Hold Tight

Hold Tight (Zachowaj spokój)

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Hold Tight S01E06 POLISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01E06 POLISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-BR3ACH
Hold Tight S01E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Hold Tight S01E06 DUBBED WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01E06 POLISH WEBRip x264-ION10
Hold Tight S01E06 720p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01E06 1080p WEB h264-KOGi
Hold Tight S01E06 480p WEB x264-RMTeam
Hold Tight S01E06 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Hold Tight S01E06 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🄼🅱️ نـــامـــدار | @Bamabinofficial ☚

Tagi

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
480p
480
Opublikowano: 2022-07-03
Pobrania: 43
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫آدام؟

‫آدام؟

‫آدام، صدام رو داری؟

‫آدام! حالت خوبه؟ آدام!

‫تماسش رو ضبط نکردین؟

‫غافلگیر شده بودم.

‫اصلا نتونست چیزی جز «بابا» بگه.

‫بعدش صدای ترق اومد، ‫انگار گوشی از دستش افتاده بود.

‫شما که شماره‌اش رو دارین. ‫سعی کنین ردیابیش کنین.

‫بهتون که گفتم، ‫پسره باهامون تماس گرفته.

‫- اون تماسش رو ضبط کرده بودین؟ ‫- گفته بود همه‌چی مرتبه.

‫از من بشنوین، نیست.

‫پسره به سن قانونی رسیده. ‫خودش می‌تونه تصمیم بگیره.

‫شاید هجده ساله باشه، ‫ولی هنوز بچه است.

‫دو سه روز طول می‌کشه.

‫از پسش برنمیام.

‫می‌تونیم شماره‌های داخلی رو ‫سریع ردیابی کنیم.

‫- ولی پیش‌شماره‌اش مال جمهوری چکه. ‫- داریم وقتمون رو تلف می‌کنیم.

‫پس بهتره دست به کار بشین.

‫چیزی نمونده بود باز هم ‫صبحانه‌ات رو جا بذاری.

‫- چترمون رو بردار. قراره بارون بیاد. ‫- مرسی.

‫از سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین! ‫تلگرام، اینستاگرام و توییتر: Bamabinofficial@

‫باز هم برام فرستادنش.

‫تو که گفته بودی کمکم می‌کنی.

‫هنوز خونه‌ای؟

‫حالا نظر پلیس‌ها رو می‌پرسیم...

‫ببین، باید اسپری فلفل بخریم.

‫بیا ببین چه خبر شده.

‫نمی‌دونیم قربانیان بیشتری ‫هم در کار هستن یا نه.

‫فعلا تونستیم جسد دو نفر از ساکنین...

‫منطقه شهری ورشو رو شناسایی کنیم.

‫فکر می‌کنیم جفتشون رو ‫یه نفر به قتل رسونده باشه.

‫اولین قربانی، بازاریابی چهل ساله ‫به نام ماریانا نون بوده.

‫دومین قربانی هم خانم خانه‌داری ‫به نام رناتا کاف بوده.

‫ایشون هم چهل ساله بودن.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫بگو دروغه.

‫بگو کار شما نبوده. ای بابا!

‫تادوز...

‫خودت از من کمک خواسته بودی.

‫من هم دارم تمام تلاشم رو می‌کنم.

‫پشم‌هام.

‫- زنده است؟ ‫- نمی‌دونم.

‫نبض گردنش رو بگیر.

‫پشم‌هام. چیزی حس نمی‌کنم.

‫پشم‌هام.

‫- کشتیش. ‫- گور بابات.

‫خودت که شاهد بودی. ‫گوشی رو گرفتم، مقاومت کرد،

‫من هم با اون فلزیه زدمش.

‫سانحه بود.

‫بابت این کارمون زندانی می‌شیم.

‫پشم‌هام.

‫- اوضاع خراب شد. ‫- پارچه رو بگیر.

‫می‌شنوی چی می‌گم؟

‫این‌قدر عین دخترهای ترسو ‫نلرز و سرش رو بگیر.

‫زود باش!

‫- حالا چیکار کنیم گایوس؟ پشم‌هام! ‫- می‌اندازمش تو رودخونه.

‫ممکنه یکی ببیندمون.

‫شبانه می‌ریم. ای بابا، چه بدونم.

