Tiny Cinema

Tiny Cinema

Pobierz napisy Farsi Persian

Informacje o wydaniu

Tiny Cinema 2022 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-EVO
Tiny Cinema 2022 WEBRip x264-ION10
Tiny Cinema 2022 1080p WEBRip x264-RARBG
Tiny Cinema 2022 1080p WEBRip x265-RARBG
Tiny Cinema 2022 1080p WEBRip DD5 1 x264-NOGRP
Tiny Cinema 2022 HDRip XviD AC3-EVO
Tiny Cinema 2022 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Tiny Cinema 2022 1080p WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Tiny Cinema 2022 1080p WEBRip DD5 1 HEVC x265-RMTeam
Tiny Cinema 2022 WEBRip 720p/1080p-YTS
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

other
Opublikowano: 2022-09-10
Pobrania: 32
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫خودم می‌دونم چه فکری تو سرتونه.

‫انتخاب چنین مجری‌ای ‫اصلا عادی نیست، مگه نه؟

‫چه مجری‌ای بهتر از پسر بد ‫کوچولوی آب زیر کاهی...

‫چون خودم که همه‌جای شهر می‌چرخه؟

‫بذارین رک و راست بهتون بگم.

‫اینجا از اون جاهاست ‫که احساس ناخوش‌آیندی بهتون دست می‌ده.

‫بهتون قول می‌دم.

‫ممکنه بخندین.

‫ممکنه بهتون بربخوره.

‫نگران نباشین،

‫هدفمون هم همینه.

‫آخه ما اینجا به رویا اعتقادی نداریم.

‫به کابوس اعتقاد داریم.

‫هنوز هم درک نمی‌کنین،

‫مگه نه؟

‫حالا که حرف درک نکردن شد،

‫سمت راستم خونه خانواده تامپسونه.

‫خانواده تامپسون به ظاهر ‫عین زوج‌های جوان و عادی آمریکایی می‌مونن.

‫ولی این مسئله امشب عوض می‌شه.

‫آخه امشب...

‫مهمونی بازی گروهیه.

‫«سینمای کوچولو»

‫«قسمت یکم: مهمونی بازی گروهی»

‫ای وای.

‫این‌ها رو کی دعوت کرده بود؟ ‫بیاین تو بچه‌ها، خوش اومدین!

‫از دیدنتون خوشحالم، ‫از دیدنتون خوشحالم!

‫شراب داریم دخترها، ‫واسه این آقا هم...

‫آبجو داریم، چند مدل چیپس هم داریم.

‫قبلا این‌طوری بود، ‫ولی خودم یادم نمیاد.

‫- من اصلا... ‫- من هر مدل مردی رو دیدم.

‫خب، نمی‌تونم حسابش کنم.

‫- نمی‌تونم حقه‌اش رو اجرا کنم. ‫- من شعبده‌اش رو بلدم.

‫ای وای. نوبت منه؟

‫- دستت راستت رو بذار رو آبی. ‫- رو آبی.

‫خیلی‌خب، دماغتون رو بگیرین بچه‌ها، ‫این دفعه قراره خم بشم، اینه که...

‫دختره هم همین رو گفته بود.

‫دختره کیه؟

‫چه بامزه.

‫دختره کیه؟

‫جدی می‌پرسی؟

‫نه.

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫دست چپت رو بذار رو قرمز.

‫- شب به خیر بچه‌ها! ‫- منظورت چیه؟

‫- شبتون به خیر. ‫- ممنون بچه‌ها.

‫- شبتون به خیر! ‫- خداحافظ!

‫آره، حرف نداشت، مرسی که تشریف آوردین.

‫- خوبی؟ ‫- آره.

‫خیلی‌خب.

‫دختره هم همین رو گفته بود.

‫دختره کیه؟

‫دختره.

‫خیلی‌خب، پرده‌اش رو تو «وی‌فر» دیده بودم،

‫همون پرده فضاییه رو می‌گم.

