Pierwsze 200 wierszy.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و اسامي مترجمين مجاز است
دارم میام پسر
فرار نکن
برگرد اینجا
نمیتونی جایی بری
دارم می بینمت پسرجون ؛ دارم می بینمت
حالا بیا ؛ حالا بیا
اون بیرون امن نیست
اونجا مار و ببر داره
مثل یک مرد خودتو نشون بده
پسری که از مامان خودش دزدی می کنه
باید مجازات بشه
تمبا
شب کار می کردی؟
اونا به چیزی برای ادامه دادن نیاز داشتند
امروز باید برگردم ؛ پس
تو هواپیما خوابیدم
حدود یک ساعت
خوبه ؛ به هر حال پروندهات چطور پیش میره؟
پرونده من؟ آره خوبه
اگه بخوای میتونم درباره بعضی از اونا صحبت کنم
نه نه ؛ بهت اعتماد دارم
باید سرم رو به سووتو ببرم ؛ ساعت چنده؟
سه
اما قبل از رفتنت فرصتی نداشتم بگم که
برینک جلسه تو رو پیش میبره
کونتیکو الان داره انجامش میده
رسلر ؛ جان داگلاس ؛ حتی کانتر تو انگلیس برای مت
خودم میدونم
اریکا الان پرونده های خودش رو پوشش میده
با گسترش ندادن بیشتر تو
خب قاتلان جلوتر از ما هستند زندگی های بی گناهانی از دست رفته
میکی بیا فراموش کنیم که پولی برای این کار نیست
تو واقعا اینو میخوای؟
صادقانه فکر می کنی این چیزی رو بهتر می کنه؟
آره
دوره های آموزشی، بودجه اضافی سفر، گزارش پیشرفت
منظورم اینه علاوه بر تمام کارهایی که الان انجام میدی
متاسفم که اینو میگم
اما تو همین الان هم خیلی خسته شدی
ببخشید قربان ؛ مشکلی پیش اومده
میکی لطفا یک دقیقه بهم فرصت بده لطفا بیرون منتظر بمون
واقعا؟ نه
فشار خونت یکم بالاست ؛ چطور میخوابی؟
خب وقتی فرصت کنم
کارت زیاده ؛ درسته؟
نه ؛ میشه گفت
مدت زیادی گذشته مگه نه؟
موضوع همینه؟
تا جایی که من میدونم قلبت مشکلی نداره
چیزی که توصیف کردی به نظر یک حمله عصبی خفیف میاد
همین؟
خب آره اما این چیزیه که نباید نادیده گرفته بشه
ذهنت سعی داره چیزی بهت بگه
باید کمتر بستنی بخورم؟
یا اینکه ممکنه قادر به پردازش هر چیزی
که به سمتش میاد نباشه
تو درباره کارهایی که انجام میدی چیزهایی بهم گفتی
این طبیعی نیست نه به طور مداوم
وقت بیشتری باید بزاری و تو هم باید استراحت کنی
خب من الان باید تو دادگاه باشم ؛ پس
میکی ؛ این مساله ایه که خودش درست نمیشه
من میگم این یک علامت هشداره
تو در پرتگاه یک کوه خیلی خطرناک هستی
با کسی صحبت کن
به نظرت من خوبم؟
یکم فاصله گرفتی
خب گفتم به استراحت نیاز دارم
اما نمیتونم همینطور راهمو بکشم و برم
اونا بهم نیاز دارند نمیتونند بدون من کارشون رو انجام بدند
این فشار زیادیه
آره
این چیزهایی که می بینی نمی تونی اونا رو از بین ببری
دیدن خانواده ها سخت تره
تماشای مرگ اونا ؛ امید ؛ تمام آسیب ها
کسی هست که بتونی باهاش صحبت کنی؟
نه نه ؛ این کار غیرممکنه
پس من چی؟
من نه تنها شنونده خوبی هستم
همینطور بی نهایت مشروب دارم
آره
برای توئه
اون چیه؟
این یک آدرسه
گرابوو
این کلبه پدر و مادرمه
جای بزرگی نیست ؛ اما من جمعه میرم اونجا
باید بیای ؛ شاید همون چیزی باشه که نیاز داری
سلام
من آخرش تو دادگاه شهادت دادم , خوب پیش رفت
کارت خوب بود ؛ ببخشید من الان درگیر ماجرایی شدم
همه چیز مرتبه؟
آره ؛ آره ؛ البته
بقیه هفته چطور؟ چیi؟
برینک
درخواست دادند؟
نه ؛ پرونده فونیکس رو یادته؟
سرپرست رو یادته؟
مزارع نیشکر ؛ درسته؟
حالا اجساد بیشتری پیدا شده
و اونا برینک رو تحت فشار قرار میدند
متاسفم ؛ اما اونا ما رو برای یک هفته کار میخوان
باهاش مشکلی نداری؟
کی میریم؟
چیزی که تو مزارع هست غیرمعمول نیست
منطقه ناهموار، اردوگاه های اسکوتر
من تقریبا مطمئنم که همه قربانی ها زن هستند
اونا به شدت تجزیه شدند؟
