Pierwsze 200 wierszy.
«:: مــتـرجـم: میــکائــیل ::» |^| #MK |^|
.اینو ببین
!خدایا- !خــدایا-
این چی بود؟- این کی بود؟ شلوار پوشیده بود؟-
منظورت از شلوار چیه؟- !شلوار دیگه-
.نه، نه، نه، نه
.اینم از پایدانش
!یالا دیگه
.این بین این همه روز
.باورم نمیشه
.واقعا متاسفم که دیر کردم
.سلام، من "میریل" هستم
."میریل استیسی"
.روز خوش خانم استیسی .من خانم "هارمون اندروس" هستم، خوش اومدید
.متاسفانه زمان از دستم در رفت
..داشتم خونه ی جدیدم رو تزئین میکردم
..سیب زمینی برای هر چیزی به کار آدم میاد .واقعا تعجب آوره
..واقعا همینطوره ..و تاخیرم برای حضور در اینجا
وقتی دوچرخه ام وسط راه . زنجیر پاره کرد بیشتر شد
..لطفا ظاهر و
.تاخیر بی موردم رو ببخشید
.کاش این تنها چیزایی باشه که باید ببخشیم
.و مادر داشت با خانم "پای" حرف میزد
و اون گفت که پلیس احساس کرده .که خانم استیسی ادم درستی
!اما اون سوار دوچرخه برقی بود
!خانم استیسی" به نظر مدرن و باحال میاد"
.من شنیدم اون یه دختر ترشیده اس
.شنیدم که از شهرای اصلی اومده
چرا باید یه زن مجرد از یه شهر بزرگ بیاد اینجا؟
.یه جای کار میلنگه، حالا میبینی
.مادرم در جا حالش از خانم "استیسی" بهم خورد- .مادر منم همینطور-
..خودنمایی میکرد و یه ساعتم دیر کرده بود
..مثل یه مرد هم لباس پوشیده بود
.تا توی مجلس مادران پیشگام چای بخوره
.به نظر میاد قشنگ خودشو توی دردسر انداخته
.وقتی نمیشناسیش راجبش قضاوت نکن
.به نظر من که جذابه
.من که میخوام کاری کنم که احساس غربت نکنه
.میدونم فقط چون جدیده همه بد راجبش قضاوت میکنن
.اون روباهه قراره به فنا بره
.فکر کنم ازش یه کلاه درست میکنم- روباه؟ کدوم روباه؟-
.همون دُم سیاهه که مرغا رو میدزدید
.خب اینجا که روباهی نیست .پس نظرت چیه تفنگتو بذاری کنار
.دوست دارم تا دیدنِ معلم جدیدمون زنده باشم
همین الان کره ی زمینو انداختم زیر پات، مگه نه؟
!همگی، صبح بخیر
!صبح بخیر
.بفرما، خانم کوچولو- .اسم من خانم استیسیه-
.لطفا اون تفنگو ببر بیرون .اسلحه جاش توی کلاس نیست
.حتما .من.. میخواستم همینکارو بکنم
!خانم استیسی شخصیه که جدیدا ازش خوشم اومده
!چه کلاس قشنگی، خیلی پنجره داره !عاشق دیدنِ این شهرم
!اون مثل یه فرشتس
.خیلی خب، بیاید با هم آشنا بشیم
.لطفا بلند شید
.اون سوتین نپوشیده
.خدای من
!خدای من
.حالا لطفا نیمکتا رو ببرید کنار . و بشینید روی زمین
!روی زمین؟
.میخوایم دور هم حلقه بزنیم .و خودمونو معرفی کنیم
!دایانا خیلی حس خوبی دارم
!مدرسه داره همون جوری میشه که من آرزوشو داشتم
.بازش کن
.اینم از این
مراقب باش، آفرین .تهشو ببر بالا
.خب، این باید مرغا رو امن نگه داره
.امیدوارم ما کسایی باشیم که روباه رو میگیرن- .بذار یه چیزی بهت بگم-
.اگه ما بگیریمش سهممو با تو تقسیم میکنم
.اون حیوون باید جایزه ی خوبی داشته باشه
