FROM

FROM

Pobierz napisy Farsi/persian

Sezon 4

Informacje o wydaniu

From S04 AMZN WEB Maryamisarafha Fa
From S04E01 AMZN WEB Maryamisarafha&Abolfazl Fx Fa
From S04E03 AMZN WEB Maryamisarafha&SepSensi Fa
From S04E04 AMZN WEB Maryamisarafha&SepSensi Fa
From S04E05 AMZN WEB Maryamisarafha&SepSensi Fa
From S04E06 AMZN WEB Maryamisarafha Fa
From S04E07 AMZN WEB Maryamisarafha Fa
From S04E08 AMZN WEB Maryamisarafha Fa
From S04E09 AMZN WEB Maryamisarafha Fa
From S04E10 AMZN WEB Maryamisarafha Fa
Komentarz od PersianSUB
ترجمه :مریم صرافها , ابوالفضل , سپهر طهماسبی 🟨►► @maryamisarafha ◄◄🟨

Tagi

webdl
amazon_prime_video_synced
Amazon Prime Video synced
Opublikowano: 2026-06-28
Pobrania: 148
Dla niesłyszących: No
FPS: 23.976

Podgląd napisów Farsi/persian

Pierwsze 171 wierszy.

«آدرس در دسترس سایت با اینترنت ملی:» :::.EmpireBestTv125.cfd.:::

‫آنچه در سریال «منشأ» گذشت!

‫توام حسش می‌کنی؟ ‫آره؟

‫وقتی وارد خرابه‌ها شدم... ‫فکر کنم رفتم داخل یه جایی.

‫تو یه ماجراگردی ‫) ماجرا + گشتن )

‫ولی نمی‌تونی داستانی که ‫یک بار روایت شده رو تغییر بدی.

‫من و جید...

‫ما سعی کرده بودیم ‫اون بچه‌ها رو آزاد کنیم و نجاتشون بدیم.

‫مدام پشت هم اومده بودیم به این شهر

‫چون دفعۀ اول موفق نشده بودیم.

‫به دست آوردن اطلاعات، ‫یه بهایی داره.

‫پدرتون کجاست؟

‫هنوز برنگشته.

‫- مگه با شما نبود؟ ‫- چرا بود.

‫ولی تازه از هم جدا شدیم.

‫جناب صدامو می‌شنوین؟

‫- بابایی! ‫- چیزی نیست، بیا بریم بچه جون.

‫- بابا! ‫- اون حالش خوبه.

‫باید به مردم بگیم.

‫ما که نمی‌دونیم ‫اون بیرون چه اتفاقایی افتاده.

‫حتی نمی‌دونم اون اتفاقا واقعیت دارن یا نه!

‫- من، تو، جیم... ‫- جیم نیومده خونه.

‫بذارش کنار. ‫اومده کمکمون کنه.

‫سارا با پیچ‌گوشتی چشمش رو از حدقه در آورد.

‫- می‌تونی بخیه‌اش بزنی؟ ‫- حواسم بهت هست.

‫قرار بود به محض دنیا اومدن اون بچه، ‫همه‌مون برگردیم خونه.

‫نگران نباش. ‫ما مراقبتیم. من مراقبتم.

‫فکر می‌کنی قهرمانی چیزی هستی؟

‫بلایی که تو سر اون بچه آوردی،

‫یعنی تو یه هیولایی، لعنتی.

‫تو یه نقش خیلی ویژه‌ای رو...

‫توی یه داستان خیلی ویژه بازی کردی.

‫نمی‌تونستم با سر و وضع قبلیم بیام پیششون.

‫مخصوصاً با اون همه چیزی که فهمیده بودن.

‫حالت خوبه؟

‫من گُم شدم.

‫متاسفم که دیگه نمی‌تونی باشی و ببینی ‫قراره چه اتفاقایی بیفته!

‫این بخش، همیشه بخش مورد علاقمه.

‫چون همون موقع‌ست ‫که مردم اینجا از هم فرو می‌پاشن.

‫ مترجم: ‫ مریم صرافها

‫هی سوفیا؟!

‫سوفیا؟

‫نه، نه، نه، نه!

‫سوفیا!

‫هی، هی!

‫هی، چیزی نیست. ‫بیا برگرد داخل، خب؟

‫- نه، نمی‌تونم. ‫- ما باید برگردیم داخل.

‫نمی‌تونم برگردم اونجا، لطفاً!

‫کنی؟

‫خیلی‌خب، برگرد داخل!

‫هی! هی!

‫چی بهت گفته بودم؟

‫گفته بودم نباید بری اون بیرون! ‫بهت که گفته بودم.

‫اون مُرده!

‫چی؟

‫با...بابام مُرده.

‫ای بابا.

‫باشه باشه. ‫ببخشید.

‫تسلیت میگم. ‫اینم می‌گذره!

‫ببین، من... ‫دیگه نرو اون بیرون باشه؟

‫قصد بدی نداشتم. ‫فقط...

‫شرمنده‌ام.

‫هی، چی شده؟

‫- اون مُرده. ‫- چیزی نیست. چیزی نیست.

‫نمی‌دونم باید چیکار کنم. ‫اون مُرده!

‫هیس، هیس، هیس!

‫تسلیت میگم. ‫ولی نباید بری بیرون باشه؟

‫از الان به بعد ما مراقبتیم، باشه؟

‫بوید؟

‫عه...