سوختند ؛ چهار نفر اولشون سوختند واقعا باهوش بوده
اون میدونه که مزارع نیشکر قبل از برداشت میسوزند
پس هیچ مدرکی وجود نداره
و بعد پنج تا ده تا از
اتصالات مرتبط داریم
و این همون چیزیه که تو برای اون به ما نیاز داری
ایشون سرپرست ون روینه ؛ درسته؟
لطفا پیتر ؛ من کسی بودم که خواستم شما بیاید
تیم من ؛ خب اونا در حال جستجو هستند
باید کسی باشه که اونا رو در جهت درست راهنمایی کنه
بهم گفته شده میتونی این کار رو انجام بدی
آره خب احتمالا اگه به جزئیات کافی دسترسی داشته باشم
مونث ؛ ۱۶۵ قدشه ؛ حدس میزنم اواخر دهه بیست سالگیشه
یکم کمبود وزن داشته
اندام هاش تا جایی که دیدم سالم بود
پوست سینه زیر دستش احتمالا نشون میده کارش جلق زدن بوده
و فکر می کنی همه قربانی ها
مونث و سیاه پوست هستند؟
درسته
با توجه به شرایط تجزیه
اونا ازم خواستند مغز استخوان رو برای دی.ان.ای استخراج کنم
نمیتونم چیز زیادی از زیر ناخنش پیدا کنم
اما شواهدی هست که نشون میده
ضربه به پشت سرش وارد شده
برای کشتن کافی نبود ؛ اما خونش رو کشید
پس احتمالا برای بیهوش کردن یا زمین افتادنش استفاده شده
تو خوبی؟
آره ؛ آره ؛ باید ببینم کجا اتفاق افتاده
حالا همونطور که گفتم بعضی از اجساد سوخته بودند
شاید اون از شیوه های مزرعه آگاه بوده
اما اونایی که نمیشه گفت مفید بودند یا نه
مشکل اینجاست که مردم اینجا به پلیس اعتماد ندارند
من نمیتونم پلیس سفیدپوستم رو به اینجا بفرستم
داخل شهرک خیلی خطرناکه
هردو قربانی با خفگی کشته شدند؟
خیلی مطمئن نیستم ؛ فقط یکی از اونا علائم مشخصی داره
اینجا کسی نیست که کمک کنه
سرپرست؟
آره؟
ببخشید ؛ میشه کمک کنید اطلاعاتم رو کامل کنم؟
من فقط سعی دارم بفهمم شهر اسن وود کجاست
تو ماشینم نقشه دارم
خیلی ترسیدی
متاسفم که خیلی ترسیدی
آره پس قطعه خودشه
هر چند نفر؟
آره ؛ و اون دوتای دیگه که نشونم دادی
امیدوارم اشتباه کرده باشیم
که به ما میگند سایه ها رو تعقیب کردیم
متاسفانه همینطوره
اجساد همیشه در فاصله مشابهی از مسیر هستند
همیشه تو یک نقطه خلوت و آروم هستند
همه اونا در موقعیت مشابهی بودند
این آخری طنابش به طوری خشونت آمیز
اما با دقت بسته شده بود
و پزشکی قانونی معتقده همه اونا زن بودند
این فرصت طلبانه نیست این یک قاتل زنجیرهای سازمان یافته است
انتخاب، برنامه ریزی و اقدام
حدس میزنم اون اهل زولو باشه و حدود سی سالش باشه
مثل قربانی ها
چرا؟
خب ؛ قاتلان زنجیرهای سازماندهی شده از این نوع
تمایل به درون نژادی بودن علاقه دارند
میخوان هم نژاد خودشون رو بکشند
علاوه بر این زن ها بهش اعتماد کردند
برای تعقیب اون تو مزارع کافیه
پس احتمال داره که تو محدوده سنی اونا باشه
و احتمالا قبلا اونو تو محله دیدند
باشه
من روی اردوگاه های اسکوتر تمرکز می کنم
با نمایی از مزارع
آره اون احتمالا کارهای کشاورزی رو میدونه
اون امیدواره که آتیش رد کارهاش رو بپوشونه
میدونی، مثل هر صحنه جنایی دیگه است
جاییه که تپه ها نوعی سالن تئاتر رو شکل میدند
من باید از صحنه های باقی مونده بازدید کنم
آره ؛ تمام اطلاعات بصری رو ببینم
باشه لویی؟
لویی میتونه عکس ها رو برات جمع کنه
و تمام اطلاعات رو بعد از مرگ جمع کنه
خب ؛ اریکا میدونه که من دنبال چه چیزهایی هستم
از همه مهمتر ؛ پیشنهاد می کنم
تمام مدارک برجسته رو بررسی کنیم
فکر می کنم چیزهای بیشتری پیدا کنیم
دیر شده ؛ اما اینجا چندتا سند دیگه هم هست
اینو ببین
گره روی این لیگاتورها بسیار ثابته
وقتی واقعا بهش نگاه می کنی مثل یک فکسه
آره ؛ سریع فهمیدم که اون چیه
راستش انگار اونجا بود
No comments yet. Be the first to leave one.