..دو کلمه بگید که شخصیتتون رو بیان میکنه
.کلمه ی اول توصیف اسمتون .کلمه ی دوم توصیف فامیلتون
.اول خودم شروع میکنم
."میریل استیسی"
.یه آدم بد جنس
.و نکته بینم
.اینا همون چیزایی بودن که من میخواستم بگم .اگر اول اسمامون یکی بود
..بیاید شروع کنیم با- .انگار ما دو قولو هایی هستیم که موقع تولد از هم جدا شدیم-
."روبی گیلیس"
..رمانتیک
!دخــتر
."روبی گیلیس"- .آفرین-
..."روبی" از "گیلبرت"- گیلبرت بلایت"؟"-
..جهان دیده
.اون کل یک سالو سفر کرد- .و اهل کتابم-
.همه فکر میکنن اون باهوش ترین دانش آموزه
."پرسیلا اندروز" .اما من توی امتحان املا ازش بیشتر میگیرم
..عملگرا
. و واقع بینم- .اون معلم سابقمون رو وسط مراسم عقد ول کرد-
!شاید بهتر باشه نظرت رو با کلاس در میون بذاری
اوه، اینکه "پریسی" تو نخ معلم قبلیمون بود .یه راز نیست
.اما فرار کردنش از عروسی قابل توجهه
..خوشحال میشم راجبِ هر شخصی در "آونلی" بهت اطلاعات بدم
چون منم اولش مثل شما اهل اینجا نبودم ..و میدونم چقدر سخته
.لازم نیست دهن لقی کنی .به حرفات گوش نمیدم
.اما چیزایی که گفتم راز کسی نبود
.اگه کسی بخواد من چیزیو بدونم بهم میگه
چرا خودت شروع نمیکنی؟ اسمت چیه؟
."آنه" ."آنشرلی کاتبرت"
.."آنه"
.."آنـ"
.مطمئنم بعدا بهش فکر میکنی .بعد از کلاس بیا پیشم
."مودی اسپورجن"
!به کمکت نیاز دارم
!ریچل !چیشده
!یه سری شایعه های عجیب راجبِ معلم جدیده شنیدم
شایعه؟ .فکر کردم اتفاقای خیلی بدی افتاده
!افتاده- .یکم چای میریزم-
..به عنوان عضوی از هیئت امنا
.من مخالف استخدام معلم زن بودم
..من گفتم که این تغییر خطرناکیه
..اما بعدش کنار رفتم .و الانم اینجوری شد
چطوری شد؟
گروه "مادران پیشگام" همگی دو دل شدند .اینطوری شده
!من باید دلیل این قضیه رو بفهمم
.تو هم با من میای
!ریچل ، هر برنامه ای ریختی من نیستم
.تو یه بچه داری که به اون مدرسه میره . من ندارم
.هر اتفاقی داره اونجا میفته برای "آنه" هم میفته
!پس تو در موقعیتی هستی که از زنه سوال بکنی
!سوالای چالش برانگیز .ناشی از نگرانی مادرانه ات
تو واقعا فکر میکنی دلیلی برای نگرانی هست؟
اگه اون توانایی خراب کردن ذهن های جوان "آونلی" رو داشته باشه، چرا که نه؟
.ما دقیق بعد از مدرسه میریم سراغش
.از روی دوستی،اون نون صبحانه رو میبریم براش
.خب، اگر اشکالی نداره میخوام خصوصی منو درس بدید
.از اینکه عقب افتادم نگرانم
من واقعا پرستاری رو به صورت جدی برای شغل آیندم میخوام
.شوهرم در تحصیلش جهشی خوند .و خیلی زود وارد کالج شد
شوهر؟
.در واقع من، بیوه ام
.چقــدر غم انگیز
..به هر حال، با سخت کوشی
.ممکنه زود مدرسه رو تموم کنی . و سال بعدی یه پرستار باشی
!هر کاری لازم باشه میکنم
بیا قبل از کلاسِ صبح همدیگه رو ببینیم و شروع کنیم
!ممنون، خیلی ممنون
اگه گیلبرت داره توی درساش جهشی میخونه .منم دوست دارم اینکارو بکنم
