مادری پیدا می‌کنی؟

هیچ دوستی داره؟ البته که داره

اون از اون بچه‌های خرخونِ عینکی نیست

که یکی بعد از دیگری توی مسابقات شطرنج برنده می‌شن

اون بچه‌ی فوق‌العاده‌ایه

فقط کافیه زیر نظرش بگیری

همین کار رو می‌کنم

به نظر گوشه‌گیر میاد

از نظرِ یه زن، این یعنی تنها. باشه، تنها

اون هم مشکلات خودش رو داره

البته

آدم راحت یادش می‌ره که اون فقط ۱۲ سالشه

اون به همون اندازه به عشق

همدردی و درک نیاز داره

که هر بچه‌ی دیگه‌ای داره

مرگ مادرش حتماً بهش شوک وارد کرده

البته که همین‌طوره

واقعاً بهش شوک وارد شد؟

بله، خیلی زیاد

یه میز رزرو کردم

مارکوس می‌دونه که داریم می‌ریم بیرون؟

ما همیشه آخرِ ترم این کار رو می‌کنیم. اون عاشقِ غذای چینیه

خب، بهتره برم و کمکش کنم تا زانوهاش رو بسابه و تمیز کنه

بچه‌ها عاشقِ اینن که زانوهاشون رو کثیف نگه دارن

دوست دارم چینی یاد بگیرم. محضِ رضای خدا، آخه چرا؟

تا بتونم آثارِ کنفوسیوس رو به زبان اصلی بخونم. کنفوسیوس؟

اون دستورالعمل‌هایی درباره‌ی آموزش‌های لازم برای تبدیل شدن به یک انسانِ برتر داده

اسمش «تعلیماتِ کبیر» بود

چقدر کسل‌کننده... اون ایده‌های روشنی درباره‌ی موضوعاتِ زیادی داشت

بله، مخصوصاً در موردِ همسران

هفت دلیلِ اصلی برای طلاق

نافرمانی، نازایی، هوسرانی

حسادت... پرحرفی، زوال و دزدی

نه فساد و نه حماقت؟

چقدر ساده‌لوحانه

تو پولی برداشتی، الیز؟

از کجا؟

از روی میزم

مارکوس پولِ تاکسیِ فرودگاه رو حساب کرد

پستا ۳۰۰

تو به من گفتی... فکر کردم گفتی هزار پستا

نه، الیز

مهم نیست. مطمئنم گفتی هزار پستا

کی؟

توی پذیرایی. من مبلغِ دقیقی رو مشخص نکردم

ببین، فراموشش کن

چقدر کم شده؟ الیز، فراموشش کن

نباید چیزی می‌گفتم

فقط فکر کردم که

What the Peeper Saw subtitles in other languages

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left