‫به اسمش می‌خوره زشت باشه، ‫ولی نیست.

‫خیلی نازه،

‫خلاصه تو فکرش بودم ‫که واسه اتاق‌خوابمون...

‫پرده فضایی بگیریم ‫و پرده اتاق‌خواب رو...

‫تو اتاق‌های دیگه نصب کنیم ‫که چشم کسی بهشون نخوره.

‫خیلی چندشه.

‫بعدش می‌تونیم...

‫- باشه. ‫- بعدش هم...

‫متوجه منظورم هستی؟

‫بگذریم، آره، گمون کنم از پسش بربیای...

‫دختره کیه؟

‫[دختره کیه؟ دختره کیه؟ ‫دختره کیه؟ دختره کیه؟]

‫سلام عزیزم.

‫اِم...

‫اینجا چه خبره؟

‫خیلی‌خب، آخه بحث ظرف نشستنت یه طرف،

‫ولی ظاهرا داری تو شیشه می‌شاشی، ‫اینه که...

‫ظرف...

‫وای، ظرف...

‫آره، ظرف.

‫همین رو گفتم.

‫چی؟

‫رو یخچال ریدی؟

‫همین رو گفتی.

‫ببخشید.

‫خودت گفتی؟

‫عزیزم.

‫اصلا روحت خبر داره ‫من اخیرا چی کشیدم؟

‫می‌دونم چه شرایط دشواری داشتم؟

‫- وای خدایا. ‫- افکار خاصی به ذهنم خطور کرده.

‫ذهنم همین‌جوری درگیره.

‫دارم سعی می‌کنم ‫بفهمم دختره کیه.

‫دختره کیه؟

‫تو هم اینجا وایستادی.

‫خودت...

‫همین رو گفته بودی.

‫همین رو گفته بودی.

‫همین رو گفته بودی عزیزم. ‫همین رو گفته بودی...

‫- متوجه منظورت نمی‌شم... ‫- همین رو گفته بودی!

‫همین رو گفته بودی.

‫خیلی‌خب، بس کن، ‫خواهش می‌کنم بس کن، خب؟

‫یه نفس بگیر، خب؟ ‫بیا نفس بگیریم.

‫خب؟

‫عزیزم، نگاهی به خودت بنداز.

‫منظورت چیه؟

‫عذر می‌خوام، ولی نمی‌دونم چیکار کردم.

‫نمی‌خواستم کاری کنم.

‫خیلی عذر می‌خوام،

‫خب؟

‫فقط می‌خوام شوهرم ‫عین سابق بشه.

‫می‌شه عین سابق بشه؟

‫می‌شه شوهرم عین سابق ‫عادی بشه؟

‫درست می‌گی.

‫خیلی عذر می‌خوام.

‫اشکالی نداره...

‫خب، رفتارم اخیرا اصلا عادی نبوده.

‫اِم، رفتارم...

‫خیلی عجیب بوده، اینه که...

‫خجالت‌آوره.

‫اِم...

‫خیلی‌خب.

‫دچار بحران میانسالی شدم، ‫می‌رم ظرف بشورم.

‫عذر می‌خوام.

‫اِم...

‫نمی‌دونم چی شده بود، اینه که...

‫بذار صرفا...

‫نه. نه عزیزم، باید مسئله‌ای رو...

‫راجع به ظرف بهت بگم.

‫اگه یه دستی برسونی، بد نمی‌شه.

‫- دستت رو بکن تو سوراخش! ‫- کمک کنین!

‫- خواهش می‌کنم! ‫- دستت رو بکن تو سوراخش!

‫دستت رو بکن تو سوراخش دیگه!

‫عین خوک جیغ بکش عزیزم! ‫عین نوزاد جیغ بزن!

‫ای نوزاد ترسو!

‫امشب مهمونی بازی گروهیه.

‫بادبزن دستشه.

‫نه.

‫دختره خودم هستم.

‫وای خدایا.