.منم کلی شغل موقت توی ذهنم دارم !یه فهرست بی انتها ، جدی میگم
.بیایم نظرامونو بهم بگیم- ..راجبِ اون-
.هر روز بعد از مدرسه منو درس بده !بیا از همین الان شروع کنیم
!اسمت "آن" بود درسته؟
.با یه "ه" آخرش
من به خیلی کلمات برای بیان شخصیتم .از صبح امروز تا الان فکر کردم
میخواستم باهات بیرون مدرسه .راجبِ این حرفایی که زدی صحبت کنم
.اما ما الان توی مدرسه ایم .و من فقط سعی داشتم کمک کنم
اما تا جایی که من میدونم باید به مسائل .خصوصی دیگران به درستی احترام بذاریم
میخوام که یه انشاء در مورد .عواقب سخن چینی بنویسی
.و اینکه چرا باید با بقیه همدردی کنی
.لازم نیست که حتما طولانی باشه .اما باید معنا دار باشه
!"آنشرلی کاتبرت" !بچه ی بی ادب، احمق،یه دنده
.داری زیادی به خودت سخت میگیری- !از خودم متنفرم-
من باعث شدم خانم "استیسی" زیبا درموردم . احساس خیلی بدی پیدا کنه
..درسته، اما چیزی نیست- !هر چیزی که گفتم اشتباه درومد-
..درسته، اما همیشه- !انقدر سر حرفای من موافقت نکن، دایانا-
.میتونی اینو درست کنی آنه
مطمئنم انشائی که مینویسی عالی از آب در میاد . و همه چیزو درست میکنه
..گیلبرتم دیگه تو درسا با من رقابت نمیکنه
!چون همین الانشم دیگه شغل آیندشو میدونه
.خودت شنیدی دایانا .من میرم که بهترین انشاء دنیارو بنویسم
!دنیا
.وای
چرا نمیتونم امروز یه کار درست انجام بدم؟
.شرمنده
روباه منو ندیدی؟
.من روباهی ندیدم، نه مالِ تورو دیدم نه مال یکی دیگه
وایسا ببینم، تو روباه داری؟
میشه راجبِ یه سرآغاز انشاء درمورد عواقب سخن چینی" فکر کنی"
.میشه لطفا،آروم باشی
میشه لطفا برگردی مدرسه؟ !به حمایتت نیاز دارم
. من برنمیگردم
.زندگی خیلی کوتاهه .من اونجا قبول نشدم، و تو هم اینو میدونی
.باور کن، معلم جدید نمیذاره کسی بهت زور بگه .مطمئنم
!اون از بهترین آدماست
.آنه" ، این کاریه که میخوام با زندگیم بکنم" .پس انجامش میدم
! نمیتونم فکر کنم که چی بنویسم !باید چیکار کنم
!باید تحت تاثیر قرارش بدم !باید از من خوشش بیاد
.شاید فقط لازمه که دیدگاهتو عوض کنی
!تا ذهنتو خالی کنی و مراقب وسایل هنریمم باشی
.ببخشید
جای خاصی رو میشناسی که بتونیم بریم .و کمکمون کنه که تغییر کنیم
نظری نداری؟ یه جایی که فضای باز باشه
!!!غــرق در تفکرم کن
!تو دیوونه ای
!اره !تو هم امتحان کن
!غرق در تفکرم کن
!غرق در تفکرم کن
!بلند تر
!غرق در تفکرم کن
.عصر بخیر
."عصر بخیر، "خانم استیسی
..من "ریچل لیند" هستم
."و ایشونم دوست خوبم، "ماریلا کاتبرته
.سلام
همه چیز رو به راهه؟
.به نظر میاد در وضعیت نابسمانی به سر میبرید
.من همیشه توی این وضعیتم
.براتون یکم نون اوردیم ، برای تبریک خونه ی جدیدتون
!محبتتون رو میرسونه ...من دعوتتون میکنم داخل، اما
.دوست داریم برای یک دقیقه ببینیمش .ممنونم، چه عالی
No comments yet. Be the first to leave one.