‫بلاژه.

‫پشم‌هام.

‫می‌خواست کدها رو ازش بگیره، ‫پس گیرشون میاره.

‫از اون طرف گیرشون میاره. پشم‌هام.

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫با والدینش تماس گرفته بود، درسته؟

‫بیا تا پلیس‌ها نرسیدن اینجا، ‫سیم‌کارتش رو داغون کنیم.

‫وایستا.

‫یه فکری دارم.

‫- سلام. ‫- کایا خونه است؟

‫- چی شده؟ ‫- آدام تماس گرفته بود.

‫کایا!

‫پیش‌شماره جمهوری چک بود، یه سری کارت چکی ‫هم خونه خانواده هال بود.

‫- تصادفی بوده؟ ‫- خب که چی؟

‫می‌خوایم ببینیم با همون خط ‫بهش زنگ زده بود یا نه.

‫دیگه نمی‌خواد باهام کاری داشته باشه.

‫همین الان بهم پیام داد، ‫ولی یه جای کار می‌لنگه.

‫دقیقا چی گفته بود؟

‫«کایا، دروغ گفته بودم. من عاشق شدم. ‫واسه همین فرار کردم.»

‫«قراره باهاش دور اروپا سفر کنم.»

‫- می‌کشمش. ‫- باورم نمی‌شه.

‫اجازه هست؟ بده ببینم.

‫همون خطه.

‫قبلا هم با همین خط پیام می‌داد؟

‫- نمی‌دونم. ‫- نمی‌تونی ببینی؟

‫فرق می‌کنه، ولی پیش‌شماره ‫اون هم مال جمهوری چکه.

‫با شماره‌های متفاوتی پیام می‌ده.

‫این‌جوری نمی‌تونن ‫راحت ردیابیش کنن.

‫فیلم جدیدی برات فرستادن؟

‫اون زن‌ها... کار تو بودن؟

‫ازت سوال کردم‌ها.

‫زدی کشتیشون. ‫من که چنین خواسته‌ای نداشتم.

‫پای ویرا رو هم به این کثافت‌کاری باز کردی؟

‫موقع آشناییتون چندساله بود؟ ‫پونزده ساله؟ شونزده ساله؟

‫تادوز، ازت سوال کردم‌ها.

‫پشیمونم که ازت کمک خواستم.

‫هر روز چهره‌اش رو می‌بینم.

‫هر روز خدا می‌بینم.

‫همون سرباز طالبان رو می‌گم.

‫می‌بینم سمتم نشونه رفته.

‫داره بهم نزدیک‌تر می‌شه.

‫می‌خوام شلیک کنم، ولی نمی‌تونم.

‫تفنگم داره تو دستم می‌سوزه.

‫نمی‌تونم تکون بخورم.

‫و می‌دونم به آخر خط رسیدم.

‫پونزده سال از اون ماجرا گذشته.

‫تو نجاتم دادی.

‫الان هم من نجاتت می‌دم.

‫دیگه باهام تماس نگیر. ای بابا.

‫باز هم دارن براش فیلم می‌فرستن.

‫یکی می‌خواد نابودش کنه.

‫یعنی کدوم خریه.

‫کی رو از قلم انداختیم ویرا؟

‫ها؟ چی رو از قلم انداختیم؟

‫نمی‌دونم ناتان.

‫امیدوار بودم تموم شده باشه ‫و بالاخره بتونیم از اینجا بریم.

‫ویرا.

‫من کاری رو نیمه‌تموم ول نمی‌کنم.

‫اصلا کاری رو نیمه‌تموم ول نمی‌کنم.

‫وایستا ببینم!

‫قرار نبود مزاحمم بشین.

‫از بارسیک خبر دارن.

‫کدها رو گیر آوردین؟

‫نه، ولی خیلی بهش فشار آوردیم...

‫و بهمون گفت.

‫کدها کجان؟

‫به یه شرط بهتون می‌گم.

‫باید کمکمون کنین ‫جسدش رو سر به نیست کنیم.

‫چی؟

‫چی؟

‫سلام.

‫نمی‌دونم ایمیلم چش شده.

‫باز هم نمی‌تونم واردش بشم.

‫رمز عبورت رو درست می‌زنی؟

‫همونی رو که تو دیروز وارد کردی ‫و برام نوشتی، وارد می‌کنم.

