Pierwsze 200 wierszy.
- از هویتش مطلع شدیم؟ - نه.
نه گوشی همراهش بود، نه کیف، نه چیز دیگهای.
احتمالا وسایلش رو دزدیدن.
کیه که گوشی هوشمند نداشته باشه؟ اینکارهها که قطعا دارن.
لزومی نداره حرفهات رو براش توضیح بدی.
فرضیهای ندارین؟
ممکنه کار اوباش یا موادفروشها باشه. اینجا همیشه یه خبرهایی هست.
هر ماه میایم اینجا، اینه که...
احتمالا سرقت و جیببری عادی بوده.
پرس و جو نکردین؟ شاهدی نبوده؟ مشغول بشین دیگه.
الان میریم تو کارش خانم ارتشبد.
[پاول کوپینسکی مشاور حقوقی]
از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@
مترجم: «نـــامـــدار»
سلام.
سلام.
صبحانه چی میخوری؟
خب؟
بابا، میشه من رو برسونی مدرسه؟
بابا؟
ببخشید! من رو نادیده بگیرین.
چی شده؟
از دیروز از آدام خبری نشده.
نگرانش نباش.
درک مرد جماعت از زمان متفاوته.
آخرین بار کی دیدیش؟
دیشب تو مهمونی دیدمش. کلی غوغا به پا کرده بود.
داشت سرت داد میزد؟
سر من نمیزد. سر گایوس میزد.
سر بقیه هم میزد.
میگفت ایگور براشون مهم نیست و فراموشش کردن.
بعدش رفت و دیگه گوشیش رو جواب نداد.
میخوای با والدینش تماس بگیرم؟
تماس بگیر.
از اونجایی که من رو نمیرسونی، خودم میرم. خداحافظ.
خداحافظ. کایاک؟
خیلی خوشگل شدی.
جدی میگم.
خداحافظ.
- سلام. - سلام.
گایوس رو ندیدی؟
بهش زنگ زدم. جواب نداد.
تقریبا ده بار بهش پیام دادم. هیچ خبری نشد.
جریان چیه؟
با آنا بارسیک تماس گرفتین. پیغام بذارین.
الو؟ مایکل بارسیک هستم، بفرمایین.
سلام بابا جون. منم.
عه، تویی دخترکم.
سلام.
همهچی روبهراهه؟
مامان جواب تماسم رو نمیده.
نمیده؟
شاید داره به بیماری رسیدگی میکنه.
همیشه درجا بعدش زنگ میزد.
آروم باش اولشا. سعی میکنم باهاش تماس بگیرم.
میخوایم بریم خرید.
میشه با جاسمینا برم خرید؟
میتونین بعد از مدرسه برین خرید. فقط به یانوز بگین بیاد دنبالتون.
خیلی دوستت دارم. خداحافظ.
آتشنشانان تونستن پس از...
تقریبا بیست و چهار ساعت، آتشسوزی کارخونه شچچین رو مهار کنن.
چندین سازمان آتشنشانی در این راستا همکاری کردن.
ساعت یازده صبح کنفرانسی مطبوعاتی برگزار میکنن...
وای، خاک بر سرم.
و متخصص آتشنشانی، مایکل بارسیک، به سوالات پاسخ میده.
در اسرع وقت عملیش کنین. بارسیک هستم.
چقدر طول میکشه؟
سلام. با آدام بارسیک تماس گرفتین. پیغام بـ...
باز هم رفت رو پیغامگیر.
خیلیخب. بریم.
- کجا بریم؟ - بیا دیگه. اینقدر حرف نزن.
آدام!
عه، کایا! در بازه.
نه.
آژیر و حسگر دارن. تو دردسر میافتیمها.
آدام!
خانم بارسیک؟
بیا. تو دردسر میافتیمها.
با آنا بارسیک تماس گرفتین. پیغام بذارین.
نیت اولینا خیره، ولی نمیشه که تحقیاقتمون رو به گه بکشه.
- یعنی توش دخالت کنه. - من دخالت میکنم؟
- آره. - چه دخالتی میکنم؟
فعلا پرونده در اختیار یاسک و مارکه.
- هست یا نه؟ - هست.
چه اطلاعاتی کسب کردیم؟
تنفروش ناشناسی رو مثله کردن.
پرس و جو کردیم. کسی نمیشناختش.
اکتشافات اولیهمون حاکی از اینه که ممکنه کار اوباش محلی باشه.
- چه اکتشافاتی داشتین؟ توضیح بده. - اکتشافات اولیهمون رو میگم دیگه.
ادامه بده یاسک. دارم گوش میدم.
بازداشتشون کردیم. ممکنه اطلاعاتی داشته باشن.
- اثر انگشت گرفتین؟ - آره.
آره. ولی تطابقی نداشت.
که اینطور.
ما درک میکنیم که برابری جنسیتی برقراره.
ضمنا، درک میکنیم بانوان حق دارن ترفیع بگیرن.
ولی ای بابا، شاید همیشه کیر داشتن و نداشتن مطرح نباشه.
ممکنه آدم کیر داشته باشه، یا خودش کیری باشه.
- کسدارها هم میتونن کسشعر باشن. - جانم؟
خیلیخب. اینجا محل کارتونه، محل عشقورزی که نیست. فهمیدین؟
بله.