‫میشه یک دقیقه برگردی داخل؟ ‫ مترجم: مریم.صرافها

‫چیزی که می‌خوام بگم ‫بخاطر خودم نیست.

‫بخاطر تمام مردمِ این شهره.

‫اگه مردم بفهمن چه اتفاقی افتاده،

‫اگه بفهمن که تو چیکار کردی...

‫بفهمن که ما، چیکار کردیم...

‫اونوقت این موضوع...

‫باعث میشه این شهر کامل از هم بپاشه.

‫و نمی‌ذارم همچین اتفاقی بیفته.

‫پس اگه کسی ازت سوال پرسید،

‫که قطعاً هم ازت سوال می‌پرسن،

‫بهشون میگی ‫وقتی داشتی به فاطمه کمک می‌کردی...

‫چشمت رو از دست دادی.

‫اگه اینو نگم چی میشه؟

‫اون‌وقت منم به همه میگم ‫که تو تیلی رو کُشتی.

‫اون‌وقت، ‫می‌ندازمت توی محفظۀ تنبیه. ‫ (همونی که آدما رو میذارن توش تا هیولاها بیان سراغش)

‫می‌دونی که معنیش چیه؟ نه؟

‫می‌دونی؟

‫خوبه.

‫بالاخره که می‌فهمن.

‫چه من بگم، چه نگم...

‫واقعیت همیشه برملا میشه.

‫خب، اگه جای تو بودم... ‫مطمئن میشدم، واقعیت برملا نشه.

‫نام آهنگ: Good Morning Good Morning

‫نام آهنگ: Whatever Will Be, Will Be

‫ ‫

‫ تقدیم به جان فداهای دی ماه 1404 ‫

‫نه، خدای من، نه!

‫وای خدا جون.

‫وای خدا جون!

‫نه، نه، نه!

‫نه، نه، نه!

‫- نه، نه... ‫- اون چیه؟

‫- مامان، اون چیه؟ ‫- آهای.

‫- برو تو. ‫- نه مامان، میگم اون چیه؟

‫- توی اون گونی چیه؟ ‫- نمی‌دونم.

‫- چی شده؟ ‫- هیچی، چیزی نیست.

‫مامان!

‫ایتن، وایسا ببینم.

‫ایتن، نه، نه، نه. ‫ایتن!

‫- نه، نه، نه، هی! ‫- نکنه اون...

‫- ایتن، نه، نه، نه. هی. ‫- اون بابامه؟

‫- هی، نه. ‫- بابای من تو گونیه؟

‫هی، اوضاع تحت کنترله.

‫-هی. منو ببین. ‫- مامان؟

‫- فهمیدی؟ همه‌چیز مرتبه. ‫- شماها نباید اینجا باشید عزیزم.

‫پس اون بابام نیست آره؟ ‫اون نیست!

‫هی، هی، هی. ‫ببین چی میگم، خب؟

‫تو باید بری...

‫باید با خواهرت بری.

‫با هم دیگه برید سمت طویله باشه؟

‫برید یه سر به حیوونا بزنین.

‫- نه، نه. ‫- چرا، لطفاً، لطفاً، جولی.

‫- اون بابام نیست مگه نه؟ ‫- ببین...

‫- اون بابام نیست. ‫- ببین چی میگم.

‫- جولی لطفاً. ‫- نه.

‫ازت می‌خوام با ایتن بری سمت طویله.

‫ازت می‌خوام شجاع باشی.

‫از پسش بر میای؟

‫خوبه. پس ببرش. ‫خیلی‌خب.

‫یه نفس عمیق بکش. ‫من رو ببین.

‫ایتن، ‫ما باید بریم یکم قدم بزنیم.

‫اون نیست! ‫ما داریم میریم دنبالش مگه نه؟

‫چیزی نیست. یالا بیا. ‫لطفاً بیا بریم.

‫- پیداش می‌کنیم، مگه نه؟ ‫- بیا دیگه.

‫تابیتا.

‫- خدای من، بوید! ‫- تابیتا!

‫خدای من. ‫خدای من.

‫بیارش پایین.

‫باشه.

‫فقط... ‫هی، جید.

‫اون بابا نبود مگه نه؟ ‫باید بگردیم پیداش کنیم.

‫جولی؟

‫پیداش می‌کنیم دیگه، نه؟

‫آره پیداش می‌کنیم.

‫قول میدی؟

‫خیلی‌خب.

‫- من حواسم هست. ‫- خوبه.

‫همینطور آروم و یواش.

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب.

‫وایسا.

‫مترجــ م: ‫مـریــم.صـرافـها

‫چی شده؟

‫وای خدا جون.

‫نه، نه، نه. بیاید. ‫بیاید اینجا ببینم.

‫- نه! ‫- بیاید. بیاید.

‫خدای من. ‫خدای من، نه.

‫وای، نه!

‫وای جیم.

‫نه، نه، نه.

‫هی، هی!

‫وای خدا جون!

‫[به دست آوردن اطلاعات، ‫یه بهایی داره.]

‫آخه چرا؟ ‫چرا اینکار رو باهاش کردن؟

‫برای چی؟

‫ممنونم.

‫خب...خواهش می‌کنم.

‫حالا چی میشه؟

‫خب...

‫با بوید دربارۀ مراسم خاک‌سپاریش حرف می‌زنم.

More Farsi/persian subtitles for FROM

Komentarze

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left