‫جدیده تو اتاقمه.

‫[از طرف: یه کسی ‫موضوع: بازی‌های شبانه]

‫نمی‌شه برام رمز عبور ساده‌ای بذاری؟

‫الان دیگه کار کرد.

‫امان از پیغام‌گیرهای جمهوری چک.

‫شماره لهستانیش هم خاموشه.

‫پاول درست می‌گه. ‫نمی‌شه راحت ردیابیش کرد.

‫باید تو اداره تحقیقات آشنا داشته باشیم.

‫یا شاید...

‫سانحه آروتل رو به خاطر داری؟

‫آتش‌سوزی برج‌های مخابرات رو می‌گی؟

‫خود به خود آتش نگرفته بودن.

‫قرار بود مدیر عاملشون سه سال حبس بشه. ‫شرکت بیمه‌شون هم نمی‌خواست پولی بده.

‫من کمکش کرده بودم.

‫هنوز مدیر عامله. ‫تازه، چند میلیون هم به جیب زدن.

‫باهاش تماس می‌گیرم.

‫روی من رو زمین نمی‌اندازه.

‫- اومدیم آقای تارچینسکی رو ببینیم. ‫- لطفا دنبالم بیاین.

‫خبر بد از این قراره که نمی‌تونیم بفهمیم ‫این شماره‌ها مال کی هستن.

‫لزومی نداره سیم‌کارت‌های خریداری‌شده رو ‫تو جمهوری چک ثبت کنن.

‫می‌شه ردیابیشون کرد؟

‫آره، اگه به شبکه وصل بشن، می‌شه.

‫یعنی بعدش می‌تونین ‫جاشون رو پیدا کنین؟

‫اگه سیگنالشون رو ردیابی کنیم، ‫با تقریب چند متری درمیاد.

‫سلام.

‫میاین داخل؟

‫جانم؟

‫می‌خواین بیاین داخل؟

‫آره.

‫لطفا اینجا منتظر بمونین.

‫- بازرس تریبالا زود میان داخل. ‫- خیلی‌خب.

‫- ببخشید رئیس. ‫- یه دقیقه وایستا.

‫یکی اومده دیدنتون. ‫گفتم پشت میزتون بشینه.

‫می‌گه خبر داره کی نواک ‫و کوردوسکا رو کشته...

‫و نیکا رشکه رو ربوده بوده.

‫- واقعا چنین حرفی زده؟ ‫- واقعا.

‫- الان کجاست؟ ‫- تو دفترتونه.

‫کجاست؟ اینجا که کسی نیست.

‫- الان همین‌جا بود. ‫- پس برو دیگه.

‫جلوش رو بگیر. ای بابا!

‫جریان چیه؟

‫شاهدی واسه پرونده‌های قتل پیدا کرده بودیم.

‫ولی الان دیگه نیست؟

‫این احمق‌ها قبل از این که چیزی بگه، ‫ولش کردن بره.

‫بعد از کنفرانسمون، ‫کلی شاهد پیدا شد.

‫ولی این یکی فامیلی قربانیان رو بلد بود. ‫از کجا بلد بود؟

‫ما که فامیلیشون رو اعلام نکردیم.

‫باید سریعا کل فیلم‌های ‫دوربین‌ها رو دربیاریم.

‫- زود باش. ‫- باشه.

‫شاید آدام خبر داشته ‫من پدرش نیستم.

‫شاید واسه همین فرار کرده.

‫امکان نداشت بدونه.

‫به نظرم آدم خودش حس می‌کنه ‫فرزند کسی هست یا نه.

‫خودم شک نداشتم آدام بچه توئه.

‫که این‌طور.

‫آره، یادمه. ‫«چشم و دماغتون عین همه.»

‫مایکل...

‫شرمنده آنکا، ولی حرفت رو باور نمی‌کنم.

‫شاید داشتی خودت رو گول می‌زدی؛ ‫ولی در اعماق وجودت می‌دونستی.

‫احتمالش هست ‫که خودش هم می‌دونسته.

‫خودت که اصلا شک نداشتی.

‫وقتی نوزاد بود، فقط تو بغل ‫خودت خوابش می‌برد.

More Farsi Persian subtitles for Hold Tight

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left