Pierwsze 200 wierszy.
هنر، از تعامل بين ذهن و قلب، نشأت ميگيرد ماهاريشي ماهرشي يوگي
من آمادهام
فکر کردم داري ميگي الان ماه جولايه
و گفتم: نه،الان ژوئنه
اما بعدا فهميدم واقعا چي داري ميگي
و روز پاريس، ماه ديگه نيست
درسته
خيلي خوب پس بيا دوباره امتحانش کنيم
ميتوني بگي- ميخوام بگم-
و بهم اطلاع بده- آره-
خيلي خوب، بيا بترکونيم- آره، بيا بترکونيم-
خيلي خوب، بزن بريم
امروز چهاردهم ژوئن، دو هزار و پنج
روز سهشنبه است
اينجا در لوس آنجلس
از طريقه لايه دريايي پراکنده خورشيد تازه طلوع کرده
هر فکري که ميکنيد
روز پاريس، هنوز يک ماه باهامون فاصله داره
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
از اين استفاده کن
از اين براي دوش گرفتن استفاده ميکنيم اما حالا هرچي
ميتوني بعدا براي دوش گرفتن ازش استفاده کني
الان نميتوني دوش بگيري
خودشه تو موفق شدي
ما يک شانسي داريم
يک جورهايي باحاله
اينطوري ميخوام لبخند بزنم
هي، مايکل
نميتوني کاري کني اين لعنتي سريعتر بره؟
هي؟
هي عوضي؟
سنگينند
مثل اينه که بخواي يک ....گاوو
سوار وانت کني
يک گاو مرده رو- شرط ميبندم که همينطوره-
....فقط تو و برادرت يا يک چيزي توي همين مايهها
تمام روز طول ميکشه
که اون لعنتيو به اينجا بکشي
ياد وقتي افتادم که
بوگوس باسيل، آيداهو رو تميزکاريم ميکردم
تابستونها ما برسها رو تميز ميکرديم تا
تا روي مجوز اسکيمون کار کنيم
و يک گاو باد کرده
توي نهر آب پيدا کرديم
ما از اين چکشهاي بزرگ و کلنگهاي دوسر داشتيم
چکش بزرگ نه
کلنگ دوسر داشتيم که بهشون ميگند پولاسکي
يک طرفشون تيزه و يک طرفشون تيغ داره
تا بتوني زمينو بکني و برسو باهاشون تميز کني، خيلي خوب؟
خوب اين گاو، متورم شده بود و من ميخواستم تکونش بدم
پس تا جايي که ميتونستم
با کلنگهاي دوسر محکم به اون ضربه زدم
و اون بالا و پايين پريد و تقريبا دستهامو پاره کرد
!دوباره بالا و پايين پريد
و حدود نيم ساعت داشتيم تلاش ميکرديم اين گاوه رو
بگيريم
...و
و اون ميگوزيد و اوه... شکمش پر بود
دوران بچگي من، خانههاي زيبا بود خيابونهايي پر از درخت، مرد شيرفروش
قلعههايي که حياط خلوت داشتند هواپيماهاي بدون سرنشين، آسمانهاي آبي، نردههاي چوبي، چمن سبز
درختهاي آلبالو، آمريکاي ميانه طوري که بايد ميبود. اما روي درختهاي آلبالو زمينهايي بيرون زده
بودند..چندتا مورچه سياه، چندتا مورچه زرد و ميليونها مورچه قرمز در تمام اون، ميخزيدند
متوجه شدم اگه نگاه دقيقتري به اين دنياي زيبا بندازي، هميشه زيرش، مورچه قرمز هست ديويد لينچ
ديويد کيت لينچ در بيستم ژانويه 1946 در ميزولا، مونتانا متولد شد
وي دو دهه بعد از زندگي خود را در جستجوي راهي به شهري سپري کرد
که بيش از هر شخص يا مکان ديگري روي فيلمسازي وي، تاثير گزارد
آره
اون هم توي فيلادلفياست؟
آره- ....اونجا همهجوره-
شهر قشنگيه
آره، قشنگه
....احتمالا
احتمالا آخرين جايي نبود که بخوام برم
اما يکي از آخرين جاهاييه که هميشه ميخواستم برم
حالا اينو ببين... اين همون موقعيه که ....هيپيها
...ميدوني، اونها
...من خوششانس بودم چون
قبل از اين بود که پليسها خوک بشند
و واقعا تنها چيزي که در مورد فيلادلفيا ميدونستم
موسيقي آمريکايي بود
ديک کلارک و دسته موسيقي امريکايي
که توي فيلادلفيا ازشون فيلم گرفتيم
هرچند يک کم عجيب به نظر ميرسيدم
اما مشکلي وجود نداشت
...و يک بار راه ميرفتم و اين داستانو با عصا تعريف ميکردم
عصاي راه رفت بود اما ناخن داشت
ناخنهاي حدودا چهار اينچي
که هر سه تا در ميون
به سمتهاي مختلف رفته بودند
