Pierwsze 200 wierszy.
..آنچه گذشت
من قول مي دم, وقتي که ايرلندي ,ها رو در اين ملاقات دستگير کنيم
نياز پيدا مي کنيم که اعضاي کلاب رو ,به طور قانوني مورد پيگرد قرار بديم
.ولي تا همينجا بيشتر پيش نمي ريم
.من از "ريکو" بر عليه "سانز" استفاده نمي کنم
!تو امروز صبح از اون صندوق پول درآوردي
..چند ساعت بعد يک نفر مي ره دنبال تارا
نمي دونستي "جکس" هم قراره پيشش باشه, مگه نه؟
!بسه
!نزديک خانواده ي من نشو
چي شده؟
..خداي من! جما
کار "کلي" بود ؟
اينجا چيکار مي کني ؟
.من مي خوام پسرم رو ببينم
.وقتي تو گذاشتي رفتي, من بزرگش کردم
.مي دونم, ولي از نظر قانوني من هنوز مادرشم
"ازت مي خوام که شراکت "رابرت مانسون
.رو در فروش اسلحه بنويسي
.تا دلت بخواد ازشون جرم بهت مي دم
مي دوني چرا داري اين "کلاب" رو از دست مي دي؟
به اين خاطره که اون درو مي بندي و !هممون رو بيرون نگه مي داري
.جما" از اينور"
!حق با توئـه! اينطوري جواب نمي ده
!اوه خدا
بابا ؟
!اوه خداي من
..لعنتي
اينجا چيکار مي کني ؟
.کلي" بابات رو کشت"
.جما" در مورد "پايني" با "کلي" رو در رو شد"
.کم مونده بود بکشتش
.برو صورت "جما" رو ببين
.کلي" بايد از دور خارج بشه پسرم"
.اوپي" ـم"
.صبح بخير عزيزم
.مطمئنم خودت مي دوني چي شده
.من خوبم
قهوه مي خواي ؟
.نه, ممنون
دنبال "کلي" ـي؟
.آره
.تو کلاب مي مونه
چرا کتکت زده ؟
"خسته ام, "اوپ
.همينجوري اتفاق افتاد
.مي خوام بدونم چرا
.به خاطر درگيرياش توي کلاب بود
..وقتي به اين درگيري ها با مسائل خانوادگي
.به نقطه ي جوش مي رسن, ترکيب بدي ميشن
کدوم مسائل خانوادگي ؟
"اين قضيه رو کش نده "اوپ
چيزي که بين من و "کلي" اتفاق .افتاد مربوط به گذشته هاست
.خيلي وقته بينمون جريان داره
خب الان چي مي شه ؟
تو و "کلي" ؟
.من کاري که هميشه مي کنم رو انجام ميدم
.از خانوادم محافظت مي کنم
اينم از شاهان
.خوش اومدين آقايون
.گيلان", از ديدنت خوشحالم"
"از ديدنت خوشحالم "کلي
حالت چطوره "کلي" ؟
.جاي جالبيه, قشنگ و خلوت
.صاحبش يکي از دوستانه
.اين جسدا آدم رو از همه دور مي کنه
حتي از "کارتل" ؟
.آدماي من 7 روز هفته شبانه روز اينجان
.جاي اسلحه ها امنه
.سلام, عذر مي خوام که دير کردم
.فکر کنم کار واجب تري داشتي
.مادر ِ پسرم تو بيمارستانه
.آره شنيديم
.به خاطر دختره متاسفيم
اتفاقات ناراحت کننده اي مثل اين, باعث مي شه
.کارتل" مارو نگران کنه"
ما متوجه شديم که پيشنهاد شما براي قطع روابط
با روسها و انتقال فروش اسلحه هامون به
مکزيکي ها يک ريسک
منطقي هست, ولي اتفاقاتي که
از اون موقع افتاده, به هيچ .وجه منطقي نيست
.اون خونريزي يک درگيري بين خود ِ کارتل ها بود
.که تموم شد
..با اسلحه هايي تموم شد که
.تاکيد کرديم ازشون استفاده نکنين..
