Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
مال ابریگو
...واله ویجو
و این جنگل عظیم که اونا رو به هم پیوند میده
گاری خودت رو برون و روی استخوان های مردگان برون
کسی که میخواد اما عمل نمی کنه با خودش آفت میاره
ویلیام بلیک
دنی ؛ اسلحهات رو بنداز
منظورت چیه؟
اون الیاسه ؛ برادر سانتیاگو
خودت میخوای انجامش بدی؟
بیا بریم بیا انجامش بدیم
اون طرف ؛ مال ابریگوئه
اون طرف مال واله وینجوئه
مردم میگند اتفاقات زیادی اونجا رخ میده اتفاقات عجیب غریب
ده تا دوازده
میدونی روز مرده ها تو این شهر به چه معناست؟
داریم نزدیک میشیم
برای یک داستان آماده شو
...تو شهر نزدیک نیمه شب بود
خیابون ها کاملا خالی بود
...شب سردی بود
و مه اونقدر غلیظ بود که تمام خونه های شهر رو پوشونده بود
همون شب
صدای عجیبی شنیده شد
نوعی زوزه کشیدن بود
همونطور که سگ ها شنیدند
با ناامیدی شروع به پارس کردن کردند
...افسانه میگه که سالی یک بار
یک هیولا از جنگل بیرون میاد و وارد شهر میشه
اون به تنهایی تو خیابون ها حرکت می کنه
سگ ها با بو کردن اون دیوونه میشند
چون هیولا تو گرماست
چیکار می کنند؟
گرگ سریع تر و سریع تر حرکت می کنه تا اینکه اون فرار می کنه
بعضی از سگ ها اونو تعقیب می کنند
بزرگترها عقب میمونند
بقیه با هیجان اونو دنبال می کنند
...اونا همچنان اونو دنبال می کنند
تا وقتی که به عمق جنگل برسند
همراه با گروه دیگه سگها
بالاخره اونو گم می کنند
...گرگ ناپدید میشه
...اون ناگهان دوباره ظاهر میشه
...و دوباره ناپدید میشه
...اون سگ های بیچاره تو جنگل گم میشند
اونا شروع به جمع شدن می کنند
و از ترس زوزه می کشند
...و اونوقت میتونی بشنوی
یک زوزه
و چشم ها رو میشه از بین درختها دید
دو ؛چهار ؛ صدتا چشم
چشمان گرگ های گرسنه ای که به سگ ها نزدیک میشند
سگ ها تصمیم می گیرند دوباره جمع بشند ...و ببینند
چشمان بیشتری از بین شاخه ها دیده میشه
نیش گرگ های گرسنه
...که شروع به نزدیک شدن و نزدیک شدن می کنه تا اینکه
سگ ها رو می خورند
...گرگ
وجود داره
...روی سنگ
...ببینید
زمستونه
و بعد از رسیدگی به اونا
گرگ به گرگ های نر خودش غذا میده
این بچه های سرسخت رو ببین
و تو می خواستی اونا رو به اردوی پسران خودت ببری؟
...ما گم شدیم اوسبیو
بیا اینجا ؛ تو فقط یه بچه دیگه هستی
من؟ بچه دیگه؟
بیان عجله کنیم؛ بارون نزدیکه
میتونی از سانتیاگو بخوای به ما کمک کنه؟
سانتیاگیتو
تو و چهره معمولیت میتونه به ما کمک کنه؟
جا برای بابا بذار
بچه ها بیاید عجله کنید طوفانی در راهه
ما اونو تو جاده پیدا کردیم
اون در حالت شوک بود
ما نتونستیم باهاش صحبت کنیم یا اطلاعاتی ازش بگیریم
اونا اینو هم پیدا کردند
روی زمین بود، درست کنار جایی که برادرت رو پیدا کردیم
...من و تو هردو میدونیم که
هنوز اتهامی مطرح نشده
...هنوز
فکر می کنم بهتره اینو با خودت به خونه ببری
ما باید در تماس بمونیم ؛ محض احتیاط
برو خونه
صبر کن رودو
سلام ؛ چی شده؟ نه ؛ هیچی نشده
...فقط همینه ؛ باید ازت بخوام که