‫خیلی عذر می‌خوام بچه‌ها...

‫داری چیکار می‌کنی رفیق؟

‫من دختره‌ام، ‫دختره خودم هستم.

‫دختره همیشه خودم هستم.

‫زنگ می‌زنین 911؟

‫خواهش می‌کنم.

‫خیلی‌خب...

‫چیزی نیست عزیزم، ‫ما هم پشت سرت میایم، خب؟

‫خیلی‌خب.

‫همسرت خیلی نازه پسر.

‫باید حالت رو خوب کنیم،

‫وگرنه خودم مجبور می‌شم بقاپمش.

‫ضربان قلبش رو به کاهشه، ‫ظاهرا الان بیهوش می‌شه.

‫جناب، صدامون رو می‌شنوین؟

‫جناب، اگه صدامون رو می‌شنوین، ‫سر تکون بدین، خب؟

‫ظاهرا تازه داره می‌فهمه ‫جریان از چه قراره.

‫با شماره سه، اینجاتون کمی می‌سوزه، خب؟

‫یک... دو... سه...

‫این‌جوری حالتون خیلی بهتر می‌شه.

‫حالتون چطوره؟

‫حالم...

‫حالم خوبه.

‫حال می‌ده.

‫دختره هم همین رو گفته بود.

‫مردی رو تحویل گرفتیم که معلوم نیست...

‫به نظر نمیاد اوضاع روبه‌راه باشه.

‫می‌بینین، واسه همین نباید ‫این‌قدر شیفت شب بردارم.

‫از من بشنوین.

‫هیچ‌وقت بعد از ده شب ‫اتفاق خوبی رخ نمی‌ده.

‫بگذریم.

‫گرسنه‌ام.

‫ایشون ادناست.

‫کلی آرزو و رویا داره ‫که اصلا به حقیقت نپیوستن.

‫اکثر شب‌ها رو تو همین ‫آشپزخونه خاک‌گرفته...

‫می‌گذرونه و تنهایی گریه می‌کنه.

‫خاطرات بهترش رو مرور می‌کنه.

‫خیلی غم‌انگیزه، مگه نه؟

‫تنها فکر واضحی که دائم ‫به ذهنش خطور می‌کنه...

‫اینه که کاش مردی داشت ‫که کنارش زندگی کنه...

‫و شاید اون‌جوری ‫شرایط بهتر می‌شد.

‫کاش مردی داشتم ‫که کنارش زندگی می‌کردم.

‫شاید اون‌جوری ‫شرایط بهتر می‌شد.

‫سفر امسالمون به اسپن حرف نداشت.

‫خیلی خارق‌العاده بود، آره، ‫دم همون صحنه ساکن شده بودیم.

‫- آره. ‫- وای خدایا، خیلی قشنگه.

‫خیلی خوب بود.

‫«قسمت دوم: ادنا»

‫آره، ولی راستش مرکز ماساژش خیلی بهتره.

‫خیلی بهتره. استیون هم پارسال ‫مشتری‌هاش رو برده بود اونجا...

‫دیگه نمی‌خواست اینجا باشه.

‫واسه همین پلی رو انتخاب کرد.

‫منتظر بود صدایی بشنوه ‫که جلوش رو بگیره.

‫ولی هیچ صدایی نشنید.

‫فقط زمزمه دلهره‌آور باد به گوشش می‌رسید ‫که به لبه پل نزدیک‌ترش می‌کرد.

‫بعدش...

‫وقتی اصلا انتظارش رو نداشت...

‫چیزی توجهش رو جلب کرد.

‫وای خدایا، چه خوشگل شده.

‫راستی، داشتم به چند اسم هم فکر می‌کردم.

‫نظرت راجع به ریکی چیه، هوم؟

‫موافقی یا نه؟

‫موافقی!

‫آماده باش! هواپیما اومد.

‫بالاخره مردی پیدا کرده بود ‫که کنارش زندگی کنه.

‫اوضاع بهتر شده بود.

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left