Pierwsze 23 wierszy.
این اِلنوره
جوانترین کارآموز مادرلند
تنها چیزی که میخواست این بود که یه مادرخوندهی پریِ واقعی باشه
لطفا با من بگید
!اجی مجی لا ترجی
من میدونم که میتونم این کار رو انجام بدم
من میخوام به مردم ثابت کنم که اونا هنوز هم به پریهای مادرخونده نیاز دارن
من دنبال مکنزی والش میگردم
بزار ببینیم چی میتونیم پیدا کنیم
سیری، مکنزی والش را جستجو کن
باشه، من اینها را پیدا کردم
کی اینو گفت؟
یه جن اون داخله؟
!جوابش رو نده
من دنبال یه دختر بچهی غمگین به اسم مکنزی والش میگردم
اون منم
نه، تو نمیتونی اون باشی تو پیری، خوتو تو آینه نگاه کردی؟
!نگهبان
دوباره منم
من مادرخوندهی پری تو هستم
برو عقب خانم
صبح بخیر
خوبه، تو هم بیدار شدی
No comments yet. Be the first to leave one.