من دربارش فکر کردم و با خودم گفتم بهترین کار اینه
اگه می تونستم مسایل رو با برادرم درست کنم
من فقط می خواستم بیام و اینو بهت بگم
واقعا؟
خب دیگه چی تو فکرشه؟
چون تو سانتیاگو واضح نیستی
میتونستی اینو تلفنی بهم بگی چرا اومدی اینجا؟
متاسفم اگه وقت ارزشمندت رو گرفتم
مراقب باش
...هرچی تو احمقی
آره ؛ آره ؛ گورتو گم کن
عجب عوضی هستی
عجب آشغالی هستم
همه اینا تقصیر منه
الیاس قرار بود شب بخوابه
من خیلی احمق بودم
واقعا بهش نیاز داشتم
من واقعا بهش نیاز داشتم و در نهایت اونو بیرون انداختم
اگه اونو بیرون نمینداختم هیچکدوم از اینا اتفاق نمیفتاد
زود پیاده شدم
من یه چیز کوچیکی اینجا دارم میتونی کمکی بهم کنی؟
بیا داخل ؛ میخوام نشونت بدم
لعنتی
وایسا ؛ اینجا بمون من از شرش خلاص میشم
خودم حواسم بهش هست ؛ باشه؟
نرو
کار احمقانه ای نکن ؛ باشه؟
وایسا ؛ وایسا
آروم باش
چرا باید خودتو بهش توضیح بدی؟
اون برادرته
آره ؛ اون اکس لعنتی تو هم هست
فقط منو ببین
نمیخوام دوباره با داداشت سروکله بزنم
حالم بهم میخوره و خستم خفه شو
چرا فقط از اینجا نمیریم؟
چرا این کار تخمیت رو عوض نمی کنی؟
من تا ابد تو این شهر نمی مونم
وایسا گابی
نه چیزی نیست ؛ برو جلو
نه کافیه
میتونم بهش بگم که بره
نه کافیه ؛ ادامه بده ؛ برو
برنگرد و تنهام نذار
بهم گوش کن
میخوام تنها باشم
بهم گوش کن
میخوام تنها باشم
باشه ؛ تو خونه لعنتی خودت تنها بمون
آره ؛ گمشو بیرون
عجله کن کامیکازی
رفیق ؛ چی شده؟
بیا بریم
چه اتفاقی برای ما افتاد سانتی؟
اینجا چه خبره؟
بچه
بیا
اونو پر کن و شیشه های جلو رو تمیز کن ؛ میشه؟
عجله کن
مشاور روآ ؛ چی تو رو به اینجا کشونده؟
لاستیک های عقب رو هم چک کن
انجام شد
این مرد یکم کنده ؛ درسته؟
چقدر شد؟
۱۸۰دلار
خسیس نباش ؛ بهش انهام بده
۱۸۰دلار میخواد ؛ بهش انعام هم بدم؟
اجباری نیست ؛ این بخشی از خدماته
اشکالی نداره
وایسا
مهربون باش
بیا مال تو
ممنونم
حله
همه چیز ساکته
خیابونا رو ببین ؛ کاملا مرده است
بله
ما ؛ شهر ؛ همه چیز مرده
اردوگاه متروکه است
قفل سازی بسته است
حتی یه روح هم نمیاد
براشون خوبه
امروز پونزده سال میشه ؛ درسته؟
بله پونزده سال
باید با بچه راه بیاد
باید با هم این موضوع رو بفهمیم
بیخیال گابی
صبر کن
یالا گابی من نمیخوام با کلانتر دربیفتم
من یک دقیقه دیگه میرم
یالا مرد
عجب عوضی هستی
میدونی این میتونه کامپیوتر منو بسوزونه؟
تو هم میدونی؟
بریم دانشجوی مبادله
این احمق قراره شش ماه ازمون دور بشه
به بلفاست در ایرلند میره ، ای نئاندرتال
...آره ؛ حالا هرچی
اون سعی داره با استفاده از مهارت های خودش چندتا داف حق انگلیسی جور کنه
درباره چی صحبت می کنی؟ تو حتی نمی تونی اسپانیایی صحبت کنی احمق
...اون میگه داف
...رفیق
سانتی ؛ به بچه سخت نگیر ؛ باشه؟
یادت باشه درباره چی صحبت کردیم
لعنت به رودو
برای امروز کافیه
اگه به مکانی برای تصادف نیاز داری ؛ میدونی
فردا بعد از ظهر میام
کار احمقانه ای نکن، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.