.اون آر.پي.جي ها جون من رو نجات دادن برادر
,اگر جکس اون تصميم رو نمي گرفت .ما الان اينجا نبوديم
اگر با اين مکزيکي هاي کثيف وارد معامله
.نمي شديم هم الان اينجا نبوديم
.الان خونه در حال استراحت کردن بودم
.همينطور دوست دختر تو
,ببين, تو به من اطمينان داري .من هم به گاليندو اطمينان دارم
,چيزي که باهات صحبتش رو مي کنم .فرصتي که يکبار در زندگي به سراغ آدم مياد
.روميو", شرط احتياط رو درک مي کنه"
..احتياط کردن با
و اسلحه ي 50-کاليبر RPG .و تک تيرانداز خيلي سخته
.ببين, تمام اين اسلحه ها توي مرز جنوبي استفاده مي شه
.هيچ کدومش به جنبش ايرلند ارتباطي پيدا نمي کنه
.من نياز به تضمين دارم
.فردا با "روميو" ملاقات مي کنيم
به تمام سوالاتتون جواب مي ده و تمام نگرانيهاتون رو
.برطرف مي کنه, من قول مي دم
.ملاقات بايستي توي يک زمين بي طرف باشه
.يه نمونه از اسلحه رو براشون مياريم
اگر جواب داد, مياريمشون اينجا .و معامله رو انجام مي ديم
يه قطعه زمين اختصاصي سرخپوست ها .هست که ده دقيق با اينجا فاصله داره
.خيلي خصوصيه
.ساعت 3
.خوبه
براي گرفتن اختيارات براي
.لني جونوويتز" به بن بست خورديم"
شايد مجبور بشيم شخصا با
.دپارتمان اصلاحات ارتباط برقرار کنيم
.تنها راهيه که سريع انجام مي شه
.اين يه ريسکه
.رييسشون مي دونه, نگهبانا متوجه مي شن
.خيلي زود هم زندانيا سلول به سلول خبرش رو پخش مي کنن
.الان اين نوشته برام رسيده
.بايد ريسک کنيم
خوان کارلوس" قرار بين ايرلندي ها .و کارتل رو برامون مشخص کرد
"هي, داريم مي ريم بيرون "جوسي
.شايد زنده از اين قضيه دربيايم
.آره
.آره
.خطر الان بيخ گوشمونه پسرا
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
پـسـرانِ آنـارکــي , فـصـل چهارم , قـسـمـت دوازدهم
تـــرجـــمـــه از نوژن ، (Mikado) ميکادو ، (Chandler Bing) اشکان
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
اين سريال حاوي محتواي تند و بي پروا مي باشد
چه بلايي سرت اومده ؟
.از چندتا پله افتادم
"خداي من, "جما
حالت چطوره ؟
.احساس مي کنم مورفين بيشتري مي خوام
..آره, صحبت از معتادا شد - .ولش کن -
چي گفت ؟
.تسکين دادن, نيازه عزيزم
.بايد بد باشه
در مورد "هابيل" بود ؟
.مي خواد پسرش رو بشناسه
.همچين اتفاقي قرار نيست بيافته
.من براش روشن کردم
.اين قضيه به تو ربطي نداره
!چرا هست
.تو همين الانش هم خيلي درگيري داري عزيزم
.من فقط مي خوام کمک کنم
!آره, البته که همينطوره
!ببين باهات چيکار کرده
!جکس" به مشکل جديدي نياز نداره"
!قاطي اين قضيه نکنش
چرا ؟
مي ترسي يه دليل ديگه بهمون بده که از چارمينگ بريم ؟
.مي ترسم اين چيز ديگه اي باشه که قلبش رو بشکنه
!قلبش با من
.سلام عزيزم
با "اوپ" صحبت کردي ؟
.امروز صبح اومد يه سر خونه
پايني" پيشش بود ؟"
نه, چرا ؟
,ديشب رفت کلبه که بياردش خونه
.اوه
.نه, تنها بود
.باشه
مي بينمت - باشه -
.اوپي" رو پيدا کن"
"بله خانمــ... "جما
خبري نشد که کي مي خواي مرخص شي ؟
با يه روانشناس بايد امروز بعد از ظهر ..صحبت کنم, اگر به نظرش پايدار باشم
.امروز بعد از ظهر مرخصم مي کنن
مي خواي بهم بگي چه اتفاقي افتاد؟
"وندي"
از چي حرف مي زني ؟
زن سابقت اومده بود اينجا و .مي خواست "هابيل" رو ببينه
!خداي من
.کنترلم رو از دست دادم
.نمي دونستم اينجاست, متاسفم
.اونا پسراي منن
.مي دونم
.بهت قول مي دم, اون نزديک "هابيل" هم نمي شه
.جما" نمي خواست بهت بگه"
مي ترسه اين قضيه بيشتر باعث .رفتن ما بشه
من از پس زن سابقم و مامانم برميام, باشه؟
.به "رت" زنگ برن .بهش بگو بياد اينجا مراقب تارا باشه
.تو بايد بري دنبال زن سابق من
..جما" از من خواست که - ..من برام مهم نيست جما -
.چي مي خواست
.اسمش "وندي کيس"ـه
يه آدرس درست حسابي تا .امروز بعد از ظهر ازش مي خوام
.بله قربان
فقط مي خواي بکشيش؟
تو مي خواي بلندش کني ؟
.صد و بيست کيلو وزنشه
.به "اوپي" بگو بعد از ساعت کاري مي سوزونمش
.کوره رو ساعت 6 مي بنديم
.بعد از اون هر موقعي بخواد مي تونه بياد
No comments yet. Be the first to leave one.