Tell Me Lies

Tell Me Lies

Pobierz napisy Farsi Persian

Sezon 1

Informacje o wydaniu

Tell Me Lies S01E03 720p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-KiNGS
Tell Me Lies S01E03 1080p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-KiNGS
Tell Me Lies S01E03 720p WEB h264-KOGi
Tell Me Lies S01E03 480p x264-mSD
Tell Me Lies S01E03 WEBRip XviD-RMX
Tell Me Lies S01E03 480p WEBRip x264-RMTeam
Tell Me Lies S01E03 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Tell Me Lies S01E03 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Komentarz od Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tagi

other
Opublikowano: 2022-09-09
Pobrania: 79
Dla niesłyszących: No

Podgląd napisów Farsi Persian

Pierwsze 200 wierszy.

‫- چیه؟ ‫- ضربان قلبت خیلی بالا رفته.

‫مطمئنی نمی‌خوای من هم بیام؟

‫در واقع جای جشن نامزدی،

‫تجدید دیدار دانشگاهی محسوب می‌شه.

‫می‌شه مسئله‌ای نسبتا سری رو ‫باهات در میون بذارم؟

‫- ببخشید. ‫- نه بابا.

‫می‌خوای بیای بیرون؟ ‫من راننده حوصله‌سربرمون می‌شم...

‫آها، گمون کنم امشب ‫همین‌جا بمونم.

‫تصور این که اگه الان دامن نپوشیده بودی ‫چیکار می‌کردم از توانم خارجه.

‫پشم‌هام.

‫آها، دوست‌دختر استیونه.

‫دوست‌دختر سابقشه.

‫یهویی سر و کله ماشین دیگه‌ای پیدا شد.

‫آخرین لحظه منحرف شدم، ‫اون هم منحرف شد.

‫نمی‌دونستم ماشین میسیه.

‫کسی جز خودمون ‫از وقایعی که بهم گفتی...

‫خبر نداره.

‫اضطراب اجرا بهت دست داده بچه؟

‫ردیفم.

‫اگه چیزی نخورده، نکشیده، ‫اسنیف یا تزریق نکرده باشی،

‫اصلا جای نگرانی نیست.

‫نیست. نگران نیستم.

‫پس لطفی در حقم بکن.

‫عین هم‌تیمی‌هات نباش. ‫سعی کن تو خودش بریزی.

‫برنامه استراحت این هفته‌ات چطور بود؟

‫حرف نداشت؟

‫چند روز تمرین نکردی؟

‫آها، راستش... هر روز تمرین کردم.

‫اگه این قضیه رو جدی نگیری، ‫آسیبی دائمی...

‫به زانوت وارد می‌کنی‌ها.

‫قسم می‌خورم بعد از این بازی جدی بگیرم.

‫پس بیا حداقل اطمینان حاصل کنیم ‫درد نداشته باشی.

‫باز هم بهت کورتیزون می‌زنم و می‌بندمش.

‫باشه. باشه. فکر خوبیه.

‫ای بی‌خایه.

‫«بهم دروغ بگو»

‫«فصل یکم، قسمت سوم» ‫«به هم دست نمی‌زنیم، می‌کوبیم»

‫[درو: خوبم. ‫به درو: فردا مهمونیه! نمیای؟؟]

‫مترجم: «نـــامـــدار»

‫اِم، تا حالا ندیده بودم ‫این وقت صبح کتاب باز کنی.

‫امسال حواسم به امتحانات ‫میان‌ترم نبود، واسه همین باز کردم.

‫موقع درس خوندن خیلی جدی می‌شی.

‫این‌جوری می‌شی...

‫باید چیکار کنم؟

‫چه بدونم.

‫شاید بد نباشه درس نخونی.

‫نه، نه، نه، نه، نه.

‫ای خدا. بس کن، بس کن، بس کن.

‫وای خدا.

‫خیلی‌خب، از روم بلند شو. ‫نفسم بند اومد.

‫نمی‌تونم تکون بخورم. خوابم.

‫بس کن.

‫وای.

‫خیلی حال می‌دی.

‫کاش می‌تونستم صبح تا شب بکنمت.