جای نگرانی نیست. همهچی درست میشه.
من رو ببخشین.
مایکل بارسیک هستم.
ظاهرا گوشی همسرم خاموش شده.
طبق برنامه امروز مرخصی داره؟
عه، ممنون.
لطفا منتظر بمونین تا برگردم.
ای بابا، صد ساله منتظرتیم.
پنج دقیقه اشکال نداره، ولی نیم ساعت زشته. پخش زنده داریمها.
به زودی شروع میکنیم.
راجع به حرفهاشون نظری نداری؟
به نظرم تنفروش نبوده.
بدن دختره تمیز بود. اثری از منی دیده نمیشد.
شاید کار اولین مشتریش بوده؟
عکس دستهای قربانیه. ناخنهاش تمیز بودن. جای تزریق نداشته.
گزارش سمشناسی نشون داد هیچ مواد غیرقانونیای تو خونش نبوده.
تغذیه سالمی داشته.
- تغذیه اکثر جندهها سالمه. - بگو تنفروش! قرن بیست و یکمهها.
از قبل شکستگی یا کبودی نداشته.
ضمنا، وقتی پیداش کردیم، کفشش پاش بود.
تنفروشها هم کفش میپوشن دیگه.
درسته. ولی کفشش اصلا کثیف نبود. کفشش نو بود.
از رنگپریدگی پوست شکمش معلومه اصلا تاپ کوتاه نمیپوشیده.
پوست شونههاش هم رنگپریده است.
رو انگشت حلقه دست راستش علامتی رنگپریده است که جای...
حلقه ازدواجیه که احتمالا مدت زیادی دستش بوده،
آخه رو کف همون دستش، زیر انگشتش پینه بسته.
خب آقایون؟
حقایق محکمی ارائه کرد.
باز هم به صلاحیت بازرسمون شک دارین؟
اولینا، پرونده رو به تو میسپارم.
مرسی.
با همدیگه همکاری میکنیم.
هشتاد درصد کارخونه آتش گرفته بود.
به پونزده سازمان آتشنشانی نیاز داشتیم.
اون کارخونه پارازایلین تولید میکرد...
که به شدت سمی و احتراقپذیره.
کار راحتی نبود.
راست میگن که آتشافروزی کارخونه رو آتش زده بوده؟
دادستانی شچچین داره تحقیق میکنه.
به نظرم سخنگوی دادستانی شهرستان باید به این سوالتون پاسخ بده.
از همگیتون خیلی ممنونم.
یه سوال دیگه بپرسیم.
لطفا یه لحظه فرصت بدین.
- مایکل. چه غلطی میکنی؟ - باید برگردم ورشو.
واسه چی؟ الان بری؟ اصلا نمیشه. روند کارمون...
مسئله خانوادگیه. کارمون اینجا تموم شده. باید برم.
تومک، ما که قبلا قوانین مهمتری رو هم زیر پا گذاشتیم.
اگه بهم نیاز داشتی، تماس بگیر.
سلام. با آدام بارسیک تماس گرفتین. پیغام بذاریـ...
واقعا داری حال خودت رو خراب میکنی.
برات خوب نیست.
ولی من چیزی دارم که کمکت میکنه.
- نمیخوامش. - اینجوری آروم میشی و ذهنت پاک میشه.
آروم باش کایا. این که جنس آشغالی نیست.
دکتر تجویز کرده.
واسه کی تجویز کرده؟ قطعا واسه خودت نکرده.
خب که چی؟ اثر میکنه دیگه، مگه نه؟
ضمنا، اگه بدونیم چه دوزی مصرف میکنیم، کمخطرتره.
یه قرص کافیه.
بیا دیگه دختر.
پسر مفقودیمون اونجاست.
مرسی.
دیروز واقع سر چی دعوا کرده بودین؟
خودتون که شاهد بودین.
- از آدام خبری نداری؟ - خودت نداری؟ مگه با هم نیستین؟
با هم ارتباطی نداریم.
از دیشب به بعد، با هیچکس ارتباطی نداره.
آدام خیال میکنه...
مرگ ایگور تقصیر خودشه.
به نظرت واقعا...؟
من میرم خونه. میای؟
باهاش تا خونه برو، وگرنه اون رو هم از دست میدیم.
حالا راضی شدی؟
آهای جاسمینا!
جاسمینا!
- سلام. مدرسه تموم شد؟ - سلام بابا.
سلام.
چطور بود؟
خوب بود.
همهچی مرتبه؟
مطمئنی؟
اومدیم گلویی تازه کنیم.
- اولا، آدام چش شده؟ - چطور مگه؟
- امروز ندیدیش؟ - من خونه دوستم خوابیدم.
باهات تماس نگرفته؟
چی شده؟
- آدام غیبش زده؟ - چطوری غیبش زده؟
- گمون کنم از خونه فرار کرده. - باز هم؟
سلام مایکل.
سلام. ببین، نمیتونم با آنکا تماس بگیرم.
میشه بری ببینی خونه است یا نه؟
خیلیخب، رسیدم.
برو تو و ببین حالش خوبه یا نه.
سنگی سمت راست هست که به زمین فیکس نشده. کلیدمون زیرشه.
پیداش کردی؟ چه عالی.
حالا رمزش رو بهت میگم.
No comments yet. Be the first to leave one.