...و اين
همون طور که گفتم، اگه شب به کسي برميخوردي
هيچکس اون دور و برها نبود
پس به سمت اون تونل رفتم
که اون بالا ساخته شده بود
بالاي پلههاي استيلي و تمام اون چيزها
!و فوووو
يک پليس، مستقيما به سمتم اومد
اون گفت: چي اونجا داري؟
و بهش نشون دادم
اون گفت: خوش بحالت رفيق و .... اوف
هميشه شانسش وجود داشت
که خشونت پيش بياد
حالا حدس بزن چي شده
امروز سي و دو سال ميشه که مديتيشن ميکنم
هيچوقت يک مديتيشنو جا ننداختم و امروز سالروزشه
من هر روز تمرين مديتيشن متعالي ميکنم
که ماهاراشي ماهش يوگا بهم ياد داده
...و
مسئلهاي که داره اينه که
يک چيز شخصيه
...اما
واقعا فکر ميکنم براي هرکسي
خيلي خوبه ....اما براي هنرمندان
شانسي براي غوطهور شدن در خلاقيت محضه
...جاييه که خلاقيت محض در اون زندگي ميکنه
در زمينهاي يکپارچه موجوديت ناب محض
اقيانوسي از خلاقيته
و فکر ميکنم خيلي خوبه که
مردم از اونجا بازديد کنند و
القاش کنند
کيفيتهاي ديگري هم براي يک موجوديت مطلق ناب وجود داره
و اونها سعادت، هوش و وجدان
عشق جهاني، صلح
قدرت و انرژي هستند
و براي من، مثل پول توي بانکه
و من عاشق مديتيشنم هستم عاشقشم
نميخوام اين کارو انجام ندم
عاشق انجام اين کارم
اون مردو نگاه کنید اون مردو نگاه کنید
اون مردو نگاه کنید اون مردو نگاه کنید
هي؟- هي-
ميخواي يک کم اين پايين باشي؟
قهوه ميخواي؟
نه
بعدا يک کم ميخورم
خيلي اينجا نميمونم
الان بيشتر شبيه يک بوفالوئه
کلاغ
...من
هيچوقت واقعا ندونستم
که امکان داره
در دنياي مدرن هنرمند باشي
واقعا هيچ وقت فکرشو نميکردم بتوني اين کارو بکني
بهترين بودن در هرچيزيو فراموش کنید
اين ميوه عمله
کارتو انجام ميدي و ميگند
براي عمل ميوهاي وجود نداره
هيچوقت واقعا نميتوني بفهمي
قراره توي دنيا چي از آب دربياد
اما اگه از انجامش لذت ببري ميفهمي
ايدهها شروع به سرازير شدن ميکنند
و در مورد چيزها، هيجانزده ميشي
بعد خيلي با انجامش خوش ميگذروني
و تمام قضيه همينه
اگه از انجامش لذت نبري
يک کار ديگه ميکني
اولين دوربينم يک دوربين کنون بود EOS-1
که درست قبل از فيلم مرد فيلنما گرفتمش
و بعد شروع به فیلمبرداری کردم
و اصلا قبل از اون، فیلمي نميگرفتم
گاهي با خودت ميگي خيلي خوب، فقط شروع به گرفتن چندتا فیلم کرديم
و ميخواستيم چندتا فیلم از نماي نزديک بگيريم
و بعد اونجا اون انگشت و اون جسدو ميبينيم
اگه بخواي، ميتوني حساسيتشو بالا ببري، ديويد
....تا اين
خيلي خوب
اگه سرعت فیلمبرداری بالاتري بخواي
آره، يکي از اونها رو امتحان کن
...چون ممکنه
چون ممکنه دستم لرزيده باشه
آره
خوب، قبلا توي يک کارخونه فیلم ديجيتال نگرفته بودم، هيچوقت
.... و همونطور که ميدوني ...چون من
ما بايد ساعت دو ونيم فیلمبرداری کنيم
بخاطر نور؟- آره-
...يعني اگه سه پايه داشتي
...ميتونستم بيشتر- ميدونم، ميدونم-
اما خودت ميدوني چي ميگم
اينطوري فقط سرعت فیلمبرداریو تغيير ميدي
...همچنان بايد کند نگهش داري
فهميدم- آره-
اين واقعا در مورد يک
کارخونه روشن، خوب نيست
به حس و حال نياز داري
پس يک آسمون خاکستريو ميگيري
يک سقف کوتاه و يک کم باران
و سرما رو بهعنوان پس زمينه اين کارخونهها
واقعا شروع به دادن حال و هوا بهت ميکنه
و چيز باحالي که داره جزئيات
نحوه ورود و خروج برقشه
و اينکه چطور پنجرهها
شکل گرفتند و ...شکسته شدند
و چطور طبيعت
روي ديوارها دست به کار شده
طرح کلي کارخانهها
گاهي واقعا باورنکردنيه
هرزهبازي در مياره، آره؟- آره، پسر-
No comments yet. Be the first to leave one.