‫وای، پشم‌هام.

‫پشم‌هام، دیر به کلاسم می‌رسم.

‫واقعا می‌خوای بری کلاس؟

‫آره. بیست درصد نمره‌ام حضور و غیابه.

‫قانون‌مداری. ‫روحم هم خبر نداشت.

‫آره. خب، از خیلی از خصوصیاتم خبر نداری.

‫از طعمت که خبر دارم.

‫خوشم میاد خجالت‌زده‌ات کنم.

‫من که خجالت‌زده نیستم.

‫توهین به لوسی نباشه‌ها،

‫ولی نتونستم جذب داستانش بشم.

‫خودم می‌دونم مخاطب باید ‫طرفدار شخصیت لیز باشه،

‫ولی من یهو دیدم طرفدار پارکر شدم.

‫همچنین. رفتارش باهاش ‫خیلی سنگدلانه بود.

‫به نظرم واقع‌گرایانه نبود.

‫خب، پارکر نماد کل خصوصیات...

‫رو اعصاب زندگی لیزه.

‫ولی باز هم فقط ضداجتماعی‌ها ‫چنین رفتاری می‌کنن.

‫هوم.

‫لوسی. ‫چه پاسخی داری؟

‫چه بدونم. به نظرم انتقادشون بیشتر...

‫متوجه شخصیت داستانم بود ‫و رو نوشتارم تمرکز نکردن.

‫ولی اون قهرمان داستانته.

‫القای اهمیت قهرمان داستان ‫برای خواننده هم بخشی از نوشتاره.

‫خب، به نظر من لیز ‫احساساتش رو تعمدا کنار نذاشته بود.

‫من اصلا نتونستم باهاش ‫ارتباط برقرار کنم.

‫آره. تهش باید چه حسی بهم دست بده؟

‫نتیجه داستان رو نمی‌فهمم.

‫واقعا انگار خیلی بدجنسه.

‫انگار هیچ احساساتی نداره...

‫و نمی‌دونم چطوری باید ‫به چنین کسی اهمیت بدم.

‫لوسی؟

‫بله؟

‫نظر دیگه‌ای نداری؟

‫نه. نه. ممنون.

‫خیلی‌خب.

‫آهای!

‫درو. درو!

‫آهای!

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

‫سلام؟

‫خیلی داغونی. ‫مریض شدی؟

‫فقط خسته‌ام.

‫طرز جواب دادن گوشیت رو ‫یادت رفته بی‌شعور خان؟

‫- ببخشید. ‫- ببین.

‫حرف استیون رو یادته؟

‫این قضیه فقط اگه خودت بذاری، محو می‌شه.

‫اصلا محو نمی‌شه.

‫منظورت چیه؟

‫منظوری ندارم بابا.

‫ردیفم. چیزی نیست.

‫کلاس دارم.

‫ببین، ببین، ببین، ببین.

‫وایستا، وایستا، وایستا. ‫صبر کن، صبر کن.

‫فردا باهام میای بیرون.

‫چه بدونم. شاید بیام.

‫چرا، میای. باهام میای.

‫چه فرقی می‌کنه؟

‫آخه الان بدجوری حالم رو خراب می‌کنی پسر.

‫خوشم نمیاد.

‫خیلی‌خب. قبوله، میام.

‫خوبه. خیلی‌خب. بهمون خوش می‌گذره.

‫امشب نمراتتون رو منتشر می‌کنم.

‫سه‌تاتون نمره کامل گرفتین.

‫دایانا لیندر.

‫آدام راجرز.

‫و استیون دی‌مارکو.

‫تبریک می‌گم.

‫آها، مسئله دیگه‌ای رو هم بگم.

‫دنبال یه دستیار تحقیقات هستم.

‫اسم خودتون هم ثبت می‌شه ‫و کارش تا تابستون آینده طول می‌کشه.

‫اگه علاقه‌مند هستین،

‫رفتنی یه فرم درخواست بردارین.

‫همگی مرخصین. ممنون، ‫تو امتحانات میان‌ترمتون هم موفق باشین.

‫ممنون.

‫آقای دی‌مارکو؟

‫اگه اسمم رو ننویسم، ‫احتمال قبولیم بیشتر نمی‌شه؟

‫لطفا اسمت رو بنویس.

‫سلام ریگلی. ‫بیا بشین.

‫بازی خوبی بود.

‫نتیجه رو از این رو به رو کردین.

‫خیلی‌خب، خودت که روند کارمون رو بلدی. ‫سه نکته خوب بهم بگو.

‫بگو.

‫هر چی به ذهنت خطور می‌کنه بگو.

‫اِم، به زانوم کورتیزون تزریق کردن.

‫نکته خوبیه؟

‫دردش رو تسکین می‌ده.

‫خیلی‌خب، یکی گفتی. ‫دوتا دیگه هم بگو.

‫اِم، مربی گفت ممکنه سال بعد کاپیتان بشم.

‫شنیدم. حتما حس خوبی داری.

‫آره. آره، حس خوبی دارم.

‫خیلی‌خب، آخری رو هم بگو.

‫اِم...

‫گمون کنم با دختری دوست شدم.

‫گمون کنی؟ مطمئن نیستی؟

‫نه، مطمئنم.

‫با دختری دوست شدم و مطمئنم.

‫سه نکته گفتی. خوش به حالت.

‫خیلی‌خب. از امتحانات میان‌ترم بگیم.

‫وضع درست چطوره؟

‫طبق حرفمون پیش رفتی؟

‫حس خوبی دارم.

‫ولی جواب سوالم رو ندادی.

‫اِم... نه.

‫پیش نرفتم، نه.

‫باید در این زمینه باهام همکاری کنی.

‫واقعا گمون نمی‌کنم مشکلی باشه.

‫از نظر اساتیدت هست.

‫نمراتت رو به اطلاعم می‌رسونن.

‫ریگلی.

‫تو اختلال یادگیری داری.

‫دلیلی نداره وقت امتحانات...

‫میان‌ترمت رو اضافه نکنن.

‫پس لطفا برو تو دفتر اختلال اسمت رو بنویس...

‫که واسه امتحاناتت وقت اضافه بدن.

‫اون‌قدرها هم سخت نیست. ‫اشکالش کجاست؟

‫اشکالی نداری. اشکالی نداره.

‫پس برو اسمت رو بنویس دیگه.

‫بازی نکردن به خاطر مصدومیت فرق می‌کنه.

‫ولی اگه به خاطر افتادن ‫تو امتحان بازی نکنی،

‫ملت با خودشون چه فکری می‌کنن؟

‫پسر، مُرد دیگه.

‫- مخالفم. ‫- صفحه سیاه شد.

‫اون‌هایی که کت «ممبرز اونلی» ‫پوشیده بودن، بهش شلیک کردن.

‫احسنت. صفحه سیاه شد. ‫واسه همین نمی‌دونیم واقعا چی شد.

‫ممکنه مُرده باشه. ممکنه زنده باشه. ‫جفتش صادقه. عین گربه شرودینگره.

‫- چی؟ ‫- عین گربه کیه؟

‫یه آزمایش فکری راجع به فیزیک کوانتومیه.

‫کیرم تو فیزیک کوانتومی، خب؟

‫تونی سوپرانو عین سگ مُرد.

‫- مخالفم. ‫- وای خدایا.

‫ریگلی، خواهشا این آدم رو ‫سر عقل بیار.

‫شما مبانی اقتصاد برداشته بودین، درسته؟

‫آره.

‫احیانا بعدا نمی‌تونین ‫کمکم کنین یاد بگیرم؟

‫نمی‌تونم. باید این مقاله رو تکمیل کنم.

‫من باید درخواستم رو تکمیل کنم.

‫ضمنا، دوازده ساعت فرصت ندارم...

‫که مبانیش رو بهت یاد بدم.

‫تماشای درس خوندن ریگلی...

‫عین تماشای اولین ریدن ملت ‫بعد از عمل جراحی می‌مونه.

‫شرمنده.

‫خب حالا.

‫خیلی‌خب. باید برم بچه‌ها.

More Farsi Persian subtitles for Tell Me Lies

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left